کتاب ننامیدنی ساموئل بکت + دانلود نمونه رایگان
تصویر جلد کتاب ننامیدنی

کتاب ننامیدنی

معرفی کتاب ننامیدنی

ساموئل بکت در رمان «ننامیدنی» در قالب یک شخصیت بی‌نام و نشان می‌رود که مونولوگ‌هایی از هم گسیخته دارد. داستان روی هیچ موضوعی تمرکز نمی‌کند و این که آیا شخصیت‌های دیگری غیر از راوی در داستان وجود دارند یا خیر هم محل بحث است. این اثر تلفیقی از خاطرات و تخیلات هستی‌گرایانه راوی است و سایر شخصیت‌ها نقش شنونده او را دارند. لحن راوی سراسر ناامیدی است و حرف‌هایش بلند و کوتاه و گاهی نامفهوم اند. این کتاب آخرین اثر از سه‌گانه بکت است که دوتای دیگر را به ترتیب مالوی و مالون می‌میرد تشکیل می‌دهند. این اثر بکت هم پر از پیوند فلسفه با روج آدمی است و راوی با خود سوالاتی فلسفی مطرح می‌کند. اگر انتظار دارید این اثر یک رمان باشد بیشتر از ده صفجه از آن را نمی‌توانید بخوانید چون اصل ماجرای این کتاب چیری میان یک مقاله ادبی- فلسفی است. مهم‌ترین خوانش بکت در این کتاب «مرگ» است. این کتاب درباره جایی است که غیر ممکن است و قهرمان می‌خواهد به این غیر ممکن برسد.

نظرات کاربران

Omid r kh
۱۳۹۷/۱۱/۲۷

کتابی که هرچی بشینیم از خوب بودن و عمیق بودن و دیوانه کننده بودنش بنویسیم فایده نداره و عبثه، چون برای رسیدن به چنین هدفی بکت لزوما اون رو بد، سطحی، حوصله سربر و احمقانه نوشته!

رضا سامانی
۱۳۹۹/۰۵/۲۳

نمی‌شود «کتاب‌نخوانده» باشی و این کتاب را بفهمی‌. نسبتی که این اثر با سنت رمان‌نویسی پیش از خود برقرار می‌کند بی‌نظیر است. همچنین با دو اثر دیگر سه‌گانه (مالوی و مالون می‌میرد) و دیگر آثار بکت.

م.
۱۴۰۲/۱۰/۱۱

سه گانه ی بکت، یعنی مالوی، مالون می میرد، و ننامیدنی( نام ناپذیر) را نمی توان راحت خواند. سبک تعمدا مینی‌مالیستی در انتخاب کلمات، و تشدید یافته ی شخصیت های این سه داستان( به قول دلوز و گتاری) از هر

- بیشتر
Sina Yadegari
۱۳۹۷/۱۱/۲۵

کتابه

Khosro Jalalmanesh
۱۴۰۱/۱۲/۰۲

بسیار عالی وعمیق در همان سبک و سیاق همیشگی بکت من از دوران دانشجویی که متجاوز از 25سا ل است . با نوشته ها وتاتر های بکت مثل در انتظار گودو آشنایی دارم وهمیشه از نوشته هایش لذت میبرم .

بریده‌هایی از کتاب

اشک از چشمانم که پلک نمی‌زنند روی گونه‌هایم سرازیر است. چه باعث شده که این‌طور گریه کنم؟ گاه‌وبی‌گاه. هیچ‌چیزِ حزن‌انگیزی در این‌جا نیست. شاید مغز مایع شده است.
تپولی خواه
چیزی هرگز عذابم نمی‌دهد. و بااین‌حال در عذابم.
سیدآرمین عقیلی
شادی‌های گذشته درهرحال از حافظه‌ام پاک شده‌اند، اگر فرض کنیم که اصلاً شادی‌ای در آن‌جا بوده است.
سیدآرمین عقیلی
سخن باید ادامه پیدا کند. بنابراین کسی ابهامات را ابداع می‌کند.
سیدآرمین عقیلی
تغییر تماماً ترسناک است. تشویشی غیرقابل‌درک.
سیدآرمین عقیلی
شمردن را هم یادم دادند، و حتا استدلال کردن را. بعضی از این مزخرفات به دردم می‌خورند در مواقعی، منکرش نمی‌شوم، در مواقعی که اگر آسوده‌ام می‌گذاشتند هرگز پیش نمی‌آمد. هنوز هم ازش استفاده می‌کنم، برای خاراندن ماتحتم. آدم‌های پستی بودند، جیب‌های‌شان پر از زهر و پادزهر بود.
سیدآرمین عقیلی
کورسوهای دوردستی از شعله‌های ترحم که در انتظار زمان آن‌اند تا ما را به خاکستر ترفیع دهند.
سیدآرمین عقیلی
چیزی که باید از آن حذر کرد، نمی‌دانم چرا، روح نظم‌وترتیب است.
سیدآرمین عقیلی
این‌جا تغییر به‌تمامی ویرانگر است و مرا، بلافاصله، بازمی‌گرداند به قیل و قال‌ها.
سیدآرمین عقیلی
همیشه چیزی را نادیده می‌گیری، یک بلهٔ کوچک، یک نه کوچک، که برای نابودی کامل خیل عظیمی سواره‌نظام کافی است.
سیدآرمین عقیلی