معرفی و دانلود کتاب زندانی لاس لوماس + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب زندانی لاس لوماسsubscriptionAvailable

کتاب زندانی لاس لوماس

نوع کتاب
۳.۵ امتیاز(از ۱۵ رأی)
انتشارات: 
نشر ماهی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب زندانی لاس لوماس

کتاب زندانی لاس لوماس (Constancia and other stories for virgins) نوشته کارلوس فوئنتس و ترجمه عبدالله کوثری، روایتی از مکزیک ثروتمند، فاسد و گرفتار توهم پیشرفت، در دهه‌های پس از انقلاب است. فوئنتس با شخصیت نیکولاس سارمینتو، وکیل جوانی که ناگهان وارث ثروتی افسانه‌ای می‌شود، به دل طبقه‌ی نوکیسه و مناسبات پنهان قدرت و سرمایه می‌رود و هم داستان صعود و سقوط او را بازگو می‌کند و هم پرتره‌ای از جامعه‌ای که در زرق‌وبرق مصرف و وابستگی به گرینگوها گم شده ارائه می‌دهد. نشر ماهی این داستان کوتاه را منتشر کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب زندانی لاس لوماس

کتاب زندانی لاس لوماس داستان نیکولاس سارمینتو است؛ وکیلی از طبقه‌ی متوسط مکزیکوسیتی که با کشف رازی درباره‌ی گذشته‌ی ژنرالی افسانه‌ای، یک‌شبه صاحب خانه‌ای مجلل در محله‌ی اعیان‌نشین لاس لوماس و ثروتی کلان می‌شود. کارلوس فوئنتس در این کتاب همان مسیری را که در مرگ آرتمیو کروز آغاز کرده بود ادامه می‌دهد: کندوکاو در سرنوشت قشر نوکیسه‌ای که از دل انقلاب و جنگ جهانی دوم سر برآورد و با زدوبندهای اقتصادی و سیاسی، به‌ویژه با ایالات متحده، به قدرت رسید.

کتاب زندانی لاس لوماس در چند بخش پیوسته، با مونولوگ طولانی و پرپیچ‌وخم سارمینتو پیش می‌رود. فوئنتس با طنزی تند و هشیارانه، معماری نئوکولونیال، مهمانی‌های افسانه‌ای، مصرف‌گرایی، وابستگی به مجلات و کالاهای امریکایی و شبکه‌ی نامرئی خانواده‌های روستایی مورلوس را کنار هم می‌نشاند تا نشان دهد چگونه خانه‌ی مجلل لاس لوماس به زندانی برای صاحبش بدل می‌شود.

داستان علاوه‌ بر روایت زندگی سارمینتو، لایه‌ای سیاسی و اجتماعی هم دارد: روابط پنهان اقتصادی با گرینگوها، نقش اطلاعات و تلفن در شکل‌گیری قدرت و حضور پررنگ خانواده‌ی گسترده‌ی دیماس پالمرو که با اشغال باغ و خانه، نوع دیگری از قدرت جمعی را به رخ می‌کشد.

خلاصه داستان زندانی لاس لوماس

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند!

زندانی لاس لوماس درباره‌ی نیکولاس سارمینتو است؛ وکیلی جوان که با دانستن حقیقت ماجرای سانتا ائولالیا و قهرمان‌سازی از ژنرال پریسکیلیانو نیه‌وس، به ثروت و خانه‌ی او در لاس لوماس دست پیدا می‌کند. او در آن خانه، با تلفن و اطلاعات، امتیازهای انحصاری انواع کالاها و خدمات امریکایی را می‌گیرد و خود را ناپلئون و دن خوانِ عصر جدید می‌بیند؛ مردی محاصره‌شده با پنج نسل زن و خدمتکار.

در میانه‌ی این صعود، رابطه‌ی او با لالا شکل می‌گیرد؛ زنی که گذشته‌اش نامعلوم است و خانواده‌اش او را ادواردیتا می‌نامند. قتل لالا کنار استخر و متهم‌شدن پیشخدمت جوان، دیماس پالمرو، همه‌چیز را عوض می‌کند. خانواده‌ی دیماس باغ و خانه را اشغال می‌کنند و شرط می‌گذارند: تا وقتی دیماس در زندان است، سارمینتو حق خروج از خانه را ندارد. به‌ این‌ ترتیب، خانه‌ی نمادین ثروت و قدرت، به زندان لاس لوماس بدل می‌شود و سارمینتو در دل رفاه، اسیر تصمیم دیگران می‌ماند.

