
معرفی کتاب یادداشت های یک پزشک جوان
کتاب یادداشت های یک پزشک جوان (Записки Юного врача) نوشته میخاییل بولگاکوف و ترجمه آبتین گلکار مجموعه داستانی است درمورد سالهای نخست طبابت نویسنده در یک بیمارستان روستایی دورافتاده در روسیه. نشر ماهی این کتاب را منتشر کرده است (چاپ ۲۳ تا ۲۶: سال ۱۴۰۴). اثر شامل مجموعهای از داستانها و یادداشتهاست که از دل تجربههای واقعی نویسنده در قصبهی نیکولسکویه و موریوا شکل گرفته است. در این کتاب، هم فضای سخت و پراضطراب طبابت در روستا تصویر شده است و هم زندگی شخصی و درونی پزشک جوان. در این کتاب با ترس و تردید و اعتیاد و رهایی روبهرو میشوید. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب یادداشت های یک پزشک جوان اثر میخاییل بولگاکوف
کتاب یادداشت های یک پزشک جوان مجموعهای از داستانها و یادداشتهاست که میخاییل بولگاکوف آنها را براساس تجربههای واقعی خود در سالهای کار بهعنوان پزشک روستایی نوشته است. این نویسنده پس از فارغالتحصیلی از دانشکدهی پزشکی کییف به بیمارستان قصبهی نیکولسکویه در ایالت اسمولنسک فرستاده و همانجا با واقعیت خشن و بیرحم طبابت در روستا روبهرو شد؛ واقعیتی که در این کتاب به شکل روایتهای پیدرپی و بههمپیوسته بازتاب یافته است.
بسیاری از رویدادهای حاضر در کتاب، از جراحیهای اضطراری تا مواجهه با بیماریهای واگیردار و مرگ، ریشه در زندگی خود نویسنده دارند و در زیرنویسها به این شباهتها اشاره شده است. یادداشت های یک پزشک جوان از نخستین شب ورود پزشک جوان به بیمارستان موریوا و ترس او از مسئولیت جراحی و ماجرای نجات دختربچهای با نایشکافی در گلوی آهنی و زایمانهای دشوار و خطرناک سخن گفته است. عنوان انگلیسی این کتاب عبارت است از A Young Doctor's Notebook. اثر حاضر نخستینبار در سالهای ۱۹۲۵ تا ۱۹۲۶ و به روسی منتشر شد.
داستان مورفین جایگاه ویژهای در این مجموعه داستان دارد؛ داستانی که اعتیاد تدریجی یک پزشک به مورفین را نشان میدهد. این کتاب علاوهبر روایتهای پزشکیْ تصویری از تنهایی، فرسودگی، ترس از شکست و درعینحال رشد حرفهای و انسانی یک پزشک جوان در دل برف، کولاک و فقر روستاهای روسیه را ارائه میدهد. کتاب یادداشت های یک پزشک جوان به سرنوشت دیگر آثار بولگاکوف، سانسور، دشواری انتشار برخی نوشتهها و سرگذشت خاص داستان مورفین نیز اشاره میکند و نشان میدهد که چگونه بخشی از این یادداشتها در زمان حیات نویسنده بهصورت پراکنده در نشریات چاپ شده و بعدها در قالب مجموعهای واحد گرد آمدهاند.

خلاصه کتاب یادداشت های یک پزشک جوان
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از برخی داستانها را فاش میکند!
کتاب مسیر تبدیلشدن یک فارغالتحصیل تازهکار پزشکی به پزشکی مسئول و باتجربه را در دل یک بیمارستان روستایی دنبال میکند. پزشک جوان در نخستین روزهای ورود به موریوا با جادههای گلآلود، سرمای استخوانسوز و بیمارستانی روبهرو میشود که از ابزار و دارو سرشار است، اما او کاربرد بسیاری از آنها را فقط در کتابها دیده است. هر داستان او را در برابر موقعیتی ویژه قرار میدهد؛ موقعیتهایی مانند نجات دختربچهای در گلوی آهنی با نایشکافی، قطع پای دختری که در دستگاه کتانکوب افتاده و انجام چرخش جنین در زایمانهای دشوار.
