معرفی و دانلود کتاب دیوانه‌وار + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب دیوانه‌وارsubscriptionAvailable

کتاب دیوانه‌وار

نوع کتاب
۴.۰(از ۳۲ امتیاز)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب دیوانه‌وار

دیوانه‌وار یا دیوانه‌بازی اثر نویسنده توانای فرانسوی کریستین بوبن است. این اثر داستان دختربچه‌ای از کودکی تا بزرگسالی است که به دنبال کشف دنیای اطرافش پیوسته در حال گریز است.

درباره کتاب دیوانه‌وار

داستان دیوانه‌وار از دوسالگی دخترک که همراه خانواده‌اش در سیرک زندگی می‌کند آغاز می‌شود. رفتار دختر از همان کودکی متفاوت است، او با یک گرگ رفیق است و پدرو مادرش تلاش می‌کنند تا او را از گرگ جدا کنند. ما در طول زندگی دختر همراهش هستیم. او بزرگ می‌شود، در هفده سالگی عاشق می‌شود، سه سال عاشق می‌ماند و در ۲۷ سالگی به دنیای سینما پا می‌گذارد. در نهایت با خریدن یک ماشین شروع به سفر و کشف حقایق دنیا می‌کند. در دیوانه‌وار، همچون آثار دیگر بوبن، دو عنصر زن و طبیعت برجسته‌‌اند. قهرمان این داستان هم دختری است که از حس آزادی و عشق و رهایی پر است و نمی‌خواهد که هیچ‌چیز و هیچ‌کس این خوشحالی را از او بگیرد. او نمی‌خواهد در قیدوبند چیزی باشد؛ پس پیوسته در حال حرکت است و دنیاهایی متفاوت و پرهیجان را تجربه می‌کند.

به اعتقاد بسیاری، کریستین بوبن یک پدیده در ادبیات فرانسوی است. بوبن فلسفه خوانده است و درون‌مایه آثارش فلسفی-عرفانی است. او جایزه معتبر Dera maggots که از مهم‌ترین جوایز فرهنگی-ادبی فرانسه است را نیز در کارنامه دارد. آلیس اندرسون، مترجم انگلیسی آثار بوبن می‌گوید کارهای او نه داستان‌اند و نه واقعیت، نه نثرند و نه شعر، بلکه تلفیقی از این دو هستند.

 خواندن داستان دیوانه‌وار را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

اگر به دنبال داستانی با قلم و زبانی زیبا و فضایی جذاب و پرکشش هستید تا برای شما از عشق، زیبایی‌ها و گوشه‌های دنج و کمتر درک شده‌ی زندگی بگوید، اگر نیاز دارید تا کسی برای شما از احساساتی بگوید که شاید بارها تجربه کردیده‌اید اما تابه‌حال توان توصیف آن را نداشته‌اید، نه تنها دیوانه‌وار بلکه تمام آثار کریستین بوبن را بخوانید.

 بخشی از کتاب دیوانه‌وار

من همیشه فکر می‌کنم مادرم دیوانه است و برای تمام کودکان دنیا، آرزوی یک چنین مادر دیوانه‌ای را دارم. دیوانه‌ها می‌توانند بهترین مادرهای دنیا باشند، زیرا با قلب پرخاشجویانهٔ کودکان بیش‌ترین سازگاری را دارند. دیوانگی مادرم از زادگاهش، یعنی ایتالیا، نشأت می‌گیرد. مردم آن‌جا هر آن‌چه را که در درون خود دارند بیرون می‌ریزند، همان‌گونه که لباس‌هایشان را برای خشک کردن روی طنابی کنار پنجره پهن می‌کنند، قلب‌هایشان را نیز برای شستن و پاکیزه کردن از پنجره می‌آویزند. به ظاهر زندگی شادی را می‌گذرانند، اما فقط به ظاهر. مردمان ایتالیا، انسان‌های بسیار غمگینی‌اند و به صورتی مبالغه‌آمیز، به یک زندگی شاد تظاهر می‌کنند؛ اما آن‌ها زندگی را به معنای واقعی دوست ندارند؛ بوی مرگ می‌دهند و نمایش زندگی را اجرا می‌کنند. این‌ها گفته‌های پدرم است، زمانی که می‌خواهد با مادرم لجبازی کند.

