معرفی و دانلود کتاب اتاق قرمز + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب اتاق قرمز

کتاب اتاق قرمز

مجموعه داستان

نوع کتاب
۳.۹ امتیاز(از ۱۰۴ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب اتاق قرمز

کتاب اتاق قرمز نوشتهٔ ادو گاوا رانپو و ترجمهٔ محمود گودرزی است. انتشارات چترنگ این کتاب را روانهٔ بازار کرده است. این اثر حاوی یک مجموعه داستان پلیسی و یکی از کتاب‌های مجموعهٔ «همه‌خوان» است.

درباره کتاب اتاق قرمز

کتاب اتاق قرمز حاوی ۶ داستان کوتاه است. نویسندهٔ این داستان‌های کوتاه «ادو گاوا رانپو» است که او را بنیان‌گذار ادبیات پلیسی ژاپن دانسته‌اند. این کتاب هم مانند دیگر آثار رانپو، علاقهٔ او به داستان‌های معمایی و فانتزی را نشان می‌دهد؛ برای نمونه، داستان «اتاق قرمز» از این مجموعه، قصهٔ اتاقی است که در آن افراد دور هم جمع می‌شوند و هیجان‌های هولناک زندگی خود را با هم به اشتراک می‌گذارند. در یک شب، فردی جدید به جمع اضافه می‌شود و داستان قتلی را که مرتکب شده است، برای دیگران بازگو می‌کند.

داستان‌های کتاب اتاق قرمز عبارتند از:

کرم ابریشم،

صندلی انسانی،

دو زندگی پنهان،

اتاق قرمز،

پرتگاه،

دوقلوها (اعترافات یک جانی محکوم به مرگ نزد کشیش).

خواندن کتاب اتاق قرمز را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

خواندن این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی معاصر ژاپن و قالب داستان کوتاه پیشنهاد می‌کنیم.

درباره ادو گاوا رانپو

ادو گاوا رانپو (Edogawa Ranpo) نام مستعار «هیرائی تارو»، نویسندهٔ فقید ژاپنی است که در سال ۱۸۹۴ به دنیا آمد و در سال ۱۹۶۵ از دنیا رفت. رانپو علاقه‌ٔ وافری به «ادگار آلن‌پو»، نویسنده و شاعر مطرح آمریکایی داشت و در نوشته‌های خویش بسیار از او الهام گرفت. ادوگاوا رانپو زمانی دست به نگارش داستان‌های جنایی و معمایی زد که این ژانر چندان در ادبیات ملل شرقی طرفدار نداشت؛ به همین خاطر بی‌راه نیست اگر او را از بنیان‌گذاران داستان کارآگاهی در ادبیات ژاپن بنامیم.

کتاب «مارمولک سیاه» یکی از بهترین آثار این نویسنده است؛ اثری درخشان و میخکوب‌کننده. از میان دیگر آثار رانپو، می‌توان به کتاب‌های مجموعه‌داستان «اتاق قرمز» و رمان کوتاه «شکار و تاریکی» اشاره کرد.

بخشی از کتاب اتاق قرمز

«پدر، من بالاخره تصمیم گرفتم پیش شما اعتراف کنم. روز اعدامم نزدیک می‌شود و می‌خواهم به تمام گناهانم اقرار کنم، زیرا احساس می‌کنم تنها از این راه می‌توانم پیش از مردن چند روزی آسایش داشته باشم. بنابراین خواهش می‌کنم مقداری از وقت باارزشتان را به من بدهید و داستانِ زندگی نفرت‌انگیزِ مرا بشنوید.

همان‌طور که می‌دانید من به جرم قتل یک مرد و سرقتِ دو میلیون یِن از گاوصندوقش به مرگ محکوم شده‌ام. من حقیقتاً مرتکبِ این جنایت شدم، اما جز این، کسی به چیزِ دیگری شک نمی‌کند. بنابراین حالا که تقدیر خواسته است که با خالق خود روبه‌رو شوم، هیچ دلیلی در جهان وجود ندارد که نخواهم به جنایتی بسی شیطانی‌تر اعتراف کنم. من تصمیم گرفته‌ام تا فرصت هست به همه‌چیز اقرار کنم؛ پس از آنکه به اَشد مجازات رسیدم، لب‌هایم برای همیشه بسته خواهد شد.

