معرفی و دانلود کتاب همزاد + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب همزادsubscriptionAvailable

کتاب همزاد

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۴۷ رأی)
انتشارات: 
نشر روزگار

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب همزاد

«همزاد» نوشته فئودور داستایفسکی(۱۸۸۱-۱۸۲۱)نویسنده برجسته روس است. این کتاب که دومین رمان داستایوسکی است، در سال ۱۸۴۶ منتشر شد. قهرمان داستان، گولیادکین، یک کارمند دولت است که تلاش دارد از سلسله‌ مراتب اداری فراتر رود و شأنی فراتر از جایگاه کارمندی برای خود ایجاد کند. او در آغاز داستان سوار یک کالسکه مجلل می‌شود که برای یک روز کرایه کرده است، کالسکه‌ای که شرحش با توصیفاتی عاشقانه بیان می‌شود. گولیادکین درست همان زمانی که در اوج عظمت خود بر کالسکه به عابران دست تکان می‌دهد، دو همکار جوان خود را که نیمی از سن او ولی رتبه‌ای برابر با او دارند را می‌بیند و سریع به گوشه‌ای از کالسکه پناه می‌برد. ترس از تلاقی شخصیت کارمندی‌اش با آن آرمانی که بر کالسکه سواری می‌کند او را در کابوسی قرار می‌دهد. کابوسی که او را به درون گردبادی از شک و سوظن پرتاب می‌کند و تا انتهای داستان او را به این سو و آن سو می‌برد. گولیادکین حاصل هوای مرطوب و مه‌آلود و غم‌افزای پترزبورگ است و از آن بیشتر زاده محیط پرتشنج اداره و نظام قهار و جبار اداری و سلسله‌مراتبی که با آن همراه است و از نظام ارتشی چیزی کم ندارد. در بخشی از کتاب می‌خوانیم: مردی که حالا مقابل آقای گولیادکین نشسته بود موجب وحشت و شرم او می‌شد، او همان کابوس روز گذشته‌ی او بود. خلاصه خود آقای گولیادکین بود، نه آقای گولیادکینی که روی صندلی‌اش نشسته بود و با دهان باز و خودکاری در دست به‌عنوان معاون مشغول کار بود. نه آن کسی که آرزو می‌کرد ذوب شود یا در میان جمع محو گردد. نه آن مردی که با رفتارش آشکارا بیان می‌داشت: «به من دست نزنید، من هم به شما دست نمی‌زنم» یا «در کار من دخالت نکنید و خواهید دید که من هم با کسی کاری ندارم.» نه، این آقای گولیادکین دیگری بود.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب همزاد و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابهمزاد
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندهفئودور داستایفسکی
مترجمنسرین مجیدی
انتشاراتنشر روزگار
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۳/۰۳/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۴۸ مگابایت
شابک۹۷۸۹۶۴۳۷۴۵۲۵۷
تعداد صفحه‌ها۱۸۴ صفحه
قیمت کتاب۳۶۰۰۰ تومان
برچسببهترین‌های ادبیات داستانی

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

AK7
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۷/۰۲

داستایوفسکی داستان هاشو کش نمیده بلکه اون مثل یک روانشناس عمل میکنه و میخاد خواننده رو با فراز و فرود احساسات شخصیت های داستان، در یک موقعیت خاص(بعضا معمولی) آشنا کنه. اگ داستایوفسکی براتون خسته کنندس احتمالا به رمان های داستان...بیشتر

۰
Mohammad
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۳/۲۳

(۳-۲۰-[۲۸]) شخصیت پردازی عالی بود؛ در جاهایی از داستان این حس به خواننده منتقل میشه که شخصیت اصلیِ داستان بیماره و البته از نظر علم روانشناسی هم چنین بیماریی - با همین نام یعنی همزادپنداری - وجود داره که شخص به...بیشتر

۰
MhmD
۱۴۰۱/۱۲/۲۳

داستایوفسکی در همزاد از ایده جالبی بهره میبرد؛چه میشد اگر شخصی را کاملا شبیه به خودمان با همان اسم ولی با شخصیت متفاوتی ملاقات می کردیم؟ جالب و البته ترسناک است. همزاد داستان چندان بلندی نیست و همه ی داستان حول همین...بیشتر

۰
noumena
توصیه نمی‌کنم.
۱۳۹۹/۱۱/۱۴

مترجم متن رو به شدت درهم و برهم ترجمه کرده و حس میکنم از متن اصلی هم ترجمه نشده بدون هیچ پاورقی هیچ مقدمه موخره و هیچ توضیحی در کل کار ضعیفی بود

۱
Pendar Ghorbani
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۸/۰۸

خیلی عجیب بود این کتاب... آقا گولیادکین از اوایل رمان خودش رو جدا از همه ی مردم می‌دید... و من احساس می‌کنم این همزاد در اصل جنگ آقای گولیادکین با خودش درون خودش بود... اوایل رمان گفت که می‌تواند همه را گول بزند...بیشتر

۰
کاربر 7198708
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۴/۱۱/۰۷

ترجمه و ویرایش کتاب از بد هم بدتر است، لطفا این کتاب را با ترجمه آقای سروش حبیبی بخوانید. نسخه خیلی بهتری هستش.

