با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
گرترود

دانلود و خرید کتاب گرترود

۳٫۷ از ۷ نظر
۳٫۷ از ۷ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب گرترود  نوشته  شهلا حمزاوی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب گرترود

رمان «گرترود» نوشته هرمان هسه، ادیب، نویسنده و نقاش آلمانی و برنده نوبل ادبی ۱۹۴۶ داستان آهنگسازی معروف به اسم کان و رابطه پیچیده‌اش با دو هنرمند دیگر است.

هاینریش موث خواننده اپرا است او افسرده و خودآزار است؛ اما گرترود زنی مهربان و با اعتماد به نفس است و کان از همان ابتدا مجذوبش می‌شود. برخلاف انتظار کان، رابطه عاشقانه‌‌ای میان هاینریش و گرترود، که هر دو برای پیوستن به اپرای کان آمده‌اند، شکل می‌گیرد. آنها ازدوج می‌کنند ولی ازدواج‌شان به خاطر نوع نگاه متفاوتی که به زندگی دارند و تفاوت‌های بنیادین دیگر به شکست می‌انجامد. شکستی فاجعه‌بار که زندگی هردو را تحت تاثیر قرارمی‌دهد؛ اما در کنار این فاجعه، اتفاق دیگری هم در حال وقوع است. اتفاقی دور از انتظار. رابطه تراژیک گرترود و هاینریش منبع الهامی برای کان می‌شود تا موفق‌ترین اپرای زندگی‌ هنری‌اش را بسازد.

این اثر هسه هم مثل رمان‌های دیگرش در مورد کمال‌گرایی و تخیلات ریز و درشت فلسفی آدم‌ها است. هرکدام از شخصیت‌های رمان هسه بخشی از تفکرات، احساسات و دریافت‌های عمیق او را از زندگی نشان می‌دهند.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۴)
خانم کتابخوار
۱۳۹۹/۰۹/۱۸

از معدود کتاب هایی بود که از همون صفحات ابتدایی جذبش شدم. خیلی از خوندنش لذت بردم یه داستان عاشقانه که پر از مفاهیم ارزشمنده. شخصیت اصلی داستان در حیطه ی موسیقی فعالیت داره

ا.م
۱۳۹۹/۱۰/۰۹

یک رمان روان ، بیان کننده افت و خیز روحی آدمها، شخصیت اصلی داستان نوازنده ای بود که آدمهای دور و برش کاستیهای شخصیتیش رو کامل می کردند.

Dav00d Darigh
۱۳۹۹/۰۲/۱۳

داستان به قدری جذابه و ترجمه هم انصافا خوب بود که احساس میکردم توی خود ماجرا هستم

Ray Ray
۱۳۹۸/۰۵/۰۹

ترجمه فاجعه!!!

