معرفی و دانلود کتاب در انتظار بوجانگلز + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب در انتظار بوجانگلزsubscriptionAvailable

کتاب در انتظار بوجانگلز

نوع کتاب
۴.۳ امتیاز(از ۳۲ رأی)
انتشارات: 
نشر ماهی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب در انتظار بوجانگلز

کتاب در انتظار بوجانگلز نوشته‌ی اولیویه بوردو با ترجمه‌ی ناهید فروغان روایتی است از یک خانواده‌ی عجیب که زندگی را به جشن و رقص و دروغ‌های شیرین تبدیل کرده‌اند. راوی، پسربچه‌ای است که از پشت عینک خیال‌پردازی‌های پدر و مادرش به جهان نگاه می‌کند؛ پدری قانون‌دوست و دروغ‌پرداز حرفه‌ای و مادری سرشار از جنون، بازیگوشی و غم پنهان. نشر ماهی آن را منتشر کرده است و متن فارسی کتاب با مقدمه‌ی مترجم آغاز می‌شود که مسیر شکل‌گیری این رمان و زندگی نویسنده را توضیح داده است. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب در انتظار بوجانگلز

کتاب در انتظار بوجانگلز داستانی است که اولیویه بوردو آن را با ترکیبی از شوخ‌طبعی، غم و خیال‌پردازی روایت کرده است. متن با یادداشت مترجم شروع می‌شود؛ جایی که از زندگی نویسنده، شکست رمان اولش و تصمیمش برای نوشتن رمانی کوتاه، شاد و بازیگوش سخن رفته است. همین تصمیم به خلق داستانی منجر شده که در آن رقص، موسیقی و دروغ‌های دلخواه، ستون‌های اصلی زندگی شخصیت‌ها هستند. کتاب در انتظار بوجانگلز از زبان پسری روایت شده که در خانه‌ای پر از مهمانی، موسیقی جاز و صفحه‌ی همیشگی نینا سیمون، یعنی مستر بوجانگلز، بزرگ می‌شود. پدرش مردی است که از «صید مگس با نیزه» تا تأسیس مراکز معاینه‌ی فنی و دروغ‌گویی‌های مفصل سر میز مهمانی، مدام نقش عوض می‌کند. مادرش زنی است که هر روز نام تازه‌ای دارد، با ستاره‌ها حرف می‌زند، پرنده‌ای عجیب به نام مادموازل نومیدیا را با قلاده به خیابان می‌برد و زندگی را فقط وقتی می‌پذیرد که شبیه قصه باشد. در کتاب در انتظار بوجانگلز، خانه‌ی پاریسی خانواده با کوسن‌های شطرنجی، کوه نامه‌های بازنشده، تلویزیون تنبیه‌شده و مهمانی‌های بی‌پایان تصویر شده است و در کنار آن، «قصر» اسپانیایی‌شان بر فراز دهکده‌ای سفید و کنار دریاچه، بهشت خصوصی آن‌هاست؛ جایی برای آتش‌بازی، رقص زیر صدای نینا سیمون و فرار از واقعیت. در فصل‌های بعدی، متن به‌تدریج از نگاه کودک فاصله می‌گیرد و دفتر خاطرات پدر و روایت او از آشنایی‌اش با این زن «دیوانه‌ی رقص» و سپس تغییر حال و فروپاشی آرام مادر را وارد داستان می‌کند. کتاب در انتظار بوجانگلز با فصل‌های شماره‌دار پیش می‌رود و در آن، صحنه‌های مدرسه، بازنشستگی زودهنگام پسر، بازی‌های عجیب آموزشی در خانه، سفرهای مکرر به اسپانیا، حضور سناتور «نخاله» و درنای خانگی، کنار هم قرار گرفته‌اند تا جهانی ساخته شود که در آن مرز میان دروغ و حقیقت، شادی و اندوه، و جشن و فاجعه مدام جابه‌جا می‌شود.

