میلان کوندرا

میلان کوندرا، در ۱ آوریل ۱۹۲۹ در چکسلواکی سابق در یک خانواده از طبقه متوسط جامعه زاده شد. او با الهام از پدرش که موسیقی‌دان و آموزگار پیانو بود، با موسیقی آشنایی عمیقی یافت. او از نسل جوانانی بود که تحت تاثیر جنگ جهانی دوم و اشغال آلمان و حضور کمونیسم رشد یافتند. میلان کوندرا، به دانشگاه پراگ رفت و در رشته سینما تحصیل کرد. در همین زمان، نخستین تجربه‌هایش در زمینه نقد فیلم را کسب کرد. او در زمان دانشجویی و پس از آن، به همراه دیگر نویسندگان اصلاح‌طلب حاضر در رژیم کمونیستی، در جنبشی به نام «بهار پراگ» فعالیت می‌کرد. «سبکی تحمل‌ناپذیر زندگی» که سال‌ها بعد نوشته شد، زندگی دو زن در این دوره از تاریخ را روایت می‌کند که نماینده جامعه روشنفکر و نوگرای این کشور هستند. او سرانجام در سال ۱۹۷۵ پس از ناکامی‌های اجتماعی و سیاسی، ناگزیر به فروگذاشتن رویاهای اصلاح‌طلبانه خود شد و از چکسلواکی مهاجرت کرد. سپس تابعیت این کشور را در ۱۹۷۹ ترک کرد و از سال ۱۹۸۱، شهروند کشور فرانسه شد.


آثار ادبی میلان کوندرا از دید تاریخی تحت تاثیر دوران پرآشوب کشورش است و از دید فلسفی از نیچه الهام گرفته است. از مهمترین رمان‌های کوندرا می‌توان به «سبکی تحمل‌ناپذیر زندگی»، «انقلاب مخملی»، «هویت»، «فراموشی» و «جاودانگی» اشاره کرد که تصویری بنیادین از اندیشه‌های اجتماعی، فلسفی و سیاسی وی عرضه می‌کند. به نظر می‌رسد پس از دوران زندگی او در چکسلواکی و مهاجرتش از این کشور، گونه‌ای از ایدئولوژی‌زدایی در آثار وی روی داد. به طوری که در آثار جدیدترش، تنها دغدغه‌های انسانی و اجتماعی خودنمایی می‌کند. برای نمونه در «هویت» به تحلیل شخصیت انسان‌های امروزی و شناخت‌پذیری آن می‌پردازد و در رمان دیگرش «آهستگی» که در ۱۹۹۵ منتشر شد، شتاب در زندگی و تمایل به بروز و خودنمایی انسان‌ها را محصول مدرنیسم می‌داند.


جدیدترین اثر میلان کوندرا «جشن بی‌معنایی» نام دارد که در سال ۲۰۱۴ به چاپ رسیده است. او اکنون به عنوان نویسنده‌ای انزواطلب شناخته می‌شود که کمتر با رسانه‌ها گفتگو می‌کند. کوندرا، یکی از کسانی است که بارها به عنوان شانس دریافت جایزه نوبل ادبیات مطرح بوده است.


down