فردریش نیچه
زندگینامه و معرفی کتابهای نیچه
فردریش ویلهلم نیچه (Friedrich Wilhelm Nietzsche) زادهی ۱۸۴۴ و درگذشتهی ۱۹۰۰، فیلسوف، منتقد فرهنگی، شاعر، آهنگساز و زبانشناس آلمانی بود. نیچه را از معماران انسان مدرن در حوزهی اندیشه میدانند، چرا که با آثار خود، بنیادهای سنّتی تفکر را به چالش کشید. مفاهیم اَبَرانسان، مرگ خدا و آثاری چون چنین گفت زرتشت از مهمترین میراث فکری او به شمار میروند. نیچه به میراث اندیشهی غربی، از افلاطون تا دکارت، به دیدهی تردید نگریست و بر بسیاری از اندیشمندان و هنرمندان برجستهی پس از خود تأثیر گذاشت. اغلب از نیچه و سورن کیرکگور (فیلسوف دانمارکی ۱۸۱۳-۱۸۵۵)، بهعنوان پیشگامان فلسفهی اگزیستانسیالیسم یاد میشود.
تولد
نیچه به تاریخ پانزدهم اکتبر ۱۸۴۴، در روستای کوچک روکن در نزدیکی لوتسن، در ۲۰ مایلی جنوب غربی لایپزیگ به دنیا آمد. بهدلیل مصادفشدن این تاریخ با چهلونهمین سال تولد پادشاه پروس (فردریش ویلهلم چهارم) این نام را برای او برگزیدند. این نامگذاری به پاس انتصاب پدرش بهعنوان کشیشِ روکن انجام شد، هرچند نیچه در بزرگسالی نام میانی خود (ویلهلم) را حذف کرد. نکتهی دیگر در باب اصالت و تابعیت نیچه آن است که وی از سال ۱۸۶۹ تابعیت خود را لغو میکند و در کشورهای آلمان، سوئیس و ایتالیا همچون کولیان بهطور موقت در پانسیون زندگی میکند.
تحصیلات
تحصیلات مقدماتی نیچه در یک مدرسهی پسرانه آغاز شد و در سال ۱۸۵۴ به دبیرستان مشهور دومگیمنازیوم در ناومبورگ رفت. سپس، به پاسِ خدمات پدرش به دولت، بورسیهی تحصیلی مدرسهی نخبهپرورِ پفورتا (معروف به شولپفورتا) را دریافت کرد؛ معتبرترین مدرسهی آلمان که شهرتی جهانی داشته و دارد. او از ۱۸۵۸ تا ۱۸۶۴ در آنجا به تحصیل پرداخت و با پایاننامهای با موضوع تئوگنیس، شاعر یونانی دانشآموخته شد.
از آنجایی که نیچه فکر کشیششدن را در سر داشت، پس از تحصیلات مدرسه، در دانشگاه بن به تحصیل در رشتهی الهیات و لغتشناسی کلاسیک پرداخت، اما پس از دورهای کوتاه اعتقادات مذهبی خود را از دست داد و در ۱۷ اوت ۱۸۶۵ تحصیل الهیات را رها کرد. سپس به دانشگاه لایپزیک رفت تا به لغتشناسی کلاسیک به شکلی اختصاصی بپردازد. چند سال بعد، نیچه در سال ۱۸۶۹ موفق به دریافت مدرک دکتری افتخاری از دانشگاه لایپزیک شد و بهواسطهی آن توانست کرسی استادی زبانشناسی کلاسیک دانشگاه بازل سوئیس را کسب کند.
خانواده
ریشهی خاندان نیچه، هم از سوی پدری و هم مادری، به زاکسن بازمیگردد. نیاکان فردریش در هر دو سوی خانواده، همگی از روحانیون لوتری بودند. عمو، پدربزرگهایش و اجداد مادریاش جملگی به مانند پدرش کشیشهای لوتری بودند. پدربزرگ پدری او، فردریش آگوست لودویگ نیچه بهعنوان حکیم و الهیدان مذهب پروتستان، کتابی دربارهی مسیحیت به نگارش درآورده بود. پدرش، کارل لودویگ نیچه، معلّم و کشیش لوتری، با فرانتسیسکا ازدواج کرد و ثمرهی این ازدواج سه فرزند بود: فردریش، الیزابت و لودویگ جوزف. فردریش نیچه هیچگاه ازدواج نکرد و فرزندی از او باقی نماند.
