
معرفی کتاب در انتظار بوجانگلز
کتاب در انتظار بوجانگلز نوشتهی اولیویه بوردو با ترجمهی ناهید فروغان روایتی است از یک خانوادهی عجیب که زندگی را به جشن و رقص و دروغهای شیرین تبدیل کردهاند. راوی، پسربچهای است که از پشت عینک خیالپردازیهای پدر و مادرش به جهان نگاه میکند؛ پدری قانوندوست و دروغپرداز حرفهای و مادری سرشار از جنون، بازیگوشی و غم پنهان. نشر ماهی آن را منتشر کرده است و متن فارسی کتاب با مقدمهی مترجم آغاز میشود که مسیر شکلگیری این رمان و زندگی نویسنده را توضیح داده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب در انتظار بوجانگلز
کتاب در انتظار بوجانگلز داستانی است که اولیویه بوردو آن را با ترکیبی از شوخطبعی، غم و خیالپردازی روایت کرده است. متن با یادداشت مترجم شروع میشود؛ جایی که از زندگی نویسنده، شکست رمان اولش و تصمیمش برای نوشتن رمانی کوتاه، شاد و بازیگوش سخن رفته است. همین تصمیم به خلق داستانی منجر شده که در آن رقص، موسیقی و دروغهای دلخواه، ستونهای اصلی زندگی شخصیتها هستند. کتاب در انتظار بوجانگلز از زبان پسری روایت شده که در خانهای پر از مهمانی، موسیقی جاز و صفحهی همیشگی نینا سیمون، یعنی مستر بوجانگلز، بزرگ میشود. پدرش مردی است که از «صید مگس با نیزه» تا تأسیس مراکز معاینهی فنی و دروغگوییهای مفصل سر میز مهمانی، مدام نقش عوض میکند. مادرش زنی است که هر روز نام تازهای دارد، با ستارهها حرف میزند، پرندهای عجیب به نام مادموازل نومیدیا را با قلاده به خیابان میبرد و زندگی را فقط وقتی میپذیرد که شبیه قصه باشد. در کتاب در انتظار بوجانگلز، خانهی پاریسی خانواده با کوسنهای شطرنجی، کوه نامههای بازنشده، تلویزیون تنبیهشده و مهمانیهای بیپایان تصویر شده است و در کنار آن، «قصر» اسپانیاییشان بر فراز دهکدهای سفید و کنار دریاچه، بهشت خصوصی آنهاست؛ جایی برای آتشبازی، رقص زیر صدای نینا سیمون و فرار از واقعیت. در فصلهای بعدی، متن بهتدریج از نگاه کودک فاصله میگیرد و دفتر خاطرات پدر و روایت او از آشناییاش با این زن «دیوانهی رقص» و سپس تغییر حال و فروپاشی آرام مادر را وارد داستان میکند. کتاب در انتظار بوجانگلز با فصلهای شمارهدار پیش میرود و در آن، صحنههای مدرسه، بازنشستگی زودهنگام پسر، بازیهای عجیب آموزشی در خانه، سفرهای مکرر به اسپانیا، حضور سناتور «نخاله» و درنای خانگی، کنار هم قرار گرفتهاند تا جهانی ساخته شود که در آن مرز میان دروغ و حقیقت، شادی و اندوه، و جشن و فاجعه مدام جابهجا میشود.
