معرفی و دانلود کتاب رویای مردی مسخره + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب رویای مردی مسخرهsubscriptionAvailable

کتاب رویای مردی مسخره

نوع کتاب
۴.۰(از ۲۶ امتیاز)
انتشارات: 
نشر روزگار

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب رویای مردی مسخره

«حالا دیگر مردم دیوانه‌ام می‌دانند، اما خودم خوب می‌دانم که آدم مسخره‌ای بیش نیستم؛‌ و این نوعی پیشرفت است که دیگر به نظر آن‌ها مضحک نمی‌نمایم.» «رؤیای مردی مسخره» مجموعه‌ای از چند داستان کوتاه نوشته فئودور داستایوسکی (۱۸۸۸-۱۸۲۱) نویسنده برجسته روس است. این کتاب شامل سه داستان «رؤیای مردی مسخره»، «شوم‌ترین حادثه» و «بزدل» می‌شود. «رؤیای مسخره» داستان مردی است که به این باور رسیده که هیچ‌چیزی در دنیا ارزش ندارد. شروع داستان با پرسه‌زنی راوی در خیابان‌های سنت پترزبورگ آغاز می‌شود که هیچ هدفی را در آن دنبال نمی‌کند و تنها در فکر خود به خودکشی فکر می‌کند. دختربچه‌ای به سراغ راوی می‌آید و از او برای نجات مادرش کمک می‌خواهد اما راوی که از هرچیز این دنیا بریده است با بی‌اعتنایی دختر را پس می‌زند و به خانه خود می‌رود، در صندلی خود می‌نشیند و با یک گلوله خود را می‌کشد. چشم که باز می‌کند مانند روحی سرگردان شده است که در رؤیایی به سر می‌برد... در بخشی از این داستان کوتاه می‌خوانیم: دخترک شروع به کشیدن دست من کرد و زیر گریه زد کمی به سمت او برگشتم، حتی کلمه‌ای بر زبان نیاوردم و به راه خود ادامه دادم. وقتی به دنبالم می‌دوید کتم را می‌کشید، صدایش صدای کودک ناامید و وحشت‌زده‌ای بود. من این صدا را می‌شناختم. با وجودی‌که حرف‌هایش ناپیوسته و بی‌ربط بود، می‌فهمیدم که مادرش جایی در بستر بیماری افتاده یا بلایی سرشان آمده و دخترک بیرون دویده تا کسی را به کمک بخواند. اما من با او نرفتم. به عکس، او را از خود راندم، به او گفتم بهتر است از پلیس کمک بخواهد، اما او دستانش را به حالت التماس‌آمیزی به هم چسبانده بود و هق‌هق‌کنان اشک می‌ریخت. همچنان در کنارم قدم می‌زد، همان‌وقت پاهایم را به زمین کوفتم و سرش فریاد زدم. او فریاد می‌کشید: آقا، آی آقا! ناگهان مرا ترک کرد و به سمت عرض خیابان به راه افتاد.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب رویای مردی مسخره و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:رویای مردی مسخره
موضوع:داستان کوتاه، داستان خارجی
نویسنده:فئودور داستایفسکی
مترجم:نسرین مجیدی
انتشارات:نشر روزگار
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۸۸/۰۴/۲۶
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۰.۹۳ مگابایت
شابک:۹۷۸۹۶۴۳۷۴۱۶۴۸
تعداد صفحه‌ها:۱۷۶ صفحه
قیمت کتاب:۲۸۰۰۰ تومان
برچسب:داستان روسی، بهترین‌های ادبیات داستانی

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Mohammad
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۳/۱۵

(۳-۱۰-[۱۸]) این کتاب شامل سه تا داستانه؛ داستان اول (رویای مردی مسخره) شروعِ خیلی خوبی داره و باعث میشه خواننده از همون اول جذبش بشه؛ داستایفسکی در این داستان، یه جورایی نگاهی اگزیستانسیالیستی به زندگی داره. دو تا داستان دیگه ی کتاب...بیشتر

۰
Zeinab
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۸/۱۲/۲۶

این کتاب حاوی سه داستان بود که دو داستان اول رو بیشتر دوست داشتم. یعنی داستان «رؤیای مردی مسخره» و «شوم‌ترین حادثه». ۱- «رؤیای مردی مسخره» روایت فردی است که تصمیم به خودکشی می‌گیرد و زمانی که در فکر خودکشی است...بیشتر

۱
mashver
۱۳۹۸/۰۳/۰۱

قهرمانان داستان خیلی شخصیت های جذابی داشتند انتظار اتصال داستان ها رو داشتم که اتفاق نیافتاد حرف های شخصیت اول داستان خیلی جذاب و فلسفی و به فکر فرو برنده بود بعضی از حرف هاش از قبل جز فکر ها...بیشتر

۰
فاطیما
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۲/۱۶

کتاب جالبی بود. رؤیای مردی مسخره رو خیلی دوست داشتم و باهاش همزاد پنداری کردم.. تفکراتش و توصیفاتش رو دوست داشتم. داستان دوم، شوم‌ترین حادثه خیلی آموزنده بود. داستان سوم، برای من کمی غریب بود. ترجمه‌ی کتاب هم خیلی خوب بود...

