
معرفی کتاب یک رمانک لمپن
کتاب یک رمانک لمپن با عنوان اصلی Una novelia lumpen نوشته روبرتو بولانیو با ترجمه مریم اسماعیل پور و وحید علیزاده رزازی توسط نشر ماهی منتشر شده است. این کتاب روایتی اولشخص از زندگی دختری جوان در رم است که پس از مرگ ناگهانی پدر و مادرش، همراه برادرش در مرز بیکاری، فقر، تلویزیون، ویدئوکلوپها و جرم سر میکند. متن با مونولوگی طولانی و پرجزئیات، خواننده را وارد ذهن راوی میکند؛ جایی که یتیمبودن میل به بزهکاری، رابطههای مبهم و حضور مردی افسانهای به نام ماچیسته را در هم میآمیزد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب یک رمانک لمپن اثر روبرتو بولانیو
کتاب یک رمانک لمپن با صدای روایی دختر جوانی به نام بیانکا آغاز میشود که در همان سطرهای اول خود را مادر، زن متأهل و تا مدتی قبل مجرم معرفی میکند. روبرتو بولانیو در این کتاب باتکیهبر همین صدا، گذشتهی او را در رم بازمیسازد؛ از لحظهی تصادف مرگبار پدر و مادر در جادههای جنوب ایتالیا تا سالهایی که او و برادرش با مقرری ناچیز یتیمی، مدرسهی نیمهکاره و کارهای موقت سر میکنند.
در کتاب یک رمانک لمپن تلویزیون، ویدئوکلوپها، فیلمهای مستهجن، مسابقههای پرسشوپاسخ و بدنهای پرورشیافتهی باشگاه ورزشی، پسزمینهی شکلگیری نوعی بزهکاری آرام و تدریجیاند. برادر بیانکا با دو مرد مهاجر، بولونیایی و لیبیایی، آشنا میشود و کتاب با ورود شخصیت ماچیسته لایهی تازهای پیدا میکند. روبرتو بولانیو در فصلهای پیدرپی، بدون پرشهای زمانی پیچیده، اما با رفتوبرگشتهای ذهنی راوی پیش میرود و فضای خفهی رم، خانهی یتیمها و عمارت ماچیسته را بهتدریج پررنگتر میکند.
خلاصه داستان یک رمانک لمپن
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
بیانکا، راوی کتاب یک رمانک لمپن، پس از مرگ ناگهانی پدر و مادرش در تصادفی در جنوب ایتالیا، همراه برادرش در رم تنها میماند. آنها با مقرری ناچیز یتیمی، مدرسهای که کمکم رهایش میکنند و کارهای موقتی مثل شستن سر در آرایشگاه و نظافت باشگاه ورزشی، سعی میکنند دوام بیاورند. ورود تلویزیون، ویدئوکلوپها و فیلمهای مستهجن به زندگیشان، همراه با آشنایی برادر با دو مرد بهظاهر ورزشکار، بولونیایی و لیبیایی، آنها را بهسوی نوعی بزهکاری خام سوق میدهد.
این سه مرد در خانهی خواهر و برادر جا خوش میکنند و نقشهی مبهمی برای تغییر اقبال میکشند که محورش پیرمردی افسانهای به نام ماچیسته است، او قهرمان سابق پرورش اندام و بازیگر فیلمهای ماجراجویانه است که حالا نابینا و منزوی در عمارتی متروک زندگی میکند. بیانکا با او وارد رابطهای پنهانی میشود و همزمان در خانهی او بهدنبال گاوصندوقی میگردد که شاید سرنوشت مالی و اخلاقی همه را عوض کند.
چرا باید کتاب یک رمانک لمپن را بخوانیم؟
کتاب یک رمانک لمپن تصویری نزدیک و بیپرده از سرگردانی جوانی، یتیمی، فقر شهری و لغزش آرام بهسوی جرم ارائه کرده است. روایت اولشخص بیانکا با جزئیات روزمره و خیالپردازیهایش، امکان همراهی با ذهن شخصیتی را میدهد که نه قهرمان است و نه قربانی محض. حضور ماچیسته و فضای متروک خانهاش، کتاب را به تجربهای پر از تعلیق و ابهام بدل کرده است.
خواندن کتاب یک رمانک لمپن را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب یک رمانک لمپن به کسانی که به داستانهایی با راوی اولشخص، فضاهای شهری تیره، شخصیتهای حاشیهنشین و مرز باریک میان زندگی عادی و جرم علاقهمندند، پیشنهاد میشود. این اثر برای خوانندگانی که بهدنبال متنی متمرکز بر ذهنیت یک دختر جوان و رابطههای مبهم و ناپایدار هستند، میتواند مناسب باشد.