خلاصه داستان در انتظار بوجانگلز
در انتظار بوجانگلز داستان خانوادهای است که تصمیم گرفتهاند واقعیت را با رقص، موسیقی و دروغهای دلخواه جایگزین کنند. پسر خانواده از روزهایش در آپارتمان بزرگ پاریسی میگوید؛ جایی که پدر و مادرش تقریباً همیشه در حال رقصیدن با آهنگ مستر بوجانگلز هستند، مهمانها تا صبح میمانند، پرندهای به نام مادموازل بیکاره در خانه میچرخد و کوه نامههای بازنشده بخشی از دکور است. پدر، که زمانی با اطلاعات محرمانهی سناتور دوستش مراکز معاینهی فنی راه انداخته، حالا بیشتر وقتش را صرف نوشتن و دروغپردازی میکند. مادر هر روز نام تازهای دارد، با اشیا و ستارهها حرف میزند و از پسرش میخواهد بهجای واقعیت، «روز خیالی»اش را تعریف کند. سفرهای مکرر به قصر اسپانیا، جشنهای تولد پر از آتشبازی و کوکتل، و بازنشستگی پیش از موعد پسر، این جهان شاد و نامعمول را کامل میکند. اما با ورود مرد مالیاتی و آشکارشدن بدهیها، و بعد تغییر خلق مادر، شکافهایی در این رؤیای طولانی پدید میآید و پرسش از بهای چنین جنونی آرامآرام پررنگتر میشود.
چرا باید کتاب در انتظار بوجانگلز را بخوانیم؟
در انتظار بوجانگلز تصویری از خانوادهای میسازد که برای فرار از ملال و رنج، زندگی را به صحنهی نمایش دائمی بدل کردهاند. خواندن آن فرصتی است برای دیدن اینکه شادی، دروغ، خیالپردازی و جنون چطور در هم میآمیزند و چگونه یک کودک جهان را از دل این آشوب رنگارنگ میفهمد. متن پر از صحنههای بهیادماندنی، گفتوگوهای خلاق و جزئیات غیرعادی است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای خانوادگی نامتعارف، روایتهای آمیخته با طنز تلخ و غم، و شخصیتهای عجیب اما زنده علاقه دارند. همچنین به خوانندگانی پیشنهاد میشود که دوست دارند از زاویهی نگاه یک کودک، مرز باریک میان شادی افراطی و فروپاشی آرام را دنبال کنند.
بخشی از کتاب در انتظار بوجانگلز
«پدرومادرم مدام مشغول رقصیدن بودند، همهجا و همهوقت، شبها با دوستان و صبحها و بعدازظهرها با یکدیگر. من هم گاهی با آنها همراهی میکردم. به شیوههایی باورنکردنی میرقصیدند، واقعاً باورنکردنی. هر چیزی را که سر راهشان بود کنار میزدند. پدرم مادرم را به هوا میانداخت و بعد از یک، دو یا حتی سه پیروئت او را میگرفت، آن هم از نوک انگشتها. او را از میان ساقهایش پس وپیش میبرد و مثل بادنمایی دور خود میچرخاند. بعد او را، بیآنکه عمدی داشته باشد، رها میکرد. مامان پخش زمین میشد و پیراهنش دورتادورش را میگرفت، مثل نعلبکیای که فنجانی رویش باشد. پیش از رقص همیشه کوکتلهای عجیب وغریب درست میکردند. مخلوطی از انواع واقسام نوشیدنیها را توی گیلاسها میریختند و چترکی و زیتونی و قاشقی هم به آنها اضافه میکردند. روی کمد کشویی سالن، در برابر عکس سیاه وسفید بزرگی که مامان را با لباس شب در حال پریدن در استخر نشان میداد، گرامافون کهنهای بود، با یک صفحهٔ همیشگی، صفحهٔ خاصی از نینا سیمون: مستر بوجانگلز. این تنها صفحهای بود که روی آن دستگاه میچرخید. صفحههای دیگر باید به دستگاه هایفای جدیدتر و بیروحتری پناهنده میشدند. مستر بوجانگلز حقیقتاً تصنیف دیوانهواری بود، هم اندوهبار و هم شاد. مادرم را هم به همین حال دچار میکرد. این تصنیف طولانی بود، اما یکباره متوقف میشد. آنوقت مادرم دستهایش را محکم به هم میکوبید و فریاد میزد: «باز هم بوجانگلز بگذاریم!» آنوقت دستهٔ گرامافون را بلند میکردیم و الماس را روی لبهٔ صفحه میگذاشتیم. برای تولید چنین موسیقیای فقط الماس کارساز بود.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب در انتظار بوجانگلز و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب | در انتظار بوجانگلز |
