
کتاب بعد از خواندن پاره نکردیم
معرفی کتاب بعد از خواندن پاره نکردیم
کتاب بعد از خواندن پاره نکردیم نوشته شرمین نادری و ناداستانی در قالب زندگینامه و درمورد کشف یک چمدان پر از نامه در زیرزمین خانهای قدیمی و دنبالکردن سرنوشت زنی به نام رباب دیدهبان در دل تاریخ معاصر ایران است. نویسنده با تکیه بر صدها نامهی شخصی، زندگی رباب، خانوادهاش و فرازونشیبهای کارمندی در وزارت پست و تلگراف را بازخوانی کرده است. نشر خوب این کتاب را در سال ۱۴۰۳ منتشر کرده است. کتاب میان روایت شخصی نویسنده، نقلقول از نامهها و توضیحهای تاریخی در رفتوآمد است. این اثر بهنوعی میان تجربهی زیستهی زنان یک خانواده و تحولات اجتماعی و اداری ایران در دورهی پهلوی اول و بعد از آن پل زده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب بعد از خواندن پاره نکردیم اثر شرمین نادری
کتاب بعد از خواندن پاره نکردیم با کشف یک چمدان چرمی خاکگرفته در زیرزمین خانهای در خیابان بیسیم تهران آغاز میشود؛ چمدانی پر از نامههای زنی به نام رباب دیدهبان. شرمین نادری در این ناداستان در قالب زندگینامه از لحظهی مواجهه با این نامهها، مسیر دهسالهی خواندن، طبقهبندی و زیستن کنار آنها سخن گفته است. این نویسنده از کارش در مجلهی چلچراغ، تجربهی پاسخدادن به نامههای خوانندگان و علاقهاش به نامهنگاری بهعنوان منبعی برای شناخت تاریخ اجتماعی میگوید و بعد بهتدریج رباب دیدهبان را به مرکز روایت میآورد.
کتاب بعد از خواندن پاره نکردیم در فصلهایی مانند «نامونشان رباب»، «قضیهی خیانت در امانت»، «رباب نامهنویس میشود» و «چاه ویل اشرف» زندگی رباب را از کودکی در اصفهان تا ازدواج در ۱۶سالگی با حبیبالله حکمت، مهاجرتهای پیدرپی به ناصریه، خفاجیه، رامهرمز، اشرف و رضائیه و سپس سالهای کارمندی در وزارت پست و تلگراف دنبال کرده است. در هر بخش، متن نامههای رباب، پدرش، همسرش، خواهران و خویشاوندان در کنار توضیحهای نویسنده آمده و تصویری نزدیک از مناسبات خانوادگی، بدهیها، قمار، زندان، تلاش برای تحصیل فرزندان و ورود زنان به ادارات دولتی ساخته شده است.
کتاب بعد از خواندن پاره نکردیم علاوهبر بازسازی زندگی رباب دیدهبان، بهطور موازی از زندگی خود نویسنده هم میگوید؛ از مهاجرت اجباری، تنهایی، ازدستدادن شغل، قرنطینهی کرونا و سفرهایش به روستاها برای ترویج کتاب. این رفتوبرگشت میان اکنون و گذشته، نامهها را از سطح اسناد خانوادگی فراتر برده و آنها را به نقطهی اتصال تجربهی زنان نسلهای مختلف تبدیل کرده است.
خلاصه کتاب بعد از خواندن پاره نکردیم
رباب دیدهبان زنی متولد سال ۱۲۸۴ در اصفهان است که با شش کلاس سواد، در ۱۶سالگی، به همسری حبیبالله حکمت، کارمند وزارت پست و تلگراف، درمیآید. رباب در شهرهای مختلفی مثل ناصریه، خفاجیه، رامهرمز و اشرف میان عشق، فقر، قمار و بدهیهای شوهر، تنهایی و نگرانی برای آیندهی فرزندانش دستوپا زده است. در میانهی ماجرای اختلاس حبیب و محکومیت او، رباب ناچار میشود برای نجات شوهر و پدرش به نامهنگاری اداری روی بیاورد. این مسیر او را به استخدام در وزارت پست و تلگراف میرساند. کتاب حاضر همزمان با نقل نامهها، به کشف تدریجی شخصیت رباب، تلاش سرسختانهاش برای تحصیل دخترانش، مواجههاش با قوانین تازهی کشف حجاب و اشتغال زنان و فرسودگی او در سالهای پایانی کار میپردازد و در کنار آن بازتاب زندگی و بحرانهای خود نویسنده، شرمین نادری، را نیز نشان میدهد.
