معرفی و دانلود کتاب ایزابل بروژ + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب ایزابل بروژsubscriptionAvailable

کتاب ایزابل بروژ

نوع کتاب
۴.۱(از ۲۹ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
کریستین بوبن، پرویز شهدی
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب ایزابل بروژ

ایزابل بروژ رمانی از نویسنده عارف‌مسلک فرانسوی، کریستین بوبن است. این اثر شاعرانه در آغاز شاید غیر قابل باور به نظر برسد اما حقیقت محض است. یک عاشقانه خواندنی که رشد متفاوت دختریسیزده ساله را در میانه امواج زندگی نشان می‌دهد. این اثر زیبا را با ترجمه پرویز شهدی بخوانید.

درباره کتاب ایزابل بروژ

ایزابل یک خواهر و یک برادر دارد. انها با پدرو مادرشان عازم یک سفرند. در بین راه در رستورانی توقف می‌کنند و ایزابل ناگهان متوجه اتفاقی هولناک می‌شود. پدر مادر آنها را ترک کرده‌اند. پیرزنی ایزابل و خواهر و برادرش را به خانه خود می‌بردو زندگی تازه آنها پس از شوکی بزرگ آغاز می شود. زندگی‌ای که با طبیعت و رازهای آن گره می‌خورد.

این داستان مانند بیشتر آثار بوبن، شعر بلندی است به نثر، با واژه‌ها و جمله‌هایی چنان ساده و دلپذیر که لاجرم بر دل می‌نشینند.

درباره‌ی کریستین بوبن

کریستین بوبن ۲۴ آوریل ۱۹۵۱ در فرانسه متولد شد. آثار او عموما درباره‌ی عشق و تنهایی هستند. بوبن بیش از شصت اثر دارد که همگی آن‌ها به شناخت بهتر افکار او کمک می‌کنند. اگر آن‌ها بخوانیم و مانند قطعات پازل در کنار یکدیگر قرار بدهیم، به منظری کلی از آثار او دست پیدا می‌کنیم. زبان و سبک نوشتاری او بسیار لطیف و شاعرانه است. کریستین بوبن در ایران با کتاب غیرمنتظره شناخته و مشهور شد. برخی از آثار بوبن عبارتند از: فرسودگی، ژه، دی‍وان‍ه‌ب‍ازی‌، دی‍وان‍ه‌وار،(همان اثر با ترجمه‌ای متفاوت) ابله محلّه، زن آینده و دلباختگی.

 بخشی از کتاب ایزابل بروژ

در غیبت بانوی سال‌خورده، بچه‌ها به گشت‌وگذار توی خانه می‌پردازند. خانهٔ بزرگی است، آدم می‌تواند تویش گم شود. سوراخ‌سنبه زیاد دارد، ژرف مثل یک خواب. آدری‌ین خواهرهایش را می‌برد توی راهرویی که انتهای باریکش به اتاقی ختم می‌شود غرق در آتش. قرمزِ قرمزِ قرمز. من این‌جا خوابیدم. یک تخت‌خواب با روتختی توری قرمز. گنجه هم قرمز است. پرده‌ای ارغوانی جلوِ پنجرهٔ قدی آویزان شده. برمی‌گردند توی راهرو و همهٔ درها را باز می‌کنند. آنا اتاق خودش را که زرد است پیدا می‌کند، یک دسته‌گل میموزا هم توی گلدان روی میز کنار تخت‌خواب گذاشته شده. شش‌تا اتاق دیگر هم هست، هر کدام با رنگی متفاوت. در طبقهٔ ایزابل، کنار اتاق سبز، سالن سفیدرنگی پیدا می‌کنند. سه‌تا صندلی راحتی دسته‌دار، یک گوشه کنار چراغ پایه‌داری گذاشته شده. صفحهٔ شطرنجی با مهره‌هایش با پاکت سیگاری انگلیسی روی میز پایه‌کوتاهی به چشم می‌خورد. و تا دل‌تان بخواهد کتاب. دیوارها پر است از قفسه‌های کتاب. آدری‌ین پیش از همه متوجه قالی بزرگی می‌شود که لوله کرده، پشت یکی از صندلی‌های راحتی گذاشته‌اند. جستی می‌زند و با خنده خود را روی آن می‌اندازد. قالی، بی‌آن‌که بچه را زمین بیندازد، به‌آرامی باز می‌شود و تا جلو پای دخترها می‌رسد. آدری‌ین که از ترس و در عین‌حال خوشحالی به سکسکه افتاده فریاد می‌زند: سگ. این‌که یک سگ است. همیشه دلم می‌خواست یک سگ داشته باشم. اسمش را می‌گذارم نلو. بگذار بیایم پایین، نلو. و نلو که اسمش نلو نیست، رام و خاطرجمع بی‌حرکت می‌ماند. از نژاد سن برنار است. از نوازش‌های پسرک لذت می‌برد، از شادی غرغر ملایمی می‌کند و روی کف‌پوش چوبی اتاق دراز می‌کشد.