|---|---|
| عنوان در زبان مبدأ | En attendant Bojangles |
| موضوع | رمان، داستان خارجی |
| نویسنده | اولیویه بوردو |
| مترجم | ناهید فروغان |
| انتشارات | نشر ماهی |
| سال انتشار نسخه فیزیکی | ۱۳۹۷/۱۰/۱۲ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| حجم فایل کتاب | ۱.۱۶ مگابایت |
| شابک | ۹۷۸-۹۶۴-۲۰۹-۳۲۰-۵ |
| تعداد صفحهها | ۱۶۸ صفحه |
| قیمت کتاب | ۸۰۰۰۰ تومان |
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
«در انتظار بوجانگلز» واقعاً شگفتزدهم کرد. ▫️اسم و جلد کتاب جذبم کرد که بخونمش و هیچ اطلاعات دیگهای در موردش نداشتم. اول که شروعش کردم از روند یکنواخت داستان تعجب کردم. همین باعث شد که خیلی جذبش نشم و یه چند...بیشتر
خدای من. این کتاب. لحظهای که جلدش به چشمم خورد، بدون داشتن کوچکترین ایدهای از پلات داستان انگار با یه باد قوی به سمتش کشیده شدم. هیچ تصوری نداشتم که با چه چیزی قراره طرف باشم. کمتر آثاری رو میشناسم که...بیشتر
اولش بهم نمیچسبید، اما همین طور پیش که رفتم بهتر شد. کتاب ۱۶۸ صفحه است با قطع کوچیکتر از کتاب های معمولی ، پس در کل کوچیکه، البته نسخه چاپی اش. دفعه اول که بهم نچسبید و نحوندمش، چند ماه...بیشتر
جنونی که که در میان سطرهای کتاب جا داره غافلگیرت میکنه. بدون اینکه پیشبینی کرده باشی همراه با این خانواده سه نفری میرقصی، شادی میکنی، در خوشی ها کنارشونی و نهایتا با اونها درد و رنج و بی پناهی رو...بیشتر
بد نبود. حس میکنم نثر یک دستی نداشت. برخی توصیفات به شدت کلیشه ای بودن و برخی خیلی غلو شده. نمیدونم از ترجمه بود یا اصل کتاب. کتاب روایت های کلی ای داره بدون وارد شدن به عمق. ولی در کل...بیشتر
کتاب داستان کوتاه و جالبی داره که یک نفس خوندم. داستان از زبان پسری روایت میشه که با پدر و مادرش زندگی میکنه. پسر عاشق پدر و مادرش و روزهای خوبی رو باهاشون میگذرونه. اما ماجرا اینه که مادرش بیماری...بیشتر
یک عشق دیوانه وار به معنی واقعی کلمه را به نمایش میگذارد دوست داشتنی بود :')
همین الان تمومش کردم خیلی جذاب و دلنشین بود مطمئنم که قراره یه بار دیگه هم بخونمش
در این کتاب به دنبال "پیام پنهان" یا "ایدهٔ بزرگ" نباشید. کتاب دیوانه ایست که باید همراهش شد و خوش گذراند.
یک قصهی سرمست و رقصان. تصویر یک زندگی عاشقانه و دیوانهوار. خانوادهای که هر لحظه را تا آخرین جرعهاش مینوشند و میرقصند و زندگی میکنند. این زندگی رازی دارد که وقتی کمکم برملا شد، همهی احساساتی که داستان برمیانگیخت دوچندان شد. اول...بیشتر
دیوانه وار،،،جذاب،غیرقابل پیشبینی....در صفحه به صفحه کتاب ردی از جنونی عجیب و در عین تعجب خواستنی رو حس خواهید کرد.داستانی از زندگی ای که شاید خیلی کم انسانها به این صورت بهش نگاه کنن و باهاش برخورد کنن. مطمئنا بعدها باز...بیشتر
گیرا و روان
کتابیه که تا آخر شگفت زده میشید،بسیار دلنشینه و به نظرم آدم رو به فکر میبره خیلی از خوندش لذت بردم