در کنار این موقعیتها داستان مورفین سقوط و مبارزهی یک پزشک معتاد را روایت کرده و بهنوعی چهرهی دیگر جهان پزشکی را نشان داده است؛ جهانی که در آن مرز میان قهرمانی، فرسودگی و فروپاشی بسیار باریک است.
چرا باید کتاب یادداشت های یک پزشک جوان را بخوانیم؟
یادداشت های یک پزشک جوان امکان همراهی با پزشک جوانی را فراهم میکند که میان کتابهای درسی و واقعیت خشن روستا گرفتار شده است. این کتاب تجربهی زیستن در مرز مرگ و زندگی، ترس و تصمیمگیری فوری و نیز فرسودگی و اعتیاد را از زاویهی نگاه کسی نشان میدهد که خود در مرکز ماجرا بوده است. داستانهای حاضر تصویر دقیقی از طبابت در شرایط سخت ارائه میکنند و از رشد درونی و اخلاقی پزشک پرده برمیدارند.
خواندن کتاب یادداشت های یک پزشک جوان را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب داستان کوتاه از ادبیات روسیه به دانشجویان و شاغلان حوزهی پزشکی، علاقهمندان به روایتهای مبتنیبر تجربههای واقعی و کسانی پیشنهاد میشود که به دیدن پشتصحنهی تصمیمهای دشوار در اتاق عمل، زایشگاه و بیمارستانهای کوچک علاقه دارند. همچنین مجموعه داستان حاضر به خوانندگانی پیشنهاد میشود که به مطالعه در باب زندگی و جهان فکری میخاییل بولگاکوف علاقه دارند.
درباره میخاییل بولگاکوف
میخاییل بولگاکوف (Mikhail Bulgakov) با نام کامل میخائیل آفاناسیویچ بولگاکوف، پزشک، داستاننویس و نمایشنامهنویس نامدار روس، در ۱۵ می ۱۸۹۱ در کییفِ اوکراین (که در آن دوران بخشی از امپراتوری روسیه محسوب میشد) در خانوادهای فرهیخته چشم به جهان گشود. پدرش، آفاناسی ایوانویچ، دانشیار آکادمی علوم الهی و جستارنویس و مترجم متون مذهبی و مادرش، واروارا میخائیلونا، آموزگار دبیرستان بود. فضای خانهی آنها مملو از آموزش، مطالعهی آثار کلاسیک و موسیقی بود.
بولگاکوف که به ادبیات و زبانهای خارجی دلبستگی داشت، بنا به خواستهی پدرش در سال ۱۹۰۹ وارد دانشکدهی پزشکی دانشگاه کییف شد و در سال ۱۹۱۳ با تاتیانا نیکلایونا لاپا ازدواج کرد. او پس از فارغالتحصیلی در سال ۱۹۱۶ در جریان جنگ جهانی اول و انقلاب ۱۹۱۷ بهعنوان پزشک سرباز ارتش و صلیب سرخ در مناطق نیکولسکویه و ویازما خدمت کرد. تجربهی اعتیاد او به مرفین در این دوران (بهدلیل ابتلا به آلرژی ناشی از داروی ضد دیفتری) و درمان آن با تزریق آب مقطر توسط ناپدریاش، دستمایهی خلق مجموعه داستان «یادداشت های یک پزشک جوان» و داستان «مرفین» شد.
این نویسنده با آغاز جنگ داخلی در کییف به مداوای مجروحان ارتش سفید (هواداران تزار) پرداخت. میخاییل بولگاکوف در سال ۱۹۲۰ حرفهی پزشکی را بهطور کامل کنار گذاشت و به خبرنگاری و نگارش آثار طنز و فکاهی در شهرهایی چون تفلیس و ولادیقفقاز روی آورد و سرانجام پس از درگذشت مادرش در سال ۱۹۲۱ به مسکو رفت تا برای همیشه آنجا بماند. او در مسکو با پنهانکردن پیشینهی فعالیتش در ارتش سفید، در روزنامهی کارگری «گودوک» (بوق/ سوت قطار) و بخش فرهنگی «لیتو» مشغول به کار شد و با نامهای مستعاری چون «م. بول» قلم زد.
