معرفی و دانلود کتاب مروارید + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب مرواریدsubscriptionAvailable

کتاب مروارید

نوع کتاب
۴.۱ امتیاز(از ۵۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
جان اشتاین‌بک، سروش حبیبی
انتشارات: 
فرهنگ معاصر

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب مروارید

«مروارید» رمانی نوشته جان اشتاین‌بک(۱۹۶۸-۱۹۰۲)، نویسنده آمریکایی است. داستان مروارید برگرفته از داستان‌های عامیانه رایج میان ماهیگیران بومی مکزیک است و حکایتگر سختی‌ها، آرزوها و تلاش‌های هر روزه آنان است. در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «شهر چیزی است مثل یک جانور گروه‌زی. دستگاه اعصاب خود را دارد و سری و شانه‌ای و پاهایی. شهر چیزی است غیر از شهرهای دیگر، هیچ دو شهری نیست که مثل هم باشند. از این‌ها گذشته هیجان‌های شهر از عواطف کلی ساکنان آن است. نحوه انتشار اخبار در شهر معمایی است که گشودن آن آسان نیست. مثل این است که سرعت انتشار اخبار بیش از سرعت حرکت کودکانی است که مدام در تقلایند و به چالاکی به هرسو می‌دوند که تازه‌ها را برای همسالان خود بازگو کنند یا سریع‌تر از صدای زنانی، که از فراز پرچین‌ها با زنان همسایه حرف می‌زنند. پیش از آنکه کینو و خووانا همراه صیادان دیگر به کوی کپرها برسند دستگاه اعصاب شهر با این خبر به ضربان افتاده و به ارتعاش آمده بود: «کینو بزرگ‌ترین مروارید جهان را پیدا کرده!» پیش از آنکه کودکان بتوانند نفس‌نفس‌زنان کلماتشان را اداکنند، مادرانشان خبر را دریافته بودند. خبر به سرعت از کنار کپرها گذشته و همچون امواجی خروشان خیابان‌های شهر سنگ و سیمان را شسته و همه‌جا پخش شده بود. خبر به گوش کشیشی که در باغش قدم می‌زد رسید و چشمانش را در رؤیا فرو برد و تعمیراتی را به یادش آورد که در کلیسایش لازم بود. با خود می‌گفت: «یعنی قیمت این مروارید چقدر ممکن است باشد و کوشید به یاد آورد که طفل کینو را غسل تعمید داده است یا نه و آیا اصلاً عقد ازدواج کینو در کلیسا صورت گرفته است؟»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب مروارید و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابمروارید
عنوان انگلیسیThe Pearl
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندهجان اشتاین‌بک
مترجمسروش حبیبی
انتشاراتفرهنگ معاصر
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۰/۰۶/۲۳
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۰.۴۲ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۱۰۵۰۲۶۸
تعداد صفحه‌ها۱۳۴ صفحه
قیمت کتاب۴۰۵۰۰ تومان
برچسبداستان آمریکایی، بهترین‌های ادبیات داستانی، برنده نوبل
نسخۀ صوتیخرید کتاب صوتی مروارید

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Amir_13
۱۳۹۶/۱۰/۱۱

*نقد از الف بوک* در آخرین سالهای ده سی، سرمایه‌داران کالیفرنیایی در اقدامی نمادین، سه نسخه از بهترین اثرش را در میدان شهر سوزاندند و پاره ای از کتابخانه ها آن را از لیست کتابهای‌شان حذف کردند. خود او که چنین...بیشتر

۰
Mohammad
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۷/۱۴

(۷-۱۷-[۱۶۰]) داستان، کشش و ضرباهنگ خوبی داره و مثل اکثر کتاب های جان اشتاین بک با محوریت و تمرکز بر تضادهای طبقاتی پیش میره؛ یکی از نکاتی که در حین خوندن کتاب به ذهنم رسید این بود که مارکس در مانیفست...بیشتر

۰
علی دائمی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۰/۱۹

یک رمان خوب، با داستانی صاف و ساده دربارهٔ حرص و طمع آدمیزاد، که با وجود کوتاه بودنش شما رو جذب می‌کنه. مثل همیشه اندیشهٔ ضداستعماری و ضدسرمایه‌داری نویسنده در سطر به سطر اون تنیده شده. بخوانید و لذت ببرید...بیشتر

۰
peymaneh_book
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۹/۱۹

کتاب واقعاً خوبی بود. ولی سروش حبیبی گیجم کرد . انگار جمله رو نصفه ول کرده. بعضی کلمات هم خیلی کهن ترجمه کرده مثلا به جای آوردن کلمه قایق گفته بلم

۰
Anna
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۷/۱۲

این داستان یکی از بهترین داستان هایی بود که در سال 99خوندم، فضاسازی و شخصیت پردازی نویسنده عالی بود. داستان درباره‌ی خانواده‌ی سه نفره‌ای هست که نماینده‌ی طبقه پایین جامعه هستن و هیچ راه فراری ازش ندارن و محکومند به فقر....بیشتر

۰
a_lovely_sister
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۷/۰۷

کلا کتابای جان استاین بک خوبه :)

۰
شهـــ گمنام ــــید
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۲/۲۳

نسخه چاپی این کتاب رو با ترجمه ی آقای محسن سلیمانی خوانده ام... نثر کتاب بسیار روان است و زیبا. داستان جالب و دردناکی از حرص و طمع انسان... از خواندنش لذت بردم...