چرا باید کتاب زندانی لاس لوماس را بخوانیم؟

زندانی لاس لوماس تصویری زنده و چندلایه از مکزیک پس از انقلاب ارائه می‌دهد؛ جایی که قهرمانان دیروز به سرمایه‌داران امروز بدل شده‌اند و تلفن، اطلاعات و روابط با آمریکایی‌ها شکل تازه‌ای از قدرت ساخته است. این کتاب با طنزی تلخ، تکبر طبقه‌ی نوکیسه، مصرف‌گرایی، مناسبات پنهان خانواده‌های روستایی و تنهایی مردی محصور در خانه‌ی مجللش را کنار هم می‌آورد.

خواندن کتاب زندانی لاس لوماس را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن زندانی لاس لوماس به علاقه‌مندان به ادبیات امریکای لاتین، طرفداران فوئنتس و خوانندگانی که دوست دارند پشت‌صحنه‌ی طبقه‌ی ثروتمند، فساد و وابستگی اقتصادی را در قالب داستان دنبال کنند، پیشنهاد می‌شود.

درباره کارلوس فوئنتس

کارلوس فوئنتس (Carlos Fuentes) (۱۹۲۸-۲۰۱۲)، نویسنده، رمان‌نویس و دیپلمات مکزیکی و از چهره‌های سرشناس ادبیات اسپانیایی‌زبان به شمار می‌رود. پدر فوئنتس دیپلمات بود و به همین خاطر او دوران کودکی و نوجوانی خود را در کشورهای مختلفی سپری کرد؛ از آمریکا تا شیلی و آرژانتین. این اقامت‌ها باعث شد او هم به زبان انگلیسی مسلط شود و هم دنیای اسپانیایی‌زبان و فرهنگ آن عمیقاً را کشف کند. فوئنتس فعالیت حرفه‌ای خود را در عرصه‌ی ادبیات در سال ۱۹۵۴ با انتشار مجموعه‌داستان کوتاهی آغاز کرد اما با رمان کوتاه «آئورا» بود که به شهرت دست یافت. فوئنتس پس از آن با رمان‌های مهمی همچون «گرینگوی پیر»، «نبرد»، «سر هیدرا» و «پوست انداختن» در قالب نویسنده‌ای جهانی ظاهر شد و تحسین بسیاری را برانگیخت. علاوه بر نویسندگی، او مدتی سفیر هم بود و سابقه‌ی تدریس در دانشگاه‌های همچون هاروارد، پرینستون، کلمبیا، کمبریج، پنسیلوانیا، براون و جورج میسون را در کارنامه داشت.

درباره عبدالله کوثری

عبدالله کوثری، مترجم، ویراستار و شاعر، در سال ۱۳۲۵ در همدان متولد شد. او تحصیلات ابتدایی و متوسطه‌ی خود را در زادگاهش سپری کرد و سپس در رشته‌ی اقتصاد دانشگاه ملی (شهید بهشتی) به تحصیل پرداخت. کوثری در دوران دانشجویی به شعر روی آورد و آثارش را در نشریاتی همچون هفته‌نامه‌ی خوشه به سردبیری احمد شاملو و نگین به سردبیری محمود عنایت منتشر کرد. او همچنین در رویداد شب‌های شعر خوشه حضور داشت و در کنار شاملو، اخوان ثالث، مصدق، رحمانی و م. آزاد شعرخوانی کرد. کوثری پس از اتمام تحصیلات دانشگاهی مدتی را در لندن اقامت گزید و پس از بازگشت به ایران، ترجمه را به شکل حرفه‌ای آغاز کرد. از او بیش از ۵۰ عنوان کتاب منتشر شده که بیشترشان مربوط به ادبیات داستانی آمریکای لاتین است؛ از نویسندگانی همچون فوئنتس، یوسا، دونوسو و دورفمان.

