معرفی و دانلود کتاب سم برای صبحانه + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب سم برای صبحانه

کتاب سم برای صبحانه

نوع کتاب
۴.۰(از ۶ امتیاز)
انتشارات: 
انتشارات خوب
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب سم برای صبحانه

کتاب سم برای صبحانه نوشتهٔ لمونی اسنیکت و ترجمهٔ احسان کرم ویسی است. انتشارات خوب این رمان معاصر آمریکایی را منتشر کرده است.

درباره کتاب سم برای صبحانه

کتاب سم برای صبحانه (Poison for Breakfast) برابر با یک رمان معاصر و آمریکایی است که تصویرگری آن بر عهدهٔ «مارگو کِنت» بوده است. این رمان که جزو ادبیات فلسفی طبقه‌بندی شده، در باب فردی است که پس از خوردن صبحانه متوجه مسموم‌بودن آن می‌شود. این راوی در ادامه با دیدگاه‌های خاص خود اجزای صبحانه را مورد کاوش قرار می‌دهد تا متوجه شود کدام بخش به سم آلوده بوده است. گفته شده است که این کتاب بیشتر از آنکه دربارهٔ مردی در حال مرگ باشد، به مسائل دیگر با دیدی فلسفی پرداخته است. داستان از جایی آغاز می‌شود که مرد پس از صرف صبحانه یادداشتی را از زیر در اتاق دریافت می‌کند. در یادداشت نوشته شده صبحانه مسموم بوده است. همین یک جمله بنیان نگارش این رمان است. لمونی اسنیکت از روایت «صبحانهٔ مسموم» برای کشف چندین مفهوم بزرگ‌تر استفاده کرده است. این نویسنده اعتقادات فلسفی خود دربارهٔ مرگ و همچنین لذت‌هایی را که از ادبیات می‌برد، مورد بحث قرار داده است. با او همراه شوید.

خواندن کتاب سم برای صبحانه را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی معاصر آمریکا و قالب رمان پیشنهاد می‌کنیم.

درباره لمونی اسنیکت

لمونی اسنیکت با نام واقعی «دنیل هندلر» در سال ۱۹۷۰ میلادی در آمریکا به دنیا آمد. او از دههٔ ۱۹۹۰ به‌عنوان داستان‌نویس، فیلم‌نامه‌نویس و آکاردئون‌نواز شناخته شده است. شهرت اساسی او در قلمرو نویسندگی به‌سبب آثاری است که برای کودکان و نوجوانان نوشته است. در میان آثار اسنیکت، مجموعهٔ «ماجراهای ناگوار» بسیار شناخته شد و مورد توجه بسیاری از خوانندگان کودک و نوجوان در سراسر جهان قرار گرفت. این مجموعه که در ۱۳ جلد عرضه شد، دربارهٔ بچه‌های خانواده‌ای پولدار است که پدر و مادرشان را در یک حادثه از دست می‌دهند و با ماجراهای مختلفی روبه‌رو می‌شوند. نویسنده در این مجموعه کتاب‌ها با نگاهی بسیار متفاوت به جهان کودکان و نوجوانان می‌نگرد. نوجوان‌های بسیاری در کشورهای انگلیسی‌زبان و نیز در سراسر جهان هستند که عاشق پرسش‌های گیج‌کننده و ماجراهای ناگوار و شگفت‌آور داستان‌های این نویسنده‌اند. لمونی اسنیکت سپس با برداشتن مرزبندی مخاطبان، هم به نوجوانان و هم به بزرگسالان توجه کرده است. «سم برای صبحانه» نام یکی از رمان‌های او است.

بخشی از کتاب سم برای صبحانه

«زیر درخت با صورت روی زمین افتاده بودم و نمی‌دانستم که زنده‌ام یا مرده. شاید هم داشتم از مسمومیت می‌مردم. اگر واقعاً داشتم می‌مردمکه البته همین‌طور هم بود و همهٔ ما در حال مردنیم، چون بالاخره دیر یا زود روزی مرگ سراغمان می‌آیدجای بدی هم برای رخت بربستن از دنیا نبود. حتی دیدم برای خاک‌سپاری هم جای خوب و باصفایی است، می‌شد زیر همین درختی که از قرار معلوم داشتم نفس‌های آخرم را می‌کشیدم قبری بکَنند و مرا تویش به خاک بسپارند. نمی‌خواستم بمیرم، شکی درش نیست، ولی نگرانی دربارهٔ چیزی که وقوعش حتمی است، کار بیهوده‌ای است. تقریباً می‌توانم گریه و زاری آدم‌ها را بر سر مزار دنج و قشنگم بشنوم. «چرا، آخه چرا با لمونی اسنیکت بهتر تا نکردم؟»