چرا باید کتاب بعد از خواندن پاره نکردیم را بخوانیم؟
بعد از خواندن پاره نکردیم امکان مواجههی نزدیک با صدای زنی از قرن پیش را فراهم کرده است؛ زنی که در نامههایش بیپرده از عشق، خشم، فقر، کار اداری و جنگ برای تحصیل فرزندانش نوشته است. این کتاب هم تصویری جزئی از زندگی روزمرهی زنان و کارمندان دورهی پهلوی اول میدهد و هم نشان میدهد چگونه یک چمدان نامه میتواند سرنوشت فکری و عاطفی نسلهای بعد را تحتتأثیر قرار دهد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که به تاریخ اجتماعی ایران، ناداستان در قالب زندگینامه، زندگی زنان ایرانی، نامهنگاری و اسناد شخصی علاقهمند هستند. پژوهشگران و دانشجویان حوزههای تاریخ، مطالعات زنان و ادبیات معاصر و همچنین کسانی که روایتهای مبتنیبر اسناد واقعی را دنبال میکنند، میتوانند از مطالعهی این اثر بهرهمند شوند.
درباره شرمین نادری
شرمین نادری، متولد سال ۱۳۵۵ در تهران با اصالت شیرازی، نویسنده و شاعر و تصویرگری است که دارای مدرک کارشناسیارشد تصویرسازی از دانشگاه تهران است. این نویسنده از سال ۱۳۸۰ فعالیت حرفهای خود را در نشریات مختلف، بهویژه در حوزهی جوان و نوجوان، آغاز کرده است. او دههها در عرصهی نوشتن برای نوجوانان، جوانان و نیز بزرگسالان فعالیت کرده و خود نیز بر این باور بوده است که مرزبندی سنی در ادبیات ضرورتی ندارد و میتوان با زبانی ساده یا گاه شاعرانه مخاطبان گوناگون را با قصه همراه کرد. بخش مهمی از آثار شرمین نادری بر پایهی ادبیات کهن، قصههای عامیانه، تاریخ، افسانهها و باورهای مردم قدیم تهران و ایران شکل گرفته و به همین دلیل آثارش پیوندی عمیق با فرهنگ شفاهی و تخیل جمعی ایرانی داشته است.
شرمین نادری تجربهی نویسندگی و تصویرگری در نشریات، برنامههای تلویزیونی نوجوانان و همکاری در برنامهی رادیویی «رادیو هفت» را در کارنامه دارد. از مهمترین آثار او میتوان به کتابهای «کتاب جادو»، «کتاب پیشگویی»، «رؤیای تهران»، «خانجون و خواب شمرون»، «خانجون و کوچهی پریون»، «خانجون و بوی ریحون»، «فدایت شوم» و «بعد از خواندن پاره نکردیم» اشاره کرد. او در بسیاری از این آثار بهویژه با بازآفرینی افسانهها و روایتهای مربوط به جن، پری، اشباح و باورهای عامیانه، دنیایی میان واقعیت و خیال میسازد و بهگفتهی خودش پژوهشی طولانی دربارهی خرافات و جادو انجام داده که حاصل آن مجموعهای از قصههای کمترگفتهشده بوده است.
نگاه شرمین نادری به شهر تهران نیز روایی و قصهمحور بوده است. این نویسندهی ایرانی معتقد است شناخت شهر بدون دانستن قصههای آن ممکن نیست و حتی برای آشنایی با محلهها و تاریخ پایتخت، باید قصهی آنها را شناخت. او در آثار خویش بر اهمیت روایتگری بهعنوان راهی برای درک هویت فردی و جمعی تأکید کرده و خانوادهی قصهگوی خود را یکی از عوامل شکلگیری این مسیر دانسته است؛ بهگونهای که تجربههای خانوادگی، مهاجرت پدربزرگها و خاطرات شهریْ نقش مهمی در شکلگیری ذهنیت داستانی او داشتهاند.
بخشی از کتاب بعد از خواندن پاره نکردیم
«یا همینقدر بدانید{که}من و اطفالم را اگر در خرمن{ی} از آتش سوخته بودید، به مراتب از این زندگی که برایمان خواستید بهتر بود...
زنی که روی کاغذهای وزارت پست خم شده و به این و آن نامه مینویسد، زنی که با قابلمهٔ غذا پشت در زندان قصر میرود و به نگهبانی التماس میکند که غذا را به دست شوهرش برساند، همان زن که با پالتوی سیاه و موی سیاه و آن روسری کوچکی که روی سرش بسته، دختر بزرگش را به مدرسه میبرد تا دربارهٔ نمرات ناهید جان با خانم معلم عصبانی صحبت کند، زنی که خسته و سرمازده از زندان به خانهٔ خواهرش برمیگردد و تمام راه گریه میکند... این زن چقدر آشناست.
...استدعا دارم از چگونگی حالات آقای حکمت بنده را مستحضر بفرمایند؛ زیاده از حد امکان ممنون میشوم... در این صورت حضرت علیه منصفانه به من حق بدهید که یک عمری با این سه طفل بیگناه من چطور زندگی کنم؟ هنوز بچهها نمیدانند؛ اگر هوشنگ بفهمد قطعاً خواهد مرد. بالاخره تکخال کار خودش را ساخت. آتیهٔ سه طفل را خراب کرد...
از رباب به خواهرش
سال ۱۳۱۵»
حجم
۳٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۰۸ صفحه
حجم
۳٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۰۸ صفحه
نظرات کاربران
کتاب جالبی نبود
کتاب جالبی بود ولی در صفحه های آخر دو یا سه نامه تکراری بودند.