زندگی عاطفی و رابطهی عاشقانه
نیچه هرگز ازدواج نکرد، امّا علاقهی او به لو سالومه از وقایع مشهور زندگی اوست. رابطهای کوتاه، نامتعارف و پیچیده که از دوستی او با پاول ری، عشق تثلیثی آن دو با سالومه تا پیشنهاد زندگی سهنفره را در بر میگیرد. نیچه سالومه را زنی ایدئال میدید، امّا پیشنهاد عاطفی او سرانجام توسط سالومه رد شد.
فعالیتهای اجتماعی، سمتها و مسئولیتها
نیچه در دوران تحصیل در مدرسه پفورتا، مؤسس یک انجمن ادبی و موسیقیایی به نام گرمانیا بود. بعدها در دانشگاه لایپزیگ نیز، انجمنی با محوریت مطالعهی متون باستانی تأسیس کرد. امّا مهمترین فعالیت و منصب او، به سال ۱۸۶۹ بازمیگردد، یعنی ۲۴ سالگی او، زمانی که هنوز پایاننامهی دکتری خود را ننوشته بود و گواهی تدریس دانشگاهی به همراه نداشت، امّا بهعنوان جوانترین استاد زبانشناسی کلاسیک (فیلولوژی) در تاریخ دانشگاه بازل پذیرفته شد. نیچه در سال ۱۸۷۰ بهطور موقتی تدریس را کنار گذاشت تا در جنگ فرانسه و پروس بهعنوان بهیار (پرستار داوطلب) خدمت کند، امّا بهدلیل بیماری حضورش در آن منطقه کوتاه شد و مجدد به تدریس بازگشت. سرانجام در سال ۱۸۷۸، میان او و دانشگاه کدورتی شکل گرفت و او در نتیجهی این تنش و وخامت بیماریاش، در سال ۱۸۷۹ از تدریس کنارهگیری کرد (سال ۱۸۸۹، سال فروپاشی روانی او در تورین بود).
اتفاقات مهم زندگی
مرگ نابهنگام پدر و برادر کوچک نیچه، با فاصلهای کوتاه رخ داد. نیچه تقریباً پنج ساله بود که پدرش کارل لودویگ بر اثر بیماری مغزی درگذشت و شش ماه بعد نیز برادرش لودویگ جوزف از دنیا رفت. رشد نیچه در محیطی کاملاً زنانه (همراه با مادر، مادربزرگ و دو عمه) تأثیری مهم در شخصیت او بر جای گذاشت.
در میان دوستیها، رابطهی او با ریشارد واگنر شایان توجه است. رابطهای تقریباً خانوادگی که تأثیری عمیق بر فردریش گذاشت. نیچه از این دوستی بهعنوان بزرگترین دستاورد زندگیاش یاد میکرد، هرچند این ارتباط سرانجام به کدورت انجامید. حضور واگنر با نظارت نگارشی بر آثار اولیهی نیچه کاملاً پررنگ است.
بیماریهای جسمی و روانی نیچه از مهمترین رویدادهای زندگی اوست. افزون بر میگرن، ضعف شدید بینایی و مشکلات گوارشی که تمام عمر گریبانگیرش بود، حادثهی سقوط از اسب در سال ۱۸۶۷ (هنگام خدمت داوطلبانه در ارتش) آسیب جدیای به قفسهی سینهاش وارد کرد. او بهدلیل ضعف بینایی، ساعات بسیاری را در اتاقهای تاریک میگذراند.
نیچه پس از بازنشستگی، با مستمری ناچیز دانشگاه و کمکهای مالی دوستانش زندگی میگذراند و مدام در سفر بود تا آبوهوایی مناسب برای بهبود سلامتیاش بیابد.
