معرفی و دانلود کتاب روستاییان و مشروطیت ایران + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب روستاییان و مشروطیت ایران

کتاب روستاییان و مشروطیت ایران

نوع کتاب
۴.۰ امتیاز(از ۲ رأی)
پدیدآورندگان: 
سهراب یزدانی
انتشارات: 
نشر ماهی
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب روستاییان و مشروطیت ایران

کتاب روستاییان و مشروطیت ایران نوشتهٔ سهراب یزدانی است. نشر ماهی این کتاب را منتشر کرده است؛ کتابی در باب وضعیت روستاییان در دوران انقلاب مشروطه در ایران.

درباره کتاب روستاییان و مشروطیت ایران

کتاب روستاییان و مشروطیت ایران با هدف گسترش دامنه‌ٔ آگاهی از مشروطیت در ایران نوشته شده است. گفته شده است که ایران در آستانهٔ انقلاب مشروطه، جامعه‌ای کشاورزی بود و نیمی از ایرانیان در مناطق روستایی می‌زیستند. در این دوران اقتصاد ایران وابسته به محصولاتی بود که روستاییان تولید می‌کردند. در چنین جامعه‌ای جنبش مشروطه‌خواهی برخاست که پدیده‌ای شهری بود. مورخان مشروطه به‌طور معمول از رویدادهای شهر سخن گفته‌اند، اما گزارش‌های پراکنده این را نشان داده است که روستاهای ایران در سال‌های پرخروش انقلاب خاموش نبود. پژوهش حاضر به کندوکاو در جامعهٔ روستایی ایران، همزمان با انقلاب مشروطیت پرداخته و کوشیده به چند موضوع بپردازد؛ زمینه‌های نارضایتی روستاییان چگونه فراهم آمده بود؟ آنان چه خواسته‌هایی داشتند؟ درخواست‌های خود را از چه راه‌هایی بیان می‌کردند؟ کدام شیوهٔ مبارزه را به کار بستند؟ نهادهای دولتی و ملی مسئلهٔ ارضی را چگونه می‌دیدند؟ مشروطه‌خواهان چه راه‌حل‌هایی برای این مسئله‌ٔ اجتماعی پیشنهاد کردند؟ همهٔ این‌ها چه تأثیری بر روند انقلاب مشروطه گذاشت؟ همراه شوید با کتابی به قلم سهراب یزدانی.

خواندن کتاب روستاییان و مشروطیت ایران را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران مطالعه در باب وضعیت روستاییان در دوران انقلاب مشروطه در ایران پیشنهاد می‌کنیم.

درباره سهراب یزدانی

سهراب یزدانی در سال ۱۳۲۸ در بندرانزلی به دنیا آمد. او دکتری جامعه‌شناسی سیاسی‌ خود را در سال ۱۳۶۱ از دانشگاه کیل در انگلستان دریافت کرد و سپس دانشیار دانشگاه تربیت معلم شد و به پژوهش و تألیف در حوزه‌های جامعه‌‌شناسی و سیاست پرداخت. از آثار مکتوب او می‌توان به «اجتماعیون عامیون»، «صور اسرافیل»، «ترورهای سیاسی در ایران (۱۲۸۶ - ۱۲۹۶شمسی)»، «کودتاهای ایران»، «مجاهدان مشروطه»، «کسروی و تاریخ مشروطهٔ ایران»‌ و «روستاییان و مشروطیت ایران» اشاره کرد.

بخشی از کتاب روستاییان و مشروطیت ایران

«سیدجمال زمانی این قصه را پرداخت که مسئلهٔ لغو تیول‌ها پیش آمده بود و او می‌خواست تصویری از شیوهٔ تیولداری بکشد و شنوندگان خود را به پشتیبانی از تصمیم مجلس برانگیزاند. او چندبار دیگر نیز از رابطهٔ ارباب و رعیت سخن گفت و همهٔ این‌ها در دفاع از رأی مجلس بود در لغو تیول و تسعیر و تغییر تفاوت عمل. درخلال این گفتارها، موقعیت رعیت و رفتار مباشر ارباب و مالیات‌بگیران نیز بازگو می‌شد. در یکی از این گفتارها، سیدجمال زحمت یک‌سالهٔ کشاورز را به‌تفصیل شرح داد که زیر آفتاب، در گرما و سرما، به کشت و داشت و برداشت می‌پردازد. اما همین که گندم را خرمن می‌کند، سروکلهٔ نوکر ارباب و فراش دیوان پیدا می‌شود و هست ونیست او را می‌گیرند. «آن‌وقت این بدبخت بعد یک سال زحمت، حالا باید خودش و عیالش با بدن برهنه و عریان تا آخر سال نان ارزن بخورد.» در پایان، او از مخاطبانش پرسید: «حالا شما ببینید کدام چهارپایی و کدام گاو و گوسفندی این قسم مداخل برای صاحبش دارد؟»