نمی‌دانم پدرم اهل کجاست، شاید اهل سرزمین سکوت. او شب‌ها، هنگامی که به منزل بازمی‌گردد، همانند دیگر مردهاست: بی‌صدا و آرام. پدرم به گرگ شباهت دارد: آتشی که در رگ‌هایش شعله‌ور می‌شود، به چشمانش انتقال می‌یابد، اما زبانش آن را نمی‌گیرد.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب دیوانه‌وار و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:دیوانه‌وار
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:کریستین بوبن
مترجم:حبیب گوهری‌راد
ویراستار:نازنین نظری فردوس
انتشارات:انتشارات رادمهر
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۴/۱۱/۱۷
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱.۰۴ مگابایت
شابک:۹۷۸۹۶۴۸۶۷۳۹۶۸
تعداد صفحه‌ها:۱۴۳ صفحه
قیمت کتاب:۵۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

❤ محمد حسین ❤
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۶/۰۱

روایت کننده، داستان رو از سنِ ۲ سالگی خودش شروع میکنه، از پدر و مادر و خصوصیات اخلاقی اونا و شغل‌شون میگه، همینطور از خودش. این روایت، حالتِ شعرگونه داره. در طول داستان، به شما حسِ آزادی و وارستگی از...بیشتر

۰
ماهی سیاه کوچولو
۱۳۹۸/۱۱/۲۹

این کتاب، روح آزاد، شجاعت و رهایی رو بمن نشون داد و سرتاسر حس خوب داشت.

۰
بانو نیک
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۱۳

روایتی از داستان تقریبا کوتاه و سریع یه دختر که خوندنش حسِ رهایی و آزادیِ پروازِ یه چکاوک رو بهم داد. آثار و سبکِ بوبن همیشه سرشار از یه حسِ خاص و متفاوتی هستش. حتی غمی که حس میشه هم در...بیشتر

۰
hamidreza
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۳/۱۳

عالیه من این کتاب و چند سال پیش خونده بودم این کتاب به آدم حس پرواز و آزادی میده!

۰
aryana
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۰/۲۰

اگه من یه کتاب بودم؛ قطعا این کتاب بودم...

۰
vafa
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۳/۲۴

روح از جسم جدا میشه، و تمام زندگی رو-مثل خطی که با مداد روی کاغذ کشیده شده-زیر نظر قرار میده. بهتره بگم "نگاه کردن زندگی" نه اینکه "زندگی کردن دوباره‌ی زندگی"! چون شما، چیزهایی رو می‌خونید که هرگز یک انسان...بیشتر

۰
محمد علی شفیعی
۱۴۰۰/۰۵/۲۵

ادبیات لطیفی داشت، ولی سر و تهشو نفهمیدم حقیقتا، واقعا درکش نکردم

۰
Hopefull_librarian
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۱/۰۷

به نطرم خوندن کتابای بوبن معمولابه حس و حال مخصوصی بستگی داره‌. یه وقتایی اصلا دلم نمیخواد بخونمشون ولی یه وقتایی برعکس خیلی میچسبه. خودت باید چند صفحه ازش بخونس ببینی به حال و هوای اون روزت میاد یا نه.

۰
کاربر 7012680
۱۴۰۵/۰۱/۰۵

ارزش خوندن داره . حس میکردم با واژه ها نفس میکشم. زبان کتاب اول شخص هست و جملات خیلی زیبایی داشت از نظرم . تقریبا کل کتاب رو هایلایت کردم

۰
ت ت
۱۴۰۴/۰۲/۰۹

درخشانه، حتما توصیه میکنم بخونید. زیباست مثل دنیای فانتزی بچه ها . زندگی از جنس نور و شادی

۰
Bareli
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۷/۰۲

خیلی خوب بود کتاب از زبون یه دختریه که هیچ قید و بندی نداره آزاد و رها در لحظه زندگی می‌کنه و هر کاری را که ازش لذت می بره را تجربه میکنه شاید هیچ کدوم از کارهاش را نخوایم تجربه کنیم اما از...بیشتر