پدر، التماستان می‌کنم، بعد از آنکه اعترافاتِ مرا شنیدید، همه‌چیز را به همسرم بگویید، زیرا او نیز حق دارد بداند. بزرگ‌ترین تبهکاران نیز با نزدیک شدنِ مرگ، انسان‌های خوبی می‌شوند. فکر می‌کنم اگر بمیرم و به آن جنایتِ دیگر اعتراف نکنم، همسرم تا ابد از من متنفر خواهد شد. من همیشه از انتقام مردی که به قتل رساندم وحشت بسیار داشته‌ام. نه، منظورم شخصی نیست که هنگام سرقتِ پول کُشتم. آن پرونده بسته شده است، زیرا من به گناهم اعتراف کرده‌ام. واقعیت این است که پیش از آن، مرتکبِ قتلی دیگر شدم و هر بار که به اولین قربانی‌ام فکر می‌کنم، از فرط وحشت دیوانه می‌شوم.

اولین مردی که راهی گورستان کردم برادر بزرگ‌ترم بود، اما او برادری معمولی نبود. ما دوقلو بودیم و تقریباً همزمان از زهدان مادرمان پا به دنیا گذاشته بودیم.

با اینکه مدت‌هاست که مُرده، روز و شب به سراغم می‌آید. در رؤیاهایم با نیم‌تُن وزن پا روی قفسهٔ سینه‌ام می‌گذارد؛ سپس چنگ به گلویم می‌اندازد و خفه‌ام می‌کند. در طول روز روی آن دیوار ظاهر می‌شود و چشم‌های خوفناکش را به من می‌دوزد یا در آن پنجره چهره نشان می‌دهد و کینه‌توزانه به من می‌خندد. این واقعیت که ما دوقلو بودیم و از لحاظ ظاهر، شکل اندام و بقیهٔ چیزها یکسان بودیم اوضاع را بدتر هم می‌کرد. پس از کشتنش، هر بار که به خودم نگاه می‌کردم جلویم ظاهر می‌شد. به گذشته که فکر می‌کنم به نظر می‌رسد میلِ انتقام‌جوییِ برادرم باعث شد که دست به جنایت دوم بزنم، جنایتی که منجر به تباهی‌ام شد.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب اتاق قرمز و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاباتاق قرمز
عنوان دیگرمجموعه داستان
عنوان در زبان مبدأLa Chambre Rouge
موضوعداستان خارجی
نویسندهادو گاوا رانپو
مترجممحمود گودرزی
انتشاراتانتشارات چترنگ
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۵/۰۸/۲۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۹.۵۶ مگابایت
شابک۹۷۸۶۲۲۶۲۲۰۷۶۷
تعداد صفحه‌ها۱۲۸ صفحه
قیمت کتاب۹۵۰۰۰ تومان
برچسبمجموعه همه‌خوان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

امین۳۶۹
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۴/۲۲

"هرچه باشد من ژاپنی هستم و فقط زنی از کشور خودم میتوانست عشقی واقعی را در من بیدار کند" کتاب مجموعه شیش تا داستان کوتاهه. همشون ارزش خوندن دارن. یه چیزی که ژاپنی ها دارن استعداد ویژه تو خلق و توصیف...بیشتر

۲
Ne
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۱/۲۹

اگر طرفدار کتاب هایی هستید که شامل محتوای: "کاری می‌کنم با خوندنم کلی احساس مختلف بهت هجوم بیاره و چشمات قلپی بزنه بیرون و همینجور خشک روی مبل خونتون بمونی" هستید، بخونیدش. پشیمون نمی‌شید.

۱
کاربر 5806972
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۱۲/۰۴

باسلام_نویسنده در صندلی انسالی طوری بیان میکنه که انگار خودش واقعا در این لحظات و اتفاقات بوده . به وضوح توضیح میده و خاننده رو به زمان خودش میبره . ادوگاوا جزو بهترین نویسنده های ژاپنی هست .

۱
Aidin Nikoo
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۴/۰۶

داستان هایی خلاق که میتونه نیمه ی تاریک وجود آدم ها رو برانگیخته کنه... سادیسم، جامعه گریزی، خودخواهی و حسادت . لذت بردم ^_^

۰
basilreader
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۴/۲۲

ادبیات ژاپن قطعا یکی از ادبیات قدرتمند جهان به شمار میره... این رمان هم با داستان های سورئالی که پر از نفرت،انزجار،خشونت،قتل،خیانت و البته کابوس مانند هست یک اثر واقعا قوی و ارزش مند هست که حرف برای گفتن زیاد داره...بیشتر

۰
ʀᴇʏʜᴀɴᴇʜ
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۸/۱۸

تمام مدت خوندنش چشم‌هام از حدقه بیرون زده بود. واقعا زیباست و شاهکار :)

