معرفی و دانلود کتاب دو ولگرد + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب دو ولگردsubscriptionAvailable

کتاب دو ولگرد

نوع کتاب
۴.۱(از ۱۲ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
جیمز جویس، مرضیه خسروی
انتشارات: 
نشر روزگار نو

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب دو ولگرد

«دو ولگرد» نوشته جیمز جویس(۱۹۴۱-۱۸۸۲)، نویسنده و شاعر ایرلندی است. این کتاب چهار داستان کوتاه از این نویسنده را دربردارد. در یکی از داستان‌های این کتاب به نام «پانسیون» می‌خوانیم: «خانم مونی دختر یک قصاب بود. او زنی بود که کاملا می‌توانست از عهده کارهای خودش بربیاید، زنی مصمم. او با سرکارگر پدر خود ازدواج کرد و نزدیک اسپرینگ گاردنز مغازه‌ی قصابی باز کرد. اما بعد از فوت پدر شوهرش، آقای مونی رو به تباهی رفت. او مست می‌کرد، پول مغازه را بر می‌داشت و مدام قرض بالا می‌آورد. تعهد گرفتن از او هم فایده چندانی نداشت، چون خودش هم مطمئن بود که چند روز بعد آن را خواهد شکست. او با مشاجره با زنش در حضور مشتری‌ها و خرید گوشت‌های بد، کسب و کار خود را از بین برد. یک شب با ساطور به زنش حمله کرد و زن مجبور شد شب را در خانه همسایه بگذراند. پس از آن جدا از یکدیگر زندگی می‌کردند. زن به نزد کشیشی رفت و حق جدایی به همراه حضانت فرزندان را از او گرفت. پس از آن زن دیگر به شوهرش نه پول می‌داد نه غذا و نه جای خواب و همین مرد را مجبور کرد که به جرگه کارکنان کلانتری بپیوندد. او مردی پست، کوچک قامت و مست با صورت و سبیل و ابروهایی سفید بود، و بالای چشمان کوچکش که رگ‌های صورتی و لوچ بودند، مداد می‌کشید؛ او تمام روز را در اتاق ضابط می‌نشست و منتظر می‌ماند تا او را به دنبال کاری بفرستند. خانم مونی که تمام پول باقی مانده از کسب و کار قصابی را برداشته و در خیابان هاردویک پانسیونی برپا کرده بود، زنی بزرگ جثه و با ابهت بود. پانسیونش جمعیتی متغیر داشت که عبارت بودند از توریست‌هایی از لیورپول و جزیره مان و گاهی هم هنرمندان نوازنده.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب دو ولگرد و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:دو ولگرد
عنوان انگلیسی:Two gallants ,۲۰۱۱
موضوع:داستان کوتاه، داستان خارجی
نویسنده:جیمز جویس
مترجم:مرضیه خسروی
انتشارات:نشر روزگار نو
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۳/۰۶/۰۳
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱.۴۳ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۷۳۳۹۳۲۹
تعداد صفحه‌ها:۹۶ صفحه
قیمت کتاب:۲۵۰۰۰ تومان
برچسب:داستان انگلیسی، بهترین‌های ادبیات داستانی، داستان‌های مدرن کلاسیک
نسخۀ صوتی:خرید کتاب صوتی دو ولگرد

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Mohammad
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۹/۱۰

(۹-۱۰-[۲۱۸]) کتاب شامل چهار داستان کوتاهه که در اونها به مسائل روزمره، مسئله ی "شکست" در زندگی و روابط اجتماعی انسان ها پرداخته شده؛ داستان هاش ساده، قابل فهم و عاری از پیچیدگی های کلامیه.

۳
mostapha
۱۳۹۵/۰۸/۰۲

جیمز جویس کبیر.... فوق العاده. ترجمه هم عالی... کاش منوچهر بدیعی ترجمه اولیسس رو چاپ میکرد...

۲
کاوه
۱۳۹۵/۰۶/۱۸

چهار داستان کوتاه از نویسنده توانمند کتاب برجسته اولیس.داستانهای زیبایی هستند.داستان اول درباره دو ولگرده که سر تیغ زدن یه دختر جوون شرط بندی میکنن...

۰
Zohreh
۱۴۰۰/۰۶/۲۵

۵۶. داستان‌های کوتاه جالبین

۰
یحیی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۱/۲۸

داستان های ساده با توصیفات جزئی جذاب که توانایی مجسم کردن صحنه ها به خواننده میدهد. خواندنش خالی از لطف نیست

۰

بریده‌هایی از کتاب

Mohammad
۲۰
تجربه باعث بدبینی‌اش نسبت به دنیا شده بود. ‌اما هنوز کاملا ناامید نشده بود.
Zohreh
۲
دوست داشتم می‌رفتم و به او نگاه می‌کردم اما شهامتش را نداشتم. ‌
پویا پانا
۲
‌لنه‌هان پس از خوردن غذا حس بهتری داشت، کمتر از زندگی خسته بود، از لحاظ روحی هم کمتر خود را شکست خورده می‌دید. ‌هنوز هم می‌شد در گوشه دنجی بنشیند و زندگی را به خوشی بگذارند فقط کافی بود با دختر ساده لوحی که اندکی وضع مالی‌اش خوب باشد، مواجه شود.
پویا پانا
۲
در دنیا هیچ شهری از لحاظ نشاط و تحرک و هیجان به پای پاریس نمی‌رسد.
Zohreh
۱
‌اگر او نمرده بود به اتاق تاریک و کوچک پشت مغازه می‌رفتم و می‌دیدم که در صندلی دسته دار خود کنار آتش نشسته و نزدیک است که در پالتویش خفه شود.
پویا پانا
۱
اگر کسی طالب سعادت است باید از دوبلین برود. ‌در دوبلین کاری از پیش نمی‌رفت.
Zohreh
۰
‌تجربه باعث بدبینی‌اش نسبت به دنیا شده بود. ‌اما هنوز کاملا ناامید نشده بود. ‌
Zohreh
۰
"هیچ دوستی‌یی به‌مانند دوستی دوستان قدیمی نیست، تنها به یک دوست می‌توان اطمینان کرد و همه حرف‌ها را زد و کارها را انجام داد. ”
Zohreh
۰
او تقریبا با خوشحالی و بی آن که اندوهی داشته باشد با حوصله منتظر ماند و خاطراتش رفته رفته جای خود را به امید و تصویرهایی از آینده دادند.
Zohreh
۰
‌اکنون هیچ خاطره‌ای از گذشته را به همراه نداشت؛ زیرا که ذهنش از شادی اکنون آکنده شده بود. ‌