معرفی و دانلود کتاب مردی هست که عادت دارد با چتر بکوبد توی سرم + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب مردی هست که عادت دارد با چتر بکوبد توی سرمsubscriptionAvailable

کتاب مردی هست که عادت دارد با چتر بکوبد توی سرم

نوع کتاب
۳.۵(از ۱۰ امتیاز)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب مردی هست که عادت دارد با چتر بکوبد توی سرم

کتاب مردی هست که عادت دارد با چتر بکوبد توی سرم نوشته فرناندو سورنتینو با ترجمه محمدرضا فرزاد توسط نشر چشمه منتشر شده است. فرناندو سورنتینو یکی از نویسندگان مشهور آمریکای لاتین است که با زبانی طنز داستان‌هایش را روایت می‌کند.

درباره کتاب مردی هست که عادت دارد با چتر بکوبد توی سرم

کتاب مردی هست که عادت دارد با چتر بکوبد توی سرم داستان آدم‌های مضحکی است که به احمقانه‌ترین شکل ممکن و براساس تصادف به دردسر می‌افتند. آدم‌های داستان‌هایش باهوش نیستند و درگیر مسائل پیچیده نمی‌شوند، سورنتینو طنزپرداز است و از ظاهر طنز برای پرداخت داستان‌هایش استفاده می‌کند. زمانی که کتاب مردی هست که عادت دارد با چتر بکوبد توی سرم زا می‌خوانید حس می‌کنید می‌توانید مانند آن بنویسید اما در حقیقت این امر ممکن نیست زیرا نوع نوشتارش به ظاهر آسان اما در باطن دشوار است. داستان‌های نویسنده گاه ژانر کارآگاهی به خود می‌گیرد و خواننده را با معما به دنبال خود می‌کشد.

خواندن کتاب مردی هست که عادت دارد با چتر بکوبد توی سرم را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب برای تمام خوانندگان ادبیات داستانی جذاب است مخصوصا کسانی که به داستان‌های آمریکای لاتین و فضا شوخ‌طبعانه آن علاقه دارند. همچنین اگر عادت به گوش دادن کتاب دارید، می‌توانید با جستجوی نام کتاب صوتی مردی هست که عادت دارد با چتر بکوبد توی سرم آن نسخه را پیدا کنیدو به آن گوش کنید.

بخش‌‌هایی از کتاب مردی هست که عادت دارد با چتر بکوبد توی سرم

وای که چه‌قدر از این آنتولین متنفرم! آن‌قدر از این یارو متنفرم که سه‌بار سعی کرده‌ام بکُشمش، و هر سه‌بار هم موفق نشده‌ام.

اگر بخواهم به زبان تمثیل متوسل شوم، باید بگویم که آنتولین مظهر کثیفی است. نقداً به این حکم ساده بسنده کنم که آنتولین چرک‌ترین و هپلی‌ترین موجودِ روی زمین است.

در همهٔ سی و پنج سال عمر بوگندویش یک‌بار هم خودش را درست نشُسته است. جخت حتم دارم که این یارو بر سر عزم راسخش می‌ماند و بدون ارتکاب چنین اقدامی سربلند تا آخرین روزهای عمرش پیش می‌رود.

خدمت‌تان عارضم که آنتولین، راحت بگویم، قصاب است. صاحب یک قصابی است. صبح، ساعت پنج، از خواب پا می‌شود که برود سر کار. روی همین اصل، همیشه قبل از من حمام را اشغال می‌کند.

این را بگویم که «آن وقت‌ها جلوتر از من حمام را اشغال می‌کرد»؛ آن دورانی که ساعت هفت و نیم از خواب پا می‌شدم. که به‌هرحال این قضیه مال خیلی وقت پیش است. الآن دیگر ساعت چهار صبح پا می‌شوم.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب مردی هست که عادت دارد با چتر بکوبد توی سرم و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:مردی هست که عادت دارد با چتر بکوبد توی سرم
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:فرناندو سورنتینو
مترجم:م‍ح‍م‍درض‍ا ف‍رزاد
انتشارات:نشر چشمه
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۸/۱۰/۱۰
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱.۹۹ مگابایت
شابک:۹۷۸-۶۲۲-۰۱-۰۰۹۹-۷
تعداد صفحه‌ها:۲۱۶ صفحه
قیمت کتاب:۱۲۹۰۰۰ تومان
برچسب:وینش