سیدجمال گوینده‌ای تندزبان بود و از نظر مشرب سیاسی در جناح انقلابیون قرار می‌گرفت. اما آنچه می‌گفت بر زبان و قلم کسان دیگری هم جاری می‌شد که در زمرهٔ مشروطه‌خواهان میانه‌رو بودند. مجدالاسلام کرمانی را در نظر بگیریم. او در نوشتهٔ خود آنچه را به چشم دیده بود بازگو کرد. از مأموران دولت سخن گفت که بر سر راه خود به هر قریه که می‌رسیدند جا خوش می‌کردند. مهمان کدخدا می‌شدند و سیورسات می‌گرفتند. سرانجام کدخدا همهٔ مخارج آن‌ها را بین ساکنان قریه سرشکن می‌کرد. اگر فرستادهٔ دولت مأمور همان قریه بود که دیگر مالک جان و مال و ناموس همگان می‌شد. هر حاکمی که با دارودستهٔ خود به راه می‌افتاد، از مبدأ تا مقصد، از دهکده‌ها سیورسات می‌گرفت. تیغ او تنها در روستاهایی نمی‌بُرید که ملک بزرگان، شاهزادگان یا علما بود. به همین علت، خرده‌مالکان برای آن‌که از تعدیات مأموران دولت آسوده شوند املاک خود را به بهای کم می‌فروختند یا ملک خود را در تیول فردی قدرتمند قرار می‌دادند. این شخص، که بنا بود حامی ضعیفان باشد، سرانجام زمین را از دست آنان درمی‌آورد.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب روستاییان و مشروطیت ایران و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابروستاییان و مشروطیت ایران
موضوعتاریخ معاصر ایران، تاریخ محلی ایران
نویسندهسهراب یزدانی
انتشاراتنشر ماهی
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۱/۰۲/۱۲
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۲.۶ مگابایت
شابک۹۷۸۹۶۴۲۰۹۳۶۲۵
تعداد صفحه‌ها۳۱۶ صفحه
قیمت کتاب۲۰۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵
نظری برای کتاب ثبت نشده است.

بریده‌هایی از کتاب

:)
۱
هرچند در ظاهر انگیزهٔ مالی برای مهاجرت وجود داشت، اما پشت سر آن بی‌عدالتی اجتماعی راه را بر مهاجرت می‌گشود. بسیاری از رعایا از ستم ارباب‌ها یا فشار مالیات‌گیران می‌گریختند.
:)
۱
«فی‌الواقع باید کارد به استخوانشان رسیده باشد که با وجود صبر و تحمل ذاتی و ترس از قدرت حکومت قیام کرده و با نوکران دولت دست به گریبان شده‌اند.»
:)
۰
کنسول انگلیس در سیستان رعایای این سرزمین را در آستانهٔ سدهٔ بیستم چنین می‌دید: «مردم این منطقه به طرز وحشتناکی فقیرند. من هرگز مردمانی تا به این درجه فقیر و بی‌چیز در عمرم ندیده‌ام.»
:)
۰
فرمانروایان فاسد موجب شده بودند که اکثر دهقان‌ها به صورت مردمی دروغگو، حقه‌باز، نالایق و پست درآیند و برای فرار از شکنجه‌های دائمی به نادرستی و نیرنگ روبنهند.
:)
۰
«از وقتی که این مجلس منعقد شده، حکام ظلم و تعدی خود را زیادتر کرده‌اند.»
:)
۰
رعایا از مشروطه برداشت اقتصادی دارند. به این نمونه‌ها توجه کنیم: رابینو نگاه گیلانی‌ها را چنین شرح داد: «اهالی شهر و ده معنی مشروطه را درست نمی‌دانند و در غیر مورد خود، این کلمه را معنی می‌کنند و همین مسئله باعث اشکالات است.»
:)
۰
رعایای ولدان در عریضهٔ خود انجمن ولایتی را این‌گونه توصیف کردند: «اجزای آن از رییس تا مرئوس همین اشخاصی هستند که به ظلم و عدوان ملک و مال و جان و ناموس ما رعایای بیچاره را غصب کرده و به باد تاراج داده‌اند.»(۶۲) سراسر این رویدادها در روزنامهٔ وابسته به انجمن ولایتی اصفهان ناگفته ماند. عریضهٔ رعایای ولدان در روزنامهٔ تمدن چاپ تهران منتشر شد. هیچ مرجعی هم به آن قضیه رسیدگی نکرد.
:)
۰
حاکمان کرمان هرساله به بهانهٔ بلوک‌گردی به سمت بلوچستان و رودبار می‌رفتند، رعایای سیاهپوست بلوچستان را به اسارت می‌گرفتند، کودکان را از مادرانشان جدا می‌کردند و به عنوان غلام و کنیز به کرمان می‌بردند. سپس، هنگامی‌که از حکومت برکنار می‌شدند، آن‌ها را در مناطق مختلف کشور می‌فروختند.