۰
dream.girl
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۲/۰۲

متشکل از چند داستان کوتاه هست من داستان صندلی رودوست داشتم غافلگیر کننده بود

۰
همتا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۱/۱۴

عالی

۰
king
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۱/۱۱

perfect 👌

۰
⟭⟬Foroozjin1997⟬⟭
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۳/۲۵

کتاب شامل شش داستان کوتاه ژاپنی بود که هرکدوم جذابیت های خاص خودش رو داشت، اولین بار بود که از این نویسنده کتابی میخوندم، خیلی خوشم اومد، بقیه ی آثارش هم حتما میخونم.این کتاب هم قطعا پیشنهاد میشه، ولی اگه...بیشتر

۰
کاربر 12128109
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۳/۰۹

واقعا عالی بود من تازه کتاب شروع کردم و عاشق کتابای به این شکل هستم. من این رو خوندم و واقعا خیلی جالب بود پیشنهادش میکنم حتما. برای سرگرمی عالیه برای اینکه یوهو شوک بشین برای اینکه خشک بشین و به دیوار...بیشتر

۰
mary
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۳/۰۳

کتاب «اتاق قرمز» فضایی تاریک، رازآلود و روانشناسانه دارد؛ جایی که ترس اصلی نه از اتفاقات بیرونی، بلکه از ذهن پیچیده و پنهان انسان می‌آید. رانپو با داستان‌هایی کوتاه اما تاثیرگذار، نشان می‌دهد مرز میان جنون و واقعیت چقدر می‌تواند...بیشتر

۰
کاربر 7293083
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۵/۰۳/۰۲

بد بد بد در حد کودک و نوجوان

۰
hsfm
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۳/۰۱

کتابی خارق العاده از نویسنده ای کم نظیر، شامل 6 داستان کوتاه، که هر یک، در هر صفحه، بیشتر میخکوب تان خواهند کرد. کتاب های ادوگاوا رانپو همیشه برایم جذاب بودند و نثر ایشان را بسیار میپسندم.از خواندن این اثر...بیشتر

۰
Sarisaclub
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۲۸

تمام داستان هاش خواندنی و پر کشش 👌🏻

۰

بریده‌هایی از کتاب

basilreader
۳۰
من معتقدم که درونی‌ترین اسرار انسان در چشم‌هایش خوانده می‌شود
basilreader
۲۳
ناتوانی‌ام در دوست داشتنِ زندگی به ملالی هولناک‌تر از مرگ محکومم می‌کرد.
داوود
۱۹
آنگاه با حیرت پِی بردم که اگر آمادهٔ مردن باشم شخصیتم جان تازه‌ای خواهد گرفت و امکانات تازه‌ای به من عرضه خواهد شد...
AS4438
۱۳
من هرگز علاقه‌ای به زندگی نداشته‌ام و دنیا آن‌طور که هست، جز ملالی عمیق، حسِ دیگری در من برنینگیخته است.
basilreader
۱۱
پشت هر پرده پردهٔ دیگری هست...
Aidin Nikoo
۸
انسان‌ها زندگی‌شان را در دنیای شیاطینی می‌گذرانند که مانند من در تاریکی عمل می‌کنند و اعمالشان از قوهٔ تخیل فراتر می‌رود.
نگآرا
۷
در هر حال، آنچه مسلم است این است که من هرگز علاقه‌ای به زندگی نداشته‌ام و دنیا آن‌طور که هست، جز ملالی عمیق، حسِ دیگری در من برنینگیخته است.
Aidin Nikoo
۵
ما امروز یقیناً درونی‌ترین افکارمان را به نمایش گذاشتیم، این‌طور نیست؟
AmirMasoud
۴
اغلب جیغ‌های بیمارگونهٔ زنان محله و گریهٔ بچه‌هایشان مرا به طرزِ وحشیانه‌ای به دنیای واقعیت بازمی‌گرداند: من زشت و ترسناک بودم و هیچ دختری کوچک‌ترین لبخندی به من نزده بود.
تانی
۳
«اغلب مردم به اشتباه گمان می‌کنند که قانون همه‌چیز را پیش‌بینی کرده است و هر جُرمی عادلانه مجازات می‌شود. این مسئله خیال همه را راحت می‌کند. مردم مایل نیستند دادگاهی تصور کنند که قادر به مجازات برخی قتل‌ها نیست. اما واقعیت چیست؟ دو موردی که الان برایتان بازگو کردم آشکارا نشان می‌دهد قتل‌های بی‌نقصی که عدالتِ بشر قادر به مجازاتشان نیست بی‌شمارند. این کشف نه‌تنها مرا نترساند، بلکه مشعوفم ساخت، زیرا به من نشان داد که در دنیا فضایی دست‌نخورده باقی مانده است که جنایت می‌تواند در آن شکوفا شود. حیرت‌انگیز بود! من مانند سامورایی‌های ژاپنِ قدیم می‌توانستم در مورد مرگ و زندگی مردمِ عادی تصمیم بگیرم...