معرفی و دانلود کتاب پدرو پارامو + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب پدرو پارامو

کتاب پدرو پارامو

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۴۶ رأی)
پدیدآورندگان: 
خوآن رولفو، کاوه میرعباسی
انتشارات: 
نشر ماهی
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب پدرو پارامو

کتاب پدرو پارامو (Pedro Paramo)، نوشته خوآن رولفو و ترجمه کاوه میرعباسی، داستانی فشرده، تاریک و پر از صداهای سرگردان از روستایی فراموش‌شده به نام کومالاست. رولفو در این اثر، جهان روستایی مکزیک، خشونت، گناه، تنهایی و مرگ را در هم می‌تند. داستان با سفر مردی به‌دنبال پدر غایبش، پدرو پارامو، آغاز می‌شود و کم‌کم به خاطره‌ها، گورها و اعتراف‌های ناتمام گره می‌خورد. ساختار تکه‌تکه، گفت‌وگوهای درهم و حضور مردگان در کنار زندگان فضای خاصی به اثر بخشیده است. نشر ماهی در سال ۱۳۹۷ این کتاب را منتشر کرده است. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب پدرو پارامو اثر خوآن رولفو

کتاب پدرو پارامو اثری از خوآن رولفو است که در فضایی روستایی و وهم‌آلود می‌گذرد و از همان سطرهای آغازین خواننده را به کومالا، یک آبادی سوخته و متروک، پرتاب می‌کند. راوی اول‌شخص، خوآن پرثیادو، بنا به وصیت مادرش راهی کومالا می‌شود تا پدرش، زمیندار قدرتمندی به نام پدرو پارامو، را پیدا کند و «حق» ازیادرفته‌ی خانواده را طلب کند، اما خیلی زود معلوم می‌شود که پدر سال‌هاست مرده و خود روستا بیشتر به گورستانی پر از صدا و خاطره شبیه است تا جایی زنده.

در کتاب پدرو پارامو مرز میان زندگی و مرگ، گذشته و حال و خواب و بیداری مدام جابه‌جا می‌شود. صداها از دل دیوارها، از زیر خاک، از اتاق‌های تاریک و از ذهن شخصیت‌ها برمی‌خیزند. اعتراف‌های کشیش، خاطرات دامیانا، دونیا ادوبیخس، میگل پارامو و دیگران تکه‌تکه کنار هم می‌نشینند و تصویری از مردی می‌سازند که «به کینه زنده است» و روستایی که زیر سایه‌ی او و گناهانش خشک شده است.

خوآن رولفو در این کتاب با حذف توضیح‌های مستقیم، پرش‌های زمانی ناگهانی، تغییر زاویه‌ی دید و تکیه‌بر گفت‌وگوها، داستانی فشرده و متراکم ساخته است که خواننده باید خودش جاهای خالی آن را پر کند. کتاب پدرو پارامو جهانی را نشان می‌دهد که در آن عشق‌های ناکام، خشونت، فقر، ایمان لرزان و امیدهای بربادرفته در هم تنیده شده‌اند و کومالا به «وادی اشک‌ها» بدل شده است؛ جایی که مردگان هنوز حرف می‌زنند و زنده‌ها در میان پژواک‌ها گم می‌شوند.

خلاصه داستان پدرو پارامو

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند!

کتاب پدرو پارامو از سفر خوآن پرثیادو به کومالا شروع می‌شود؛ سفری که به وصیت مادرش و برای دیدن پدر غایبش، پدرو پارامو، انجام می‌شود. او با امید گرفتن «حق» مادرش راه می‌افتد، اما در همان ابتدای راه می‌فهمد پدر سال‌ها پیش مرده و کومالا تقریباً خالی از سکنه است. هرچه بیشتر در روستا پیش می‌رود، با صداها، اعتراف‌ها و خاطرات کسانی روبه‌رو می‌شود که بسیاری‌شان دیگر زنده نیستند.

