معرفی و دانلود کتاب رودین + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب رودین
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب رودین

۴.۱(از ۷۹ امتیاز)
نوع کتاب
انتشارات: 
نشر ماهی

۸۴,۰۰۰

۵۰٪

قیمت:

۴۲,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

معرفی کتاب رودین

کتاب رودین نوشتهٔ ایوان تورگنیف و ترجمهٔ محمدهادی شفیعیها است و نشر ماهی آن را منتشر کرده است. رودین جوان سخنور و خوش‌مشربی است که در یک روز تابستانی وارد روستایی شده و در خانهٔ یکی از بیوه‌زنان اشرافی ناحیه ساکن می‌شود. رودین نمایندهٔ جامعهٔ روشنفکر زمان خودش است و تورگنیف در این رمان به نقد این طبقه می‌پردازد.

درباره کتاب رودین

رودین نخستین رمان تورگنیف است. این کتابْ داستان زندگی جوانی است به نام رودین که پرشور و هیجان است و می‌خواهد مردم را با عقاید خودش همراه کند. در یک ظهر تابستانی در روستایی، محفلی برگزار می‌شود که اشراف و زمین‌داران و جوان‌های تحصیل‌کرده در آن حضور دارند. رودین به جای یکی از دوستانش در مهمانی حاضر می‌شود. رودین جوانی خوش‌سخن و کاریزماتیک است و هنگام صحبت‌کردن همه را مجذوب خودش می‌کند. همین ویژگی او باعث می‌شود جای خودش را در دل اشراف‌زاده‌ها باز کرده و در محافل بعدی هم شرکت کند.

در یکی از این مهمانی‌ها بحثی با پیگاسوف سر می‌گیرد که رودین پیروز آن بحث می‌شود. پیگاسوف مردی سنتی است که کسی تحویلش نمی‌گیرد. همین قضیه به اعتبار و محبوبیت رودین می‌افزاید. کم‌کم رودین وارد خانواده‌ای اشرافی می‌شود و پایش به ماجرایی عشقی نیز باز می‌شود.

اینجاست که خواننده با نمایی دیگر از شخصیت رودین آشنا می‌شود؛ کسی که خوب حرف می‌زند اما در عمل درجا می‌زند و عملش با حرف‌هایش تناقض دارد. کسی که استقلال و ثبات ندارد و شخصیتش متزلزل است.

رودین در سال ۱۸۵۲ میلادی منتشر شد. مشابه‌ این شخصیت بارها در داستان‌های دیگر تورگنیف تکرار می‌شود؛ مردی ناتوان از عمل کردن، با اراده‌ا‌ی ضعیف و مالامال از غم و تنبلی اما همچنان درگیر ایدئال‌ها.

خواندن کتاب رودین را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران ادبیات روسیه پیشنهاد می‌کنیم.

درباره ایوان تورگنیف

ایوان تورگنیف، رمان‌نویس مشهور روسی، در سال ۱۸۱۸ در «اورال» به دنیا آمد. اجدادش از شخصیت‌های معروف روس بودند. گفته شده سنگین‌ترین مغز سالم جهان، متعلق به اوست که ۲۰۱۲ گرم وزن داشته است.

پدر وی در ارتش روس مقام سرهنگی داشت. این مرد در سال ۱۸۲۰ وقتی «ایوان» دوساله بود زن و سه پسرش را به اروپای غربی برد و به گردش در کشورهای این منطقه پرداخت. در بازگشت به روسیه «تورگنیف» مانند دیگر مَلاک زادگان روس در نزد استادان مجرب تعلیم‌وتربیت یافت. او زبان روسی را خیلی دوست می‌داشت و همیشه از این که استادانش، زبان مادری‌اش را به او یاد نمی‌دادند متأسف بود.

ایوان در شانزده‌سالگی به دانشگاه مسکو رفت. اما در سال ۱۸۳۵ او را به دانشگاه «سن‌پترزبورگ» منتقل کردند. آنجا در رشتۀ زبان‌شناسی به تحصیل پرداخت و در این زمان احساس کرد که می‌خواهد چیزی بنویسد و به نویسندگی بپردازد. او نخست با تقلید از یکی از آثار «بایرون» شاعر بزرگ انگلیسی، یک قطعه شعر خوب سرود اما استادش بدون آن که او را رسوا کند به او گفت: «فکر می‌کنم تو می‌توانی چیزی شوی!» و در این زمان تشجیع شد و در روزنامه‌ها آثار شعری خود از جمله «کاج کهن» را منتشر کرد.