بچه‌ها همراهِ سگ برمی‌گردند پایین و می‌روند توی آشپزخانه. باران بیرون پیچان‌وغران روی شیشه‌ها می‌کوبد و پنجرهٔ بالای ظرف‌شویی را که باز است به‌هم می‌زند. ایزابل می‌رود پنجره را می‌بندد و چراغ را روشن می‌کند. آسمان تیره و گرفته است، در یک چشم به‌هم زدن روشنایی‌اش را از دست داده. ایزابل می‌بیند آدری‌ین کنار پوزهٔ سگ روی زمین دراز کشیده و آنا دارد به‌دقت سیبی را پوست می‌کند و می‌کوشد پوست را یک تکه از میوه جدا کند. خُب دیگر. اوضاع آن‌قدرها هم نومیدکننده نیست. درست است که مامان و بابا ما را به حال خود رها کرده‌اند، ولی جادوگری را فرستاده‌اند تا از ما مراقبت کند. جادوگری مهربان و خوش‌قلب، با یک شیر.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب ایزابل بروژ و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:ایزابل بروژ
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:کریستین بوبن
مترجم:پرویز شهدی
انتشارات:نشر چشمه
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۸۹/۰۷/۱۶
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۳۳.۳۴ مگابایت
شابک:۹۷۸-۹۶۴-۳۶۲-۹۱۷-۵
تعداد صفحه‌ها:۱۰۹ صفحه
قیمت کتاب:۷۳۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

s.h
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۱/۲۳

چقد لطیف و با احساس و دوست داشتنی بود. خیلی لذت بردم

۰
مهری ماه
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۲/۰۲

من این کتاب رو دو سه ساعته خوندم و لذت بردم چقدر زیبا بود یک داستان پر از احساس و با کشش عالی... توصیه میکنم

۰
کاربر ۳۹۲۱۶۳۹
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۹/۱۱

بی نظیر و فوق العاده خیلی لذت بردم

۰
banoo
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۶/۱۴

وقتی از مهربانی بی کم و کاست صحبت میشود ،از آدم هایی که یکدیگر را نمی شناسند ولی بعد میشوند جزیی جدایی ناپذیر از یکدیگر ... کتاب زیبایی ست لطیف و روان با پایانی بسیار متفاوت

۰
Resistance 370
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۰۱/۱۹

پایانشو دوست نداشتم

۰
شرق‌زاد؛
۱۴۰۵/۰۲/۲۴

خیلی روایت لطیف و کندی بود. حتی کمی هم ملال‌آور. شاید چون نتونستم کتاب رو پیوسته بخونم اون حسی که بقیه ازش حرف می‌زدند، درون من شکل نگرفت. فکر کنم من هنوز آماده این طیف ادبی و اشعار فرانسوی نیستم.

۰
AS4438
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۸/۰۹

داستانی جالب بانثری زیبا، بخش آخرکمی گنگ‌بود چه کسی پیرزن را بامرگ روبرو کرد، محبت پیرزن درحق ۳ بچه که هیچ آشنائی باآنها نداشت وفقط از باب مهربانی ازآنها نگهداری کرد، نثری عاشقانه وزیبا، برای یکبار خواندن خوب است.