۰
maryam ghaziani
۱۴۰۲/۰۵/۰۷

خلاصه ای نمیشه برای این کتاب نوشت چون داستان یا روایت اتفاق خاصی رو نداره اما یکسری احساسات رو روایت میکنه که میشه گفت توی کشورمون آرزوشو داریم آزادی از هر قید و بندی رهایی از هر وابستگی ای و دیوانه بودن بدون نگرانی واقعا لذت بخشه و...بیشتر

۰
maryam
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۰۳/۱۵

خوب بود داستانش جالب بود اما من باهاش راحت نبودم یه جورایی عصبانیم می‌کرد کسی که انقدر بی تفاوت هست رو نمیتونم درک کنم

۰
شهلا شجاعی
۱۴۰۰/۱۲/۱۸

رمان خوبی بود و شخصیت داستان آدم رو جذب میکنه...

۰
Ghazaleh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۹/۲۲

خیلی خوب بود. احساسات یک دختر حتی نسبت به‌ ساده‌ترین مسائل خیلی خوب بیان شده. انگار نویسنده داره حرفای دلتو که به هیچکس نمیتونی بگی راحت میگه.

۰

بریده‌هایی از کتاب

Harmony
۱۸۸
تجربهٔ تحقیر شدن به همان اندازه فراموش ناشدنی است که تجربهٔ عشق...
vafa
۳۴
اگر بیش از حد به هم نزدیک شویم، می‌سوزیم و اگر بیش از حد از یکدیگر دور شویم، یخ می‌بندیم.
shokoufeh
۲۵
«مادربزرگ، پراهمیت‌ترین چیزی که در زندگی وجود دارد چیست؟» پاسخی که به من داد را هیچ‌گاه از یاد نبرده‌ام: «دخترم، تنها یک چیز پراهمیت است، آن هم شادی و نشاط توست، هیچ‌گاه اجازه نده شادی و نشاطت را از تو بگیرند...»
❤ محمد حسین ❤
۱۶
ازدواج برای یک زن، خود به منزلهٔ ناپدید شدن است...
❤ محمد حسین ❤
۱۵
به این نکته پی برده‌ام که ما انسان‌ها یا بلافاصله از افرادی خوشمان می‌آید و یا هرگز از آن‌ها خوشمان نمی‌آید
❤ محمد حسین ❤
۱۵
هنگامی که پدر از دستم عصبانی می‌شود، من فقط دختر مادرم هستم و تنها مسئول این شیطنت‌ها و تمام بدی‌های روی زمین مادرم است و مادر در مقابل این همه توهین و سرزنش، فقط می‌خندد.
shokoufeh
۱۵
«دختر، هنوز برای ازدواج خیلی زود است. شاید من و پدرت با این ازدواج موافق باشیم، اما باید مراقب باشی، چون زندان هر چقدر هم راحت و زیبا باشد، باز هم زندان است. به خاطر چیزهای بی‌ارزش وارد آن می‌شویم، اما برای خارج شدن از آن باید چیزهای باارزشی را از دست بدهیم.
❤ محمد حسین ❤
۱۴
به عقیدهٔ من بخشیدن و هدیه کردن، زیباترین راه از دست دادن است.
naime❄
۱۲
این فکر بسیار تأثیرگذار و اندوهگین است؛ این تصور که تمام وابستگی‌های دو نفر به یکدیگر، غیرواقعی و تلخ است. گاه به نظر می‌آید که همهٔ احساسات ما، حتی ژرف‌ترین آن‌ها، بسیار مضحک است. ژرفای احساسات ما، اغلب به عشق مربوط نمی‌شود، بلکه به خودخواهی ما مرتبط می‌شود. ما فقط به خودمان علاقه‌مندیم و تنها به حال خود گریه می‌کنیم.
❤ محمد حسین ❤
۱۲
مادر تنها به عشق معتقد بود و هنگامی که انسان فقط به عشق اعتقاد داشته باشد، عادت به سحرخیزی ندارد و ترجیح می‌دهد زمان بیش‌تری را در بستر خود بماند، چون عشق را در همان جا درمی‌یابد.