با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
کتاب سمفونی مردگان اثر عباس معروفی

دانلود و خرید کتاب سمفونی مردگان

۴٫۰ از ۵۹ نظر
۴٫۰ از ۵۹ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب سمفونی مردگان  نوشته  عباس معروفی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه
معرفی نویسنده
عکس عباس معروفی
عباس معروفی
ایرانی | تولد ۱۳۳۶

عباس معروفی، ۲۷ اردیبهشت ۱۳۳۶ در بازارچه‌ی نایب السلطنه تهران، به دنیا آمد. کلاس اول دبستان بود که پدر و مادرش به خانه‌ی جدید رفتند و او را در زادگاهش جا گذاشتند تا مادربزرگش تنها نباشد. تا کلاس پنجم دبستان، شاگرد اول بود. بنا به توصیه‌ی مدیر مدرسه به پدرش، کلاس پنجم و ششم را با هم امتحان داد. تمام دوران دبیرستان را شبانه خواند و روزها در یکی از مغازه‌های پدر کار می‌کرد. او در دبیرستان در رشته ریاضی تحصیل کرد اما در دانشگاه به سراغ ادبیات دراماتیک رفت. از همان دوران کودکی به نوشتن علاقه‌مند بود. آن روزها با تغییر دادن برخی نام‌ها و جزئیات آثار نویسندگان بزرگ، مانند چخوف، سعی در آفریدن چیزی داشت. اما در سال ۱۳۵۵ با شرکت در مسابقه داستان‌نویسی کیهان جوانان، مقام اول را به دست آورد. از آن روز، شروع به منتشر کردن داستان‌هایش در نشریات و مطبوعات مختلف کرد.

اولین مجموعه‌ی داستان عباس معروفی «روبه‌روی آفتاب» با تیراژ ده‌هزار نسخه‌ از سوی نشر «انجام کتاب» خیلی زود نایاب شد. دیپلم ریاضی گرفت. پیش از انقلاب به سربازی رفت و پس از انقلاب در رشته‌ی ادبیات دراماتیک دانشکده‌ی هنرهای زیبای تهران قبول شد.

در سال ۱۳۵۹ با محمدعلی سپانلو آشنا شد. این دوستی به عضویت او در کانون نویسندگان ایران منتهی شد. عضویت او در کانون نیز دوستی و آشنایی با نویسندگان بزرگ دیگری مانند هوشنگ گلشیری، باقر پرهام، محمد محمدعلی، محمد مختاری و احمد شاملو در پی داشت. او علاوه بر نوشتن و جان بخشیدن به ادبیات، فعالیت‌های فرهنگی دیگری هم انجام می‌داد. یکی از مهم‌ترین کارهای او، فعالیت به عنوان مدیر اجرایی و مدیریت ارکستر سمفونیک تهران در سال ۱۳۶۶ بود. او در این مدت موفق شد تا بیش از ۵۰۰ کنسرت از هنرمندان مختلف را به روی صحنه ببرد. تاسیس و سردبیری نشریه آهنگ نیز فعالیت دیگری بود که در این دوران انجام می‌داد.

شهرت عباس معروفی را باید مدیون کتاب‌هایی باشیم که نوشته است: سمفونی مردگان، سال بلوا، فریدون سه پسر داشت، پیکر فرهاد، تماما مخصوص، نام تمام مردگان یحیاست و ذوب شده. او برای نوشتن سمفونی مردگان که مهم‌ترین اثرش محسوب می‌شود، چهار سال زمان گذاشت و البته که این کتاب نیز به سرعت در بازار، نایاب شد. علاوه بر این، خواندن نمایشنامه‌هایی که او منتشر کرده است نیز خالی از لطف نیست. او شعرهایی هم در کارنامه ادبی خود دارد. شعرهای او بسیار ساده‌اند. لطافت، پرداختن به مسائل عاشقانه و بی‌پیرایگی کلمات را باید از ویژگی‌های شعر او بدانیم.