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

alefzed
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۴/۰۷

مجموعه ای از داستانهای کوتاه آمریکای جنوبی‌ای!! راستش من خوشم اومد!😌بعضی داستاناش با زبان تمثیل و نماد بسیار جالب مفاهیمی مثل تنهایی،ترس،زندگی،افکار پریشان و... رو به خواننده منتقل می‌کنه و بعضی داستانهای اون هم شوخ و شنگ و جذابه!در کل توصیه...بیشتر

۰
mahi
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۰۶/۱۶

این مجموعه داستان آرژانتینی زبانی طنز و جدید داره. نویسنده از موقعیت‌هایی احمقانه، داستان‌هایی جالب ساخته. اما تمام داستان‌ها برای من جذاب نبود و سه داستان کتاب از نظر من شاهکار بودن. داستان‌های یک جور زندگی، فن شعر و شمع...بیشتر

۰
ایران آزاد
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۳/۰۳

حقیقتش من از طنز این نویسنده خوشم نیومد. داستان اول بد نبود؛ ولی دومی اصلا برای من جالب نبود. ادامه ندادم.

۰

بریده‌هایی از کتاب

mojsena
۸
«من پنج مرتبه متهم به کلاهبرداری اداری شده‌م. این رو چی می‌گی؟» «خب، ولی تو تمام موارد هم تبرئه شدی.» پیرمرد نتوانست جلوِ خنده‌اش را بگیرد. «مگه پرونده‌ای سراغ داری که توش سیاست‌مداری تبرئه نشده باشه؟»
roham.soltani
۳
سرنوشت می‌تواند چهره‌های مختلفی به خودش بگیرد
محمد جواد اخباری
۲
مثل چوپانی که دنبال گوسفند گم‌شده‌اش می‌گردد، مثل مادری که دنبال بچه‌اش می‌گردد، آنتولین تمام روز سرسختانه، اما بی‌ثمر، دنبال جوراب‌های نازنینش می‌گشت، جوراب‌هایی که شاید تنها عشق حقیقی او بودند. شکست‌خورده و مغموم، عاقبت دست از جست‌وجو کشید و به این نتیجهٔ خودپسندانه رسید که حتماً آن‌ها را دزدیده‌اند.
mojsena
۱
ولی اغلب در لحظه‌های مصیبت همه دل‌شان می‌خواهد چیزی را برای‌شان توضیح بدهند که اظهر من الشمس است.
Mehdi🐬
۱
وای که چه‌قدر از این آنتولین متنفرم! آن‌قدر از این یارو متنفرم که سه‌بار سعی کرده‌ام بکُشمش، و هر سه‌بار هم موفق نشده‌ام. اگر بخواهم به زبان تمثیل متوسل شوم، باید بگویم که آنتولین مظهر کثیفی است. نقداً به این حکم ساده بسنده کنم که آنتولین چرک‌ترین و هپلی‌ترین موجودِ روی زمین است. در همهٔ سی و پنج سال عمر بوگندویش یک‌بار هم خودش را درست نشُسته است. جخت حتم دارم که این یارو بر سر عزم راسخش می‌ماند و بدون ارتکاب چنین اقدامی سربلند تا آخرین روزهای عمرش پیش می‌رود.
Mehdi🐬
۱
«نه، در اصل دوستش دارم، چون تو کلاً هیچی حالیت نیست؛ همین باعث می‌شه به عنوان یه نویسندهٔ عمیق مشهور بشی. صنایع ادبی کارت خیلی دست‌اوله. چه‌طوری به اون تعبیرِ “ساعت دقایق را الک می‌کرد”، رسیدی؟ یا اون تیکهٔ “لب‌های پُراحساس و شانه‌های نرم”؟»
Mehdi🐬
۱
بی‌تجربگی‌مان، هیجان‌مان و عدم‌خونسردی‌مان باعث شد چند اشتباه جدی بکنیم. ولی خب، آدم از زندگی یاد می‌گیرد.
Mehdi🐬
۱
«زندگی همینه، عمر می‌گذره دُن لاگوآنا / هم‌سنگر قدیم، هیچی نمی‌مونه / بختْ امروز به‌مون لبخند می‌زنه / فردا به‌مون شلاق. فائوستو اثر استانیسلائو دِل کامپو. نظر تو چیه؟»
Mehdi🐬
۰
خلاصه، آنتولین، بخواهید نخواهید، مظهر کثیفی است. از دارِ دنیا یک جفت جوراب دارد که هر روز همان‌ها را می‌پوشد، و هیچ‌وقت هم نمی‌شویدشان.
Mehdi🐬
۰
«واسه این‌که نویسندهٔ جاافتاده‌ای بشی، حمایت جماعت هم‌جنس‌گرا خیلی لازمه.»