ولی کمی که گذشت دیدم نه، نمرده‌ام، حداقل هنوز زنده بودم. حالت مسمومیت نداشتم. نه تشنج داشتم، نه تب و رعشه، نه مثل یک ماشین لباس‌شویی درب و داغان می‌لرزیدم. به‌خاطر زمین‌خوردنم چند جایی‌ام زخم و خراش افتاده بود، منتها صدمهٔ جدی ندیده بودم. نه استخوانی شکسته بود، نه دست‌وپایم پیچ خورده بود، نه دچار ضربهٔ مغزی شده بودم، یعنی امری ناملایم که بر اثر برخورد شدیدِ سرتان بر سرتان می‌آید، بر سر من نیامده بود. نمرده بودم و آسیب جدی و مهمی هم ندیده بودم. فقط درد داشتم و خجل بودم، یعنی احساسی که اگر آدم دست‌وپاچلفتی‌ای باشید زیاد برایتان پیش می‌آید. اگر آدم دست‌وپاچلفتی‌ای باشید، همیشه جایی از بدنتان را یا می‌کوبید به این‌ور و آن‌ور، یا دستتان لای چیزی می‌ماند، یا پایتان به جایی گیر می‌کند، یا چیزی اشتباهی دورتان می‌پیچد، چون اشتباهی انجامش داده‌اید، چون دست‌وپاچلفتی هستید. پس به خودتان آسیب می‌زنید، و آسیب دیدن درد دارد، و این‌طوری است که بعدش یک نفر به شما نگاه می‌کند و به خودش می‌گوید خدایا چطور ممکن است که کسی خودش را بکوبد به این‌ور و آن‌ور، یا دستش لای فلان چیز بماند، یا پایش بین بیسار چیز گیر کند، یا خودش را دور بهمان چیز بپیچد و این‌ها همه در صورتی است که باقی مردم عین آدم بدون هیچ حادثه‌ای همین کارها را انجام می‌دهند و اینجاست که خجل می‌شوید. نکتهٔ غریب در مورد خجل بودن این است که همین که اراده کنید خجل بشوید، کمتر خجل می‌شوید. برای همین، همان‌جا دراز کشیدم. خودم می‌دانستم خجل شده‌ام و تصمیم گرفتم از خجل بودنم خجل نباشم و همین موجب شد همین‌طور که آنجا با کله توی سنگریزه‌ها دراز کشیده بودم کمتر و کمتر خجل بشوم.

چیز دیگری که اگر دست‌وپاچلفتی باشید برایتان زیاد اتفاق می‌افتد، و این یکی خیلی جالب‌تر از خجالت و درد کشیدن است، این است که پدیده‌های پیرامون را طوری می‌بینید که اغلب مردم قادر به دیدنش نیستند. دست‌وپاچلفتی بودن باعث می‌شود تا جهان را از زاویه‌ای بنگرید که حتی خیلی از انسان‌های وارسته نیز هرگز گوشه‌چشمی به نظرگاه شما نخواهند داشت. برای مثال اگر در گالری هنری باشید و چیزی که بقیهٔ آدم‌ها خیلی راحت از کنارش رد می‌شوند پایتان را زخم کند، شما را به اتاق پشتی می‌برند و می‌توانید پشت‌وپسلهٔ گالری را ببینید، جایی که جعبهٔ کمک‌های اولیه و مجسمه‌های عجیب‌وغریب را نگه می‌دارند. در آشپزخانه اگر وردنه از دستتان بیفتد، خطوط محو جالب‌توجهی خواهید دید از آرد و کَره که خیلی از مردم قادر به دیدن چنین صحنه‌ای نیستند. نیازی نیست که بگوییم در آشپزخانه کمدی هست که کهنه‌ها را آنجا نگه می‌دارند و وقتی شما کهنه را هم به زمین می‌اندازید می‌بینید که چه صحنه‌ای است جمع شدن کهنه‌پارچه‌ای زیر میز آشپزخانه، و وقتی سرتان به میز آشپزخانه کوبید نمایی نزدیک خواهید دید از کیسه‌ای یخ که روی سرتان گرفته‌اید تا از ورم کله‌تان بکاهید.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب سم برای صبحانه و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:سم برای صبحانه
عنوان انگلیسی:Poison for Breakfast
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:لمونی اسنیکت
مترجم:احسان کرم ویسی
انتشارات:انتشارات خوب
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۳/۰۱/۰۸
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱.۸۵ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۲۲۷۵۴۳۹۹۵
تعداد صفحه‌ها:۱۳۶ صفحه
قیمت کتاب:۱۴۰۰۰۰ تومان
برچسب:مجموعه ادبیات جهان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

حان‌حان
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۲/۰۴

خوندنش شبیه نوشیدن یک فنجون شیر و عسل گرم در یک بعدازظهر خنک بهاری بود :)

۰
Armita
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۰۱

چقدر خوب و جالب بود.چه نگارش خوبی داشت چقدر خوب و عالی آدم رو با خودش همراه میکنه. گشت میزنه تو زندگی روزانه‌ی آدمی و چیزایی رو بهت میگه که هم خودت میدونستیشون و هم نمی‌دونستی. بی نظیره