داستان میان زمان‌ها و صداهای مختلف می‌چرخد: کودکی پدرو، عشق وسواس‌گونه‌اش به سوسانا، ازدواج حساب‌شده با دولورس، مرگ میگل پارامو، کشمکش با کشیش رنتریا و سرنوشت کسانی که زیر سلطه‌ی او زندگی کرده‌اند. کومالا به‌تدریج چهره‌ی جایی را پیدا می‌کند که در آن گناه، خشونت، بی‌عدالتی و سکوت روی هم انباشته شده‌اند و حالا فقط پژواکشان باقی مانده است. محور اصلی کتاب رابطه‌ی قدرت و گناه است و اینکه چگونه یک نفر و یک خاندان می‌توانند سرنوشت یک آبادی را برای همیشه تغییر دهند.

چرا باید کتاب پدرو پارامو را بخوانیم؟

خواندن کتاب پدرو پارامو فرصتی است برای ورود به جهانی که در آن مرز میان مرگ و زندگی گسسته می‌شود و صداها از خاک و حافظه برمی‌خیزند. این کتاب تجربه‌ای متفاوت از روایت تکه‌تکه، گفت‌وگوهای پررمزوراز و فضایی است که هم‌زمان اسطوره‌ای، روستایی و بسیار شخصی به نظر می‌رسد. این اثر برای کسانی که به ساختارهای غیرخطی و فضاهای وهم‌آلود علاقه‌مندند، مناسب است.

خواندن کتاب پدرو پارامو را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن کتاب پدرو پارامو به کسانی پیشنهاد می‌شود که به رمان‌های فضا‌محور، داستان‌های چندصدایی و کاوش در تنهایی، گناه و مرگ علاقه‌مندند. همچنین به خوانندگانی پیشنهاد می‌شود که دوست دارند با متنی فشرده و پرجزئیات درگیر شوند و از کنارهم‌گذاشتن تکه‌های روایت لذت ببرند.

درباره خوآن رولفو

خوآن رولفو (۱۹۱۸‌ـ‌۱۹۸۶)، نویسنده‌ی برجسته‌ی مکزیکی، با وجود اینکه تنها دو اثر اصلی، مجموعه‌داستان دشت در آتش (۱۹۵۳) و رمان پدرو پارامو (۱۹۵۵)، را منتشر کرد، از تأثیرگذارترین چهره‌های ادبیات آمریکای لاتین در سده‌ی بیستم به شمار می‌آید. نوآوری‌های روایی او تأثیری عمیق بر نسل‌های بعدی نویسندگان اسپانیایی‌زبان، از جمله گابریل گارسیا مارکز، ماریو بارگاس یوسا و کارلوس فوئنتس، گذاشت.

رولفو دوران کودکی خود را در منطقه‌ای روستایی در مکزیک سپری کرد و از نزدیک شاهد پیامدهای خونبار جنگ کریسترو در سال‌های ۱۹۲۶ تا ۱۹۲۹ بود. این رویدادها خانواده‌ی او را که از زمینداران مرفه بودند، با مشکلات اقتصادی جدی روبه‌رو کرد. او تحصیلات دانشگاهی نداشت و به‌صورت خودآموخته پرورش یافت. از سال ۱۹۳۳ در مکزیکوسیتی ساکن شد و در کنار فعالیت‌های ادبی، به فیلمنامه‌نویسی برای سینما و تلویزیون نیز پرداخت. رولفو در سال ۱۹۸۳ موفق به دریافت جایزه‌ی معتبر شاهزاده آستوریاس شد.

داستان‌های دشت در آتش تصویری تکان‌دهنده از خشونت، فقر و انزوای زندگی روستایی در مکزیک ارائه می‌کنند. رولفو در این مجموعه از شیوه‌هایی بهره گرفت که بعدها به عناصر شاخص رمان نوین آمریکای لاتین تبدیل شدند؛ از جمله تک‌گویی درونی، جریان سیال ذهن، گسست‌های زمانی و تغییر زاویه‌ی دید.