درگذشت
یکی از اصلیترین گمانهزنیها دربارهی بیماریهای نیچه، علاوه بر بهارثبردن بیماری مغزی پدرش، اختلالات روانی هم بود. حتی اروین یالوم، رواندرمانگر مشهور، در رمان وقتی نیچه گریست، بیماریهای وی را با خصایص روانتنی به تصویر کشیده است. این بیماریهای روانی و جسمانی تا پایان عمر نیچه ادامه یافتند، تا اینکه سرانجام در صبح ۳ ژانویهی ۱۸۸۹، در تورین، دچار فروپاشی روانی و جنون شد. حکایت مشهوری که احتمالاً افسانهای بیش نیست، آن لحظه را ناشی از تماشای صحنهی شلاقخوردن اسب توصیف میکند.
از آن پس، مادر و خواهرش الیزابت، پرستاری از او را بر عهده گرفتند. الیزابت کنترل نشر و سرنوشت آثار نیچه را در دست گرفت و مسئول پذیرایی از بازدیدکنندگانی بود که برای ملاقات فیلسوف ناتوان آمده بودند. نیچه سرانجام در ۲۵ اوت ۱۹۰۰، بر اثر ذاتالریه و سکتهی مغزی در ۵۵ سالگی در وایمار درگذشت. پیکرش در روکن، در کنار قبر خانواده، با تشریفات مذهبی لوتری به خاک سپرده شد.
درونمایه، مضامین و سبک نیچه
درونمایهی اغلب آثار نیچه، نفی سنتها و تلاش برای ایجاد مقدمات یک نظام فکری جدید است. او اخلاق سنتی اروپا و بنیادهای مسیحیت را با نمایش ریشههای تاریخی و روانیشان نقد میکند و آنها را پدیدههایی خودفریبانه، زندگیستیز و مبتنی بر عادت میداند. هرچند تشخیص اینکه خود نیچه در پی تولید چه ارزشهایی است دشوار است، اما ستایش زندگی، خلاقیت، سلامت اجتماعی و نگرش اینجهانی در اندیشهاش آشکارا دیده میشود. نیچه به نسبیبودن مفاهیمی چون حقیقت و اخلاق باور داشت؛ مفاهیمی که بهجای ذاتی و مطلق بودن، حاصل قدرت و تابع منافع طبقاتی هستند. مرگ خدا، ابرانسان و ارادهی معطوف به قدرت از مفاهیم کلیدی اندیشهی او به شمار میروند.
سبک نگارش نیچه در زبان آلمانی، شاعرانه و متصنع است و همین امر ترجمهی آثارش را دشوار میکند. او سبکی قصارگونه با جملات کوتاه دارد که با لحنی استعاری، کنایی و اغلب طنزآمیز همراه میشود. برخلاف پیشینهی آکادمیک و جدیِ وی، نوشتههایش از آن لحن منسجم دانشگاهی فاصله گرفته و سرشار از جملات قصار و ادبی است.
نیچه و حافظ
یکی از دلایل اقبال چشمگیر نیچه در ایران، علاقهی او به فرهنگ ایران است. نیچه به ایران باستان علاقهای بسیار داشت و برداشت فکری او از زرتشت، نام پیامبر ایرانی را در جهان پرآوازه ساخت. توجه اندک او به ایران پس از اسلام، در دو مورد یعنی اشاره به سعدی و حافظ جلوهگر شده است. احتمالاً واسطهی آشنایی او با حافظ، نوشتههای گوته بوده است. نیچه حافظ و گوته را دو قلهی حکمت انسانی میداند و از حافظ بهعنوان نمونهی روح آزاد شرقی یاد کرده و میستاید. همچنین نیچه شعری خطاب به حافظ سروده است:
ای ژرفترین فرورفتگیِ بلندیها
تو ای روشنترین روشنیِ ژرفاها
تو ای مستی مستانهترین مستیها
تو را با شراب چهکار؟
(ترجمه داریوش آشوری)
معرفی آثار و کتابهای نیچه
در ادامه به معرفی مختصر کتابهای نیچه پرداختیم:
کتاب زایش تراژدی (۱۸۷۲)
کتاب زایش تراژدی نخستین اثر نیچه است که در سال ۱۸۷۲ منتشر شد. او در این کتاب به فهم هنر، تراژدی و نسبت زندگی با رنج میپردازد. نیچه با تکیه بر تمایز میان دو نیروی آپولونی و دیونیزوسی هنر یونانی را میستاید و تأثیر آن را در کاستن از رنج زندگی بررسی میکند.