سمفونی مردگان، مشهورترین اثر عباس معروفی است. نوشتن این کتاب از سال ۱۳۶۳ آغاز شد و در سال ۱۳۶۷ به پایان رسید. داستانی که سبک و سیاقش، جریان سیال ذهن است و نویسنده انتخاب آگاهانه و هوشمندانه‌ای برای نوشتن چنین داستانی با سبک جریان سیال ذهن داشته است. سمفونی مردگان، داستان خانواده‌ای سنتی است که در آذربایجان ساکنند. خانواده‌ای که در سال‌های آخر سلطنت رضاشاه زندگی می‌کنند و در گذار از سنت‌گرایی به سوی مدرنیته هستند. این داستان زندگی اعضای مختلف خانواده اورخانی را روایت می‌کند. خانواده‌ای با درد و رنج بسیار که درگیری‌های خاصی دارند. خوشی‌ها و بدبختی‌های خاص و از همه مهم‌تر، دعواها و چالش‌های خاص. میان پیر و جوان، آنکه تفکر سنتی دارد و آنکه مدرن فکر می‌کند و... . کتاب صوتی سمفونی مردگان نیز با صدای حسین پاکدل و توسط نشر آوانامه منتشر شده است.

سال بلوا اثر دیگری از عباس معروفی بود که نوشتنش در اردیبهشت ۱۳۶۸ آغاز شد و در خرداد ۱۳۷۱ به پایان رسید. این کتاب هم همانند سمفونی مردگان، اثری است که به سبک جریان سیال ذهن روایت می‌شود. سال بلوا داستانی است از زنان و درباره زنان. آن‌هایی که در یک جو مردسالار، به حاشیه رانده می‌شوند و قربانی سنت‌ها می‌شوند. این کتاب، روایتگر خاطرات دختری به نام نوشافرین است. دختری که دل به عشق یک کوزه‌گر داده است اما پدر سختگیرش که از قضا نظامی هم است، چیز دیگری برای دخترش در نظر دارد...

فریدون سه پسر داشت، در سال ۱۳۷۸ به پایان رسید و چندسال بعد منتشر شد. در سال ۲۰۱۶ هم به آلمانی ترجمه شد. این کتاب داستانی است که معروفی آن را بر اساس وقایع حقیقی و ماجراهایی نوشته است که واقعا اتفاق افتاده است. او به این موضوع در ابتدای کتاب هم اشاره کرده است. داستان درباره یکی از جوانان مبارز سیاسی است که زندگی او و البته اعضای خانواده‌اش، در جریان انقلاب ایران زیرورو می‌شود. در این داستان هم مرز میان خیال و واقعیت، آنچنان مشخص نیست.

پیکر فرهاد را باید زمانی بخوانید که بوف کور هدایت را خوانده باشید. معروفی، داستان پیکر فرهاد را برای صادق هدایت نوشته است و داستان را از زبان زن شخصیت اثیری بوف کور نوشته است. این کتاب در سال ۱۳۸۱ در ایران منتشر شد و در سال ۲۰۰۲ جایزه سال بنیاد کتاب آرتولد تسوایگ را از آن خود کرد.

دریاروندگان جزیره آبی‌تر، در سال ۱۳۹۸ منتشر شده است. این کتاب مخصوص آن‌هایی است که به داستان علاقه‌مندند و حال و حوصله خواندن کتاب‌های طولانی و رمان را ندارند. این کتاب دربردارنده مجموعه داستان‌های کوتاهی از عباس معروفی است. برخی از آن‌ها پیش‌تر منتشر شده بودند و حالا همه در یک جلد، گردآوری شده‌اند.

از عباس معروفی، نمایشنامه‌هایی نیز به جا مانده است؛ دلی‌بای و آهو، ورگ و آونگ خاطره‌های ما از جمله این آثارند. او نمایشنامه ورگ را به عنوان پایان‌نامه دانشگاهش نوشت. به طور کلی، معروفی، هم در داستان‌هایش، هم در رمان‌ها و هم در نمایشنامه‌ها، نشان داده است که چه توانایی عجیبی در داستان‌گویی دارد و چه درک درست و عمیقی از تاریخ ایران دارد. شناخت او از تاریخ ایران، نفوذش به عمق زندگی مردمانی که در طول سال‌های اخیر در ایران زندگی کرده‌اند و آشنایی با مشکلاتی که پشت‌سر گذاشته‌اند، آثار عباس معروفی را به فهرست مهم‌ترین کتاب‌های داستانی معاصر ایران وارد کرده است.