۱
Mi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۱/۰۲

حسش کردم فکر میکنم همین برام کافیبود

۰
Nazanin
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۱/۲۹

حس عجیبی داشت برای من، فوق العاده بود...

۰

بریده‌هایی از کتاب

saye.mfd
۸
دخالتی نمی‌کنم. آزادت می‌گذارم. فقط به تو می‌گویم: اگر چیزی یا کسی را زندانی کنیم، در واقع با این کار خودمان را زندانی کرده‌ایم. آن‌چه را نابود می‌کنیم، به نوبهٔ خود ما را هم به نابودی می‌کشاند. ده ثانیه، هنوز وقت داری. خوب فکرهایت را بکن. دست‌ها و چشم‌هایت را به ناپاکی می‌کشاند، ایزابل. در تومی‌گندد.
arman eghbali
۷
می‌گوید اگر با آدم حرف بزنند، شفا می‌یابد، حرف زدن، سگ را هم می‌تواند معالجه کند.
fuzzy
۶
خوب می‌دانی کسانی که منتظرشان هستی، درون خودت گم شده‌اند.
مریم برزویی
۶
وقتی آن‌هایی که دوست‌تان دارند خوابند، هیچ خطری تهدیدتان نمی‌کند. اگر آن‌ها خوابیده‌اند دلیل بر این است که مطمئن شده‌اند هیچ حادثهٔ ترسناکی در کمین‌تان نیست. تازه، استراحت کردن‌شان به این معنا نیست که حضور ندارند، بیشتر مانند چراغی هستند که فتیله‌اش را پایین کشیده و نورش را کم کرده‌اند، بی‌آن‌که خاموش شده باشد.
MIEL
۵
خانه‌ها هم مانند آدم‌ها هستند؛ سن‌وسال خودشان را دارند و خستگی‌ها و دیوانه‌بازی‌هاشان را. یا نه، آدم‌ها هستند که مثل خانه‌ها، زیرزمین دارند، یا انباری‌های زیرشیروانی، با دیوار و گاه پنجره‌هایی بسیار روشن که طرف باغ‌ها و حیاط‌هایی قشنگ باز می‌شوند.
کاربر ۲۰۸۴۰۷۳
۴
هیچ‌وقت هیچ کاری را تمام نمی‌کند. در هر کاری همزمان روی دو مسیر حرکت می‌کند، به همین دلیل هم هیچ‌کدام را به پایان نمی‌رساند
FMG
۴
آدم هرگز نباید خلاف میلش عمل کند، هرگز.
saye.mfd
۴
از همهٔ این‌ها گذشته هیچ‌چیز شاهدی بر آن نیست، تصویری برای خوشبختی وجود ندارد. خوشبختی عدم حضور است، سرانجام از خود رها شدن و به همهٔ چیزی‌های دوروبر پیوستن. عدم حضور تصویری ندارد. با این‌همه، چرا، می‌توانم از این سال‌ها تصویری داشته باشم. کافی است چشم‌هایم را ببندم و فکرم را کامل متمرکز به اتاق سبز بکنم وقتی در آن نیستم، یا به درخت گیلاس قرمز وقتی نمی‌بینمش، یا به ترانه‌های ژاک موقعی که آن‌ها را نمی‌شنوم. خوشبخت بودن یعنی این، یعنی زمانی که وجود نداشته‌ام، یعنی وقتی زندگی‌ام هنوز در این زندگی نبوده، موقعی که زندگی‌ام به طور کامل در زندگی مستحیل می‌شده. هیچ‌جا، خوشبختی‌یی وجود نداشته.
siavash fouladi
۴
دیروز خوشبخت بودم. امروز عاشقم، این دو خیلی باهم فرق دارند. چه‌بسا کاملاً متضادند.
khorasani
۴
می‌گوید اگر با آدم حرف بزنند، شفا می‌یابد، حرف زدن، سگ را هم می‌تواند معالجه کند.