بخشی از کتاب رودین

«صبح روز بعد رودین تازه لباس پوشیده بود که مستخدم داریا میخایلوونا وارد شد و از طرف او خواهش کرد که لطف فرموده برای صرف چای به اتاق کار خانم تشریف ببرد. رودین او را در اتاقش تنها یافت. داریا سلام گرمی با او کرد، جویا شد که شب را خوب خوابیده است یا نه، و خودش یک فنجان چای برایش ریخت و حتی سؤال کرد قند به قدر کافی برداشته یا نه، و یکی دو بار هم تکرار کرد که خیلی متعجب است که تابه حال با او آشنا نشده بوده است. رودین ابتدا کمی دورتر نشست، ولی داریا صندلی کوچکی را که نزدیک صندلی خودش بود به او نشان داد و کمی به‌طرف رودین خم شد و شروع کرد از خانوادهٔ او، برنامه‌ها و تصمیماتش پرسیدن. داریا با بی‌توجهی حرف می‌زد و با پریشان‌حواسی گوش می‌داد. ولی رودین به‌خوبی می‌فهمید که داریا دارد با او مغازله می‌کند و حتی کم مانده است که تملقش را بگوید. او این دیدار صبحگاهی را بی‌جهت ترتیب نداده بود! بی‌جهت نبود که لباس ساده ولی مرتبی ــ a la madame Recamier  ــ پوشیده بود. طولی نکشید که داریا پرسش را کنار گذاشت و شروع کرد از خودش، از جوانی‌اش و از اشخاصی که با آن‌ها آشنایی داشته است صحبت‌کردن. رودین با ملاطفت به پرچانگی‌های خانم گوش می‌داد و متوجه نکتهٔ عجیبی شده بود: داریا از هر که صحبت می‌کرد خودش، تنها خودش، محور و مقصد اصلی بود و شخصی که از او صحبت می‌شد تدریجاً محو می‌شد و از بین می‌رفت. درعوض رودین کاملا مطلع شد که خانم دقیقاً به فلان شخص عالی‌مقام چه گفته و چه تأثیری روی بهمان شاعر عالی‌قدر داشته است. از فحوای کلام او می‌شد حدس زد که یگانه آرزوی اشخاص سرشناس بیست و پنج سال اخیر فقط وفقط ملاقات با او و دریافت الطاف و مراحمش بوده است. خیلی ساده و بدون شوق و تجلیل از آن‌ها صحبت می‌کرد. مثل اشخاص خودمانی آن‌ها را عجیب وغریب می‌خواند و طوری معرفی‌شان می‌کرد که گویی همهٔ آن‌ها طوقهٔ گرانبهایی بودند که نامشان به گرد یک نام اصلی زینت یافته و می‌درخشید و آن نام هم داریا میخایلوونا بود...»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب رودین و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابرودین
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندهایوان تورگنیف
مترجممحمدهادی شفیعیها
انتشاراتنشر ماهی
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۸۹/۰۹/۱۹
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۳۴ مگابایت
شابک۹۷۸۹۶۴۲۰۹۰۸۵۳
تعداد صفحه‌ها۱۶۸ صفحه
قیمت کتاب۴۲۰۰۰ تومان
برچسبادبیات روسیه

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

فاطمه رجــ🌱ــا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۵/۳۰

این کتاب منو با شخصیت خاصی رو به رو کرد که درک متفاوتی ازش داشتم...! . اول کتاب گفته میشه:« وطن بدون هریک از ما هم ممکن است باشد، ولی هیچ‌یک از ما بدون آن نمی‌توانیم باشیم. وای بر کسی که جز...بیشتر

۰
وقار
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۲

اولین رمان روسی که تونستم تموم کنم و بین اسامی گم نشم... شخصیت رودین خیلی آزارم می‌داد. از همون اول کتاب یه طورایی ازش متنفر بودم. اندازه تنفرم نسبت به شخصیت داستانی اصلا منطقی نبود. تا اینکه کم کم متوجه شدم،...بیشتر

۰
کلاهدوز
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۸/۲۸

کسی که با احساسش زیسته. از شبح روزهایی که باز نمی‌گردند به اظطراب می‌افتد و دیگر هیچ چیز شیفته اش نمی‌کند باز خاطرات و پشیمانی می‌آزرد‌ش. رمانی از شاهکار ادبیات روسیه شخصیت رودین، از نمونه‌های والای تیپ ادبی خاصی است که در...بیشتر

۰
M.MAHDI
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۴/۱۱

این کتاب رو تو برنامه کتاب باز عمو حاتم معرفی کرد و عجب داستانی...

۰
Mehrsa
۱۴۰۴/۰۵/۱۷

به نظر من کلا رمان یعنی روسی. «رودین» یک رمان درجه یک کلاسیک است که از قضا قهرمانش «دیمیتری رودین»، کار قهرمانانه به شکل کلاسیک نمی‌کند. رودین کاراکتری است که در میان اشراف قرار می‌گیرد ولی خودش از این طبقه...بیشتر

۰
mary
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۰/۲۲

اگر تا به حال حس کرده‌اید که رؤیاهای بزرگتان گاهی در برابر واقعیت‌ها به چالش کشیده می‌شوند، رودین به شما نشان می‌دهد که تنها نیستید. این کتاب نه فقط یک داستان، بلکه درسی درباره انسان‌بودن و پذیرش تناقضات زندگی است.

