«شرمِ نوشتن» مجموعه شش داستان کوتاه از روبرتو بولانیو، نویسنده شیلیایی است.
روبرتو بولانیو از پیشگامان موج نوی داستاننویسی آمریکای جنوبی بود. وی در سال ۱۹۵۳ در شیلی متولد شد و در سال ۲۰۰۳ در سن پنجاه سالگی از دنیا رفت.
مشخصه اصلی زندگی بولانیو آوارگی بود. پدرش راننده کامیون و مادرش معلم بود. در زمان کودکی، او و خانوادهاش بین شهرهای مختلف شیلی سرگردان بودند و بالاخره در سال ۱۹۶۸ به مکزیکوسیتی مهاجرت کردند. در این زمان اشتهای او به ادبیات سر باز کرد. در اواخر دهه۶۰ تظاهرات خیابانی زیادی در مکزیکوسیتی رخ میداد و همین موجب استحاله سیاسی بولانیو شد.
در همان زمان تروتسکیست شد و به السالوادور رفت و آنجا با شاعران چپگرایی دوستی به هم زد که دفتر شعر و اسلحه همیشه همراهشان بود. او در ۱۹۷۳ به شیلی بازگشت و در یک گروه چپگرای مبارز به فعالیت سیاسی-ادبی خود ادامه داد.
دو تا از مضامین کلیدی در آثار بولانیو حضور پررنگ دارند؛ یکی شخصیتهای شاعر و نویسندهای که تقریباً در همه آثارش یا شخصیت اصلیاند یا یکی از شخصیتهای فرعی مهم، دوم گم شدن ناگهانی شخصیتها. این نویسندگان و شاعران آسو پاس همگی در حال سفر و تغییر مکاناند و به محل اقامتشان هیچ نوع وابستگیای ندارند. شخصیتهای او مدام در حال پنهان شدن از زندگی دوستان خود هستند و بخش قابل توجهی از تنشی که در داستانها اتفاق میافتد محصول همین گم و پیداشدن ناگهانی است.
داستانهای بولانیو به نوعی حکایتهایی از درون ادبیاتند؛ ماجراهایی حول زندگی نویسندگان و دربارهٔ چالشهای آنها با نوشتن. کسانی که زندگیشان را وقف نوشتن میکنند، در اغلب موارد شکست میخورند و در حد نویسندگان و شاعران گمنام و درجه دو میمانند.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب شرم نوشتن و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
برای همهی نویسندههای جوان همینطور است. زمانی میرسد که هیچ پشتیبانی نداری، حتی از طرف دوستهایت
Mohammad Hassan Hajivandi
۲
با احتیاط سرپا ایستادم، چون میدانستم که آنجا، برعکسِ جهانِ واقعی، اشیا شکستنیتر از آدمها بودند
Mohammad Hassan Hajivandi
۰
داخل لیوان قرصِ صورتیِ کمرنگی از هم میپاشید، انگار کهکشانی را خلق میکرد یا جهانی را. اما کهکشانها نابهنگام به دنیا میآیند یا میمیرند (یادم نیست کدام)
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
ترجمه متاسفانه خوب نیست.