معرفی و دانلود کتاب مدرسه‌ی ریاضت + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب مدرسه‌ی ریاضتsubscriptionAvailable

کتاب مدرسه‌ی ریاضت

ماجراهای ناگوار، جلد پنجم

نوع کتاب
۴.۶(از ۱۲ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
لمونی اسنیکت، فرزانه کریمی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب مدرسه‌ی ریاضت

کتاب مدرسه‌ی ریاضت نوشته لمونی اسنیکت است که با ترجمه فرزانه کریمی منتشر شده است. این کتاب جلد پنجم از ماجراهای ناگوار است. این کتاب با فضای فانتزی و جذاب است که مخاطب را با خودش همراه می‌کند.

درباره کتاب مدرسه‌ی ریاضت

ماجرای مجموعه‌ «ماجراهای ناگوار» از این قرار است که ویولت، کلاوس و سانی بودلر سه خواهر و برادر هستند که زندگی‌شان با شنیدن خبر مرگ پدر و مادرشان ناگهان تغییر می‌کند. آن‌ها بعد از مرگ والدین‌شان، باید در خانه‌ کُنت اُلاف (یکی از اقوام دور) زندگی کنند. کنت الاف برای ثروت خانوادگی آن‌ها نقشه‌هایی دارد که این نقشه‌ها و اقدامات بچه‌ها داستان‌های این مجموعه‌ ۱۳ جلدی را می‌سازد. «ماجراهای ناگوار» تا کنون به ۴۱ زبان مختلف ترجمه شده و در مجموع ۵۵ میلیون نسخه از آن به فروش رفته است. این اثر جوایز مختلفی را نیز از آن خود کرده است. جایزه‌ ادبی کتاب کودک کلورادو، جایزهی کتابخوان‌های نوجوان نوادا، جایزه‌ نن از آن جمله‌ است.

خواندن کتاب مدرسه‌ی ریاضت را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام نوجوانان علاقه‌مند به دنیای فانتزی پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب مدرسه‌ی ریاضت

آقای پو گفت: «چه کلمهٔ بامزه‌ای! گندوکیک‌ها! معنی‌اش را نمی‌دانم، ولی من را به یاد شیرینی می‌اندازد. خوب، دیگر رسیدیم.» آنها به انتهای پیاده‌روی آجرفرشی و خزه‌پوش رسیده بودند و حالا جلو مدرسه بودند. بودلرها به خانهٔ جدیدشان نگاه کردند و از تعجب دهانشان باز ماند. اگر در تمام راهِ میان چمن‌ها به پیاده‌رو خیره نشده بودند، می‌دیدند که مدرسه چه شکلی است، ولی شاید هم این دیر دیدن تا آخرین لحظهٔ ممکن، بهترین کار بوده باشد. به کسی که ساختمانی را طراحی می‌کنـد معـمار می‌گویند، ولی در مورد مقدماتی پروفراک شاید عنوان ''معمار غصه‌دار'' مناسب‌تر باشد. مدرسه از چند ساختمان تشکیل شده بود که همه آنها را با سنگ‌های صیقلی و خاکستری ساخته بودند، و همه به شکلی نامنظم و آشفته کنار یکدیگر قرار داشتند. بودلرها برای رسیدن به آن ساختمان‌ها باید از زیر طاقی سنگی و عظیمی می‌گذشتند که سایه‌ای منحنی‌شکل روی چمن‌ها انداخته بود، درست مثل رنگین‌کمانی که همهٔ رنگ‌های آن خاکستری یا سیاه باشد. روی طاق سنگی، عنوان ''مدرسه مقدماتی پروفراک'' را با حروف خیلی بزرگ و سیاه، و بعد، با حروفی کوچک‌تر شعار مدرسه، ''مِمِنتو موری'' را نوشته بودند. ولی ساختمان‌ها یا طاق ورودی مدرسه نبود که باعث شد بچه‌ها از تعجب دهانشان باز بماند، بلکه شکل مستطیلی با طاق قوس‌مانند ساختمان‌ها بود که آنها را متعجب کرد. مستطیل با طاق قوس‌مانند شکل عجیبی است، و بچه‌ها با دیدن آن فقط به یاد یک چیز افتادند. از نظر بودلرها، هر ساختمان درست شبیه یک سنگ قبر بود.

آقای پو اظهارنظر کرد: «واقعاً معمار عجیبی بوده. ساختمان‌ها شبیه انگشت شست‌اند. در هر صورت، شما باید فوری خودتان را به دفتر رئیس نِرو معرفی کنید. دفترش طبقهٔ نهم ساختمان مرکزی است.»


برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب مدرسه‌ی ریاضت و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:مدرسه‌ی ریاضت
عنوان دیگر:ماجراهای ناگوار، جلد پنجم
موضوع:رمان، داستان کودک و نوجوانان
نویسنده:لمونی اسنیکت
مترجم:فرزانه کریمی
انتشارات:انتشارات قدیانی
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۸۷/۱۱/۲۳
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۲.۲۹ مگابایت
شابک:۹۷۸-۹۶۴-۵۳۶-۱۶۲-۲
تعداد صفحه‌ها:۲۱۵ صفحه
قیمت کتاب:۶۰۰۰۰ تومان
برچسب:مجموعه ماجراهای ناگوار، کمپین دنیای قشنگ تو - ۹۹

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

yasi
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۴/۳۰

مجموعه ۱۳ جلدی فوق العاده زیبا با یک عالمه چاشنی ترس و دلهره اینکه هر چقدر هم اذیت شدی دست از تلاش برای رسیدن به شادی و آرامش و امنیت برنداری رو به طور کامل می توانیم از این مجموعه...بیشتر

۲
fateme
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۲/۱۶

عالی بود 👍 من به شدت پیشنهاد میکنم که سریال این مجموعه رو هم نگاه کنید من از ترجمه کتاب خیلی راضی نبودم 👎

۲
🕊️📚kerm ketab
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۴/۳۰

من همه ی جلد های این مجموعه رو خوندم و واقعا یکی از بهترین کتابایی‌ بود که خوندم پیشنهاد میکنم حتما حتما حتما شما هم بخونیدش‌💓 واقعا این مجموعه هم از اون کتاباییه‌ که آدم دوست داره هیچ وقت تموم نشن🍭 کاشکی...بیشتر

۰
کاربر 5782558
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۲۸

یکی از زیباترین کتاب هایی که خواندم من عاشق این مجموعه ام و کتاب های اسنیکت را خیلی دوست دارم این داستان وایولت و کلاوس و سانی بودلر است که توسط کنت الاف هر دفعه تهدید شده و فرار می کنند...بیشتر

۰
m.r
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۵/۰۶

عالی بود من کل این مجموعه رو تا جایی که طاقچه گذاشته خوندم خیلی مجموعه ی جذابیه با اینکه غمگین کننده است . پیشنهاد می کنم کل کتاب های این مجموعه رو بخونید.باتشکر😄

۰
آیناز ر
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۴/۳۰

کتاب خوبی بود تو دو نوبت خوندم یه بار ۶۰ صفحه حدودا و دفعه دوم تموم کردم دویست و خورده ای صفحه رو بد نبود کارهای شخصیت های اصلی تو شرایط ناراحت کننده امید بخش بودند از این داستان خوشم اومد خیلی خوب...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

کاربر ۷۶۴۴۳۸۷
۵
البته دلیلی ندارد کاری را فقط به خاطر اینکه رسم است انجام داد.
Mhs28
۳
خجالت چیز عجیبی است، چون مثل ماسه‌های روان، هر لحظه می‌تواند به آدم هجوم بیاورد، و باز هم مثل شن‌های روان، معمولاً قربانی‌هایش را وادار می‌کند که نگاهشان را پایین بیندازند.
نیلوفر دریاچه
۲
آقای پو نیت خوبی داشت، ولی احتمالاً نیتِ یک شیشه خردل هم خوب است و احتمالاً، اگر امور بودلرها را به آن می‌سپردند، بهتر از آقای پو می‌توانست بچه‌ها را از خطر دور نگه‌دارد.
book worm
۱
خجالت چیز عجیبی است، چون مثل ماسه‌های روان، هر لحظه می‌تواند به آدم هجوم بیاورد، و باز هم مثل شن‌های روان، معمولاً قربانی‌هایش را وادار می‌کند که نگاهشان را پایین بیندازند.
starlight
۱
کلاوس، که به ندرت اشتباه می‌کرد، گفت: «اگر اشتباه نکرده باشم، ''مِمِنتو موری'' یعنی ''به یاد داشته باش که خواهی مُرد.''» وایولت با صدایی آرام تکرار کرد: «به یاد داشته باش که خواهی مُرد.» و هر سه بچه، طوری که انگار خیلی سردشان شده باشد، به یکدیگر نزدیک شدند. البته هر کسی دیر یا زود خواهد مرد. بازیگران سیرک می‌میرند، نوازنده‌های قره‌نی می‌میرند، من و شما می‌میریم، و شاید کسی که در آپارتمان شما زندگی می‌کند، همین‌الان، پیش از رد شدن از خیابان به چپ و راست خود نگاه نکند، و اتوبوسی او را زیر بگیرد و تا چند لحظه دیگر بمیرد. همه می‌میرند، ولی تعداد کسانی که می‌خواهند این موضوع را به یاد داشته باشند خیلی کم است.
book worm
۰
در مواقعی دیگر، آهنگساز از شهر الهام می‌گیرد و با تقلید از صدای رفت و آمد ماشین‌ها و هیاهوی پیاده‌روها کنسرتو می‌نویسد. ولی در مورد این سونات خاص، کاملاً معلوم بود نِرو از صدای گربه‌ای الهام گرفته بود که کتک می‌خورد، چون صدای خیلی بلند و گوش‌خراشی داشت و موقع اجرای آن خیلی راحت می‌شد حرف زد.