۱
Reza Rahmani
۱۳۹۸/۰۱/۲۹

سلام. بسیار خلاقانه و زیبا بود

۰
ارنستو داستایوفسکی
۱۴۰۰/۱۰/۰۴

منی که داستایوفسکی بازم خیلی حال کردم ول پیشنهادمیکنم اگه باقلمش اشنانیستید بااین کتاب شروع نکنین

۰
گربه ی پیرزنه همسایه هستم=)
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۲/۳۱

همه چی عالی

۰
ندا
۱۳۹۸/۰۲/۲۴

به نظرم واقعا آموزنده بود. اما برای من زیاد کشش نداشت و به زور خوندم.امانهایتا از خوندنش خوشحالم و درس گرفتم.

۰
sajad
۱۳۹۷/۰۶/۰۳

من که خیلی دوستش نداشتم .

۰
وحید
۱۳۹۶/۰۶/۰۱

خوب بود.

۰
کاوه
۱۳۹۶/۰۴/۰۵

این کتاب هم مثل بقیه آثار داستایوسکی نویسنده نابغه روس،عالیه.

۰
Mhddise
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۴/۰۴/۰۳

نمیدونستم کتاب شامل سه داستان کوتاهه داستان اول خوب بود بعدی رو هم گفتم بخونم که خوشم نیومد اونیکی داستان رو هم نخوندم در کل چون با قلم داستایفسکی حال نمیکنم نمیتونم نظر انچنان مثبتی بدم به آثارش بیشتر تلاش میکنم چیزی...بیشتر

۰
AS4438
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۴/۱۹

عالی بود

۰

بریده‌هایی از کتاب

pejman
۲۸
آیا زندگی خود یک رؤیا نیست؟
Mohammad
۲۱
آن‌ها فهمیدند که برایم هیچ چیز مهم نیست و همین مسئله آن‌ها را می‌خندانید
Mohammad
۱۸
حالا دیگر مردم دیوانه‌ام می‌دانند، اما خودم خوب می‌دانم که آدم مسخره‌ای بیش نیستم؛‌ و این نوعی پیشرفت است که دیگر به نظر آن‌ها مضحک نمی‌نمایم. اما دیگر اهمیت نمی‌دهم. همه آن‌ها- حتی وقتی به من می‌خندند- دوست‌داشتنی و عزیزند. در واقع، در آن‌لحظات بخصوص چیزی هست که آن‌ها را در نظرم عزیز و دوست‌داشتنی جلوه می‌دهد؛ و من با آن‌ها می‌خندم- البته نه به خودم- چون دوستشان دارم می‌خندم تا گمان نبرند که ناراحت شده‌ام.
setare
۱۶
آن‌چه مرا اندوهگین می‌کند این است که آن‌ها «حقیقت» را نمی‌دانند. واقعاً چه دشوار است که تو در میان جمع تنها کسی باشی که «حقیقت» را می‌داند.
اکرم ملایی
۱۴
بالاخره هم شروع کرد، این تغییر از درون او آغاز شد. مثل مورچه سرسخت و سمج بود، شما می‌توانید خانه مورچه‌ها را خراب کنید اما آنها دوباره و بلافاصله آن را می‌سازند، دوباره خراب کنید، دوباره شروع به ساختن می‌کنند، و این روند تا بی‌نهایت ادامه می‌یابد
Mo. Si Sakht Pour
۸
حالا دیگر مردم دیوانه‌ام می‌دانند، اما خودم خوب می‌دانم که آدم مسخره‌ای بیش نیستم؛‌ و این نوعی پیشرفت است که دیگر به نظر آن‌ها مضحک نمی‌نمایم. اما دیگر اهمیت نمی‌دهم. همه آن‌ها- حتی وقتی به من می‌خندند- دوست‌داشتنی و عزیزند. در واقع، در آن‌لحظات بخصوص چیزی هست که آن‌ها را در نظرم عزیز و دوست‌داشتنی جلوه می‌دهد؛ و من با آن‌ها می‌خندم- البته نه به خودم- چون دوستشان دارم می‌خندم تا گمان نبرند که ناراحت شده‌ام. آن‌چه مرا اندوهگین می‌کند این است که آن‌ها «حقیقت» را نمی‌دانند. واقعاً چه دشوار است که تو در میان جمع تنها کسی باشی که «حقیقت» را می‌داند. اما آن‌ها هرگز این موضوع را نخواهند فهمید. نه، نخواهند فهمید.
فرشته
۸
جز رنج کشیدن راه دیگری برای عاشقی نمی‌شناسیم. اگر بخواهیم دوست بداریم باید رنج و درد را نیز تاب بیاوریم.
farshaD
۸
حالا دیگر مردم دیوانه‌ام می‌دانند، اما خودم خوب می‌دانم که آدم مسخره‌ای بیش نیستم؛‌ و این نوعی پیشرفت است
pejman
۸
چه دشوار است که تو در میان جمع تنها کسی باشی که «حقیقت» را می‌داند
اکرم ملایی
۵
می‌دانی آرکادی، بعضی از مردم قادرند کارهای بزرگی انجام دهند و بعضی مثل من به کارهای کوچک اکتفا می‌کنند.