جملات زیبای کتاب دو ولگرد | طاقچه
تصویر جلد کتاب دو ولگردsubscriptionAvailable

کتاب دو ولگرد

نوع کتاب
۴.۱ امتیاز(از ۱۲ رأی)
پدیدآورندگان: 
جیمز جویس، مرضیه خسروی
انتشارات: 
نشر روزگار نو

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Mohammad
۲۰
تجربه باعث بدبینی‌اش نسبت به دنیا شده بود. ‌اما هنوز کاملا ناامید نشده بود.
Zohreh
۲
دوست داشتم می‌رفتم و به او نگاه می‌کردم اما شهامتش را نداشتم. ‌
پویا پانا
۲
‌لنه‌هان پس از خوردن غذا حس بهتری داشت، کمتر از زندگی خسته بود، از لحاظ روحی هم کمتر خود را شکست خورده می‌دید. ‌هنوز هم می‌شد در گوشه دنجی بنشیند و زندگی را به خوشی بگذارند فقط کافی بود با دختر ساده لوحی که اندکی وضع مالی‌اش خوب باشد، مواجه شود.
پویا پانا
۲
در دنیا هیچ شهری از لحاظ نشاط و تحرک و هیجان به پای پاریس نمی‌رسد.
Zohreh
۱
‌اگر او نمرده بود به اتاق تاریک و کوچک پشت مغازه می‌رفتم و می‌دیدم که در صندلی دسته دار خود کنار آتش نشسته و نزدیک است که در پالتویش خفه شود.
پویا پانا
۱
اگر کسی طالب سعادت است باید از دوبلین برود. ‌در دوبلین کاری از پیش نمی‌رفت.
Zohreh
۰
‌تجربه باعث بدبینی‌اش نسبت به دنیا شده بود. ‌اما هنوز کاملا ناامید نشده بود. ‌
Zohreh
۰
"هیچ دوستی‌یی به‌مانند دوستی دوستان قدیمی نیست، تنها به یک دوست می‌توان اطمینان کرد و همه حرف‌ها را زد و کارها را انجام داد. ”
Zohreh
۰
او تقریبا با خوشحالی و بی آن که اندوهی داشته باشد با حوصله منتظر ماند و خاطراتش رفته رفته جای خود را به امید و تصویرهایی از آینده دادند.
Zohreh
۰
‌اکنون هیچ خاطره‌ای از گذشته را به همراه نداشت؛ زیرا که ذهنش از شادی اکنون آکنده شده بود. ‌
Zohreh
۰
گاه از این ترس خود، برای لذت بردن بهره می‌برد.