درباره روبرتو بولانیو
روبرتو بولانیو (Roberto Bolaño) متولد ۲۸ آوریل ۱۹۵۳، نویسنده، داستاننویس، شاعر و مقالهنویس نامدار شیلیایی بود. او در سال ۱۹۹۹ با رمان کارآگاهان وحشی جایزهی رومولو گایهگوس را از آن خود کرد و پس از مرگش نیز در سال ۲۰۰۸، رمان ۲۶۶۶ برایش جایزهی منتقدان کتاب ملی آمریکا را به ارمغان آورد؛ اثری که مارسلا والدز، یکی از داوران، از آن بهعنوان رمانی شگفتانگیز و ماندگار یاد کرده است که نسلهای آیندهی خوانندگان و پژوهشگران را مجذوب خود خواهد ساخت.
آثار بولانیو تحسین گستردهی منتقدان و نویسندگان معاصر را برانگیخت. نیویورک تایمز او را برجستهترین نویسندهی آمریکای لاتین در نسل خود معرفی کرد. بسیاری از صاحبنظران نیز او را با نویسندگانی چون خورخه لوئیس بورخس و خولیو کورتاسار مقایسه کردهاند. نوشتههایش به زبانهای متعددی ازجمله انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، ایتالیایی و هلندی برگردانده شدهاند.
بولانیو در سانتیاگو، پایتخت شیلی، در خانوادهای از طبقهی متوسط رشد یافت. پدرش رانندهی کامیون و بوکسور بود و مادرش به تدریس اشتغال داشت. هرچند در سانتیاگو متولد شد، سالهای کودکی را در مناطق جنوبی و ساحلی شیلی سپری کرد. او کودکی کتابخوان و کمحرف بود و با خوانشپریشی (دیسلکسیا) دستوپنجه نرم میکرد، موضوعی که باعث میشد در محیط مدرسه احساس انزوا کند.
در سال ۱۹۶۸ همراه خانواده به مکزیکوسیتی نقل مکان کرد. این نویسنده تحصیلات رسمی را ناتمام گذاشت و به فعالیتهای روزنامهنگاری و سیاسی روی آورد. در سال ۱۹۷۳ برای حمایت از دولت سالوادور آلنده به شیلی بازگشت، اما پس از کودتای آگوستو پینوشه به اتهام فعالیتهای انقلابی بازداشت شد. بااینحال، هشت روز بعد به کمک دو همکلاسی سابقش که در زندان خدمت میکردند، آزادی خود را به دست آورد. این تجربه بعدها در آثاری همچون کارت رقص و کارآگاهان وحشی انعکاس پیدا کرد. او سپس بار دیگر راهی مکزیک شد و در سال ۱۹۷۷ اقامت در اسپانیا را برگزید. بولانیو در شهر ساحلی بلانس سکونت گزید و برای تأمین هزینههای زندگی به مشاغلی مانند ظرفشویی، رفتگری و خدمتکاری پرداخت و همزمان نوشتن را ادامه داد.
بولانیو فعالیت ادبی خود را با شعر آغاز کرد و در دههی ۱۹۸۰ بیشتر به سرودن شعر پرداخت، اما از اوایل دههی ۱۹۹۰ و پس از تولد پسرش، برای تأمین معیشت خانواده تمرکز خود را به داستاننویسی معطوف کرد. او دراینباره گفته بود که «شعر را برای زندگی نوشتم و نثر را برای زندهماندن.»
از شناختهشدهترین آثار او میتوان به رمانهای کارآگاهان وحشی، شبانهی شیلی و ۲۶۶۶ اشاره کرد. افزونبر این، مجموعههای متعددی از داستان کوتاه و شعر منتشر کرد. پس از درگذشتش آثار ناتمام او، ازجمله رایش سوم، پلیس واقعی و دانشگاه ناشناخته، به چاپ رسیدند.
در بسیاری از نوشتههای بولانیو شخصیتهای اصلی شاعر یا نویسندهاند و با دغدغههای ادبی و هنری زندگی میکنند. او در آثارش موضوعاتی همچون جستوجوی هویت، خشونت، ادبیات، عشق، مرگ و زوال انسان در جهان مدرن را واکاوی کرده است. سبک نگارشش تلفیقی از طنز تلخ، واقعگرایی و فضایی رازآلود به شمار میرود. منتقدان معتقدند او مرز میان واقعیت و تخیل را کمرنگ کرد و زندگی و ادبیات را در هم آمیخت.
بولانیو در سالهای پایانی عمر خود قراردادهای متعددی با ناشران کشورهای مختلف منعقد کرده بود. پس از درگذشت او آثارش با سرعتی چشمگیر در سراسر جهان منتشر و تجدیدچاپ شدند و جایگاه او را بهعنوان یکی از اثرگذارترین چهرههای ادبیات معاصر آمریکای لاتین تثبیت کردند. سرانجام روبرتو بولانیو در ۱۵ ژوئیهی ۲۰۰۳ در بارسلونا بر اثر نارسایی کبد چشم از جهان فروبست، اما نوشتهها و اندیشههایش همچنان الهامبخش نویسندگان جوان و موضوع پژوهشهای ادبی در نقاط مختلف جهان باقی ماندهاند.
