معرفی و دانلود کتاب برف‌های کلیمانجارو + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب برف‌های کلیمانجاروsubscriptionAvailable

کتاب برف‌های کلیمانجارو

نوع کتاب
۳.۳ امتیاز(از ۸ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب برف‌های کلیمانجارو

«برف‌های کلیمانجارو (داستان هایی از ارنست همینگوی، آلبر کامو و دیگران)» مجموعه‌ای از زیباترین داستان‌های کلاسیک است که محمدضا خوب‌صفت ترجمه کرده است. قسمتی از داستان «برف های کلیمانجارو» از ارنست همینگوی را می خوانید: روز کریسمس در «اسکررانز» انبوه برف روی زمین به قدری سفید و روشن بود که چشم‌ها را هنگامی که به آن نگاه می‌کردی، می‌زد و می‌توانستی مردی را که از کلیسا بازگشتند تماشا کنی. آنجا همان محلی بود که بارها در آن به اسکی رفته بود. تپه‌های شیب‌دار درختن کاج، که محل مناسبی برای اسکی و پرش بود. درحالی‌که بعد از پرش، بی‌صدا مثل یک پرنده بعد از پروازی دلپذیر، روی برف‌های نرم و خشک و سفید، مانند دانه‌های شن فرود می‌آمد، لذت می‌برد. در «مادلنرهاوز» که به علت برف سنگین و بسته شدن جاده و ادامه برف و بوران ارتباط با سایر نقاط قطع شده بود، آنها در کلبه‌ای که پر از دود فانوس بود، ورق‌بازی کرده بودند. «هرلفت» بیشتر از سایرین می‌باخت. سرانجام هر چیزی را که داشت، باخته بود. اول درآمد آموزش اسکی آن فصل را باخت و در آخر همه‌ی سرمایه‌اش را از دست داد! او می‌توانست هرلفت را با بینی درازش مشاهده کند که بعد از پایان بازی، کارت‌ها را برداشته بود و به آنها نگاه کرده بود! آنجا همیشه بازی با ورق بازی می‌کردند و زمانی هم که برف انبوهی می‌بارید، آنها بازی می‌کردند و او همیشه درباره‌ی آن فکر می‌کرد که در تمام طول عمرش سرنوشت در حال بازی با او بوده است. اما او تاکنون کلمه‌ای درباره‌ی آن ننوشته بود و نه درباره‌ی آن شب سرد کریسمس که «جانسون» افسران اتریشی را که با قطار به مرخصی می‌رفتند بمباران کرده بود! و وقتی افسران اتریشی از قطار پیاده شده و پا به فرار گذاشته بودند آنها را به مسلسل بسته بود! او به یاد داشت که وقتی جانسون بازگشته بود سر میز غذا ماجرا را تعریف کرده بود که چگونه آن افسران را به قتل رسانده است که شخصی به او گفت: ـ تو یک قاتل حرامزاده بیشتر نیستی! آنها همان اتریشی‌ها بودند که او بعداً با آنها اسکی رفته بود! البته نه دقیقاً همان اتریشی‌ها! هانس مردی بود که با او در تمام طول سال به اسکی رفته بود، آنها در کنار هم خرگوش شکار کرده بودند و در آن هنگام درباره‌ی نبردهای خونین با هم صحبت کرده بودند. جنگ پاسوبیو، پرتیکو و آسالون که او هیچ‌گاه درباره‌ی آنها کلمه‌ای ننوشته بود. او درباره‌ی مونت کارلو، سیته کامون و آرسیدوهم کلمه‌ای ننوشته بود.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب برف‌های کلیمانجارو و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاببرف‌های کلیمانجارو
موضوعداستان کوتاه، داستان خارجی
نویسندهارنست همینگوی، آلبر کامو
مترجممحمدرضا خوب‌صفت
انتشاراتنشر روزگار
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۸۰/۰۱/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۷۳ مگابایت
شابک۹۷۸۹۶۴۵۷۵۸۲۳۱
تعداد صفحه‌ها۲۰۸ صفحه
قیمت کتاب۳۶۰۰۰ تومان
برچسببرنده نوبل

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

bahar
۱۳۹۸/۰۱/۱۱

به تعداد خیلی زیاد اشتباه تایپی و تکرار در جملات وجود داشت به نظر میرسه اصلا ویرایش نشده! ای کاش یه بازنگری انجام بشه!