۰
کاربر ۳۵۶۶۰۹۳
۱۴۰۳/۱۱/۱۳

نوشتاری فلسفی‌ در موردجزئیاتی که بهشون اهمیت نمیدیم

۰
کتابخوان اعظم(جمشید)
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۳/۲۶

من کتاب رو کامل نخوندم ولی تقریبا تا اواسط خوندم خطر اسپویل🚫 داستان راجب شخصی به نام لمونی اسنیکت هست که وقتی صبحانش رو تموم میکنه نامه ایی دریافت میکنه و داخل اون نامه نوشته شده که سم خورده و...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

حان‌حان
۱۰
من عاشق خوردن تخم‌مرغم. تخم‌مرغ روی میز صبحانه آن‌قدر شاد و شنگول است که آدم به خودش می‌گوید نکند خود تخم‌مرغ هم از خورده شدن کیف می‌کند.
حان‌حان
۴
من به آن دسته از مردم تعلق دارم که همیشه احساس می‌کنند آواره‌اند، فرقی هم ندارد جایی که ما می‌رویم چه اندازه سردرگم‌کننده باشد. من قبلاً دربارهٔ چنین آدم‌هایی نوشته‌ام. شاید از ماجراها و مشکلاتشان چیزهایی خوانده باشید. خانه و کاشانه‌شان را پشت سر رها می‌کنند و در این دنیای درهم و برهم و ترسناک سرگردان می‌شوند. شاید شما هم یکی از ماها باشید.
حان‌حان
۲
وقتی شما معذرت‌خواهی می‌کنید تا حدودی شبیه این است که به صفحهٔ پایانی کتابی برسید. کتاب هنوز اینجاست، کار وقیحانه‌ای هم که مرتکبش شده‌اید تویش هست، ولی حداقلش این است که کتاب بسته است و روی قفسه‌ای جا خوش کرده. هرچیز ساده‌ای که می‌بایست به‌خاطرش معذرت‌خواهی می‌کردم، ولی نکردم، شبیه کتابی است باز که ناتمام رها شده.
حان‌حان
۲
همین‌طور خشک ایستاده بودم و با چشمان نیمه‌بسته زل زده بودم به گوشه‌ای، که دیدم همین حالتِ من خودش مثالی است از یکی از اصول قطعی فلسفه. بهش می‌گویند پارادوکس، و حاصل تأملات فیلسوفی است به نام زنون الئایی. زنون یکی از فلاسفهٔ یونان باستان بود که آخر و عاقبت خوشی نداشت: او را مردمی که از تفکرات او خوششان نمی‌آمد بدجوری شکنجه کردند. این روزها دیگر کسی فیلسوف‌ها را شکنجه نمی‌کند، برای اینکه بیشتر آدم‌ها این جماعت را به هیچ جایشان حساب نمی‌کنند، و جداً سخت است که بخواهیم بگوییم کدام سرنوشت برای فلسفه و فیلسوفان بدتر است، اینکه شکنجه‌تان بکنند یا اینکه هیچ‌کس شما را به هیچ جایش حساب نکند.
حان‌حان
۲
هیچ‌وقت در عمرم مشکلی با آب نداشته‌ام. از آن بچه‌هایی نبودم که وقتی بهشان می‌گویند حمام بروند ناراحت بشوم یا شکایتی داشته باشم، چون دوست داشتم تک‌وتنها جایی باشم که آنجا کسی مزاحمم نشود، اگر هم کسی موی دماغم می‌شد وانمود می‌کردم صدایشان را زیر دوش آب نمی‌شنوم. یکی از دلخوشی‌های کودکی‌ام این بود که بارها پشت درِ حمام بگویم «ببخشید، زیر دوش صدا به صدا نمی‌رسه. نمی‌دونم چی می‌گین.» حتی وقتی صدای یک نفر خیلی واضح از آن‌ور درِ حمام به گوشم می‌خورد که می‌گفت «بسه دیگه، چقدر اون تو می‌مونی؟» یا مثلاً «بیا بیرون دیگه تمیز شدی» یا «هروقت می‌خوام یه حرفی بزنم، تو عمداً شیر آب رو باز می‌کنی، جناب اسنیکت.»
حان‌حان
۲
گاهی که می‌خواهم از خانه بزنم بیرون، با ریختن یک لیوان آب و گذاشتن آن روی میزم خودم را غافلگیر می‌کنم، تا وقتی برگشتم یک‌جور هدیهٔ کوچکی باشد به خودم،
سپیده اسکندری
۲
فکر کردن به چیزهای وحشتناک یک چیز است و ظالمانه رفتار کردن یک چیز دیگر
حان‌حان
۱
تقریباً عمدهٔ این کتاب در یک کتابخانهٔ عمومی نوشته شده و جا دارد که از کارکنان و مراجعان آنجا تشکر کنم که حین نوشتن این کتابم بسیار یاری‌رسان و ساکت بودند، البته به‌جز یکی‌شان که خیلی روی مخ بود.
سپیده اسکندری
۰
کتاب خوب هم‌زمان مثل آشنای جدید و رفیقی قدیمی است،