بخشی از کتاب یک رمانک لمپن
«اکنون من یک مادرم و زنی متأهل، اما تا چندی قبل فقط یک مجرم بودم. من و برادرم یتیم شده بودیم. این مسئله کموبیش همهچیز را توجیه میکرد. هیچکس را نداشتیم. و همهچیز در چشمبههمزدنی رخ داده بود. پدر و مادرمان وقتی برای اولین بار دونفره به تعطیلات میرفتند، در تصادفی در جادهای حوالی شهر ناپل مردند، شاید هم جادهٔ مخوف دیگری در جنوب. ماشین ما فیاتی بود زردرنگ، دست دوم، گرچه نو به نظر میرسید. تنها مشتی آهنپارهٔ خاکستری از آن به جا ماند. وقتی در گورستان ماشینهای ادارهٔ پلیس، کنار ماشینهای تصادفی دیگر، دیدمش، از برادرم پرسیدم «مگر زرد نبود»؟ برادرم گفت چرا، معلوم است که زرد بود، اما این مال قبل است، قبل از تصادف. برخوردهای شدیدْ رنگ یا تصورمان از رنگ را دگرگون میکنند. نمیدانم منظورش از این حرف دقیقاً چه بود. از او پرسیدم. گفت: نور... رنگ... همهچیز. با خودم گفتم طفلکی بیشتر از من لطمه دیده است. آن شب در هتلی خوابیدیم و روز بعد با قطار به رم برگشتیم، با آنچه از پدر و مادرمان مانده بود، همراه یک مددکار اجتماعی یا یک مربی یا یک روانشناس، نمیدانم. برادرم این را از او پرسید، ولی جواب را نشنیدم، چون از پنجره سرگرم تماشای چشمانداز بودم. در مراسم خاکسپاری، تنها سروکلهٔ یکی از خالههایمان پیدا شد و پشتبندش دختران سنگدلش. تمام مدت مراسم (که خیلی هم طول نکشید)، چشم از خالهام برنداشتم. یکی دوباری حس کردم نیمچه لبخندی بر لبانش نشسته و حتی گاه لبخندی تمام. آنموقع بود که فهمیدم (گرچه درواقع همیشه میدانستم) من و برادرم در این دنیا تنهاییم.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب یک رمانک لمپن و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب | یک رمانک لمپن |
|---|---|
| عنوان در زبان مبدأ | Una novelita lumpen |
| موضوع | رمان، داستان خارجی |
| نویسنده | روبرتو بولانیو |
| مترجم | مریم اسماعیل پور، وحید علیزاده رزازی |
| انتشارات | نشر ماهی |
| سال انتشار نسخه فیزیکی | ۱۳۹۵/۰۴/۰۹ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| حجم فایل کتاب | ۰.۷۱ مگابایت |
| شابک | ۹۷۸۹۶۴۲۰۹۲۷۳۴ |
| تعداد صفحهها | ۹۴ صفحه |
| قیمت کتاب | ۸۰۰۰۰ تومان |
| برچسب | ادبیات آمریکای لاتین |
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
داستانی با ماجرایی آشنا؛ روایتی که شاید شبیهش را در اخبار شنیده باشید، یا حتی در اطرافتان دیده باشید: مرگ پدر و مادر، و زندگیِ بعد از آن. در رمان «رمانک لمپن» اثر روبرتو بولانیو، پدر و مادرِ دو نوجوان دبیرستانی،...بیشتر
من کتاب را نه در طاقچه بلکه از نشر ماهی تهیه کردم و کتاب کاغذیش را مطالعه کردم، روایتی بین داستان کوتاه و رمان. لمپن یعنی شخصی در طبقات بسیار پایین جامعه که نه هویت مشخصی دارد و نه شاخصه...بیشتر
داستان درباره بیانکا و برادر بینامشه که بعد از فوت والدینشون باید خودشون رو با زندگی جدید وفق بدن. اولین چیزی که حین خوندن توجهمو جلب کرد فقدان جزئیات بود، طوری که میشه گفت کتاب به شما مجالی برای تصویرسازی نمیده،...بیشتر
به خواندنش می ارزد فضای روانی عمیقی ایجاد میکند.
رمانی متفاوت و جذاب و البته ناراحت کننده
زندگی روزمره خواهر برادری که با هم زندگی میکنن و وضع مالی بدی دارن. خواهر مجبور میشه واسه پول شب ها خانه مردی رفت و آمد کنه.فضاش ناامیده ولی به من حس خوبی داد.لحظات زندگی روزمره رو خیلی خوب توصیف...بیشتر
داستانی فوق العاده زیبا از انسانهائی سردرگم وبلاتکلیف، آخرداستان بازبود.
خیلی بیمحتوا یک نواخت و بر پایه هرزگی