زندگی ادبی میخاییل بولگاکوف با انتشار داستان «ابلیسنامه» (شیطانیات) دگرگون شد و نامش را بهعنوان طنزپردازی برجسته مطرح کرد. او در سال ۱۹۲۴ رمان «گارد سفید» را دربارهی سرنوشت انسانی افسران ارتش سفید به پایان رساند و پس از جدایی از تاتیانا با لوبوف بلوزسکی ازدواج کرد. اقتباس نمایشی او از این رمان تحتعنوان «روزگار خانوادهی توربین» (روزهای واپسین توربینها) در سال ۱۹۲۶ در تئاتر آکادمی هنر مسکو با استقبال شدید مردم روبهرو شد؛ اجرایی که تنها بهدلیل دلبستگی شخصی ژوزف استالین (که دستکم ۱۵ بار به تماشای آن نشست) روی صحنه رفت.
از سال ۱۹۲۵ تا ۱۹۲۸ داستانهای بلند طنز و علمیـتخیلی میخاییل بولگاکوف مانند «تخممرغهای شوم» و «قلب سگی» یا «دل سگ» به چاپ رسید، اما بهزودی نسخههای آنها توقیف و این نویسنده بهعنوان عنصر ضد انقلاب معرفی شد. شرایط خفقانآور سانسور حکومت شوروی و ممنوعیت مداوم نمایشنامههای بولگاکوف (مانند فرار، آپارتمان زویکا، جزیرهی ارغوانی و خانهی زویا) و همچنین ازدستدادن شغلش بهخاطر نوشتن نمایشنامهی جنجالی «دارودستهی دو روها» (زیر یوغ ریاکاران/ مولیر) که درباره زندگی مولیر بود، او را در سال ۱۹۳۰ واداشت تا نامهای تند به استالین بنویسد و خواستار کار آزاد یا خروج از کشور شود.
استالین شخصاً با بولگاکوف تماس گرفت و دستور استخدام او را بهعنوان کارگردان در تئاتر مسکو صادر کرد و اجازه داد نمایشنامهی مولیر و اقتباسی از «نفوس مرده» اثر گوگول اجرا شوند. میخاییل بولگاکوف در سال ۱۹۳۲ پس از جدایی دوم با یلنا شیلوفسکی ازدواج کرد؛ زنی که منبع الهام شخصیت مارگارتا در شاهکار قرنبیستمی او، یعنی رمان مشهور «مرشد و مارگاریتا»، شد.
میخاییل بولگاکوف نگارش رمان فلسفی «مرشد و مارگاریتا» (تلفیق سفر شیطان به مسکوی دههی ۱۹۳۰ و بازخوانی مصلوبشدن مسیح توسط پونتیوس پیلاطس) را از سال ۱۹۲۸ آغاز کرده بود و حتی پس از آنکه در سال ۱۹۳۰ از فرط ناامیدی نسخهی اولیه آن را سوزاند، مجدداً آن را از حفظ بازنویسی کرد. بولگاکوف در اواخر عمر بهعنوان مشاور به تئاتر بولشوی پیوست، اما آخرین نمایشنامهاش به نام «باتوم» (دربارهی جوانی استالین) پیش از اجرا ممنوع شد.
این نویسنده در ۱۰ مارس ۱۹۴۰ بر اثر بیماری موروثی کبدی (سندرم نفروتیک) که مرگش را پیشبینی کرده بود، در ۴۸سالگی در مسکو درگذشت و در گورستان نوودویچی دفن شد؛ درحالیکه آثاری چون «برف سیاه» را نیمهتمام گذاشت. شاهکار میخاییل بولگاکوف، «مرشد و مارگاریتا»، سرانجام ۲۶ سال پس از مرگش در سال ۱۹۶۶ توسط همسرش منتشر شد. این رمان اصطلاحات مشهوری چون «دستنوشتهها نمیسوزند» را به زبان روسی اضافه کرد تا جهان ادبیات پس از مرگ، نبوغ خیرهکنندهی میخاییل بولگاکوف را بازشناسد.
