معرفی و دانلود کتاب تعویذ + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب تعویذsubscriptionAvailable

کتاب تعویذ

نوع کتاب
۲.۹ امتیاز(از ۱۶ رأی)
پدیدآورندگان: 
روبرتو بولانیو، رباب محب
انتشارات: 
نشر ماهی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب تعویذ

کتاب تعویذ (Amulet)، نوشته روبرتو بولانیو و ترجمه‌ رباب محب، داستانی طولانی، هذیانی و پرجزئیات از زندگی زنی مهاجر در مکزیکوسیتی است که گذشته و حال او را در هم می‌آمیزد. این کتاب که نشر ماهی آن را منتشر کرده است، در مرز میان اعتراف، مونولوگ، خاطره و کابوس حرکت می‌کند و از دل یک واقعه‌ی سیاسی خونین، به تاریخ شخصی و جمعی شاعران و دانشجویان آمریکای لاتین سرک می‌کشد. کتاب تعویذ با زبانی پرتصویر و سیال، شهر، دانشگاه، بارها، شاعران و تبعیدیان را در ذهن راوی به هم گره می‌زند و در زمان و حافظه سفر می‌کند. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب تعویذ اثر روبرتو بولانیو

کتاب تعویذ با صدای آئوکسیلیو لاکوئوتوره روایت می‌شود؛ زنی اهل اروگوئه که خود را «مادر شعر مکزیک» می‌نامد و از مکزیکوسیتی، دانشگاه، شاعران تبعیدی اسپانیایی و جوانان مکزیکی می‌گوید. نویسنده، روبرتو بولانیو، یک تک‌گویی طولانی ساخته است که در آن راوی، در دستشویی زنانه‌ی طبقه‌ی چهارم دانشکده‌ی ادبیات و فلسفه پنهان شده و هم‌زمان که نیروهای پلیس دانشگاه را اشغال می‌کنند، در ذهن خود به سال‌ها و شهرهای مختلف سفر می‌کند. رمان تعویذ از واقعه‌ی سرکوب دانشجویان در سال ۱۹۶۸ آغاز می‌شود، اما مدام به گذشته و آینده می‌پرد، به دوستی با لئون فلیپه و پدرو گارفیاس، پرسه‌زنی در دانشگاه، آشنایی با شاعران جوان، مهاجران شیلیایی، کارگردانان تئاتر و دختران و پسرانی که در حاشیه‌ی سیاست و ادبیات زندگی می‌کنند.

کتاب تعویذ در ۱۴ فصل بیشتر شبیه جریان پیوسته‌ی گفتار است که در آن خاطره، تحلیل، شوخی، هذیان، رؤیا و توصیف شهر در هم تنیده شده است. روبرتو بولانیو در این کتاب به سرنوشت شاعران، شکست‌های سیاسی، تبعید، فقر، دوستی و عشق‌های ناتمام می‌پردازد و از خلال جزئیات روزمره، تصویری تیره اما زنده از مکزیکوسیتی و آمریکای لاتین ترسیم می‌کند. روبرتو بولانیو در عین تمرکز بر صحنه‌ی محاصره و پنهان‌شدن، مدام افق خود را گسترش می‌دهد و به تاریخ ادبی و سیاسی قاره و فرسودگی و پایداری حافظه‌ی فردی نزدیک می‌شود.

خلاصه داستان تعویذ

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند!

کتاب تعویذ روایت آئوکسیلیو لاکوئوتوره است؛ زنی اهل اروگوئه که سال‌ها پیش به مکزیک آمده و در حاشیه‌ی دانشگاه و محافل شعری زندگی می‌کند. او روزی که پلیس برای سرکوب جنبش دانشجویی به دانشگاه یورش می‌برد، در دستشویی زنانه پنهان می‌شود و ساعت‌ها همان‌جا می‌ماند. در این حبس ناخواسته، ذهنش به عقب و جلو می‌رود: به سفر از مونته‌ویدئو تا مکزیک، دوستی با شاعران تبعیدی اسپانیایی، پرسه‌زنی در دانشکده، آشنایی با شاعران جوان مکزیکی و چهره‌هایی مثل النا و پائولو.

روبرتو بولانیو از خلال این مونولوگ، شعر، خشونت، تبعید، فقر، رفاقت، عشق‌های کوتاه و فرسودگی جسم را به هم پیوند می‌زند و نشان می‌دهد که چگونه یک زن حاشیه‌نشینْ حافظه‌ی جمعی نسلی از شاعران و دانشجویان می‌شود.

