معرفی و دانلود کتاب پرنده باز + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب پرنده بازsubscriptionAvailable

کتاب پرنده باز

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۴ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب پرنده باز

کتاب پرنده‌باز نوشته یاسوناری کاواباتا است که با ترجمه حبیب گوهری‌راد توسط انتشارات رادمهر منتشر شده است. نویسنده کتاب پرنده‌باز در سال ۱۹۶۸ برنده جایزه نوبل ادبیات شد.

درباره کتاب پرنده‌باز

کتاب پرنده‌باز شامل چهار داستان رقصنده ایزو، پرنده‌باز، بازیافته و ماه در آب است. یاسوناری کاواباتا زندگی سختی را گذرانده است او در سال ۱۸۹۹ در اوزاکای ژاپن به دنیا آمد. کودک بود که خانواده‌اش از هم پاشید در سه سالگی مادر و پدرش را از دست داد و در هفت سالگی مادربزرگش فوت کرد. نه ساله بود که خواهرش را از دست داد و در چهادرده سالگی تنها حامی‌اش یعنی پدربزرگش را از دست داد. غم و اندوه رویارویی با مرگ و از دست دادن همواره همراهش بود تا جایی که در داستان‌هایش هم خودش را نشان داده است. او در سال ۱۹۶۸ که جایزه نوبل را گرفت در سخنرانی‌اش از مقاومت علیه خودکشی و افسردگی صحبت کرد اما در سال ۱۹۷۲ بدون هیچ نامه‌ای با باز کردن شیر گاز خودکشی کرد.

خواندن کتاب پرنده‌باز را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات داستانی جهان مخصوصا ادبیات ژاپن پیشنهاد می‌کنیم

بخش‌هایی از کتاب پرنده‌باز

- «فکر نمی‌کنید به خاطر بالا رفتن سنم باشد؟!... دیدن آدم‌ها حوصله‌ام را سر می‌برد و مردها زودتر از زن ها خسته‌ام می‌کنند. هنگام غذا خوردن یا مسافرت همراهی یک زن را ترجیح می‌دهم.»

- «پس بهتر است ازدواج کنی!»

- «این هم غیرممکن است. من زن های سردمزاج و بی‌تفاوت را ترجیح می‌دهم و دوست دارم رابطه‌مان همان‌طور بماند. برای من آسان‌تر است که به حرف‌هایشان گوش بدهم و وانمود کنم که بی‌تفاوتی‌شان کوچک‌ترین اهمیتی برای من ندارد. من همیشه دختران جدی را فقط به عنوان کارگر مغازه استخدام می‌کنم!»

- «برای همین است که به پرورش حیوانات علاقه پیدا کرده‌ای!»

- «حیوانات خیلی بی‌تفاوت نیستند. در واقع اگر آن‌ها را در کنار خود نداشتم قادر به تحمل تنهایی نبودم.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب پرنده باز و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابپرنده باز
موضوعداستان کوتاه، داستان خارجی
نویسندهیاسوناری کاواباتا
مترجمحبیب گوهری‌راد
ویراستارآزاده زارع
انتشاراتانتشارات رادمهر
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۰/۱۱/۲۹
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۰.۹۸ مگابایت
شابک۹۷۸۹۶۴۸۶۷۳۸۲۱
تعداد صفحه‌ها۱۴۷ صفحه
قیمت کتاب۵۵۰۰۰ تومان
برچسببرنده نوبل

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Mehdi Kazemi
۱۳۹۹/۰۷/۰۶

داستان اول رقصنده ایزو رو خیلی دوست داشتم ولی خیلی با داستانهای دیگه ارتباط برقرار نکردم . اما در هر صورت کاواباتا یکی از بزرگترین نویسنده های ژاپن به شمار میاد .

۱
Golegis
مطمئن نیستم.
۱۴۰۰/۰۶/۰۴

ترجمه ای ضعیف و پرسکته. میزان تسلط مترجم بر نثر فارسی به قدری پایین است که هنر گرانقدر کاواباتا را کمرنگ میکند. امیدوارم این کتاب جزو ترجمه های اول مترجم باشد و در آینده ترجمه های بهتری از ایشان بخوانیم. خواندن...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