۰
Azilyn
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۶/۰۶

کتابی که انسان رو با لایه‌های زیرین شخصیت خودش آشنا میکنه، یک رمان نسبتا کوتاه ولی به تمام معنا عمیق؛ مثل بقیه آثاری که از تورگنیف خوندم.

۰
Cloud--WWII
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۲۸

داستانی از آرمان گرایی جوانانی که عمر خود را در جستجوی چیزی گرانبها به گرو ماجراجویی های عاشقانه و رنگارنگی میگذارند و وقتی گمان می برند که به آن نزدیک شدند، ناگهان فرسنگ ها فاصله بین خود و حقیقت را...بیشتر

۰
ponyo
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۶

رودین نمایندهٔ آدم‌هایی‌ه که از لحاظ ذهنی بزرگن، از لحاظ عملی کوچک. تورگنیف این تناقض رو هم زیبا، هم تلخ، و هم واقعی نشون داده.

۰
💚bahare💚
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۶/۱۵

من این کتاب رو خیلی دوست داشتم پیشنهاد میکنم بخونید

۰
z.saba
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۶/۲۱

رودین شخصیتی اهل هنر، فلسفه و علم اما بدون پشتوانه‌ی طبقاتی و مالی است که در جوانی به دنبال است در پناه قشر ثروتمندی که خود را مشتاق علم نشان می‌دهند نقشی اثرگذار در روشنگری داشته باشد اما او بدون...بیشتر

۰
کاربر 9191456
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۱۵

حتما بخونید...

۰
Naeeme
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۱/۰۶

حقیقتا تا اواسط یا حتی اواخر خوندنش، به نظرم یه کتاب خیلی معمولی بود. مشخصا توی این کتاب، شخصیت‌پردازی حرف اول رو میزنه و عمده‌ی این شخصیت‌پردازی هم متوجه رودین هست. اما چیزهایی که ما درموردش می‌فهمیم بیشتر در قالب...بیشتر

۰
kimia
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۱۲

کتاب بسیار منطقی و دردآلودی از روایت زندگی رودین عاقل و داستان های پر از پستی آن بود و یک سخن دلنشین و واقعیتی بر زبان جست:عشق!همه چیزش مرموز است:از به وجود آمدن و بست یافتنش گرفته تا از بین...بیشتر

۰
کاربر 6344661
۱۴۰۴/۰۲/۲۶

کتاب صوتی

۰

بریده‌هایی از کتاب

«راستش را بخواهید فقط یک زن مرا آزرده است؛ گرچه خیلی خوش‌قلب بود، خیلی مهربان...» «این زن که بود؟» پیگاسوف صدایش را اندکی پایین آورد و گفت: «مادرم!» «مادرتان؟ چکار کرده که شما را آزرده است؟» «مرا به دنیا آورده است...»
mary
۴۱
«من قاصدک به دنیا آمده‌ام، نمی‌توانم یک جا بمانم.»
نور
۲۶
ما همیشه کسانی را دوست می‌داریم که خودشان کم‌تر استعداد دوست‌داشتن دارند.
Sajedeh
۲۲
خوشا به حال کسی که در جوانی جوانی کرده است...
Fatemeh
۱۹
وطن بدون هریک از ما هم ممکن است باشد، ولی هیچ‌یک از ما بدون آن نمی‌توانیم باشیم.
ساغر
۱۴
«می‌دانید وقتی دن کیشوت از کاخ دوشس بیرون می‌آمد به نوکرش چه گفت؟ گفت: "دوست عزیزم، سانچو، آزادی یکی از گرانبهاترین فضایل انسانی است. خوشا به حال کسی که خداوند لقمه‌نانی به او داده است که مجبور نیست به خاطر آن مدیون دیگران باشد."
setareh.sf
۱۳
هیچ‌چیز بدتر و بیزارکننده‌تر از این نیست که خوشبختی دیر به دست آدم بیاید. این خوشبختی نمی‌تواند شما را راضی کند، ولی از یک حق محرومتان می‌کند، از گرانبهاترین حق که همان دشنام‌دادن و نفرین‌کردن تقدیر است. بله خانم، خوشبختی دیررس بسیار تلخ و بیزارکننده است.
Rastaa
۱۱
کسی که با احساسش زیسته است از شبح روزهایی که بازنمی‌گردند به اضطراب می‌افتد و دیگر هیچ‌چیز شیفته‌اش نمی‌کند. بار خاطرات و پشیمانی می‌آزاردش.
Sepideh_Lotfi
۹
هرکسی همان‌طور که طبیعت او را آفریده است می‌ماند.
Sajedeh
۹
"خوشا به حال کسی که در جوانی جوانی کرده است..."
کاربر ۵۷۷۵۱۴۸
۷