لبهایش با تردید جنبید و گفت:
ــ یه تفنگ،... بله، شاید یه تفنگم بخرم!
و همین تفنگ بود که همه سدها را شکست. تفنگ از محالات بود و اگر میتوانست فکرِ داشتن یک تفنگ را به ذهن خود راه دهد همه مرزها در هم میریخت و حدی برای امیالش وجود نمیداشت. زیرا گفتهاند که آدمیزاد هرگز سیر نخواهد شد. یک چیز که به او دادی چیز دیگری میخواهد. البته این گفته رنگ مذمت داشت، حال آنکه این کیفیت یکی از خصایص برجسته بشر بود و همین خصیصه او را بر حیوانات، که به آنچه دارند راضیاند برتری میبخشید.