«شایعاتی دربارهی جایی بهتر» یک رمان ایرانی با موضوع آخرزمانی نوشته مصطفی حسینیون است.
این رمان تخیلی درباره فضایی سرد و مکانیکی است که جامعه آدمکوچولوها را میسازد. آدم کوچولوهایی که به شدت تحت نظر و کنترل هستند و برای تمام مراحل و جزئیات زندگیشان برنامهریزی شدهاند. در این میان تنها یک دختر جوان نقاش است که ساختارها را میشکند.
حسینیون در این رمان که فضای رمان ۱۹۸۴ جورج اورول را تداعی میکند به توصیف یک جهان سرد و ماشینی پرداخته و با نگاهی طنز مسایل جدی زمانه را مطرح کرده است. هدف حسینیون در این اثر نشان دادن جهانی خالی از معنا است که در آن انگار همه چیز خوب است و برای مردم درونی شده است. این که تحت کنترل باشند، کارهای مشخصی انجام دهند و در یک چهارچوب رفتار کنند. و از این نظر رمانش با «۱۹۸۴» و رمانی مثل «میرا» تفاوت دارد:
«یکی از مردان خوشبختِ سیارهٔ آدمکوچولوها بود. سیسالش نشده، آپارتمانی یک سانتیمتری خریده بود با دو اتاق خواب هرکدام سه میلیمتر. این ماه به پنجرهٔ اتاقشان، بیست ساعت آفتاب تابیده و سه ساعت باران باریده و ده بار باد وزیده بود که برای پرداختِ قبضِ آنها، تحفیفِ ویژهٔ کارمندان ارشد را داشت. در یکی از ادارات کلیدی سیاره خدمت میکرد، ادارهٔ «کنترل و برنامهریزی همهچیز.»
بعد قبض ادارهٔ «تولید، تنظیم و سهمیهبندی لبخند» بود که مأموران زبده و آموزشدیدهاش، این ماه، چهلوپنج بار به او و همسرش لبخند زده بودند. متأسفانه لبخند هنوز برای همه ارزان و در دسترس نبود.
تازه همهٔ دویستوپنجاه قبض ماهانه را پرداخته بود که همسر عزیز و زیبایش صدایش کرد: «تیتانیومجان، صبحانه آمادهس.»
تیتانیوم از اسمهای رایج برای مردان و فلزی پُر استفاده در دستگاههای مختلف بود. وقتی برای یک همسر عزیز و زیبا، به شرکت بزرگ و معتبر «تهیه و بستهبندی و پخشِ همسران دلخواه» درخواست داده بود، یک سال در نوبت ماند. این بِرَند، پنجاه سال با موفقیت به تولید انبوه همسرِ دلخواه مشغول است. خیلی از پدرومادرهای کوچولو، پسران و دخترانشان را از نوجوانی، برای دوره دیدن به این شرکت میفرستند تا در آینده یکی از تولیدات درجهٔ یکِ شرکت باشند.»»
آدمهای رمان حسینیون فکر میکنند تنها راه درست زندگی همین است که آنها دارند پس در پی اعتراض نیستند و همین موضوع است که فضایی خارج از معنی را بازسازی میکند. حسینون در این اثر سعی کرده است با زبانی تمثیلی نابرابریهای گوناگون اجتماعی و اقتصادی، تبعیضها و امتیازات خاص طبقهای از مردم را نشان دهد که خیلی از آنها ارتباط مستقیم به صنعتهای بزرگ و سرمایه و روابط پولی و اقتصادی و ساختارهای حاکم بر آنها دارند.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب شایعاتی دربارهی جایی بهتر و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
تیتانیوم به این شغل افتخار میکرد؛ کاملاً خستهکننده، بیروح، پرزحمت بود و هیچ لذتی از انجامش نمیبرد، در سیارهٔ آدمکوچولوها به این میگویند یک کارِ مهم واقعی.
Z.frhdy
۲
متأسفانه لبخند هنوز برای همه ارزان و در دسترس نبود.
bud
۱
وقتی برای یک همسر عزیز و زیبا، به شرکت بزرگ و معتبر «تهیه و بستهبندی و پخشِ همسران دلخواه» درخواست داده بود، یک سال در نوبت ماند. این بِرَند، پنجاه سال با موفقیت به تولید انبوه همسرِ دلخواه مشغول است.
bud
۱
بر اساس قوانین شهروندی سیاره که همین هفتهٔ پیش قانون صد میلیون و دویست هزار و هشتصدمش تصویب شده بود، دیدن کابوسهایی شبیهِ اینها جُرم و خیانت بود.
bud
۱
گویی یادش رفته بود اینکه پیشش میرود یک آدم است نه فلز یا گاز.
مرد را دید.
bud
۱
حتی وقتی خاطره را به خانه برد و با همسر عزیز و زیبا از یادآوری آن لحظات شیرین لذت بردند، باز حالش عوض نشد. در تمامِ عکسها و فیلمهایی که با خاطره فروخته شده بود، تصویر تیتانیوم و همسرش با نرمافزارهای حرفهای بنگاه جای تصویر زوج مالکِ خاطره گذاشته شده بود.
bud
۱
«نگاش کنین بدبخت رو، خیال کرده نقاشه! هنرمنده! نگاش کنین، این دختر خیالباف هرزه رو.»
bud
۱
فکر جالبیه، فقط یه اشکالِ کوچیک داره. کسی جرئت این کار رو نداره.
bud
۱
«یعنی چی؟ من هیچوقت هیچجا راجع به هر چی که دوست داشتم، حرف نزدم.»
«راجع به چیزی که خیلی میخوای با یه دوستِ نزدیک در میون بذاری، چیزی که نمیشه با آدمای دوروبرت حرفش رو بزنی.»
bud
۰
مثلاً گواهینامهٔ «داشتنِ دوست» که باید در درخواستش، به کمیتهٔ صدورِ گواهینامه دلایل و انگیزههایش را برای احتیاج به دوست در زندگی توضیح میداد؛
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
راستش من در حدی نیستم که خیلی فنی نظر بدم در حد خودم ازش لذت بردم ، حجم کمی داره و دنیای داستان شیرینی خاصی برام داشت