۰
Fatemeh
۱۳۹۷/۰۹/۰۸

یکی از بهترین کتابهایی بود ک خوندم. شدیدا توصیه میکنم ک از دست ندینش

۰
صادق :)
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۳۰

بسیار زیبا بود. چند صفحه ابتدایی را طاقت بیارید جذب شدنتان حتمی است. انگار منصورعلیمرادی داستان تاریک‌ماه را از این داستان ایده گرفته است، حداقل بخش‌هاییش را

۰
یگانه گلپذیر
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۲/۰۳

از آقای شتاین بک بخوانیم خوب است.

۰
Mahsa
۱۴۰۱/۰۸/۲۲

واقعا کتاب جذاب و گیرایی هست.. هر فصل اتفاق جالبی می افتد که کشش برای ادامه مطالعه را ایجاد میکند و مفاهیم ارزشمندی را ساده و روان در قالب این داستان بیان کرده ست.

۰
آناهی‌تا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۷/۰۵

کتابی پر مفهموم با فضایی نسبتا تاریک. داستان پردازی زیبا و با جزئیاتی داشت،اما ممکنه برای بعضی ها حوصله سر بر باشه چون همونطور که اشاره کردم مفاهیم عمیقی داره. در کل خوب بود.

۰
Resistance 370
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۸/۱۸

تلخ و تامل بر انگیز بود فضاسازی داستان جذاب بود پایان تلخی داشت ولی خب واقعیت همیشه شیرین نیست.. گاهی با خودم فکر می‌کنم نویسنده های این دست رمان ها اگه تو این دوره زندگی میکردن چطور می نوشتن؟! واقعیت جامعه امروزی...بیشتر

۰
ژاله
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۳/۱۵

رمانی جذاب وجالب بود که با کششی بینظیر خواننده رو بدنبال خودش میکشاند اما حیف انتهای آن باخوبی وخوشی تموم نشدآنهم با مرگ نوزادی بیگناه....با سپاس فراوان

۱
maryam
۱۳۹۶/۱۰/۰۴

با اینکه نسخی چاپی رو حدود ۷ سال پیش خوندم ولی تمام جزئیاتش رو یادمه! اگه اهل خوندن رمان های کلاسیک هستید پس به احتمال زیاد از خوندنش لذت خواهید برد👌

۰

بریده‌هایی از کتاب

Mohammad
۱۶
خدایان دوست ندارند که آدم‌ها طرحی برای آینده خود بریزند. خدایان موفقیت آدم‌ها را دوست ندارند
Mohammad
۱۴
حرفی که فقط از سر عادت زده شود همان بهتر که زده نشود.
mahyart256
۱۱
زمانی با هم حرف هم می‌زدند. ولی بعد دیدند حرفی که فقط از سر عادت زده شود همان بهتر که زده نشود.
Anna
۱۰
هیچ‌کس دست و دل بازتر از بیچاره‌ای نیست که ناگهان بختیار شده باشد
Anna
۶
لب‌هایش با تردید جنبید و گفت: ــ یه تفنگ،... بله، شاید یه تفنگم بخرم! و همین تفنگ بود که همه سدها را شکست. تفنگ از محالات بود و اگر می‌توانست فکرِ داشتن یک تفنگ را به ذهن خود راه دهد همه مرزها در هم می‌ریخت و حدی برای امیالش وجود نمی‌داشت. زیرا گفته‌اند که آدمیزاد هرگز سیر نخواهد شد. یک چیز که به او دادی چیز دیگری می‌خواهد. البته این گفته رنگ مذمت داشت، حال آنکه این کیفیت یکی از خصایص برجسته بشر بود و همین خصیصه او را بر حیوانات، که به آنچه دارند راضی‌اند برتری می‌بخشید.
شاهراه
۴
او دعا نکرده بود که خدا طفلش را شفا دهد. دعا کرده بود که مرواریدی صید کنند تا با بهای آن بتوانند حق‌العلاج دکتر را بپردازند.
mahyart256
۳
اگر اهالی شهر، از مرد و زن و کودک طبق الگوهای مشخص و معمول رفتار کنند و به هیچ مرزی تجاوز نکنند و هیچ تفاوتی با هیچ‌کس نداشته باشند و از هیچ راه نوآزمایی نکنند و از تکرار کرده‌ها ملول نشوند و آسایش تن و آسودگی خیال کسی را مختل نسازند و به هیچ روی مانع جریان پیوسته و یکنواخت امور شهر نشوند، بود و نبودشان یکسان است و اگر از میان بروند اثری از خود باقی نمی‌گذارند و کسی از آن‌ها یادی نمی‌کند.
Anna
۳
ناگهان از حرف زدن خود وحشت کرد. مشتش را روی مروارید بست و جلو تابش نور را بر آن گرفت. و آن را خاموش کرد. کینو می‌ترسید، مثل هر کسی که نادانسته بگوید «چنین و چنان خواهم کرد.»
نون صات
۲
یک نقشه، همین‌که طرح شد و مجسم گردید واقعیتی می‌شود، در کنار واقعیت‌های دیگر، که از میان رفتنی نیست، اما به آسانی مورد حمله دیگر واقعیت‌ها قرار می‌گیرد.
liliyoooom
۱
مروارید کینو به همه رؤیاها راه‌یافته بود و به همه حساب‌ها و نقشه‌ها و طرح‌ها و آینده‌ها و امیال و نیازها و هوس‌ها و عطش‌ها.