معرفی و دانلود کتاب یاد نئون بخیر + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب یاد نئون بخیر
off
٪۲۰
subscriptionAvailable

کتاب یاد نئون بخیر

نوع کتاب
۳.۰(از ۲۷ امتیاز)
انتشارات: 
نشر ثالث

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب یاد نئون بخیر

کتاب الکترونیکی یاد نئون بخیر نوشتهٔ دیوید فاستر والاس با ترجمهٔ پرستو گرانمایه در نشر ثالث به چاپ رسیده است. دیوید فاستر والاس برنده جایزه پولیتزر سال ۲۰۱۲، یکی از مهم‌ترین نویسندگان آمریکایی نیمه‌ٔ دوم قرن بیستم است. نویسنده در این کتاب با نگاهی خلاق و بدیع، بریده‌های غم‌انگیزی از زندگی و تک‌افتادگی انسان مدرن را در جامعه پیرامونش روایت می‌کند. فاستر والاس در داستان هایش موشکافانه زندگی را با همه شادی‌ها و غم‌هایش به تصویر می کشد. «شوخی بی‌پایان» یکی دیگر از آثار مشهور این نویسنده است.

درباره کتاب  یاد نئون بخیر

نویسنده در این مجموعه داستان جهانی را خلق کرده که آکنده از غم و ترس، تنهایی، کابوس و بدبینی است و با هنرمندی زیرکانه‌اش در این روایت‌های سیاه از طنز هم بسیار بهره برده است.در این داستان‌ها  انسان هایی وصف می‌شوند که اسیر تکرار احساس پوچی هستند و عشق، ثروت، هوش، آگاهی، قدرت و در نهایت هیچ معجزه ای زندگی روزمره را برای آن ها قابل تحمل نکرده و کمکی به اینکه رنجشان کمتر شود، نمی‌کند.

از دیگر ویژگی‌های این داستان‌ها زاویهٔ دید محدود راوی است. راوی هم آگاهی کاملی از اتفاقات درون داستان ندارد و همان طور که نویسنده در صفحه ی ۵۴ کتاب شرح می دهد: «انگار ما آدم ها همیشه فقط از همین سوراخ کلید است که دنیای یکدیگر را می بینیم.» گویی بینندهٔ وقایع از شکاف کلید بوده‌­اند.

کتاب یاد نئون بخیر را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

اگر به مطالعهٔ داستان‌هایی با درونمایهٔ انزوای انسان مدرن علاقه‌مندید، مجموعه داستان یاد نئون بخیر را از دست ندهید.

بخشی از کتاب یاد نئون بخیر

حالم از خودم به هم می‌خورد که این قدر ریا می‌کنم، اما جلوی خودم را هم نمی‌توانستم بگیرم. همهٔ این کارها را امتحان کردم: گروه‌درمانی، سفر رفت‌وبرگشت به نوا اسکاشیا با دوچرخه، هیپنوتیزم، کوکائین، ماساژدرمانی، عضویت در یک کلیسای کاریزماتیک، دویدن، کار داوطلبانه در امور خیریه، دوره‌های مراقبه، فراماسونری، روانکاوی، شرکت در انجمن زندگی خوب، تجرد، جمع‌آوری کلکسیون کوروت‌های قدیمی و برای دو ماه پشت سر هم تلاش برای این که هر شب با یک دختر تازه بخوابم. (رکورد سی‌وشش دختر در شصت‌ویک شب را زدم. به کلامیدیا مبتلا شدم و به همهٔ دوستانم گفتم. البته طوری تعریف می‌کردم که انگار خجالتزده‌ام، اما در واقع سعی داشتم به بیش‌ترشان پز بدهم. خیلی دستم انداختند، اما اغلبشان تحت‌تأثیر قرار گرفته بودند. طی آن دو ماه، بیش‌تر وقت‌ها فقط احساس می‌کردم سطحی و سوءاستفاده‌گر هستم. کمبود خواب داشتم و سر کار خسته و کوفته بودم. این همزمان با دورانی بود که کوکائین مصرف می‌کردم.) می‌دانم این قسمت کسل‌کننده احتمالاً حوصله‌ات را سر برده است، اما وقتی به قسمتی برسم که خودم را کُشتم و فهمیدم لحظهٔ بعد از مرگ چه اتفاقی می‌افتد، جالب می‌شود. و اما در مورد کارهایی که انجام دادم، تقریباً آخرین کارم این بود که سراغ روانکاو رفتم.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب یاد نئون بخیر و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:یاد نئون بخیر
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:دیوید فاستر والاس
مترجم:پرستو گرانمایه
انتشارات:نشر ثالث
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۷/۰۸/۱۱
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱.۷۵ مگابایت
شابک:۹۷۸-۶۰۰-۴۰۵-۲۶۶-۵
تعداد صفحه‌ها:۱۶۶ صفحه
قیمت کتاب:۶۶۴۰۰ تومان
برچسب:مجموعه ادبیات ترجمه

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Khosro Jalalmanesh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۹/۱۹

کتاب خوبی است در زمینه روان شناسی شخصیت . . اگر چه ممکن است برای کسانی که در فرهنگ ما بزرگ شده وقد کشیده اند کمی باور پذیر نباشد ولی در فرهنگ غربی خیلی عادی است . امید وارم سایر...بیشتر

۰
nazanin z
۱۴۰۱/۱۰/۱۳

واقعا خوندنش توصیه نمیشه مخصوصا اگه حال روحی مناسبی ندارین

۰
min min
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۳/۱۵

فصل اول بی نظیره... خیلی عمیق و خاص نوشته شده.