شاهکار او، پدرو پارامو، داستانی پیچیده و چندلایه از جهانی میان زندگی و مرگ است؛ جهانی که در آن خاطره، رؤیا و واقعیت در هم می‌آمیزند. این رمان با نثری فشرده و ایجاز کم‌نظیر، خواننده را وادار می‌کند تا از خلال سکوت‌ها، روایت‌های پراکنده و صحنه‌های گسسته، معنای داستان را خود بازسازی کند. پدرو پارامو که از آثار بنیادین ادبیات آمریکای لاتین به شمار می‌رود، با مضامینی چون تنهایی، سرنوشت، مرگ و حافظه پیوندی عمیق دارد و از مهم‌ترین پیشگامان رئالیسم جادویی محسوب می‌شود.

چه نسخه‌های دیگری از این کتاب در ایران منتشر شده است؟

نشر چلچله با ترجمه‌ی کیومرث پارسای و نشر فردا، نشر آفرینگان و نشر ققنوس با ترجمه‌ی احمد گلشیری در سال‌های مختلف این کتاب را منتشر کرده‌اند.

بخشی از کتاب پدرو پارامو

«آبی که از شیروانی‌ها می‌چکید ماسهٔ حیاط را گود می‌انداخت: پُلُق‌پُلُق، و باز پُلُق، وسط یک برگ درخت غار که در شکاف بین آجرها روییده بود و شتابان پیچ وتاب می‌خورد. طوفان آرام گرفته بود. حالا گهگاه نسیمی شاخه‌های درخت انار را می‌جنباند و از آن‌ها باران سنگینی فرومی‌باراند که قطره‌های درخشانش بر زمین نقش می‌زد و بی‌درنگ کدر می‌شد. مرغ‌های تنگ هم، که به نظر می‌رسید هنوز خوابند، ناغافل بال‌هایشان را می‌تکاندند، به حیاط می‌آمدند و تُندتُند به کرم‌هایی نوک می‌زدند که باران از دل خاک بیرونشان انداخته بود. با عقب‌نشستن ابرها، خورشید بر سنگ‌ها نور می‌افشاند، تمام رنگ‌ها را زنده می‌کرد، آب زمین را می‌نوشید و با برق‌انداختن برگ‌هایی که باد به بازی‌شان گرفته بود، خود باد را نیز به بازی می‌گرفت.»

معرفی این کتاب در تاریخ ۲۶ مرداد ۱۴۰۵ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب پدرو پارامو و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابپدرو پارامو
عنوان در زبان مبدأPedro Paramo
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندهخوآن رولفو
مترجمکاوه میرعباسی
انتشاراتنشر ماهی
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۵/۰۴/۰۹
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۲۸ مگابایت
شابک۹۷۸۹۶۴۲۰۹۲۷۴۱
تعداد صفحه‌ها۱۹۳ صفحه
قیمت کتاب۸۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

دختر کتابخوان
۱۳۹۸/۱۱/۱۸

سفر در زمان برخی از کتاب‌ها به گونه‌ای توسط نویسنده نگاشته می‌شوند که خود را به رخ مخاطب کشیده و او را وا می‌دارد که، بارها و بارها به سراغش رفته و آن­‌را بخواند و البته در هر بار خواندن، ابعاد...بیشتر

۰
Atena snf
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۰۱/۱۹

از سخت‌خوان‌ترین کتاب‌هایی که تا الان سمت‌شون رفتم؛ اما بی‌شک فهمیدن و خوندنش از خشم و هیاهو سخت‌تر نبود. بخش اول خشم و هیاهو رو دو بار خوندم و هربار برای خوندن بخش دوم شکست خوردم. اما پدرو پارامو این‌طوری...بیشتر

