«زمانی که همگان خود را موظف میدانند که برای رهایی از محکومشدن به توطئه علیه سنتها، سخت برای کسب حرفهای سودمند تلاش کنند و با تلاشی مضاعف در آن پیشرفت نمایند، ندایی از گروهِ مقابل به گوش میرسد؛ گروه مقابل یعنی همان کسانی که از داشتن وقت کافی و این آسایش خشنودند و در این میان شنیدن اندک داستانیهای پهلوانپنبهها و لافزدنها برایشان خوشایند است؛ و البته نباید این گونه باشد. بیکاری آن چنان که از نامش برمیآید بهمعنای انجامندادن کار نیست، بلکه انجام کارهای بسیاری است که در چارچوب متعصبانهٔ طبقه حاکم نمیگنجد.»
بهانهای برای بیکارها، کتابی است از رابرت لوئیس استیونسن. این کتاب دربارهٔ بیکاری نیست؛ در این کتاب استوینسن دربارهٔ عاشقشدن، کهنسالی و جوانی و چند موضوع دیگر هم مینویسد. اما کتاب با بازیکردن با مفهوم بیکاری آغاز میشود. بیکاری بد است یا خوب؟ چرا حتماً همه باید کار کنند؟ بیکارها همان چیزی هستند که همه تصور میکنند؟
رابرت لوئیس استیونسن در اسکاتلند به دنیا آمد. از کودکی، ضعیف و رنجور بود. پس از تحصیلات متوسطه، برای تحصیل در رشتهٔ مهندسی راهوساختمان، وارد دانشگاه ادینبورگ شد؛ اما ابتلا به بیماری سل وی را از ادامهٔ راهِ پدر باز داشت و بههمین دلیل پس از چندی به تحصیل در رشتهٔ حقوق پرداخت و پس از آن هم به کانون وکلای اسکاتلند فراخوانده شد. با وجود اینکه هر روز ضعف جسمی بر وی مستولی میشد، هیچگاه از نوشتن دست نکشید و با یکیدو مجله نیز همکاری میکرد تا اینکه ازدواج کرد و برای سرگرمکردن پسر خواندهاش، لوید آزبورن داستان جزیرهٔ گنج را نوشت. این رمان ابتدا در مجله یانگ فوکز چاپ شد و بعد بهصورت کتاب منتشر شد. نویسنده که در آن هنگام سیوسه سال داشت، بلافاصله به شهرت رسید.
قهرمانان داستانهای استیونسن، اغلب دستوپنجه نرمکردن با خطرات و ناشناختهها را به زندگی عادی و روزمره روزگار خود ترجیح میدهند. استیونسن مخالف واقعگرایی در ادبیات داستانی بود و در دفاع از شیوهٔ کارش مینویسد: «میل به کسب تجربه، وسوسهٔ پنهان هر خواننده است که در چنین داستانهایی بیش از دیگران سیراب نمیشود.»
مهارت استیونسن، در واقعی جلوهدادن حادثههای داستان است؛ قهرمانان داستان کارهای عجیب و غریبی انجام میدهند نمیتوان آن را باور کرد اما استیونسن طوری آن را نشان میدهد که واقعی مینمایند. استیونسن سعی میکند، حادثهها را در چارچوب کامل واقعیت قرار دهد.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب بهانه ای برای بیکارها و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
بسیار سخت و دردناک است که راههای بسیاری طی کرده و مشقت صعود از قلههای بلند را برخود هموار سازی و پس از آن همه ببینی که انسانها نسبت به آن چه تو کسب کردهای بیتفاوتند.
someone2
۹
بیکاری آن چنان که از نامش برمیآید به معنای انجام ندادن کار نیست، بلکه انجام کارهای بسیاری است که در چارچوب متعصبانه طبقه حاکم نمیگنجد، اما با این حال به اندازه کار(صنعت) محق است جایگاه خود را حفظ کند. باید پذیرفت که حضور کسانی که از ورود به رقابت حقیرانه کسب شش پنی، سر باز میزنند، توهین بزرگی است برای کسانی که بدان تن میدهند.
ائمه
۷
با یک بررسی منصفانه میتوان به روشنی دریافت که بسیاری از خردمندانهترین، پرهیزکارانهترین و سودمندترین نقشهایی که میبایست در نمایش زندگی ایفا نمود، کارهایی رایگان و بلاعوض هستند که انجام آنها جز با بیکاری صورت نمیپذیرد.
ائمه
۷
اگر کسی نمیتواند جز با بیکاری شادمان باشد، چنین فردی میبایست بیکار بماند.
ائمه
۳
بیکاری آن چنان که از نامش برمیآید به معنای انجام ندادن کار نیست، بلکه انجام کارهای بسیاری است که در چارچوب متعصبانه طبقه حاکم نمیگنجد
someone2
۳
هنگامی که ضرورتی برای رفتنشان به اداره نیست، هنگامی که گرسنه یا تشنه نیستند، آنگاه تمام جهان پر شور و نشاط برایشان به جایی بیمعنا بدل میشود. اگر یک ساعت یا بیشتر منتظر قطار باشند، با چشمانی باز در خلسهای احمقانه فرو میروند.
سیدمحمدحسین
۳
" آیا ارزشش را دارد؟" هرگاه هنرمندی این سؤال را از خود میپرسد، پاسخش به طور تلویحی منفی است. این سؤال هرگز برای کودکی که بر روی مبلمان اتاق نشیمن نقش دزد دریایی را بازی میکند و یا شکارچیای که در تعقیب شکار است، پیش نمیآید؛ اما خلوص اولی و اشتیاق دومی میبایست هر دو در سینه هنرمند درهم بیامزیند.
آرین
۳
اگر روح آدمی از چنان عظمتی برخوردار نبود، آنها یقیناً خودشان را به اندازه زندگی و کارشان خالی از سرگرمی و صرفاً کوتوله و کوچک مینمودند؛
سیدمحمدحسین
۲
آگاهی به اینکه به چه چیزی علاقمندید آغاز حکمت و کهنسالی است. جوانی سراسر تجربه است.
پویا پانا
۲
هرقدر بر سنمان افزوده میشود از شدت فراز و فرودهای عواطفمان کاسته شده و جای آن را احساساتی کم و بیش ثابت میگیرد؛ همان عاملی که امیدمان را ناامید میسازد، همان نیز بر میزان ادارکمان میافزاید؛ اگرچه شدت گرایش به لذات کم میشود، به همان میزان مشکلات ملایمتر و قابل تحملتر میشوند؛ و در یک کلام، این دورانی که از ما خواسته شده همه چیز را برای آن ایام ذخیره کنیم، آنچنان که گویی دوران قحط سالی است، در حقیقت غنیترین، آسانترین و شادترین دوران زندگی است.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
فقط اونجاش که میگه آخر تمام قیل و قال دنیا خاموشیه؛پس برید دنبال خوشی و تموم...
فقط دو بخشش برا م کاربردی بود، درباره عشق و سالخوردگی و جوانی. ترجمه هم دلچسب نبود.
جالب بود