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲۵)
ممکن است احساس تنهایی و خلاء یک بیماری باشد ولی چه می‌شود کرد. در خواب راه رفتن هم یک بیماری است، اما کسی که از آن رنج می‌کشد لبه پشت‌بام را می‌گیرد و می‌رود، فقط وقتی صدایش کنند و او را به خود آورند، از خواب می‌پرد و به پایین سقوط می‌کند و از بین می‌رود.»
رضا عابدیان
اغلب مردم معتقد به هر دو هستند. یعنی هم خیر و هم شر، با در نظر گرفتن وضع هوا، سلامتی و اوضاع جیبشان. آن دیگران هم که معتقداتی دارند با آن معتقدات زندگی نمی‌کنند. مثلا خود من اعتقاد به افکار بودا دارم که زندگی ارزشی ندارد. اما دقیقآ برای چیزهایی که برایم ارزش دارند و خلاصه با احساساتم سر و کار دارند زندگی می‌کنم. درست مثل این‌که مهم‌ترین کار ما اینست که پاسخگوی حواس پنجگانه خود باشیم. حالا اگر در این برخورد با زندگی هم ارضاء می‌شدیم ایرادی نداشت».
رضا عابدیان
چرا باید انسان مکرر صبح بیدار شود، بخورد، بیاشامد و دوباره به رختخواب بازگردد؟ خیال می‌کنم فقط کودکان، انسان‌های اولیه و نوجوانان بسیار سالم از این تکرار مکررات رنج نمی‌برند. البته اگر انسان خیلی روی این مسائل مکث نکند، مطمئنآ از بیدارشدن‌ها و خوردن‌ها و آشامیدن‌ها نه تنها شاد می‌شود و احساس رضایت می‌کند، حتی به دنبال تغییر در آن هم نیست؛ اما اگر انسان درخواستش از زندگی در این مرحله متوقف نشود و با اشتیاق و امید به دنبال لحظات واقعی باشد تا در شعاع آن بتواند افکار ناگوار را بزداید و به مسرت واقعی دست یابد، در این حال است که می‌شود این لحظه‌ها را خلاق نامید.
رضا عابدیان
چشمان سیاهش را به چشمم دوخت و گفت: «تو از هر نظر نمونه کامل یک هنرمند هستی. هنرمند هم به خلاف آنچه مردم انتظار دارند، آدم خیلی سرحال و شادی نیست که هر لحظه از روی هیجان و التهاب هنر بیافریند، بلکه موجود بدبختی است که هر لحظه به لحاظ غنای روح خود در خفقان است و ناچار مقداری از آن را باید به دیگران انتقال دهد. این‌که هنرمندان مردمان سرحالی هستند دروغ محض است و سخنی خیلی دور از ذوق و قریحه. موزارت سرحال مثلا روان خود را با شامپانی درمی‌یافت و در نتیجه به نان شب محتاج بود! حالا این‌که چرا بتهوون به جای ساختن آن همه آهنگ‌های اعجاب‌انگیز زیبا در جوانی دست به خودکشی نزد کسی نمی‌داند. هنرمند حقیقی باید بدبخت باشد و غیرواقع‌بین! باید هر بار کیسه و توبره‌اش را باز می‌کند به نظرش بیاید که فقط مروارید در آن می‌یابد و گنجی در آن نهفته دارد.»
رضا عابدیان
حتی اگر سرنوشت برونی‌ام به روال مقدر همه انسان‌ها از پیش تعیین و به من تکلیف شده باشد، اما حیات درونی‌ام ساخته و پرداخته وجود خودم بوده و خود را شخصآ مسئول و پاسخگوی همه شادی‌ها و تلخی‌های آن می‌دانم
ا.م
انسان قادر است بسته به نوع برخورد با مسائل، آنچه که پیش می‌آید را پذیرا بشود.
Dav00d Darigh
عشق، رازی است نهان در حیات انسان‌ها که گاه ارزنده‌ترین انسان‌ها را به قربانی می‌گیرد و نابودشان می‌سازد.
Mahsa
«دوست عزیزم، به راستی نامه‌تان ناراحتم کرد. درد و رنج شما را درک کردم؛ اما رفتار گستاخانه‌تان را نمی‌بخشم. شما خود می‌دانید که تا چه حد برایتان علاقه و احترام قائلم، اما از وضعیت خود کاملا راضی و خشنودم و هنوز تصمیمی نسبت به تغییر آن نگرفته‌ام. البته اگر احساس کنم خطر از دست دادن شما وجود دارد از هیچ کاری برای پیشگیری از آن مضایقه ندارم، اما پاسخی برای آن نامه پرشور و بی‌پروا ندارم. صبور باشید دوست من؛ بگذارید مسائل میانمان همان گونه بماند که بود. وقتی همدیگر را دیدیم راجع به همه مطالب صحبت خواهیم کرد. در دیدار حضوری کارها آسان‌تر خواهد شد. دوستدار شما گرترود»
valencia
تمام قدرت و خلاقیت انسان‌ها زاییده ضعف و محرومیت و اشتیاقشان است
Dav00d Darigh
ممکن است احساس تنهایی و خلاء یک بیماری باشد ولی چه می‌شود کرد. در خواب راه رفتن هم یک بیماری است، اما کسی که از آن رنج می‌کشد لبه پشت‌بام را می‌گیرد و می‌رود، فقط وقتی صدایش کنند و او را به خود آورند، از خواب می‌پرد و به پایین سقوط می‌کند و از بین می‌رود.
ا.م

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۹۵ صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۶,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۱/۰۳/۱۴
تعداد صفحات۱۹۵صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۶,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۱/۰۳/۱۴