خلاصه داستان در انتظار بوجانگلز

در انتظار بوجانگلز داستان خانواده‌ای است که تصمیم گرفته‌اند واقعیت را با رقص، موسیقی و دروغ‌های دلخواه جایگزین کنند. پسر خانواده از روزهایش در آپارتمان بزرگ پاریسی می‌گوید؛ جایی که پدر و مادرش تقریباً همیشه در حال رقصیدن با آهنگ مستر بوجانگلز هستند، مهمان‌ها تا صبح می‌مانند، پرنده‌ای به نام مادموازل بیکاره در خانه می‌چرخد و کوه نامه‌های بازنشده بخشی از دکور است. پدر، که زمانی با اطلاعات محرمانه‌ی سناتور دوستش مراکز معاینه‌ی فنی راه انداخته، حالا بیشتر وقتش را صرف نوشتن و دروغ‌پردازی می‌کند. مادر هر روز نام تازه‌ای دارد، با اشیا و ستاره‌ها حرف می‌زند و از پسرش می‌خواهد به‌جای واقعیت، «روز خیالی»اش را تعریف کند. سفرهای مکرر به قصر اسپانیا، جشن‌های تولد پر از آتش‌بازی و کوکتل، و بازنشستگی پیش از موعد پسر، این جهان شاد و نامعمول را کامل می‌کند. اما با ورود مرد مالیاتی و آشکارشدن بدهی‌ها، و بعد تغییر خلق مادر، شکاف‌هایی در این رؤیای طولانی پدید می‌آید و پرسش از بهای چنین جنونی آرام‌آرام پررنگ‌تر می‌شود.

چرا باید کتاب در انتظار بوجانگلز را بخوانیم؟

در انتظار بوجانگلز تصویری از خانواده‌ای می‌سازد که برای فرار از ملال و رنج، زندگی را به صحنه‌ی نمایش دائمی بدل کرده‌اند. خواندن آن فرصتی است برای دیدن این‌که شادی، دروغ، خیال‌پردازی و جنون چطور در هم می‌آمیزند و چگونه یک کودک جهان را از دل این آشوب رنگارنگ می‌فهمد. متن پر از صحنه‌های به‌یادماندنی، گفت‌وگوهای خلاق و جزئیات غیرعادی است.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد می‌شود که به داستان‌های خانوادگی نامتعارف، روایت‌های آمیخته با طنز تلخ و غم، و شخصیت‌های عجیب اما زنده علاقه دارند. همچنین به خوانندگانی پیشنهاد می‌شود که دوست دارند از زاویه‌ی نگاه یک کودک، مرز باریک میان شادی افراطی و فروپاشی آرام را دنبال کنند.

بخشی از کتاب در انتظار بوجانگلز

«پدرومادرم مدام مشغول رقصیدن بودند، همه‌جا و همه‌وقت، شب‌ها با دوستان و صبح‌ها و بعدازظهرها با یکدیگر. من هم گاهی با آن‌ها همراهی می‌کردم. به شیوه‌هایی باورنکردنی می‌رقصیدند، واقعاً باورنکردنی. هر چیزی را که سر راهشان بود کنار می‌زدند. پدرم مادرم را به هوا می‌انداخت و بعد از یک، دو یا حتی سه پیروئت او را می‌گرفت، آن هم از نوک انگشت‌ها. او را از میان ساق‌هایش پس وپیش می‌برد و مثل بادنمایی دور خود می‌چرخاند. بعد او را، بی‌آن‌که عمدی داشته باشد، رها می‌کرد. مامان پخش زمین می‌شد و پیراهنش دورتادورش را می‌گرفت، مثل نعلبکی‌ای که فنجانی رویش باشد. پیش از رقص همیشه کوکتل‌های عجیب وغریب درست می‌کردند. مخلوطی از انواع واقسام نوشیدنی‌ها را توی گیلاس‌ها می‌ریختند و چترکی و زیتونی و قاشقی هم به آن‌ها اضافه می‌کردند. روی کمد کشویی سالن، در برابر عکس سیاه وسفید بزرگی که مامان را با لباس شب در حال پریدن در استخر نشان می‌داد، گرامافون کهنه‌ای بود، با یک صفحهٔ همیشگی، صفحهٔ خاصی از نینا سیمون: مستر بوجانگلز. این تنها صفحه‌ای بود که روی آن دستگاه می‌چرخید. صفحه‌های دیگر باید به دستگاه های‌فای جدیدتر و بی‌روح‌تری پناهنده می‌شدند. مستر بوجانگلز حقیقتاً تصنیف دیوانه‌واری بود، هم اندوهبار و هم شاد. مادرم را هم به همین حال دچار می‌کرد. این تصنیف طولانی بود، اما یکباره متوقف می‌شد. آن‌وقت مادرم دست‌هایش را محکم به هم می‌کوبید و فریاد می‌زد: «باز هم بوجانگلز بگذاریم!» آن‌وقت دستهٔ گرامافون را بلند می‌کردیم و الماس را روی لبهٔ صفحه می‌گذاشتیم. برای تولید چنین موسیقی‌ای فقط الماس کارساز بود.»