معرفی کتاب سمفونی مردگان

کتاب الکترونیکی «سمفونی مردگان» نوشتهٔ عباس معروفی در گروه انتشاراتی ققنوس چاپ شده است. این کتاب که مشهورترین اثر عباس معروفی است به زبان‌های بسیاری اعم از انگلیسی، آلمانی، عربی و ایتالیایی هم برگردانده شده است. البته استقبال از سمفونی مردگان، محدود به پرفروش بودنش نیست؛ این اثر توسط بسیاری از منتقدین ادبی ستایش شده و ماجرا تا جایی ادامه دارد که بدانیم در بسیاری از جشنواره‌ها و مسابقه‌های ادبی جهانی از سمفونی مردگان تجلیل شده است. برای مثال، این کتاب برندهٔ جایزهٔ سال ۲۰۰۱ بنیاد انتشارات ادبی فلسفی سورکامپ شده است؛ برندهٔ جایزهٔ بنیاد ادبی آرتولد تسوایگ در سال ۲۰۰۲ شده است. جدای از آن باید تقدیرها و تحسین‌های بیشتری را مرور کنیم؛ هفته نامهٔ دی ولت سوییس، سمفونی مردگان را یک شاهکار نامیده است؛ کامپیلیت ریویو آن را رضایت‌بخش توصیف کرده و فایننشال تایمز درموردش گفته است: «در احساس پریشانی و ویرانگی این داستان، چیزی فوق‌العاده باشکوه نهفته است…»

درباره کتاب سمفونی مردگان

سمفونی مردگان داستان زندگی خانواده‌ی اورخانی است. پدر، جابر اورخانی یک تاجر موفق است که در کاروانسرا حجره‌ی آجیل‌فروشی دارد و با همسر و چهار فرزند خود در اردبیل زندگی می‌کند. فصل‌های سمفونی مردگان با موومان بیان شده است.

یوسف پسر بزرگ خانواده است که از نظر پدر بچه‌ی خنگی است، پس از او دوقلوها آیدا و آیدین هستند و در آخر اورهان پسر کوچک خانواده که دردانه‌ی خانواده است. تضاد شدیدی میان‌ برادران‌ به چشم می‌خورد و سرانجام‌ یکی‌ قربانی‌ دیگری‌ است‌؛ اما سرنوشت‌ این‌ هابیل‌ و قابیل‌ معاصر متأثر از هزاران‌ رویداد تاریخی‌ معاصر است‌؛ رویدادهایی‌ که‌ نه‌ هابیل‌ را چون‌ گذشته‌ باقی‌ گذارده‌اند و نه‌ قابیل‌ را.

درباره‌ عباس معروفی

عباس معروفی روزنامه‌نگار و نویسنده‌ مشهور ایرانی‌ در تاریخ ۲۷ اردیبهشت ۱۳۳۶ در تهران متولد شد. او دانش‌آموخته دانشکده هنرهای زیبای تهران در رشته هنرهای دراماتیک است. او حدود یازده سال آموزگار ادبیات فارسی بوده ‌است. معروفی فعالیت ادبی خود را زیر نظر هوشنگ گلشیری و محمدعلی سپانلو آغاز کرد. از عباس معروفی، مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه، رمان، نمایشنامه و مجموعه شعر منتشر شده است. جوایز داخلی‌ و بین‌المللی‌ بسیاری‌ را از آن‌ خود کرده‌ و مدتی‌ است‌ به خاطر فشار سیاسی از ایران خارج شده و اکنون ساکن آلمان است. او همچنان‌ می‌نویسد و تسلطش‌ بر شیوه‌های‌ مدرن‌ داستان‌نویسی‌ و شناختش‌ از تاریخ‌ و اسطوره‌ او را در زمره‌ پرمخاطب‌ترین‌ نویسندگان‌ ایرانی‌ قرار داده‌ است‌. کتاب‌های دیگر او مانند پیکر فرهاد، سال بلوا و فریدون سه پسر داشت هم در ایران مخاطبان خود را دارند.

کتاب سمفونی مردگان را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب به علاقه‌مندان با آثار شاخص ادبیات داستانی ایران پیشنهاد می‌شود. سمفونی مردگان یکی از آثار معروف ادبیات معاصر ایران است که مخاطب را با فضای زندگی اجتماعی سال‌های ۱۳۱۳ تا ۱۳۵۵ آشنا می‌کند.

