جرج برناردشاو

جرج برنارد شاو (۱۸۵۶-۱۹۵۰)، نمایش‌نامه‌نویس و منتقد ادبی است. از او به‌عنوان توانمندترین نمایش‌نامه‌نویس بریتانیایی پس از شکسپیر و نافذترین رساله‌نویس پس از جاناتان سوییفت، هجونویس ایرلندی، یاد می‌کنند.


او به ایبسن، ارادت داشت و به طرفداری از او کتاب «جوهره ایبسن گرایی» را نوشت. شاو، همانند ایبسن، تئاتر را وسیله‌ای برای نجات تماشاگران از خودستایی، دورویی و بی‌عقلی می‌دانست. او از متخصصان «تئاتر خوش ساخت» به شمار می‌آمد و تماشاگران را با حرکت و سخن، ترغیب می‌کرد تا قهرمانان را همچون آدم‌های شریر و آدم‌های شریر را همچون قهرمان ببینند. او از شوخی، بسیار بهره می گرفت تا از آن نتیجه‌ای انتقادی و جدی بگیرد. نبوغ وی در خدمت اصلاح جامعه بود و حتی اگر در زمانی، حالتی دلقک‌وار به شخصیت‌هایش می‌داد، این، چیزی از جدی بودنِ نتایجش نمی‌کاست.


شاو، در تاریخ نیز آثاری دارد. وی در این آثار، از طریق مقایسه زمان حال و گذشته و ایجاد لحظه‌های کُمیک با قرار دادن شخصیت‌های تاریخی در زمان حاضر و تکرار عملکرد آنها، به بیان تاریخ می‌پردازد.


انشای شاو، به حدی روان و روشن است که گفته‌اند او همچنان که حرف می زد، مطلب می‌نوشت. او بر خلاف دیگران هرگز از پیش، طرح نمایش‌نامه را نمی‌ریخت. از خصوصیات دیگر نمایش نامه‌های شاو، کم بودن «حرکت» در آن است. حتی به نظر می‌رسد که برخی از نمایش‌نامه‌های وی به کلی فاقد حرکت است و چیزی غیر از گفت‌وگو نیست.


او برای نمایشنامه سنت ژان، در ۱۹۲۵ میلادی موفق به دریافت جایزه ادبی نوبل شد. شاو همچنین در ۱۹۳۸ جایزه آکادمی اسکار را برای بهترین فیلم‌نامه اقتباسی دریافت کرد.


از جمله آثار وی عبارت است از: «سنت ژان»، «کسب و کار خانم وارن»، «سلاح‌ها و انسان‌ها»، «کاندیدا»، «سزار و کلئوپاترا»، «بشر و فوق بشر»، «ماژور باربارا» و «پیگمالیون».


down