نظر افراد یا مجلههای مشهور درباره کتاب یادداشت های یک پزشک جوان یا نویسنده
- روزنامهی نیویورک تایمز: آثار میخاییل بولگاکوف تندوتیز و کوبنده اما دارای لحنی لطیف و ملایم است.
- روزنامهی گاردین (The Guardian): کتاب یادداشت های یک پزشک جوان منبعی امیدوارکننده و مهارت میخاییل بولگاکوف در بیان تضاد بین تراژدی شکست و طنز موقعیت ستودنی است.
اقتباسها از کتاب یادداشت های یک پزشک جوان
کتاب یادداشت های یک پزشک جوان دستمایهی خلق اقتباسهای سینمایی و تلویزیونی مختلفی در کشورهای جهان شده است. نخستین اقتباس از این اثر در سال ۱۹۹۱ و در اتحاد جماهیر شوروی بهصورت فیلم بلند سینمایی بهکارگردانی میخائیل یاکژن ساخته شد. سالها بعد و در سال ۲۰۰۸ کشور روسیه فیلم بلند دیگری را تحتعنوان «مرفین» بهکارگردانی الکسی بالابانوف روانهی سینماها کرد. آشناترین اقتباس تصویری از این کتاب در سال ۲۰۱۲ در قالب یک مینیسریال در انگلستان بهکارگردانی الکس هاردکاسل تولید شد.
علاوهبر پردهی سینما و تلویزیون، این اثر بارها بر صحنهی تئاتر نیز جان گرفته و نمایشهای متعددی براساس آن اجرا شده است. تئاتر دراماتیک آکادمیک کییف در پودیل (اوکراین) در ۲۹ نوامبر ۲۰۰۷ نمایشی را بهکارگردانی «و. ا. مالاخوف» به روی صحنه برد. در ۳۰ آوریل ۲۰۱۶ نیز تئاتر مایسترسکایا در سنپترزبورگ روسیه، نمایش تکنفرهای را با کارگردانی «گ. م. کوزلوف» افتتاح کرد.
سپس در ۲۲ آوریل ۲۰۲۱ تئاتر دولتی عروسکی بلاروس اجرای دیگری از این اثر را با کارگردانی «ا. کورنیاگ» به نمایش گذاشت و تئاتر دولتی درام روسی به نام ک. استانیسلاوسکی در ایروان (ارمنستان) نیز اقتباس دیگری از این کتاب را بهکارگردانی و اجرای «نورا گریگوریان» (بههمراه ورونیکا ژوراولیوا) تهیه کرد که در تاریخهای ۲۴ فوریهی ۲۰۲۴ و ۵ اکتبر ۲۰۲۵ میلادی به روی صحنه رفتند.
درباره آبتین گلکار
آبتین گلکار، مترجم و پژوهشگر زبان و ادبیات روسی و استادیار دانشگاه تربیت مدرس، در سال ۱۳۵۶ در تهران چشم به جهان گشود. او پس از اتمام مقطع کارشناسی در دانشگاه تهران، برای ادامهی تحصیل راهی اوکراین شد و دورههای کارشناسیارشد و دکتری خود را در رشتهی ادبیات روسی در دانشگاه ملی تاراس شفچنکو در کییف به پایان رساند.
بخش عمدهای از کارنامه حرفهای این مترجم به برگردان شاهکارهای ادبیات روسیه به پارسی اختصاص داشته است. ارائهی ترجمههایی از آثار نویسندگان و شاعران برجستهای مانند نیکلای گوگول، نیکلای اردمان، آلکساندر هرتسن و آنا آخماتووا بخشی از تلاشهای ماندگار آبتین گلکار در این عرصه به شمار میرود.