۰
مهدی
مطمئن نیستم.
۱۴۰۰/۱۱/۱۳

اگر حوصله دارید بخونیدش. بعضی وقت ها مرز زنده ها و مرده ها وجود نداره، باید برگردید از قبل ترش بخونید تا بفهمید که چی شده

۰
sara
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۳/۱۲

واقعا یه کتاب کاملا عمیق و هولناک است که مخاطب را کنجکاو وقایع می‌سازد و اورا وا می‌دارد که برای درک و ارتباط گستره تر با کتاب چندین بار اورا مطالعه و حس قلبی خود را با اون پیوند بزند.......بیشتر

۰
سینا
۱۴۰۰/۰۷/۱۹

ترجمه کاوه میرعباسی بی نقصه. مجموعه داستاندشت سوزان رو هم از همین نویسنده پیشنهاد میکنم

۱
hossein jamali
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۴/۲۲

از این کتاب سه ترجمه وجود داره برای این که داستان کتاب رو متوجه‌ بشی ناچاری هر سه ترجمه رو بخونی ، وقتی کتابی رو داری می خونی می بینی یه جاهاش گنگ هستش ایراد از ترجمه است نه از...بیشتر

۰
Payam Ebrahimi
۱۴۰۳/۰۱/۲۵

یه کتاب چقدر می‌تونه خوب باشه؟

۰
ارسلان
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۱/۱۰

کتاب تو حال و هوای رئالیسم جادویه، ایده پشت داستان بشدت گیرا و کنجکاوی برانگیزه، اینه که شما بدونی تلاقی مرز زنده‌‌ها و مرده‌ها به چه شکله؟ اونم از دید نویسنده ای که با توجه به ملیتش، زیاد با این...بیشتر

۰
fateme
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۵/۰۹

لنبنب

۰
رزا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۳/۰۳

این کتاب فوق العاده هست رئالیسم جادویی واقعی بدون کلاژ کردن و سعی انگار رئالیسم جادویی تو فضا وجود داره به خودی خود. تنها کتابی که از خوندنش لذت میبرم و عاشقشم

۰
خودِ آلبوس دامبلدور
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۱/۰۳

کتاب جالبی بود کمی سخت خوانه و بعضی جاها آدم گیج میشه که چی شد و چی نشد اما خوندنش خالی از لطف نیست

۰
سپیده
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۴/۲۲

من این کتاب رو به پیشنهاد معلم کلاس نویسندگی ام خواندم که به دلم نشست، کتاب بسیار شخصیت داره، و پر از آدمه که همشون هم صحبت می کنن، و برای همین پیچیده است و نیاز به تمرکز زیاد داره...بیشتر

۰
negar
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۹/۲۵

خیلی عالیه، داستان گیرایه

۰
ایران
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۲/۰۵/۱۵

چیزی که در مورد این کتاب برام آزار دهنده بود شلوغی بیش از ظرفیت داستانه. البته که همه شخصیت ها در خدمت داستان هستند و هیچ چیز اضافه ای حس نمی کنید اما به نظرم این اثر بیشتر از اینکه...بیشتر

۰
mreza60
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۰۳

دو بار هم خوندم ولی واقعا چیز جذابی نداشت. دوبار خوندم گفتم شاید اتفاقی بیفته ولی نیفتاد خوندم که بیشتر بفهمم ولی نشد

