
کتاب گرینگوی پیر
معرفی کتاب گرینگوی پیر
کتاب گرینگوی پیر (The Old Gringo) نوشته کارلوس فوئنتس و ترجمه عبدالله کوثری، دربارهی پیرمرد آمریکاییِ خسته و شکستخوردهای است که تصمیم میگیرد بمیرد. برای همین در کوران انقلاب مکزیک خود را به این کشور میرساند و به نیروهای انقلابی میپیوندد تا در آنجا بجنگد و کشته شود. فوئنتس در این داستان سرنوشت امبروز بییرس، نویسندهی جنجالی امریکایی، را در قالب روایتی تخیلی دنبال میکند و او را در میانهی آشوب و انقلاب در جستوجوی مرگ و رهایی نشان میدهد. نشر ماهی این رمان را منتشر کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب گرینگوی پیر
کتاب گرینگوی پیر رمانی از کارلوس فوئنتس است که بر اساس ماجرای واقعی و اسرارآمیز ناپدید شدن امبروز بییرس، نویسندهی سرشناس آمریکایی در جریان انقلاب مکزیک در سال ۱۹۱۳، نوشته شده. فوئنتس در این رمان، انقلاب مکزیک را نهفقط رویدادی سیاسی، که صحنهای برای رویارویی آدمها با هویت، حافظه، خشونت و رؤیای آزادی تصویر کرده است.
داستان سرنوشت سه شخصیت کاملاً متفاوت را روایت میکند: نویسنده و روزنامهنگار سالخوردهی آمریکایی (ملقب به گرینگوی پیر) که برای مُردن به مکزیک آمده، یک زن جوان آمریکایی که به عنوان معلم سرخانه به مکزیک سفر کرده و ژنرال جوان و پرشوری که هدایت نیروهای انقلابی مکزیک را بر عهده دارد.
کتاب گرینگوی پیر میان زمانها و زاویهی دیدهای مختلف رفتوآمد میکند و از همان آغاز با صحنهی نبشقبر و بازشناسی جسد گرینگوی پیر، حالوهوایی مرگآگاه و تأملبرانگیز میسازد. در ادامه، ورود پیرمرد امریکایی به مکزیک، پیوستن او به نیروهای انقلابی، آشناییاش با ژنرال آرویو و پسرک پِدرو و سپس ورود هریت وینسلو، شبکهای از روابط عاطفی، سیاسی و تاریخی را شکل میدهد.
درونمایهی اصلی این اثر بر محور مفاهیمی چون مرگ، هویت، تضادهای فرهنگی میان مکزیک و ایالات متحده و ماهیت انقلاب استوار است. فوئنتس در این رمان تلاش میکند تا مرزهای جغرافیایی و روانی میان دو کشور را از طریق روابط پیچیدهی عشق، حسادت و وفاداری میان شخصیتها بکاود.
خلاصه داستان گرینگوی پیر
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
رمان گرینگوی پیر سرگذشت پیرمردی امریکایی است که در ۷۱ سالگی، پس از پشت سرگذاشتن جنگ داخلی، روزنامهنگاری و زندگیای پُر از شکست و فقدان، به مکزیک میآید تا در میانهی انقلاب بمیرد. او از مرز میگذرد، اسبی میخرد، وارد بیابانهای چیهواهوا میشود و سرانجام به اردوگاه نیروهای پانچو ویلا میرسد؛ جایی که ژنرال توماس آرویو و سربازانش با تردید و کنجکاوی به او مینگرند.
گرینگوی پیر با مهارتش در تیراندازی اعتمادشان را جلب میکند و همراه قطار انقلابیون راه میافتد. در ملک سوختهی خاندان میراندا، با هریت وینسلو، معلم امریکایی، روبهرو میشود که برای آموزش فرزندان اربابان سابق آمده و حالا در میان آتش، دارزدن سربازان فدرال و جشن خشن سربازان انقلابی گیر افتاده است.
رابطهی سهگانهی گرینگوی پیر، آرویو و هریت، در دل قطاری غصبشده، اسناد قدیمی مالکیت زمین و تالار رقصی پر از آینه، به میدان کشمکش میان گذشته و حال، عدالت و انتقام و میل به مرگ و امکان دگرگونی بدل میشود.
چرا باید کتاب گرینگوی پیر را بخوانیم؟
گرینگوی پیر تصویری زنده و پرجزئیات از انقلاب مکزیک و برخورد دو جهان مکزیکی و امریکایی ارائه کرده است؛ جهانی که در آن مرز بیرونی با مرز درونی شخصیتها گره میخورد. این رمان همزمان داستان سفر بهسوی مرگ، روایت جستوجوی هویت و بازخوانی تاریخ مالکیت و ستم بر دهقانان است. خواندن این داستان فرصتی برای دیدن انقلاب، خشونت و امید از زاویهی نگاه چند شخصیت متضاد است.
خواندن کتاب گرینگوی پیر را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن گرینگوی پیر به علاقهمندان به رمانهای تاریخی، ادبیات امریکای لاتین و روایتهایی دربارهی انقلابها پیشنهاد میشود.