بخشی از کتاب یادداشت های یک پزشک جوان
«اگر کسی با اسب در کورهراههای بین آبادیهای روسیه سفر نکرده باشد، حرفی ندارم که برایش بگویم؛ چون بههرحال درک نخواهد کرد. آن کسی هم که سفر کرده است، هیچ تمایلی ندارم این خاطره را برایش زنده کنم.
خیلی کوتاه میگویم: پیمودن چهل ویرستا فاصلهٔ میان شهرستان گراچیوفکا و بیمارستان موریوا برای من و سورچیام دقیقآ یک شبانهروز طول کشید؛ دقیق دقیق یک شبانهروز: ساعت دو بعدازظهر روز ۱۶ سپتامبر ۱۹۱۷ ما کنار آخرین انبار غلهٔ واقع در مرز شهر زیبای گراچیوفکا بودیم و ساعت دو و پنج دقیقهٔ روز ۱۷ سپتامبر همان سال فراموشنشدنی ۱۹۱۷ من روی چمنهای لگدکوبشدهٔ حیاط بیمارستان موریوا بودم که از بارانهای پاییزی خیس خورده و از رمق افتاده بودند. با چنین ظاهری آنجا ایستاده بودم: پاهایم خشک شده بود، آن هم با چنان شدتی که همانجا در حیاط داشتم در ذهن آشفتهام صفحات کتابهای درسی را ورق میزدم و ابلهانه میکوشیدم به یاد بیاورم واقعآ چنین مرضی وجود دارد که ماهیچههای انسان را خشک میکند، یا این توهمی است که در خواب دیشب در روستای گرابیلوفکا دامنگیر من شده است. نام لاتین این بیماری لعنتی چه بود؟ هرکدام از ماهیچههایم چنان درد طاقتفرسایی داشت که به دنداندرد میمانست.
در مورد انگشتان پایم که اصلا نیازی به گفتن نیست: آنها دیگر در چکمهام تکان نمیخوردند، فرمانبردار آرام گرفته و به کندههای قطعشدهٔ درخت شباهت پیدا کرده بودند. اعتراف میکنم بزدلی بر من چیره شده بود و زیرلب به علم پزشکی و به آن درخواستی که پنج سال پیش به رئیس دانشگاه داده بودم، لعنت میفرستادم. در آن زمان خورشیدْ بالای سرمان انگار از پشت غربال میدرخشید. پالتویم مانند اسفنج باد کرده بود. با انگشتان دست راستم بیهوده میکوشیدم دستهٔ چمدان را بگیرم، ولی سرانجام منصرف شدم و تفی روی چمنهای خیس انداختم. انگشتانم قادر به گرفتن چیزی نبود. دوباره در مغزم که با انواع و اقسام اطلاعات از کتابهای جالب پزشکی پر شده بود، نام یک بیماری زنده شد: فلج. با درماندگی ــ و فقط شیطان میداند برای چه ــ در ذهن به خود گفتم: «پارالیزیس.»
