
تپولی خواه
۱۸
اشک از چشمانم که پلک نمیزنند روی گونههایم سرازیر است. چه باعث شده که اینطور گریه کنم؟ گاهوبیگاه. هیچچیزِ حزنانگیزی در اینجا نیست. شاید مغز مایع شده است.
سیدآرمین عقیلی
۵
چیزی هرگز عذابم نمیدهد. و بااینحال در عذابم.
سیدآرمین عقیلی
۳
شادیهای گذشته درهرحال از حافظهام پاک شدهاند، اگر فرض کنیم که اصلاً شادیای در آنجا بوده است.
سیدآرمین عقیلی
۲
سخن باید ادامه پیدا کند. بنابراین کسی ابهامات را ابداع میکند.
سیدآرمین عقیلی
۲
تغییر تماماً ترسناک است. تشویشی غیرقابلدرک.
سیدآرمین عقیلی
۲
شمردن را هم یادم دادند، و حتا استدلال کردن را. بعضی از این مزخرفات به دردم میخورند در مواقعی، منکرش نمیشوم، در مواقعی که اگر آسودهام میگذاشتند هرگز پیش نمیآمد. هنوز هم ازش استفاده میکنم، برای خاراندن ماتحتم. آدمهای پستی بودند، جیبهایشان پر از زهر و پادزهر بود.
سیدآرمین عقیلی
۰
چیزی که باید از آن حذر کرد، نمیدانم چرا، روح نظموترتیب است.
سیدآرمین عقیلی
۰
اینجا تغییر بهتمامی ویرانگر است و مرا، بلافاصله، بازمیگرداند به قیل و قالها.
سیدآرمین عقیلی
۰
همیشه چیزی را نادیده میگیری، یک بلهٔ کوچک، یک نه کوچک، که برای نابودی کامل خیل عظیمی سوارهنظام کافی است.