چرا باید کتاب تعویذ را بخوانیم؟

خواندن کتاب تعویذ فرصتی است برای ورود به ذهن راوی‌ای که هم‌زمان شاهد، قربانی و حافظه‌ی یک دوره‌ی سیاسی و ادبی است. این کتاب تصویری زنده از مکزیکوسیتی، دانشگاه، شاعران و تبعیدیان ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد که چگونه خشونت سیاسی در جزئیات روزمره، بدن، زبان و روابط رسوب می‌کند. ترکیب طنز تلخ، هذیان، خاطره و ارجاع‌های ادبیْ این کتاب را به اثری پرلایه بدل کرده است.

خواندن کتاب تعویذ را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن کتاب تعویذ به کسانی پیشنهاد می‌شود که به ادبیات آمریکای لاتین، داستان‌های اول‌شخص پرکشش، فضاها و جنبش‌های دانشجویی و پیوند سیاست، شعر و زندگی روزمره علاقه‌مند هستند. همچنین به خوانندگانی توصیه می‌شود که از متن‌های سیال و پرارجاع لذت می‌برند و حوصله‌ی همراهی با یک مونولوگ درونی پرفرازونشیب را دارند.

درباره روبرتو بولانیو

روبرتو بولانیو (۱۹۵۳‌ـ‌۲۰۰۳) نویسنده، شاعر و مقاله‌نویس برجسته‌ی شیلیایی و از تأثیرگذارترین چهره‌های ادبیات آمریکای لاتین در اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست‌ویکم است. او با آثاری نوآورانه و متفاوت، جایگاهی ویژه در ادبیات جهان به دست آورد و بسیاری از منتقدان او را مهم‌ترین نویسنده‌ی نسل خود در آمریکای لاتین دانسته‌اند.

بولانیو در ۲۸ آوریل ۱۹۵۳ در سانتیاگوی شیلی به دنیا آمد و دوران کودکی خود را در مناطق مختلف این کشور گذراند. در نوجوانی به همراه خانواده به مکزیک مهاجرت کرد و از همان سال‌ها به ادبیات، روزنامه‌نگاری و فعالیت‌های سیاسی علاقه‌مند شد. پس از کودتای نظامی سال ۱۹۷۳ در شیلی، مدتی بازداشت شد و این تجربه بعدها در برخی آثارش بازتاب یافت. او سرانجام در اواخر دهه‌ی ۱۹۷۰ به اسپانیا مهاجرت کرد و در شهر بلانس ساکن شد. سال‌های نخست زندگی در اسپانیا را با مشاغل گوناگون گذراند و هم‌زمان به نوشتن ادامه داد.

بولانیو فعالیت ادبی خود را با شعر آغاز کرد، اما از دهه‌ی ۱۹۹۰ به داستان‌نویسی روی آورد و به شهرتی جهانی دست یافت. او جمله‌ی مشهوری دارد که می‌گوید: «شعر را برای زندگی نوشتم و نثر را برای زنده‌ماندن.» این نگاه پیوند عمیق میان زندگی و ادبیات را در آثارش نشان می‌دهد.

شهرت بین‌المللی او با انتشار رمان کارآگاهان وحشی تثبیت شد؛ اثری که در سال ۱۹۹۹ جایزه‌ی معتبر رومولو گایه‌گوس را برایش به ارمغان آورد. دیگر شاهکار او، رمان عظیم و چندلایه‌ی ۲۶۶۶، پس از مرگش منتشر شد و تحسین گسترده‌ی منتقدان را برانگیخت. این اثر در سال ۲۰۰۸ جایزه‌ی منتقدان کتاب ملی آمریکا را دریافت کرد و امروزه یکی از مهم‌ترین رمان‌های قرن بیست‌ویکم محسوب می‌شود. از دیگر آثار شناخته‌شده‌ی او می‌توان به شبانه‌ی شیلی و ستاره‌ی دوردست اشاره کرد.

درون‌مایه‌های اصلی آثار بولانیو شامل جست‌وجوی هویت، ادبیات، خشونت سیاسی، تبعید، عشق، مرگ و تنهایی انسان معاصر است. بسیاری از شخصیت‌های داستان‌های او شاعر، نویسنده یا روشنفکر هستند و در مرز میان واقعیت و خیال حرکت می‌کنند. نثر او با ترکیبی از طنز تلخ، واقع‌گرایی، رازآلودگی و ارجاعات ادبی شناخته می‌شود و به همین دلیل بیشتر با نویسندگانی چون خورخه لوئیس بورخس و خولیو کورتاسار مقایسه می‌شود.

روبرتو بولانیو در ۱۵ ژوئیه‌ی ۲۰۰۳ در اثر نارسایی کبد در بارسلونا درگذشت. انتشار آثار منتشرنشده و ناتمام او پس از مرگش، شهرتش را بیش از پیش گسترش داد و او را به یکی از ماندگارترین و تأثیرگذارترین نویسندگان ادبیات معاصر جهان تبدیل کرد.