بخشی از کتاب زندانی لاس لوماس

«داستانی که می‌خواهم تعریف کنم آن‌قدر باورنکردنی است که شاید بهتر باشد از همان اول شروع کنم و یکراست تا پایان ماجرا بروم. اما گفتنش آسان است. همین که دست به کار می‌شوم، می‌بینم ناچارم از معمایی شروع بکنم. آن‌وقت می‌فهمم که مشکل یکی دوتا نیست. اَه، گندش بزنند! کاریش نمی‌شود کرد؛ این داستان با رازی شروع می‌شود. اما باور کنید امید من این است که شما وقتی به آخرش می‌رسید همه‌چیز را درک کرده باشید؛ مرا درک کرده باشید. خودتان خواهید دید که هیچ‌چیز را ناگفته نمی‌گذارم. اما حقیقت این است که آن روز، بیست و سوم فوریهٔ ۱۹۶۰، وقتی به اتاق ژنرال پریسکیلیانو نیه‌وس در بیمارستان انگلیسی‌ها، واقع در خیابان ماریانو اسکوبدو (برای روشن‌شدن خوانندگان جوان: محل فعلی هتل کامینورئال)، پا گذاشتم، لازم بود خودم قبل از هرکس دیگر آن معما را باور داشته باشم، وگرنه نقشه‌ای که کشیده بودم نمی‌گرفت. می‌خواهم مرا درک کنید. آن راز حقیقت داشت (حقیقتْ آن راز بود)، اما اگر خودم به این مسئله یقین نداشتم، قادر نبودم ژنرال نیه‌وس را، حتی در بستر بیماری، قانع کنم.

همان‌طور که گفتم، طرف ژنرال بود. این را دیگر می‌دانید. من وکیل جوانی بودم که تازه مدرکم را گرفته بودم؛ محض اطلاع شما و خودم عرض شد. من از همه‌چیز او خبر داشتم. او چیزی از من نمی‌دانست. بنابراین وقتی درِ نیمه‌باز اتاق خصوصی او را با فشاری باز کردم و وارد شدم، مرا به‌جا نیاورد، اما حالت دفاعی هم نگرفت. درست است که مسئلهٔ امنیت را در بیمارستان‌های مکزیک خیلی ساده می‌گیرند، اما ژنرال دلیلی نداشت از من بترسد. روی تخت دراز کشیده بود، از آن تخت‌ها که به‌راستی به اریکهٔ مرگ می‌مانند، اریکه‌ای سراسر چنان سفید که انگار پاکیزگی تاوان مردن آدم است. نام او، نیه‌وس، به معنی برف است، اما توی آن‌همه ملافهٔ سفید درست مثل مگسی بود توی کاسهٔ شیر. ژنرال پوستی بسیار تیره داشت، سرش را تراشیده بودند، دهانش شکافی پهن و به‌هم‌فشرده بود و چشم‌هاش پوشیده زیر دو ابروی پهن و پرپشت. اما اصلا چرا شکل وشمایلش را توصیف می‌کنم؟ این آدم کمی بعد رفت پی کار خودش. می‌توانید عکسش را در بایگانی کاساسولا ببینید.»

معرفی این کتاب در تاریخ ۲۶ مرداد ۱۴۰۵ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب زندانی لاس لوماس و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابزندانی لاس لوماس
عنوان در زبان مبدأConstancia and other stories for virgins
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندهکارلوس فوئنتس
مترجمعبدالله کوثری
انتشاراتنشر ماهی
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۱/۰۴/۱۰
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۰۷ مگابایت
شابک۹۷۸۹۶۴۲۰۹۰۱۹۸
تعداد صفحه‌ها۱۴۲ صفحه
قیمت کتاب۸۰۰۰۰ تومان
برچسبادبیات اسپانیا

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

arshpub
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۳/۰۶

داستان بسیار عالی از فوئنتس آخرش هم یک مصاحبه با نویسنده داره

۰
مصطفی
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۸/۲۰

داستان جالبی بود و متفاوت. با ادبیات آمریکای جنوبی بیشتر آشنا شدم مخصوصا کشور مکزیک

۰
Rahele Kia
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۴

یک داستان عالی به ضمیمه یک مصاحبه عالی با نویسنده.