۰

بریده‌هایی از کتاب

پیمان
۱۳
هیچ‌کس نیامد ببیندش. این‌طور بهتر شد. مرگ برکت نیست که تقسیمش کنند. هیچ‌کس دنبال غصه نمی‌گردد.
پیمان
۱۰
تنها چیزی که به آدم قوت تکون‌خوردن می‌ده امید به اینه که وقتی مُرد، می‌ره یه جای بهتر. اما وقتی یه در رو روت می‌بندن و تنها دری هم که باز می‌مونه درِ جهنمه، دیگه به چی می‌تونی دلت رو خوش کنی؟ آدم با خودش می‌گه کاش اصلا به دنیا نمی‌اومدم...
کرم کتابخوان
۹
نویسنده باید ناپدید شود و بگذارد شخصیت‌های داستانش آزادانه سخن بگویند.
کرم کتابخوان
۸
من رو توی قبر تو دفن کردن و من هم خیلی راحت بین بازوهای خالیت جا شدم. الان هم این‌جام، ورِ دلت. فقط فکر کنم باید برعکس می‌شد و من تو رو بغل می‌گرفتم. می‌شنوی؟ اون بیرون داره بارون می‌آد. ریزش بارون رو حس نمی‌کنی؟» «حس می‌کنم یه نفر داره روی ما راه می‌ره.»
کرم کتابخوان
۷
چگونه شب بر زمین پرده می‌گسترد ــ زمین، این «وادی اشک‌ها».
پیمان
۶
با خود می‌گفت: «تموم این اتفاق‌ها تقصیر منه، چون می‌ترسم مبادا به کسانی اهانت کنم که پشتیبانم هستن. خب، حقیقت هم همینه؛ اموراتم به برکت اونا می‌گذره. از فقیربیچاره‌ها که چیزی عایدم نمی‌شه. دعا که نمی‌تونه شکم آدم رو سیر کنه. تا الان که در روی همین پاشنه چرخیده و نتیجه‌ش هم همین اتفاق‌ها بوده. تقصیر منه. به کسانی خیانت کرده‌م که واقعآ بهم دلبسته‌ن و ایمانشون رو نثارم کرده‌ن، کسایی که می‌آن سراغم تا پیش خدا شفاعتشون رو بکنم.
کرم کتابخوان
۶
تنها چیزی که به آدم قوت تکون‌خوردن می‌ده امید به اینه که وقتی مُرد، می‌ره یه جای بهتر. اما وقتی یه در رو روت می‌بندن و تنها دری هم که باز می‌مونه درِ جهنمه، دیگه به چی می‌تونی دلت رو خوش کنی؟ آدم با خودش می‌گه کاش اصلا به دنیا نمی‌اومدم...
کرم کتابخوان
۵
خستگی بهترین تشک دنیاست
zahra
۴
برای بازیافتن مفهوم داستان، خواننده باید با تلاشی سرسختانه قطعات را کنار هم بگذارد، داستان هریک از شخصیت‌های کتاب را از نو شکل دهد و سرگذشت ناقص تمام آن مردگان را تکمیل کند.
پیمان
۴
دیگه چه انتظاری می‌شه ازت داشت، پدر روحانی؟ با قدرت پروردگار چه کرده‌ای؟ دلم می‌خواد خودم رو متقاعد کنم که آدم خوبی هستی و اون‌جا همه حرمتت رو نگه می‌دارن، اما خوب‌بودن کافی نیست. گناهْ خوبی نمی‌شناسه. برای ریشه‌کن کردنش باید سختگیر و بی‌رحم باشی. دلم می‌خواد باور کنم همه هنوز مؤمنند. اما ایمانشون به برکت وجود تو استوار نمونده؛ علت واقعیش خرافات و ترسه. بیش از همه دلم می‌خواد در فقری که باهاش دست وپنجه نرم می‌کنی سهیم باشم، همین‌طور در زحمتی که می‌کشی و مراقبت‌های روزانه‌ای که برای انجام وظایفت به خرج می‌دی. می‌دونم که ما توی این روستاهای فقیری که بهشون اعزام می‌شیم چه مسئولیت سخت و سنگینی به دوش داریم. اما همین موضوع بهم حق می‌ده بهت بگم نباید در خدمت یک عدهٔ انگشت‌شمار باشی که معاشت رو تأمین می‌کنن، اما درعوض روحت رو در اختیار می‌گیرن. وقتی روحت در اختیارشون باشه، چطور می‌تونی از کسایی بهتر باشی که ازت بهترن؟