۰
هامون
۱۴۰۱/۰۷/۰۷

ترجمه افتضاح بود

۰
fatima
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۵/۰۹

گلیادکین، کارمند دون‌پایه و بی‌چیز، اونقد در منجلاب زندگی فرومایه‌ی خود فرورفته که انگار به ناچار همزادی باید خلق کنه تا خلأها و حفره‌ها و گره‌های درونی‌اش را بتونه تحمل کنه. همزاد او خودشه با تمام مشخصات ظاهری‌اش. انگار دو...بیشتر

۰
تام ریدل
۱۳۹۸/۰۹/۰۱

تازه شرو کردم به خوندش و فک کنم همین امروز تمومش کنم چون اینترنت قط شده😭و من فعلن کاری برا انجام دادن ندارم..... واما کتاب کتاب خوبیه بخصوص با ترجمه سروش حبیبی.... الان که به صفحه 87رسیدم ....تا حالا که کتاب خیـــلی...بیشتر

۲
هانا F
۱۳۹۷/۰۵/۲۰

عالی بود

۰
erfanashyani
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۵/۲۳

خود کتاب مفهوم پیچیده ای دارد و بسیاری از فیلم ها همچون باشگاه مشت زنی از آن الهام گرفته شده اند.

۰
نازبانو
۱۳۹۶/۱۰/۲۶

عاااالی و پر از هیجان

۱
سحر
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۲/۲۲

من تازه خوندن آثار داستایوفسکی رو شروع کردم و هنوز نتونستم با قلمش اون‌طور که باید ارتباط بگیرم. به‌نظرم کشمکش‌های درونی شخصیت‌ها کمی طولانی و به‌ندرت غیرضروری هستن. هرچند که من با خوندن توصیفات خوددرگیری‌های ذهنی گولیادکین، درست به اندازهٔ خود گولیادکین...بیشتر

۰
Aida F
۱۴۰۵/۰۱/۱۷

ترجمه خیلی بد بود.

۰
sadaf
۱۴۰۴/۱۰/۰۹

ترجمش خوب بود ولی ترجمه ی سروش حبیبی رو‌ ترجیح میدم مقایسه کردم و خیلی بهتر بود کتاب تقریبا پیچیده ایه و باید حتما با ترجمه ی خوب بخونیدش تا متوجه پیچیدگی شخصیت اصلی بشید و حتما لعد خوندنش نقد...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

Mohammad
۴۵
من چه هستم؟ قاتل خودم
amir
۱۲
می‌خواهم این ایده را بسط دهم که افرادی که ماسک می‌زنند این روزها تعدادشان بسیار زیاد شده است و تشخیص انسان‌ها از زیر ماسک بسیار دشوار است...»
MhmD
۶
هیچ ویژگی خاصی نداشت که نظر کسی را جلب کند. آدمی بود مثل همه‌ی مردان دیگر، آقایی مثل آقاهای دیگر، البته شاید خصوصیات اخلاقی خوب و باارزشی هم داشت، خودش بود.
nsar
۶
«کسی که می‌تواند صبر کند به موقع به هدفش دست می‌یابد.»
Mani Molaei
۵
آدم‌هایی هستند که گمراهی را دوست ندارند وفقط در جشن‌های بالماسکه نقاب بر چهره می‌زنند. عده‌ای هم می‌پندارند بالاترین اهداف بشر با پابر زمین کوفتن به دست می‌آید. بله، آقایان، برخی از آدم‌ها هم نمی‌گویند خوشبخت‌اند و از زندگی لذت می‌برند مگر اینکه لباس‌های‌شان مناسب باشد. سرانجام، افرادی هستند که دوست ندارند بی‌هدف به هرسو بدوند و سر از کار دیگران دربیاورند و فضولی کنند...
amir
۵
«نه، می‌دانید آنتون آنتونوویچ، می‌گویم انسان باید فقط به هنگام نیاز از ماسک استفاده کند مثلاً در کارناوال‌ها و جشن‌های بالماسکه. من جلوی مردم و در زندگی روزمره ماسک نمی‌زنم،
amir
۴
«کریستیان ایوانوویچ، من عاشق آرامشم و از سروصدای جهان بیزارم. در این دنیای شلوغ و در میان مردم انسان باید بلد باشد پایکوبی کند...» و با این سخنان با کفش روی تخته‌های کف اتاق کوبید. «مردم از آدم انتظار پایکوبی دارند، یا باید مرتب ازشان تعریف کنید... همین... من هرگز این کارها را یاد نگرفته‌ام کریستیان ایوانوویچ، من این حقه‌بازی‌ها را بلد نیستم. فرصت این کارها را نداشته‌ام. من آدم ساده‌ای هستم، ظاهر پرزرق و برقی هم ندارم.
Zahra kazemi
۴
احساس می‌کرد همه‌ی تردیدهایش باید به شیوه‌ای غیرمنتظره و غریب از میان برود.
Martha'e Dark
۳
درحقیقت خوب می‌دانم به چه کسی و چگونه خسارت وارد کنم. اما نمی‌خواهم دستانم آلوده شود.
ویماند
۳
«کریستیان ایوانوویچ، من عاشق آرامشم و از سروصدای جهان بیزارم. در این دنیای شلوغ و در میان مردم انسان باید بلد باشد پایکوبی کند...»