۰
AS4438
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۳/۲۹

داستان جالبی ازانقلاب مکزیک، درآخرمصاحبه ای بانویسنده داشت که ازخود کتاب هم برای آشنائی با انقلاب وجامعه مکزیک فوق العاده لازم وجالب بود،درکل کتاب بسیارجالبی بود.

۰

بریده‌هایی از کتاب

ایران
۱۱
پابلو نرودا می‌گفت هر نویسندهٔ امریکای لاتین راه که می‌رود یک پیکر سنگین را به دنبال می‌کشد، پیکر مردمش، گذشته‌اش و تاریخ میهن‌اش. ما ناچاریم ثقل عظیم گذشته‌مان را به گردن بگیریم تا یادمان نرود چه چیزی به ما زندگی بخشیده. اگر گذشته‌ات را فراموش کنی می‌میری. تو برخی کارکردها را به عهده می‌گیری به خاطر جمع، چون این‌ها وظایف توست در مقام شهروند، نه در مقام نویسنده. اما، به‌رغم این‌ها، آزادی زیبایی‌شناختی و امتیازات زیبایی‌شناختی خودت را حفظ می‌کنی. این البته تنش‌زاست، اما فکر می‌کنم تنش‌داشتن بهتر است از این‌که اصلا تنشی نداشته باشی
نورا
۵
«کسی که شاخ گاو را می‌گیرد، به اندازهٔ کسی که قربانی‌اش می‌کند جنایت کرده.»
Rahele Kia
۴
باید بنویسی چون قرار نیست زنده بمانی.
نورا
۲
زنجیرهامان باز شده بود ارباب، آزاد بودیم، به آزادی هوا، و حالا ببینید عاقبتمان به کجا کشیده؛ هنوز هم داریم برای این و آن جان می‌کنیم، یا توی زندانیم.»
ایران
۲
اصلا تعجب نمی‌کنم اگر قلتشنی با کلاه لبه‌پهن مکزیکی توی فرودگاه شارل دوگل از جمبوجت پیاده شود و وسط پاریس همان‌طور که قاه‌قاه می‌خندد با آن قمه‌اش که همیشه به کمرش آویزان است، قیمه‌قیمه‌ام کند. چقدر از این مارکو آئورلیو بدم می‌آمد! اصلا این ناکوهای جعلق چطور جرئت می‌کنند این‌جور خودمانی از ژنرال دوگل حرف بزنند!
Rahele Kia
۲
در جامعه‌ای مثل جامعهٔ ما که این‌قدر بی‌ثبات است، هیچ‌کس نمی‌تواند گذشتهٔ دیگری را ردگیری کند. اهل کجایی؟ ننه بابات کی هستند؟ هرکدام از این سؤال‌های ما ممکن است زخمی باشد که التیام ندارد، زخمی که نمی‌گذارد دوست داشته باشیم یا دوستمان داشته باشند.
ایران
۱
روی تخت دراز کشیده بود، از آن تخت‌ها که به‌راستی به اریکهٔ مرگ می‌مانند، اریکه‌ای سراسر چنان سفید که انگار پاکیزگی تاوان مردن آدم است. نام او، نیه‌وس، به معنی برف است، اما توی آن‌همه ملافهٔ سفید درست مثل مگسی بود توی کاسهٔ شیر.
ایران
۱
بار دیگر که داشتم شبانه از بالکن فرار می‌کردم، توی زمین و آسمان آویزان بودم که دیدم زیر پایم عده‌ای جمع شده‌اند و برایم تولدت مبارک می‌خوانند؛ آخر روز تولدم بود و خودم خبر نداشتم. صد سال به این سال‌ها، دن نیکو. این سال‌ها، قربان، از آن سال‌هایی‌ست که...! پاک درمانده شده بودم.
ارغوان
۱
آخروعاقبت همهٔ ما این است که خودمان را در آینهٔ عالم تماشا کنیم و جز چهرهٔ ابلهانهٔ خودمان چیزی نبینیم.
Ghazal Gohari
۱
شاید دنیا یک پرتقال شکری بزرگ باشد.