بخشی از کتاب تعویذ

«گمانم باید همان ۱۹۶۵ باشد (اما شاید هم اشتباه می‌کنم؛ آدمی اغلب اشتباه می‌کند). خلاصه آمدم و شدم همنشین آن دو اسپانیایی، آن دو ذهن جهانشمول، همه‌روز، ساعات پیاپی، با شورمندی یک شاعره و ازخودگذشتگی بی‌چون وچرای پرستاری انگلیسی یا خواهری کوچک‌تر که خود را وقف مراقبت از برادران بزرگ‌ترش می‌کند، پرسه‌گردانی چون من، گرچه هجرتشان زمین تا آسمان با هجرت من فرق می‌کرد. هیچ‌کس مرا از مونته‌ویدئو بیرون نکرده بود. صرفاً یک روز به سرم زد راهی شوم و رفتم بوئنوس‌آیرس. بعد از چند ماه، شاید هم یک سال، تصمیم گرفتم به راهم ادامه دهم، چراکه دیگر می‌دانستم مقصدم مکزیک است و می‌دانستم لئون فلیپه در مکزیک زندگی می‌کند، اما چندان مطمئن نبودم که دون پدرو گارفیاس هم این‌جا زندگی می‌کند، گرچه دلم چنین گواهی می‌داد. شاید آنچه مرا به سفر واداشت دیوانگی بود. می‌توانست دیوانگی هم باشد. به گمان من که دلیلش فرهنگ بود. البته فرهنگ گاه دیوانگی است و گاه دربرگیرندهٔ دیوانگی. شاید فقدان عشق بود که مرا به سفر واداشت، شاید هم عشقی مفرط و بی‌حدوحصر، شاید هم دیوانگی.»

معرفی این کتاب در تاریخ ۲۶ مرداد ۱۴۰۵ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب تعویذ و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابتعویذ
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندهروبرتو بولانیو
مترجمرباب محب
انتشاراتنشر ماهی
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۴/۰۴/۰۲
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۲۹ مگابایت
شابک۹۷۸۹۶۴۲۰۹۲۵۸۱
تعداد صفحه‌ها۱۷۳ صفحه
قیمت کتاب۸۰۰۰۰ تومان
برچسبادبیات آمریکای لاتین

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Elnaz
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۰۶

کتابی با داستانی تأمل برانگیز که پر بود از استعاره‌ها و کنایه ها و جملاتی که بازتاب دهنده‌ی احساسات و عقاید نویسنده‌ و همچنین بیانگر تاریخ معاصر و ناآرام آمریکای لاتین هست. داستان زن اروگوئه‌ای که ما روایت او را...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

re8za8
۱۱
آه، چه شب‌هایی را که به تأمل در اشک‌هایم گذراندم. دریغ که به‌ندرت به نتیجه‌ای رسیدم.
AS4438
۶
ما درماندگان می‌خواستیم فریاد سردهیم، لیک فریادرسی نبود.
تام ریدل
۴
اما من آینده را هم می‌دیدم و کسی که آینده را می‌بیند بهای گزافی می‌پردازد،
ابوالفضل منفرد
۳
آدمی تن به خطر می‌دهد. این یک حقیقت محض است. آدمی تن به خطر می‌دهد و بازیچهٔ دست سرنوشت می‌شود، حتی در نامحتمل‌ترین مکان‌ها.
ابوالفضل منفرد
۱
عشق هرگز چیز خوبی در خود ندارد، بلکه همواره چیز بهتری با خود می‌آورد. اما «بهتر» گاه می‌تواند به معنی «بدتر» باشد، خاصه اگر زن باشی
ابوالفضل منفرد
۱
من چشم به گذشته داشتم و کسی که چشم به گذشته دوخته باشد بهایی نمی‌پردازد. اما من آینده را هم می‌دیدم و کسی که آینده را می‌بیند بهای گزافی می‌پردازد، گاه زندگی‌اش را و گاه خردش را.
re8za8
۰
به‌راستی کدام عشق دوام می‌آورد، اگر نتوان معشوق را بوسید؟
تام ریدل
۰
آن‌گاه دریافتم که کتاب‌ها لقمهٔ چربی در دهان گردوخاکند (دریافتم، اما نپذیرفتم).
تام ریدل
۰
دمی با واژگانی تنها می‌شدم که درخشش و اندوه جوانی سترونشان کرده بود، دمی تنها با خرده‌شیشه‌های آینه‌ای ارزان و شکسته، و خود را دیدم، بهتر است بگویم در میان خرده‌شیشه‌ها پی خود گشتم، و خویشتن را یافتم!