معرفی و دانلود کتاب یکی مثل همه + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب یکی مثل همهsubscriptionAvailable

کتاب یکی مثل همه

نوع کتاب
۳.۶ امتیاز(از ۲۹ رأی)
پدیدآورندگان: 
فیلیپ راث، پیمان خاکسار
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب یکی مثل همه

کتاب یکی مثل همه نوشته فیلیپ راث است که با ترجمه پیمان خاکسار منتشر شده است. فیلیپ راث را به‌همراه تامس پینچون، کورمک مک‌کارتی و دان دلیلو جزء چهار نویسنده زنده بزرگ امریکا به حساب می‌آورند. 

درباره کتاب یکی مثل همه

کتاب یکی مثل همه با یک خاکسپاری شروع می‌شود، مردی مرده و حالا ما در تاریخ به گذشته‌ی او نگاه می‌کنیم. از روزی که کودک بود و به همراه برادرش در یک جواهرفروشی کار می‌کرد تا زمانی که بزرگ می‌شود و مرد جوانی می‌شود و سه ازدواج را پشت سر می‌گذارد. شخصیت داستان تاریخ تولد و شهر تولدش با نویسنده یکی است یعنی ۱۹۳۳ در نیوجرسی متولد شده است. کتاب با قهرمانش همراه می‌شود و تصمیم‌ها و اشتباه‌های او را هم بررسی می‌کند. روایت جذاب و خواندنی کتاب آن را برنده چندی جایزه از جمله ۱۹۶۰ جایزه ملی کتاب امریکا برای خداحافظ کلمب، ۱۹۸۶ جایزه ملی حلقهٔ منتقدان برای ضد زندگی است.

خواندن کتاب یکی مثل همه را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات داستانی جهان پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب یکی مثل همه

دختربچهٔ گیج به‌آرامی گفت: «خب، این‌جوری شد دیگه. کار دیگه‌ای از دست ما برنمی‌آد پدر.» بعد یاد پند همیشگی پدرش افتاد و زیر گریه زد: «واقعیت را نمی‌شود از نو ساخت. همان‌طور که هست قبولش کن. سر جایت محکم بایست و با آن روبه‌رو شو.»

دومین نفری که باید خاک روی تابوت می‌ریخت هاوی بود، کسی که دوران بچگی مورد پرستش او بود و هاوی هم در عوض با نرمش و علاقه و صبر، دوچرخه‌سواری و شنا و ورزش‌هایی را که خوب بلد بود یادش می‌داد. با این‌که هفتاد و هفت سالش بود، باز هم به‌نظر سالم و سرحال می‌رسید. هاوی به عمرش در بیمارستان بستری نشده بود و با این‌که هر دو از یک پدر و مادر بودند، تمام عمرش را پیروزمندانه سالم مانده بود.

وقتی در گوش همسرش زمزمه کرد صدایش از بغض دورگه شده بود، «برادر کوچکم، اصلاً معنی نداره»، بعد همه را خطاب قرار داد. «ببینم از پسش برمی‌آم یا نه. حالا بریم سراغ این آدم، برادرم...» مکث کرد تا افکارش را جمع‌وجور کند تا خوب حرف بزند. شکل حرف زدن و طنین دلپذیر صدایش آن‌قدر شبیه برادرش بود که فیبی را به گریه انداخت و نانسی هم به‌سرعت بازوی مادرش را گرفت. خیره به قبر گفت: «این چند سال آخر خیلی مریض بود. گاه‌گداری باهم تلفنی حرف می‌زدیم. ولی این اواخر بدون هیچ دلیل مشخصی تماسش را با من قطع کرد. از دوران دبیرستان عاشق نقاشی کردن بود و بعد از این‌که از حرفهٔ تبلیغات، که در آن حسابی موفقیت کسب کرده و از مقام کارگردان هنری به مدیر ارتقا پیدا کرده بود، بازنشسته شد تمام روزهای باقی‌مانده از عمرش را به نقاشی گذراند. چیزی که ما دربارهٔ او می‌توانیم بگوییم بدون شک همانی است که عزیزان کسانی که این‌جا دفن شده‌اند پیش‌تر هم گفته‌اند: "او باید بیشتر عمر می‌کرد." قطعاً.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب یکی مثل همه و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابیکی مثل همه
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندهفیلیپ راث
مترجمپیمان خاکسار
انتشاراتنشر چشمه
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۸۸/۰۴/۰۲
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۲۲.۶۲ مگابایت
شابک۹۷۸-۹۶۴-۳۶۲-۶۷۷-۸
تعداد صفحه‌ها۱۳۸ صفحه
قیمت کتاب۱۱۷۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Ramtin
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۱۰/۱۰

کتاب یکی مثل همه، کتابی تلخ از فیلیپ راث نویسنده مشهور و جایزه بِبَر آمریکاییه. اگه فیلیپ راث رو نمیشناسین، حتما وجود نام پیمان خاکسار شما رو به خوندن این کتاب ترغیب میکنه. البته که پیمان خاکسار‌ این کتاب پیمان خاکسار...بیشتر

۰
Mohammad
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۵/۱۸

(۵-۱۹-[۹۵]) داستانش در مورد تنهایی، ناتوانی و بی هدفی های ایام پیریه؛ تصمیم هایی که شخصیت اصلی در دوران جوانی و میان سالی گرفته به طور مستقیم روی ایام پیریش تاثیر گذاشته و در اوج تنهایی و ناتوانی به عقب نگاه...بیشتر