بخشی از کتاب سمفونی مردگان

گفتم: «اورهان نه. آقا داداش.» و یکی خواباندم بیخ گوشش. پاپاخ از سرش افتاد. پاپاخ کهنه پدر وادارم می‌کند که عاطفه‌ام را حفظ کنم. گاه می‌خواهم بخوابانم زیر گوشش یا به نرده‌های ایوان بالا زنجیرش کنم. امّا صورت خندانش زیر آن پاپاخ رنگ و رو رفته مانعم می‌شود. چه می‌شود کرد؟ مادر گفت: «تو عاطفه نداری.» گفتم: «دارم.» و دارم. تو هم اگر بودی، مادر، جانت به لب می‌رسید. پا در خانه‌ای نمی‌گذاشتی که آب حوضش سبز شده، سیخ‌های کاج کف حیاط را پوشانده، سرما پشت پنجره‌های خاک گرفته اتاق‌ها مانده و اجاق‌های مطبخ زیر خرت و پرت‌ها پیدا نیست. بچه گربه‌ای که در ناودان آن سر حیاط همراه یخ کش آمده، دو ماه است که مدام دارد کش می‌آید. دیگر حالش نیست که بگویی یکی بیاید بیندازدش پایین. هیچ‌کس حال روشن کردن بخاری‌ها را ندارد. آجرهای هفت و هشت بالای دیوارها یکی یکی می‌افتند، انگار که ساختمان سرما خورده باشد. کسی جارو نمی‌زند، مهمان نمی‌آید. لاله‌های مردنگی سردر خانه شکسته‌اند. اتاق‌ها بی‌اثاثیه بزرگ جلوه می‌کنند و انعکاس صدای پای آدم بر مغز چکش می‌زند. صدای نفس لمبر می‌خورد. حتی دیگر جرئت سرفه کردن هم نداری، انگار در مغز خودت می‌پیچد و می‌پیچاندت. فقط از آن همه هیاهو و همهمه، کلاغ‌های کاج مانده‌اند که چاق‌تر و پیرتر روی شاخه‌ها جابجا می‌شوند و با صدای دریده‌شان می‌گویند: «برف. برف.»

به درخت‌های خشک پیاده‌رو خیره شد: برف شاخه‌ها را خم کرده بود و در بارش بعد حتمآ می‌شکستشان. آدم‌ها هم مثل درخت‌ها بودند. یک برف سنگین همیشه بر شانه‌های آدم وجود داشت و سنگینی‌اش تا بهار دیگر حس می‌شد. بدیش این بود که آدم‌ها فقط یک بار می‌مردند. و همین یک بار چه فاجعه دردناکی بود.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۲۰)
samira
۱۴۰۰/۱۱/۱۸

توصیفات و جذابیت موضوع داستان فوق العاده است. قشنگ میشه وارد دنیای کتاب و غمش شد. پر از احساس

دکتر بی مریض
۱۴۰۱/۰۱/۰۴

این کتاب جز اولین رمان های ایرانیه که من خوندم⁦✌️⁩کتاب به سبک سیال ذهن نوشته شده و شاید اول خوندن یکم گیج بزنید ولی ی سرچ درمورد این سبک بزنید اوکی میشه😅 داستان پردازی و توصیف جزئیات خوب بود و در

- بیشتر
بردوئی
۱۴۰۰/۱۲/۲۳

خواستم سمفونی مردگان رو از طاقچه بخونم اما قیمتش واقعا زیاد بود و اینکه طاقچه ی بینهایت هم نداشت ترجیح دادم نسخه ی چاپی شو بخرم و چقدر خوشحالم که خریدمش و میتونم تو کتابخونم همیشه داشته باشمش چون از اون دسته کتابهایی هست

- بیشتر
mahnegar
۱۴۰۱/۰۲/۲۰

واقعا دوست داشتم این کتاب رو بخونم ولی به توصیه دوستانم نخوندمش. اگر روحیه حساسی دارید سمت این کتاب نرید یک سری قسمت های کتاب هست که تا مدت ها ذهنتون رو درگیر می کنه. کتاب فوق العاده احساسی هست

- بیشتر
قاصدک🍓
۱۴۰۱/۰۱/۲۵

بعضی از کتاب ها الکی معروف میشن(شاید بخاطر هر دلیلی) ، ولی بعضی کتابها وافعا حقشونه معروف بشن، جایزه بگیرن.... سمفونی مردگان جز دسته دومه. واقعا عالیه.