۰
ت ت
۱۴۰۴/۰۷/۱۱

۴ تا داستان کوتاه که اولیش جذاب بود

۰
ایران آزاد
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۰۶/۲۱

این کتاب رمان نیست... یک سری سخنرانی است که نویسنده به زور لباس رمان به آن پوشانده‌ است.

۰
آرش فرجام
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۱/۰۱/۲۴

فصل های این کتاب جدا از هم هستند و برای هرکسی هم مناسب نیست.

۰
s.Alireza.s
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۲/۱۱/۱۴

مزخرف به تمام معنا.حداقل واسه ما ایرانیا.والاس نویسنده نیست تنها هر چی به ذهنش میرسه رو مینویسه.به قول دوبلی ۹۰ درصد همه چیز مزخرفه.این کتاب هم جزو ۹۰ درصده

۰

بریده‌هایی از کتاب

phoenix
۱۳
می‌خواستم خوب باشم، نمرهٔ خوب بگیرم، تیم درست کنم و خوب بازی کنم. کارنامهٔ خوبی داشته باشم و نشان افتخار کسب کنم و آن‌ها را به بقیه نشان بدهم، اما از هیچ کدام چندان لذت نمی‌بردم، چون همیشه از این‌که به قدر کافی خوب نباشم می‌ترسیدم.
Kamyab Farahani
۱۲
چون آدم خودخواه و ریاکاری بودم، پَسِ همهٔ تجربه‌هایم فقط همین بود که مردم مرا چطور می‌بینند و چه کار باید کنم که مرا آن طور که می‌خواهم ببینند.
ChyaRhnvrd
۸
خیلی از آدم‌هایی که می‌شناسم سراغ روانکاو رفته‌اند. بی‌فایده بود. فقط باعث می‌شد نسبت به مشکلاتشان آگاه‌تر به نظر بیایند و کلمه‌ها و مفاهیم تازه‌ای یاد بگیرند تا وقتی حرف می‌زنند عمیق‌تر به نظر برسند.
Kamyab Farahani
۵
همه می‌دانند که هیچ خنده و هیچ جمله‌ای به تنهایی باعث نمی‌شود کسی خودش را بکشد
Maedeh Y
۴
کسی که به شدت در دنیای درونش فرو رفته و ناگهان متوجه اطرافش می‌شود، مثل آدمی است که وسط روز از سالن سینما خارج شود، نور خورشید و هیاهوی خیابان به چشمش غریب می‌آیند
Elaheh Dalirian
۴
تمام عمرم ریاکار بوده‌ام. مبالغه نمی‌کنم. تقریباً هر کاری در زندگی کرده‌ام برای این بوده است که چهرهٔ خاصی از خودم به دیگران نشان دهم. اغلب برای این‌که دوستم داشته باشند یا ستایشم کنند. شاید پیچیده‌تر از این است. اما وقتی خوب نگاه می‌کنی می‌بینی دلیلش دقیقاً همین است که می‌خواهی دوستت داشته باشند، ستایشت کنند، تأییدت کنند، تحسینت کنند، هرچه.
پویا پانا
۴
پارادوکس ریاکاری از این قرار بود: هر چه بیش‌تر تلاش کنی که از نظر دیگران جذاب و جالب باشی، در نظر خودت کم‌تر جذاب و جالب خواهی بود چون در نتیجهٔ این تلاش خودت را ریاکار می‌دانی، و هر چه بیش‌تر احساس ریاکاری داشته باشی، بیش‌تر تلاش می‌کنی در نظر دیگران جالب و جذاب به نظر برسی تا نفهمند چقدر ریاکار و توخالی هستی.
phoenix
۲
هرگز او را نمی‌دیدم، فقط بلد بودم خودم را از چشم او ببینم
Mahan Mehravard
۲
پدر از پهلو وارد می‌شد تا همان‌طور که وارد می‌شود، در را ببندد. پیش از این‌که بچرخد تا کلاهش را از سر بردارد، نمی‌توانستم چهره‌اش را ببینم. اما هنگامی‌که از در وارد می‌شد، حالت زاویهٔ شانه‌هایش درست شبیه حالت نگاهش بود. هنوز آن حالتش را در خاطر دارم. نمی‌توانم کیفیت نگاهش را توضیح دهم. طبعاً آن زمان هم نمی‌توانستم، اما این را می‌دانم که سرچشمهٔ آن کابوس‌ها همین حالت نگاه پدر بود. چهره‌اش هیچ شباهتی به چهرهٔ آخر هفته‌هایش نداشت. به همین دلیل، باور دارم که رؤیاهایم زندگی بزرگسالان را به تصویر می‌کشید. آن زمان فقط می‌دانستم که از آن رؤیاها می‌ترسم. به همین خاطر بود که شب‌ها به زور به رختخواب می‌رفتم.
Mahan Mehravard
۱
حقیقت این است که واضح‌ترین اتفاق‌های زندگی معمولاً در حاشیه آگاهی رخ می‌دهند.