کتاب حکمت شادان (۱۸۸۲)
بسیاری از مفاهیم کلیدی اندیشهی نیچه برای نخستین بار در این کتاب طرح شدهاند. او با ارائهی تأملات و قطعهنوشتههای کوتاه و مستقل از یکدیگر، مخاطب را با مفاهیمی چون مرگ خدا، حکمت شادان، بازگشت جاودان و ارادهی معطوف به قدرت آشنا میکند.
کتاب چنین گفت زرتشت (۱۸۸۳ تا ۱۸۸۵)
بیگمان مشهورترین اثر نیچه و در نظر خود او، مهمترین نوشتهاش است. ساختار کتاب با لحنی موعظهگر، تمثیلی و حکایتی از زبان شخصیت زرتشت (برگرفته از نام پیامبر ایرانی) پیش میرود و از نظر ویژگیهای ادبی، اهمیت بالایی دارد. ایدههای ابرانسان و مرگ خدا در این اثر بیان شدهاند.
کتاب فراسوی نیک و بد (۱۸۸۶)
از مهمترین آثار نیچه که عناصر کلیدی اندیشهی فلسفی او را در بر دارد. وی در این کتاب با معرفی ارادهی معطوف به قدرت و اخلاق ارباب و بنده و با بررسی ریشههای مفهوم اخلاق، به نقد اخلاق سنتی و فلسفههای متافیزیکی میپردازد.
کتاب تبارشناسی اخلاق (۱۸۸۷)
این اثر شامل سه رسالهی پیوسته است که با بررسی منشأ روانی و تاریخی ارزشهای اجتماعی و اخلاقی، مسئلهی گناه، وجدان اخلاقی و نسبت اخلاق با رنج، مبانی اخلاقی مسیحیت را نقد میکند.
دیگر آثار نیچه عبارتاند از:
- انسانی، بسیار انسانی (۱۸۷۸)
- غروب بت ها (۱۸۸۸)
- اینک انسان (۱۸۸۸)
- دجال (۱۸۸۸)
- سپیده دم (۱۸۸۱)
- تأملات نابهنگام (۱۸۷۳ تا ۱۸۷۶)
- قضیه واگنر (۱۸۸۸)
- نیچه در برابر واگنر (۱۸۸۸)
- اراده معطوف به قدرت (گردآوری پس از مرگ ۱۹۰۱)
- درباره حقیقت و دروغ در مفهومی غیراخلاقی (نوشته ۱۸۷۳، منتشرشده پس از مرگ در ۱۸۹۶)
- فلسفه در عصر تراژیک یونان (۱۸۷۳)
- درام موسیقایی یونانی (۱۸۷۰)
- درباره آینده نهادهای آموزشی ما (۱۸۷۲)
- پنج پیشگفتار بر پنج کتاب نانوشته (۱۸۷۲)
نقد و نظر دیگران درباره او
- برتراند راسل: راسل در باب نیچه گفته است: نیچه با آنکه استاد دانشگاه بود، بیشتر مشرب ادبی داشت تا دانشگاهی. او هیچ نظریهی جدیدی در هستیشناسی یا معرفتشناسی اختراع نکرد و اهمیتش در درجهی اول از حیث اخلاق است و در درجهی دوم بهعنوان منتقدی تیزبین در تاریخ. وی در جای دیگری مینویسد: «از نیچه بیزارم، زیرا که اندیشیدنِ درد را دوست میدارد، خودپسندی را بهصورت وظیفه درمیآورد، و مردانی را میستاید که افتخارشان در زیرکی و مهارت در کشتار است.»
- کارل یاسپرس: نیچه به فلسفهی غرب لرزه انداخت.
- میشل فوکو: نیچه برای ما آغازگر نقد مدرنیته است.
- آلبر کامو: نیچه تنها فیلسوفی است که به پوچی زندگی پاسخی درخور داده است.
- مارتین هایدگر: نیچه واپسین متافیزیکدان است، زیرا حقیقت را در رابطه با ایجاد نظامهای ارزشی تعیین میکند.
