با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
دو ولگرد

دانلود و خرید کتاب دو ولگرد

۴٫۹ از ۸ نظر
۴٫۹ از ۸ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب دو ولگرد  نوشته  مرضیه  خسروی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب دو ولگرد

«دو ولگرد» نوشته جیمز جویس(۱۹۴۱-۱۸۸۲)، نویسنده و شاعر ایرلندی است. این کتاب چهار داستان کوتاه از این نویسنده را دربردارد. در یکی از داستان‌های این کتاب به نام «پانسیون» می‌خوانیم: «خانم مونی دختر یک قصاب بود. او زنی بود که کاملا می‌توانست از عهده کارهای خودش بربیاید، زنی مصمم. او با سرکارگر پدر خود ازدواج کرد و نزدیک اسپرینگ گاردنز مغازه‌ی قصابی باز کرد. اما بعد از فوت پدر شوهرش، آقای مونی رو به تباهی رفت. او مست می‌کرد، پول مغازه را بر می‌داشت و مدام قرض بالا می‌آورد. تعهد گرفتن از او هم فایده چندانی نداشت، چون خودش هم مطمئن بود که چند روز بعد آن را خواهد شکست. او با مشاجره با زنش در حضور مشتری‌ها و خرید گوشت‌های بد، کسب و کار خود را از بین برد. یک شب با ساطور به زنش حمله کرد و زن مجبور شد شب را در خانه همسایه بگذراند. پس از آن جدا از یکدیگر زندگی می‌کردند. زن به نزد کشیشی رفت و حق جدایی به همراه حضانت فرزندان را از او گرفت. پس از آن زن دیگر به شوهرش نه پول می‌داد نه غذا و نه جای خواب و همین مرد را مجبور کرد که به جرگه کارکنان کلانتری بپیوندد. او مردی پست، کوچک قامت و مست با صورت و سبیل و ابروهایی سفید بود، و بالای چشمان کوچکش که رگ‌های صورتی و لوچ بودند، مداد می‌کشید؛ او تمام روز را در اتاق ضابط می‌نشست و منتظر می‌ماند تا او را به دنبال کاری بفرستند. خانم مونی که تمام پول باقی مانده از کسب و کار قصابی را برداشته و در خیابان هاردویک پانسیونی برپا کرده بود، زنی بزرگ جثه و با ابهت بود. پانسیونش جمعیتی متغیر داشت که عبارت بودند از توریست‌هایی از لیورپول و جزیره مان و گاهی هم هنرمندان نوازنده.»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۴)
mostapha
۱۳۹۵/۰۸/۰۲

جیمز جویس کبیر.... فوق العاده. ترجمه هم عالی... کاش منوچهر بدیعی ترجمه اولیسس رو چاپ میکرد...

کاوه
۱۳۹۵/۰۶/۱۸

چهار داستان کوتاه از نویسنده توانمند کتاب برجسته اولیس.داستانهای زیبایی هستند.داستان اول درباره دو ولگرده که سر تیغ زدن یه دختر جوون شرط بندی میکنن...

یحیی
۱۴۰۰/۰۱/۲۸

داستان های ساده با توصیفات جزئی جذاب که توانایی مجسم کردن صحنه ها به خواننده میدهد. خواندنش خالی از لطف نیست

zohreh
۱۴۰۰/۰۶/۲۵

داستان‌های کوتاه جالبین

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۹)
دوست داشتم می‌رفتم و به او نگاه می‌کردم اما شهامتش را نداشتم. ‌
zohreh
‌اگر او نمرده بود به اتاق تاریک و کوچک پشت مغازه می‌رفتم و می‌دیدم که در صندلی دسته دار خود کنار آتش نشسته و نزدیک است که در پالتویش خفه شود.
zohreh
"هیچ دوستی‌یی به‌مانند دوستی دوستان قدیمی نیست، تنها به یک دوست می‌توان اطمینان کرد و همه حرف‌ها را زد و کارها را انجام داد. ”
zohreh
‌تجربه باعث بدبینی‌اش نسبت به دنیا شده بود. ‌اما هنوز کاملا ناامید نشده بود. ‌
zohreh
او تقریبا با خوشحالی و بی آن که اندوهی داشته باشد با حوصله منتظر ماند و خاطراتش رفته رفته جای خود را به امید و تصویرهایی از آینده دادند.
zohreh
‌اکنون هیچ خاطره‌ای از گذشته را به همراه نداشت؛ زیرا که ذهنش از شادی اکنون آکنده شده بود. ‌
zohreh
گاه از این ترس خود، برای لذت بردن بهره می‌برد.
zohreh
برای ‌اولین بار در عمرش خود را از مردمی که از کنارشان می‌گذشت، مهمتر حس می‌کرد. ‌اولین بار بود که روحش نسبت به خفگی و بی روحی کوچه داپل طغیان می‌کرد. ‌
zohreh
همه چیز در پاریس حال خوبی دارد. ‌اعتقاد دارند که باید از زندگی لذت برد. ‌فکرش را نمی‌کنی حق با آن‌ها باشد اگر بخواهی مزه زندگی را واقعا بچشی باید به پاریس بروی
zohreh

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۹۶ صفحه
قیمت نسخه چاپی۵,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۳/۰۶/۰۳
شابک۹۷۸-۶۰۰-۷۳۳۹-۳۲-۹
تعداد صفحات۹۶صفحه
قیمت نسخه چاپی۵,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۳/۰۶/۰۳
شابک۹۷۸-۶۰۰-۷۳۳۹-۳۲-۹