صدف
۱۴۰۰/۱۲/۰۱

ممنون که نسخه الکترونیک کتاب را هم موجود کردید ایکاش این کتاب را آقای سلطان زاده به صورت صوتی اجرا می کردند 😍

mostafa1985
۱۴۰۰/۱۲/۰۱

من "سال بلوا" را بیشتر دوست داشتم. اما "سمفونی مردگان" هم رمان خواندنی و جذابی‌ست...

mohsenmeshkinfar
۱۴۰۱/۰۲/۰۷

طاقچه چرا جدیدا اینقدر گرون شده؟ نمی ارزه دیگه

میهمان دنیا
۱۴۰۱/۰۱/۳۰

کتاب واقعا عالیه فصل اول کمی گنگ و مبهمه ولی به تدریج جلوتر که میرید تمام قفل های فصل اول باز میشن تمام شخصیت های داستان حس و احوالشون رو بهتون منتقل میکنن انگار خودتون تو داستانین 😍 من واقعا لذت

- بیشتر
parsa
۱۴۰۱/۰۴/۱۰

بزارید بی نهایت لطفاً...

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲۳)
انسان مدام باید مشغول کار باشد. سازندگی کند، وگرنه از درون پوک می‌شود. و بی‌کاری بدتر از تنهایی است. آدم بی‌کار در جمع هم تنهاست.
ali amery
چه تنهایی عجیبی! پدر خیال می‌کرد آدم وقتی در حجره خودش تنها باشد، تنهاست. نمی‌دانست که تنهایی را فقط در شلوغی می‌شود حس کرد.
احسان عبدی
آدم‌ها فقط یک بار می‌مردند. و همین یک بار چه فاجعه دردناکی بود.
احسان عبدی
دمر می‌خوابد و هی فکر می‌کند. آخرش هم نمی‌فهمد چند سالش است. گفت آقا ساعت چند است؟ گفتم هفته پیش ساعت پنج بود آقایان، گوش کنید. این مملکت به صف نان احتیاج دارد. نان دادن فاحشه‌ها عیب نیست، خدا پدرت را هم بیامرزد، ولی تو غیرتت قبول می‌کند شب پهلوش بخوابی؟ ای تف.
علی غضنفری
دارم رفته رفته تبدیل به آدمی می‌شوم که به فکر کردن فکر می‌کند. حالا فکر کردن برای من عادت شده. هدف شده. همه‌اش دلم می‌خواهد بنشینم و فکر کنم. مهم نیست که دست‌هام به چه کاری مشغولند.»
hamid
و خواند: «من خوب می‌دانم که زندگی یکسر صحنه بازی است، من خوب می‌دانم، امّا بدان که همه برای بازی‌های حقیر آفریده نشده‌اند.»
hamid
پدر خیال می‌کرد آدم وقتی در حجره خودش تنها باشد، تنهاست. نمی‌دانست که تنهایی را فقط در شلوغی می‌شود حس کرد.
hamid
«من ایرانی‌ام، دلم برای مملکتم می‌سوزد. امّا ببین چه وضعی شده که آدم راضی می‌شود بیایند بگیرند و از بدبختی نجاتش بدهند.»
ali amery
امّا حالا ریشه‌های درخت گورستان، چنان به دورش پیچیده‌اند که نمی‌تواند تکان بخورد. در لابلای تنش فرو رفته‌اند و شیره‌اش را کشیده‌اند. برای همین است که بعضی از درخت‌ها همیشه اخم دارند.
hamid
آیدین گفت: «اگر به خاطر خون باشد، خوب چرا جنگ می‌کنند. زالو بیندازند.» پدر گفت: «لابد مثل تو که داری جان مرا می‌گیری.»
احسان عبدی

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۳۵۰ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۰/۱۱/۱۶
شابک۹۷۸-۹۶۴-۳۱۱-۳۴۴-۲
تعداد صفحات۳۵۰صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۰/۱۱/۱۶
شابک۹۷۸-۹۶۴-۳۱۱-۳۴۴-۲