- محمد دهقانی (مترجم کتاب فریدریش نیچه زندگی نامه ای فلسفی اثر جولیان یانگ): باید در نظر داشت که اگرچه زبان نیچه شاعرانه است، اما این بدان معنا نیست که او خواسته شعر بگوید. اگر میخواست فقط شعر بگوید، به اندازهی کافی الگو و آشنایی و توانایی داشت. اما میدانیم که نیچه میخواست استاد فلسفه باشد و فلسفه درس بدهد.
نسخهی صوتی آثار نیچه
از کتابهای صوتی نیچه به زبان فارسی، میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- چنین گفت زرتشت (نشر نوین کتاب گویا، گوینده: افشین یداللهی)
- غروب بت ها، حکمت شادان و چنین گفت زرتشت (نشر آوانامه، گوینده: آرمان سلطان زاده)
- غروب بت ها (نشر رمانو، گوینده: سعید مهرآلی)
- سه اثر گزیده چنین گفت زرتشت، اراده قدرت و غروب بت ها (نشر جزیره کتاب، گوینده: مهران حسن زاده)
این آثار صوتی برای مخاطبان علاقهمند به نیچه، فلسفهی نوین غربی و آثار ادبی اندیشهورز پیشنهاد میشوند.
تأثیرپذیری و تأثیرگذاری
نیچه با خوانش انتقادی فلسفه و هنر یونان، در عین نقد فلسفه یونانی، به هنر آن علاقهای بسیار نشان میداد. اما مهمترین تأثیرپذیری او را باید از آرتور شوپنهاور دانست. نیچه او را آیینهی تمامقد اضطرابهای درونی خود یافت. همچنین دوستی و مرشدیِ ریچارد واگنر، تأثیری عمیق بر زندگی خصوصی و آثار او گذاشت. او از فلسفه کانت نیز با نگاهی انتقادی آموخت و در کنار فلسفه، به آثار گوته، شیلر و هولدرلین علاقه نشان میداد. هولدرلین با وجود گمنامی در آن زمان، شاعر محبوب نیچه بود.
نیچه افزون بر تأثیرپذیریها، تأثیری شگرف بر دوران معاصر و پس از خود گذاشت. بسیاری او را در کنار کیرکگور از بذرهای نخستین اگزیستانسیالیسم میدانند. مواجههی او با پوچی در نگاهی متافیزیکگریزانه، تأثیرهای عمیقی بر ژان پل سارتر و آلبر کامو گذاشت. میان انسان شورشیِ کامو و اندیشه نیچه میتوان قرابت یافت. همچنین در اندیشه دو روانکاو مشهور، فروید و یونگ، گهگاه شباهتهایی با اندیشه نیچه دیده میشود.
آشنایی با افکار و دیدگاههای فردریش نیچه
بنیان اصلی نوشتارهای نیچه، اندیشههای شخصی اوست که در قالب مفاهیمی چون اراده معطوف به قدرت، بازگشت جاودان و ابرانسان صورتبندی شدهاند. او به زندگی اینجهانی آری میگوید، بیآنکه به مفاهیم متافیزیکی تکیه کند. نیچه ارزشهای جاافتاده را به پرسش میکشد و میکوشد جهانبینی جدیدی بر پایهی ارزشهایی بسازد که به نفع زندگی و پیشرفت فردی باشد. او انسان را به آفرینشِ خویشتن و تبدیلشدن به ابرانسان فرامیخواند. عزتنفسِ والایی که در نوشتههایش دیده میشود، گاه به خودشیفتگی نزدیک یا حتی از آن فراتر میرود و این خود یکی از ویژگیهای بارز شخصیت و اندیشهی اوست.
اقتباسها از آثار نیچه
شناختهشدهترین اقتباس از زندگی و اندیشه نیچه، رمان وقتی نیچه گریست نوشته اروین یالوم، رواندرمانگر مشهور، است. این رمان بعدها توسط پینچاس پری به فیلم سینمایی نیز تبدیل شد. از دیگر اقتباسهای سینمایی میتوان به فیلم فراسوی نیک و بد ساخته لیلانا کاوانی و اسب تورین به کارگردانی بلا تار اشاره کرد. در حوزهی نمایشنامه، انسان و ابرانسان از جرج برنارد شاو و در نقاشی، پرتره نیچه اثر ادوارد مونک از جمله آثار مرتبط با نیچه به شمار میروند.