درباره کارلوس فوئنتس
کارلوس فوئنتس (Carlos Fuentes) (۱۹۲۸-۲۰۱۲)، داستاننویس، جستارنویس و دیپلمات مکزیکی، به عنوان یکی از تاثیرگذارترین چهرههای ادبیات اسپانیاییزبان و جنبش شکوفایی ادبیات آمریکای لاتین شناخته میشود. فوئنتس به دلیل شغل پدرش که از دیپلماتهای ارشد مکزیک بود، دوران کودکی و نوجوانی خود را در پایتختهای مختلف جهان سپری کرد؛ اقامت در واشینگتن در سال ۱۹۳۶ تسلط کامل او بر زبان انگلیسی را فراهم آورد و گذراندن دورهی دبیرستان در سانتیاگوی شیلی و بوئنوسآیرس آرژانتین، دیدگاهی وسیع و قارهای از فرهنگ آمریکای لاتین به او بخشید. او به عنوان استاد میهمان در دانشگاههایی همچون هاروارد، پرینستون، کلمبیا، کمبریج و پنسیلوانیا نیز به تدریس ادبیات پرداخته بود.
فوئنتس فعالیت ادبی خود را به طور رسمی در سال ۱۹۵۴ با انتشار نخستین مجموعهداستان کوتاهش آغاز کرد. او در طول چندین دهه فعالیت ادبی، رمانها و جستارهای متعددی به نگارش درآورد که در آنها به کاوش در هویت مکزیکی، تاریخ، اسطورهشناسی و پیچیدگیهای سیاسی مدرن پرداخته است. رمان کوتاه و سوررئالیستی «آئورا» از اولین آثار فوئنتس است که مورد تحسین قرار گرفت و استعداد او را نشان داد. «سر هیدرا»، «نبرد» و «پوست انداختن» از دیگر رمانهای مشهور این نویسنده هستند.
درباره عبدلله کوثری
عبدالله کوثری (متولد ۱۳۲۵)، مترجم و شاعر، پس از گذراندن دوران تحصیلات ابتدایی و متوسطه در زادگاهش همدان، در رشتهی اقتصاد دانشگاه ملی (شهید بهشتی) به تحصیل پرداخت. او همزمان با دورهی دانشجویی، فعالیت ادبی خود را در عرصهی شعر نو آغاز کرد و سرودههایش در نشریات مطرحی چون هفتهنامهی خوشه به سردبیری احمد شاملو و ماهنامهی نگین به سردبیری محمود عنایت انتشار یافت؛ کوثری از شاعران حاضر در رویداد فرهنگی شبهای شعر خوشه بود که در کنار احمد شاملو، مهدی اخوانثالث، حمید مصدق و نصرت رحمانی به شعرخوانی پرداخت.
او پس از پایان تحصیلات دانشگاهی و اقامتی کوتاهمدت در لندن، به ایران بازگشت و تمرکز حرفهای خود را معطوف به ترجمهی آثار ادبی کرد. جریانسازی اصلی او در معرفی ادبیات داستانی نویسندگان آمریکای لاتین و نویسندگانی همچون فوئنتس، یوسا و دونوسو رقم خورد. کارنامهی عبدالله کوثری شامل ترجمهی بیش از ۵۰ عنوان کتاب است که رمانهای «گرینگوی پیر»، «نبرد»، «آئورا»، «جنگ آخرالزمان»، «سور بز»، «گفتوگو در کاتدرال»، «باغ همسایه» و «حکومت نظامی» از جملهی آنها هستند.
اقتباسها از رمان گرینگوی پیر
در سال ۱۹۸۹ فیلم سینمایی گرینگوی پیر بر مبنای همین رمان فوئنتس ساخته شد که در آن گریگوری پک و جین فوندا نقشهای اصلی را داشتند. لوئیس پوئنسو کارگردان این اثر بود.
بخشی از کتاب گرینگوی پیر
«"گرینگوی پیر به مکزیک آمده بود تا بمیرد."
سرهنگ فروتوس گارسیا دستور داد فانوسها را دایرهوار گِرد خاکپشته بچینند. سربازان، عرقریزان، عریان تا کمر، گردنها خیس از عرق، بیلها را برداشتند و سختکوشانه به کندن افتادند. تیغهٔ بیلها به درون بوتهها فرورفت.
گرینگوی پیر: این نامی بود که آنها بر مردی نهاده بودند که سرهنگ حالا به یادش میآورد؛ حالا که پِدِروی جوان چشم به جنبوجوش مردانی دوخته بود که در شبِ بیابان تلاش میکردند. پسرک دیگربار گلولهای را میدید که پسوی نقره را میان هوا سوراخ میکرد.
"واقعاً تصادفی بود که آن روز صبح همدیگر را توی چیهواهوا۱۵ دیدیم. خودش هیچوقت به ما نگفت، اما همهمان میدانستیم که چرا به مکزیک آمده بود؛ دلش میخواست ما بکشیمش، ما مکزیکیها، برای همین آمده بود، برای همین از مرز گذشت. آن روزها کم آدمهایی داشتیم که ولایت خودشان را ول کنند و بروند."
خاکی که با هر تیغهٔ بیل بیرون میریخت ابری سرخ را میمانست سرگردان در آسمان، بسی پایین، بسی نزدیک به نور فانوسها. سرهنگ گارسیا گفت، آنها میرفتند، آره، گرینگوها میرفتند. زندگیشان را میگذاشتند سر گذشتن از مرزها، زندگی خودشان و زندگی آدمهای دیگر را. پیرمرد هم به این دلیل به جنوب آمده بود که در مملکت خودش دیگر مرزی نمانده بود که از آن بگذرد.»

نظرات کاربران
یکی از معروفترین و مهمترین نوشتههای فوئنتس با ترجمهای درجه یک..
میشه گفت؛ شاهکار، نویسنده باادبیات فوق العاده وقایع راطوری بیان کرده که میشه درک کرد، میشه خود را درکنارشان تصورکرد، انقلاب مکزیک ووقایع مربوطه، عالی بود.
یک شاهکارِ بسیار سختخوان. حماسهای برای عشق و خون و گمگشتگی.