معرفی این کتاب در تاریخ ۱۰ خرداد ۱۴۰۵ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب در انتظار بوجانگلز و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابدر انتظار بوجانگلز
عنوان در زبان مبدأ‫‬‮‭En attendant Bojangles
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندهاولیویه بوردو
مترجمناهید فروغان
انتشاراتنشر ماهی
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۷/۱۰/۱۲
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۱۶ مگابایت
شابک۹۷۸-۹۶۴-۲۰۹-۳۲۰-۵
تعداد صفحه‌ها۱۶۸ صفحه
قیمت کتاب۸۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Atena snf
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۲/۱۶

«در انتظار بوجانگلز» واقعاً شگفت‌زده‌م کرد. ‌ ▫️اسم و جلد کتاب جذبم کرد که بخونمش و هیچ اطلاعات دیگه‌ای در موردش نداشتم. اول که شروعش کردم از روند یکنواخت داستان تعجب کردم. همین باعث شد که خیلی جذبش نشم و یه چند...بیشتر

۱
gltous
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۳۰

خدای من. این کتاب. لحظه‌ای که جلدش به چشمم‌ خورد، بدون داشتن کوچکترین ایده‌ای از پلات داستان انگار با یه باد قوی به سمتش کشیده شدم. هیچ تصوری نداشتم که با چه چیزی قراره طرف باشم. کمتر آثاری رو می‌شناسم که...بیشتر

۰
عباس
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۳/۰۵

اولش بهم نمیچسبید، اما همین طور پیش که رفتم بهتر شد. کتاب ۱۶۸ صفحه است با قطع کوچیکتر از کتاب های معمولی ، پس در کل کوچیکه، البته نسخه چاپی اش. دفعه اول که بهم نچسبید و نحوندمش، چند ماه...بیشتر

۰
سمیرا پ
۱۴۰۴/۱۰/۲۶

جنونی که که در میان سطرهای کتاب جا داره غافلگیرت می‌کنه. بدون اینکه پیش‌بینی کرده باشی همراه با این خانواده سه نفری می‌رقصی، شادی می‌کنی، در خوشی ها کنارشونی و نهایتا با اون‌ها درد و رنج و بی پناهی رو...بیشتر

۰
کاربر 9944754
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۲/۰۴

بد نبود. حس میکنم نثر یک دستی نداشت. برخی توصیفات به شدت کلیشه ای بودن و برخی خیلی غلو شده. نمیدونم از ترجمه بود یا اصل کتاب. کتاب روایت های کلی ای داره بدون وارد شدن به عمق. ولی در کل...بیشتر

۰
mahi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۲/۰۴

کتاب داستان کوتاه و جالبی داره که یک نفس خوندم. داستان از زبان پسری روایت میشه که با پدر و مادرش زندگی میکنه. پسر عاشق پدر و مادرش و روزهای خوبی رو باهاشون میگذرونه. اما ماجرا اینه که مادرش بیماری...بیشتر

۰
M.omid
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۱۳

یک عشق دیوانه وار به معنی واقعی کلمه را به نمایش میگذارد دوست داشتنی بود :')

۰
Farnaz
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۰۷

همین الان تمومش کردم خیلی جذاب و دلنشین بود مطمئنم که قراره یه بار دیگه هم بخونمش

۰
کاربر 4151939
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۰۶

در این کتاب به دنبال "پیام پنهان" یا "ایدهٔ بزرگ" نباشید. کتاب دیوانه ایست که باید همراهش شد و خوش گذراند.