Mehdi Kazemi
۱
یوزو چیزی را به خاطر آورد که پیش از این نیز احساس کرده بود؛ این که نهایت ایثار و نهایت خودخواهی، گاهی اوقات در یکدیگر تنیده می‌شوند، گاهی اوقات با یکدیگر اشتباه گرفته می‌شوند. از زیر سؤال بردن خود تا خودپسندی، از نوع دوستی تا انحصارطلبی، از خیرخواهی تا بدجنسی، از خدمت به دیگران تا نگرانی برای موقعیت خود... فوجیکو در عین حال که آرزوی مرگ ناگهانی رقیب را داشته، برای سلامتش هم دعا کرده است
شهرام صفاری زاده
۱
همیشه این‌جا کره‌ای‌هایی را می‌دید که منتظر بودند به کشورشان برگردانده شوند. آن‌ها به جای این‌که تا رسیدن قطار در جایگاه صف ببندند، روی پله‌ها به دیوار تکیه می‌دادند، چمباتمه می‌زدند، روی چمدان‌هایشان می‌نشستند و برخی روی زیراندازهای کثیف دراز می‌کشیدند. آن‌ها ماهی‌تابه و لیوان خود را به دستهٔ چمدانشان بسته بودند و اغلب در فکر فرو رفته بودند. آن‌ها باید تمام شب را همین‌جا گذرانده باشند. خانوده‌های زیادی در آن‌جا دیده می‌شدند. بچه‌هایی که چشم‌هایی شبیه چشم‌های ژاپنی‌ها داشتند و شاید مادرانشان ژاپنی بودند. گاه در این ازدحام و شلوغی، سفیدی یک پیراهن سنتی و سرخی یک کت مردانه، وصله‌ای ناجور بود. این مردان که در انتظار رجعت به کشور تازه استقلال یافتهٔ خود بودند، بیش‌تر به پناهندگانی آواره می‌ماندند تا مردان کشوری آزاد.
کاربر حسن ملائی شاعر
۱
مرگ یک پرنده واقعه‌ای آرام و بی‌صداست. معمولاً یک روز صبح از خواب بیدار می‌شوی و جسد پرنده را در گوشهٔ قفس می‌بینی.
کاربر حسن ملائی شاعر
۱
زندگی با حیوانات، یعنی تنها عشق ورزیدن، آزادانه و با غرور دوست داشتن...
jamegrak
۱
جنگ زمانی به پایان رسید که باید به پایان می‌رسید! آن‌قدر سریع و ناگهانی که کسی باور نمی‌کرد. چهار سال برای چنین جنگی زمانی طولانی به حساب می‌آمد یا کوتاه؟... جنگ باید خود را اثبات می‌کرد و هرچه که بود، سرانجام به پایان رسید.
Rahele Kia
۰
چراغ کابین خاموش شد. بوی ماهی زنده و مد آب در کشتی می‌دوید و لحظه به لحظه شدیدتر می‌شد. هوا کاملاً تاریک بود. خودم را با گرمای تن همسفرم گرم کردم و اجازه دادم باز هم اشک‌هایم سرازیر شود. سلول‌های مغزم به قطرات آب تبدیل می‌شدند، آبی که در من جریان داشت و آرامشی شیرینی را در جانم به حرکت در می‌آورد.
Rahele Kia
۰
این مرد تنها با غرور می‌اندیشید: «به همین خاطر است که مردم را دوست ندارم. وقتی انسان متأهل باشد، فرزند دارد، برادر دارد و باید مراقب گسستگی‌های احتمالی این روابط خانوادگی باشد، باید مدام در برابر زندگی مشترک تسلیم شود، حتی اگر رابطه ای عاری از هرگونه جذابیت و وابستگی در کار باشد. از طرفی هرکس باید «من» خویشتن خویش را حفظ کند.»
Rahele Kia
۰
اگر بار دیگر این زن را ترک می‌کرد، تمام مشکلات روحی، تمام آن سختی‌های روزمره بار دیگر به سویش بازمی‌گشتند و آغاز این ارتباط شوم کاملاً به تصمیم خود او بستگی داشت. با وجود تمام تلاشش برای خوددار بودن، ناگهان با یک حرکت او را در آغوش گرفت. هرگز مانند آن لحظه احساس نکرده بود که گذشته تا این اندازه حقیقی و ملموس بوده است. حتی تصورش را هم نمی‌کرد که احساسات میان یک زوج پس از سال‌ها بار دیگر با این شدت متولد شود.
jamegrak
۰
«فکر نمی‌کنید به خاطر بالا رفتن سنم باشد؟!... دیدن آدم‌ها حوصله‌ام را سر می‌برد و مردها زودتر از زن ها خسته‌ام می‌کنند. هنگام غذا خوردن یا مسافرت همراهی یک زن را ترجیح می‌دهم.»
jamegrak
۰
در طول جنگ چه اهمیتی دارد که چه کسی کجا و چطور زندگی می‌کند، چه می‌پوشد یا چه می‌خورد؟ من سلامت بودم. من ... خوب هیچ حق شکایت ندارم