۰
دختر کتابخوان
۱۳۹۸/۱۲/۰۱

کتاب «برف‌های کلیمانجارو» شامل چند داستان کوتاه نوشته ارنست همینگوی است. ارنست همینگوی در این کتاب تلاش می‌کند درد و رنج انسان و نقش بی‌رحمی طبیعت در این درد و رنج را به تصویر بکشد. داستان‌هایی که در این کتاب...بیشتر

۰
Mathilda
۱۳۹۸/۰۲/۲۳

من فقط داستان مهمان (از کامو) رو خوندم. متاسفانه غلط های تایپی و ویراستاری نسبتا زیادی داشت. با ترجمه هم ارتباط نگرفنم که البته این شاید سلیقگی باشه

۰
کاوه
۱۳۹۶/۰۷/۲۹

چند داستان کوتاه خواندنی از نویسندگان برجسته دنیا.

۲

بریده‌هایی از کتاب

vahid
۱۱
چهار شرط خوشبختی از نظر «ادگار آلن‌پو» آورده می‌شود. ۱ ـ زندگی در هوای آزاد ۲ ـ عشق به یک موجود ۳ ـ فراغت از هرگونه جاه‌طلبی ۴ ـ آفرینندگی
Hossein Mehrabi
۱۰
اما موضوع به این سادگی نیست. وقتی تو از استعدادت استفاده نکنی و به دنبال آسایش و راحتی باشی و وقتت را به بطالت و بیهودگی بگذرانی، آن وقت توانایی‌های تو به مرور زمان نابود خواهد شد و زمانی فرا خواهید رسید که دیگر نتوانی چیزی بنویسی.
farid
۲
و عجیب این بود که گفتار در حاشیه آن می‌سرایید. زن گفت: چی شده هری؟ مرد گفت: - هیچی! بهتره جایت رت عوش کنی و آن طرف بنشینی، به طرف باد!
bahar
۱
نویسندگان در قصه‌های‌شان در جستجوی مسیر خوشبختی و سعادت انسان‌ها نویسندگان در قصه‌های‌شان در جستجوی مسیر خوشبختی و سعادت انسان‌ها
عاطفه
۰
زمانی که عاطفه‌ی انسانی فراگیر نباشد، پول ارزش بیشتری پیدا خواهد کرد. او این موضوع را از سال‌ها پیش فهمیده بود اما هیچ‌گاه درباره‌ی آن ننوشته بود، اگرچه ارزش نوشتن را داشت.
fatiom
۰
دائم‌الخمرها سعی می‌کردند با نوشیدن فقرشان را فراموش کنند و ورزشکارها با تمرین‌های مدام ورزشی و خسته کردن جسم، سعی در فراموش کردن فقر خود داشتند.
کاربر ۹۱۸۷۰۶
۰
«یک مرد تنها یک‌بار می‌میرد. ما فقط به خداوند یک مرگ مدیون هستیم! حال می‌خواهد امروز باشد یا هر روز دیگری در آینده، فرقی نمی‌کند!»
sarahhmyl
۰
این موضوع برای پیشوا مهم نبود که ملت آلمان گرسنگی بکشد، مردان بمیرند و زنان و کودکان گرسنگی بکشند. شهرها و دهکده‌ها و مردم باید نابود می‌شدند تا دشمن نتواند چیز سالمی را به دست آورد. این تنها راهی بود که برای حزب باقی مانده بود