۰
سحر
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۰۴

یک قصه‌ی سرمست و رقصان. تصویر یک زندگی عاشقانه و دیوانه‌وار. خانواده‌ای که هر لحظه را تا آخرین جرعه‌اش می‌نوشند و می‌رقصند و زندگی می‌کنند. این زندگی رازی دارد که وقتی کم‌کم برملا شد، همه‌ی احساساتی که داستان برمی‌انگیخت دوچندان شد. اول...بیشتر

۰
marybooks
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۷

دیوانه وار،،،جذاب،غیرقابل پیشبینی....در صفحه به صفحه کتاب ردی از جنونی عجیب و در عین تعجب خواستنی رو حس خواهید کرد.داستانی از زندگی ای که شاید خیلی کم انسانها به این صورت بهش نگاه کنن و باهاش برخورد کنن. مطمئنا بعدها باز...بیشتر

۰
Sanaz Asgari
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۲

گیرا و روان

۰
ihooneyi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۵/۰۱

کتابیه که تا آخر شگفت زده میشید،بسیار دلنشینه و به نظرم آدم رو به فکر میبره خیلی از خوندش لذت بردم

۰

بریده‌هایی از کتاب

Shamoy
۶
آخر این چه‌جور دنیایی است که در آن زندگی می‌کنیم؟ گل را که نمی‌فروشند. گل قشنگ است. باید مجانی باشد. کافی است خم شوی و آن‌ها را بچینی. گل زندگی است و تا آن‌جا که من می‌دانم، نمی‌شود زندگی را فروخت!
در جست و جوی کتاب بعدی
۴
گریستن در روز روشن واقعآ فرق می‌کند، چون نشان‌دهندهٔ میزان دیگری از اندوه است.
marybooks
۴
«حقیقت هیچ‌وقت سودی به حال آدم ندارد، حتی اگر ــ یک بار هم که شده ــ مثل دروغ خنده‌آور باشد.»
کاربر ۴۴۳۶۹۴۱
۴
نه می‌خواست چیزی از گرفتاری‌ها بشنود و نه از ناراحتی‌ها. می‌گفت: «حالا که واقعیت این‌قدر پیش‌پاافتاده و ناراحت‌کننده است، قصهٔ قشنگی برایمان تعریف کنید. شما خوب دروغ می‌گویید، حیف است ما را از آن محروم کنید.»
محمدحسینم
۳
این رمان ملغمهٔ عجیبی بود. زندگی هم اغلب همین‌طور است، و چه خوب که چنین است.
در جست و جوی کتاب بعدی
۳
بعضی‌ها هیچ‌وقت دیوانه نمی‌شوند ... لابد زندگی‌شان بدجور کسل‌کننده است. ــ چارلز بوکوفسکی ـ
در جست و جوی کتاب بعدی
۳
مامان خوب می‌دانست که همه‌چیز تمام شده است و پاپا دارد به خودش دروغ می‌گوید. چشم‌های مامان باز مانده بود تا پاپا را رنج ندهد، چون بعضی دروغ‌ها همیشه از حقیقت بهترند. اما من خیلی خوب می‌دانستم که همه‌چیز تمام شده.
کاربر ۵۶۰۰۵۱۷
۳
حتی بانوی پیری که سگش را با خودش آورده بود به مادرم گفته بود گرداندن پرندگان با قلاده در پیاده‌رو کاری است خطرناک و غیرانسانی. مامان جواب داده بود: «پشم یا پر، مگر فرقی می‌کند! مادموازل تا به حال کسی را گاز نگرفته. به نظر من که از آن کوفتهٔ پشمالوی شما دوست‌داشتنی‌تر است! مادموازل، بهتر است برگردیم خانه. این آدم‌ها واقعآ عامی و بی‌نزاکتند!»
ROMINA
۳
«می‌دانم، خطرناک‌ترین دشمنان آن‌هایی هستند که به آن‌ها ظن دشمنی نمی‌رود.»
ROMINA
۳
گریستن در روز روشن واقعآ فرق می‌کند، چون نشان‌دهندهٔ میزان دیگری از اندوه است.