۰
سارا حقيقی
۱۴۰۰/۰۶/۱۸

من لذت بردم پیشنهاد میکنم بخونید. بخش مورد علاقه‌م از متن کتاب: «تنها زندگی کردن انتخاب خودش بود، ولی نه تا این اندازه تنها. بدترین جنبه‌ی تنهایی این است که مجبوری تحملش کنی، یا تحمل میکنی، یا غرق می‌شوی. باید سخت تلاش...بیشتر

۰
مهرنوش
۱۴۰۴/۱۲/۱۳

دروغ گفتن خیلی کار پستیه، یه‌جور بازی دادنِ تحقیرآمیزِ نفرِ مقابله. تو طرف مقابلت رو نگاه می‌کنی که داره بدون داشتن اطلاعات کافی زندگی می‌کنه، یا بهتر بگم خودشو مسخره‌ی خاص‌وعام می‌کنه. دروغگویی پیشِ پا افتاده است و در عین...بیشتر

۰
محمدرضا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۱/۰۷

من جایی در کتاب «مرگ با تشریفات پزشکی» نوشته‌ی آتول گاواندی با این کتاب آشنا شدم اونجایی که نقل قولی از این کتاب آورده بود تحت این عنوان که «پیری نبرد نیست، قتل عام است» و هنگام خوندن این کتاب گاهی...بیشتر

۰
neda
مطمئن نیستم.
۱۴۰۰/۰۳/۲۸

کتاب تعریفی است از ماجرای پیری انسان. روندی گریزناپذیر در زندگی بشر که شخصیت این کتاب نیز مثل همگان با بیماری و تنهایی آن را سپری می‌کند. بماند که این شخصیت هنوز هم فیلش یاد هندوستان می کند و خود...بیشتر

۰
@kayvan71
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۹

کتاب در آغاز ممکنه شمارو جذب نکنه اما کم کمقضیه فرق می کنه موضوع پیری وبیماری بیش از هر چیز ذهن وروان آدم رو در گیر میکنه واین واقغیت ها دغدعه خیلی از آدم هاست نویسنده شخصیتی خلق کرده که...بیشتر

۰
آتاراکسیا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۲/۱۵

کتابی بسیار زیبا و شیرین و توصیف ملموس تجربیات فرد درباره مرگ

۰
mahmoud
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۱۱/۲۸

از فیلیپ راث، نویسنده ی قدر انتظار کمی نمیشه داشت. کتاب کرختی، لغزش ها و حسرت های پیرمرد داستان رو به خوبی به تصویر میکشه. داستان راجع به مرگه، اصلن با مرگ شروع میشه و با مرگ تموم و بخاطر...بیشتر

۰
Fafa
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۱/۱۰/۱۱

داستان زندگی یه آدم خیلی خیلی معمولی.حوصله سر بر. جز معدود کتابهایی که نیمه کاره رها کردم چون هر چی خوندم هیچ اتفاقی که روال داستان رو جذاب کنه نداشت.نه فرازی و نه فرودی

۰

بریده‌هایی از کتاب

Mohammad
۳۷
باید سخت تلاش کنی تا ذهن گرسنه‌ات را از نگاه به گذشته باز داری تا نابود نشوی.
Mohammad
۲۱
هنوز مشتاق بود از زندگی سرشار شود، ولی با این وجود هرگز بیدار نشد.
RH
۱۷
وقتی جوان هستی این جلوهٔ بیرونی بدن است که اهمیت دارد، این‌که از بیرون چه‌طور به‌نظر می‌آیی. وقتی پا به سن می‌گذاری آن‌چه درون است اهمیت پیدا می‌کند و دیگر برای کسی مهم نیست چه شکلی هستی.
کاربر ۱۳۰۶۴۰۲
۱۲
وقتی جوان هستی این جلوهٔ بیرونی بدن است که اهمیت دارد، این‌که از بیرون چه‌طور به‌نظر می‌آیی. وقتی پا به سن می‌گذاری آن‌چه درون است اهمیت پیدا می‌کند و دیگر برای کسی مهم نیست چه شکلی هستی.
Mitir
۸
درد آدم رو خیلی تنها می‌کنه
RH
۷
ما به دنیا آمده‌ایم که زندگی کنیم، ولی در عوض می‌میریم.
Sheyda Shojaei
۷
او در تمام مدتی که داشت از هر چه متعلق به خودش بود بیزار می‌شد، گرسنهٔ چیزی بود که ثبات داشته باشد.
Mitir
۶
نیاز مزخرف به تسلی داده شدن
Mitir
۴
در بیست و چهار یا چهل و هشت ساعتی که میگرن او طول می‌کشید تحمل هیچ‌کس دیگر را در آن اتاق تاریک نداشت. تنها چیزی که تاب تحملش را داشت باریکه‌ای نور بود که از لابه‌لای پردهٔ کشیده به داخل می‌تابید. هیچ دارویی هم به او اثر نمی‌کرد. وقتی میگرن شروع می‌شد هیچ‌چیز جلودارش نبود.
Mehr
۴
بدترین جنبهٔ تنهایی این است که مجبوری تحملش کنی ــ یا تحمل می‌کنی، یا غرق می‌شوی. باید سخت تلاش کنی تا ذهن گرسنه‌ات را از نگاه به گذشته باز داری تا نابود نشوی.