به لبهای کبودم که مانند چوب خشک شده بود تکانی دادم و گفتم: «بـ ... به این جادههای شما... بـ ... باید عادت کرد...» و همزمان با گفتن این حرف، به علت نامعلومی با غیظ به سورچی خیره شدم، گرچه او شخصآ گناهی در بدی راه نداشت.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب یادداشت های یک پزشک جوان و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب | یادداشت های یک پزشک جوان |
|---|---|
| عنوان در زبان مبدأ | Записки Юного врача |
| موضوع | داستان کوتاه، داستان خارجی |
| نویسنده | میخائیل بولگاکف |
| مترجم | آبتین گلکار |
| انتشارات | نشر ماهی |
| سال انتشار نسخه فیزیکی | ۱۳۹۰/۰۴/۱۶ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| حجم فایل کتاب | ۱.۳۹ مگابایت |
| شابک | ۹۷۸۹۶۴۲۰۹۱۱۲۶ |
| تعداد صفحهها | ۲۰۹ صفحه |
| قیمت کتاب | ۸۰۰۰۰ تومان |
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
سه بار این کتاب رو خوانده ام و هر سه بار لذب بردم از قلم نویسنده و البته ترجمه عالی . کسی که به پزشکی و پرستاری و ادبیات عالی که نویسنده اش هم پزشک بوده این کتاب و قلب...بیشتر
اگر دانشجوی پزشکی هستید و ترس و واهمه از اینکه در آینده تان چه پیش می آید دارید و بخصوص قرار است به طرح بروید حتما توصیه میکنم این کتابرا بخوانید...مقایسه علم و دانش آن روزهای روسیه با علم الان...بیشتر
داستان جالبی داشت راجب یه آدمی که تو دانشگاه پزشکی شاگرد اول بود و حالا رفته تو یه روستا برا گذروندن طرح و دیگه استادی بالاسرش نیست و میبینه عملی و تئوری خیلی فرق دارن و تو چالش های مختلف قرار...بیشتر
این کتاب رو به عشق پزشکیا،دانشجو پزشکیاو... توصیه میکنم. البته من قسمت های اولش رو بیشتر دوست داشتم، کتاب به مرور پیوستگیش کمتر میشه و من احساس میکردم تکه تکه نوشته شده. در کل خوشحالم که این کتاب رو خواندم 😄 امیدوارم...بیشتر
امتیاز کامل به کتاب دادم ولی مطمئن نیستم به تمام افراد پیشنهاد بدم چراکه من به عنوان دانشجو پزشکی این کتاب رو خوندم و فوق العااااده لذت بردم و لحظه به لحظشو با وجودم حس کردم، از لحظه ای که...بیشتر
این سومین کتابی است که از بولگاکف میخوانم و مانند هر دو بار پیش (قلب سگی و مرشد و مارگریتا) قلمش مرا حسابی مجذوب کرد. آنچنان بیان شیوا و گرم و صمیمی دارد و اینقدر خوب و صادقانه خواننده را...بیشتر
با اینکه خیلی کمپیش میاد کتابی رو به کسی توصبه کنم و فقط روایتی که خوندم رو نقل می کنم ولی این کتاب کوتاه، جذاب و واقعا خواندنی است. علی رغم اینکه همیشه با نویسنده های روس مشکل داشتم، نویسنده...بیشتر
من همیشه با نویسنده های روس مشکل داشتم، اما روایت این کتاب به شدت روان و جذابه.
🩷
نویسنده مهارت خاصی در روان سازیِ لحظات پراسترس دارد ، اینطور بنظر میرسد که شما را دقیقا همراه خودش میکند . خواندن کتاب تجربه خوبیست
عالی هست خاطرات یک پزشکی که به تتزگی فارغالتحصیل شده و به جایی دور افتاده برای گذران طرح رفته و عالی
خیلی روایت جذابی داره؛ حس کردم یک دانشجوی پزشکیم رها شده در روستای دور افتاده در روسیه اوایل قرن بیستم. ترس ها و مواجه ی پزشک جوان با اون ترس ها برام لذت بخش بود و در عین کوتاه بودن اثر...بیشتر
یه کتاب در ژانر طنز سیاه :-)... اگه تحمل خوندن توصیفات پر از خون و تشریح بیماری های دردناک رو ندارید،باز هم بخونیدش چون ارزشش رو داره😊 اینکه این کتاب واقعا زندگی شده یه امتیاز ویژه اس واسش... از دست ندین.
تجربه های واقعی یک پزشک با متن روانی که لازم نیست حتما پزشک باشی تا درکش کنی . هرچند خواندن این متن برای پزشک ها تجربه ی دیگری رو رقم میزنه ،چرا که همزاد پنداری عجیبی میشه با متن داشت
برخلاف اسمش که شاید این ذهنیت رو ایجاد کنه که کتاب تخصصی هستش، اتفاقا به نظر من کتابی همه پسنده، در ابتدا بگم که چون زندگینامه است و توصیفاتش همه واقعی هستن.. یه شناخت نسبت به شرایط روسیه در اوایل...بیشتر