
کتاب سینمای کنجی میزگوچی
معرفی کتاب سینمای کنجی میزگوچی
کتاب سینمای کنجی میزگوچی نوشتهی بصیر علاقهبند و بهکوشش او بهعنوان نویسنده و گردآورنده، جلد هشتم از مجموعهی «سینماگران» است که نشر خوب آن را منتشر کرده است. این کتاب در قالب مجموعهای از مقالات، جستارها و مصاحبهها به جهان سینمایی کنجی میزگوچی، فیلمساز بزرگ ژاپنی، میپردازد و تلاش میکند از خلال تحلیل سبک، میزانسن، روایت و زمینهی فرهنگی، تصویری گسترده و چندوجهی از کارنامهی او ارائه کند. علاقهبند در پیشگفتار توضیح داده است که ایدهی کتاب از دل یک دورهی تماشای دوبارهی فیلمهای میزگوچی شکل گرفته و بهتدریج به پروژهای پژوهشی بدل شده که بر محور «سبک» در سینمای این کارگردان استوار است. ساختار کتاب بر پایهی پنج بخش اصلی تنظیم شده: مقدمه، سبک، سبک و روایت، سبک و فرهنگ و مصاحبهها؛ در کنار اینها سه بخش فرعی شامل توضیح شیوهی آوانگاری واژگان ژاپنی، فیلمشناسی تفصیلی میزگوچی و فیلمشناسی کلی آثار اشارهشده در متن نیز آمده است. در این کتاب، مقالاتی از منتقدان و نظریهپردازان مهمی چون تادائو ساتو، دیوید بوردول، دادلی اندرو و دیگر پژوهشگران ژاپنی و غربی گرد آمده که هرکدام از زاویهای خاص به تحلیل فیلمها و میراث سینمایی میزگوچی پرداختهاند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب سینمای کنجی میزگوچی
کتاب سینمای کنجی میزگوچی با تمرکز بر سینمای کنجی میزگوچی و با گردآوری بصیر علاقهبند، از همان ابتدا تکلیف خود را روشن کرده است: محور اصلی آن «سبک سینمایی» این کارگردان است، نه زندگینامهی شخصی یا مرور صرف فیلمها. علاقهبند در پیشگفتار شرح داده است که در مرحلهی انتخاب متون، میان دو محور عمدهی «سبک» و «زنان» در آثار میزگوچی ناچار به گزینش بوده و در نهایت سبک را بهعنوان ستون اصلی کتاب برگزیده، با این استدلال که از خلال سبک میتوان به موضوع زنان نیز نزدیک شد. بر همین اساس، او از میان دهها مقاله، فصل کتاب، رسالهی دانشگاهی و وبنوشته، ترکیبی از متون انگلیسیزبان و نوشتههای منتقدان غیرانگلیسیزبان را انتخاب کرده و آنها را در پنج بخش سامان داده است: «مقدمه»، «سبک»، «سبک و روایت»، «سبک و فرهنگ» و «مصاحبهها». در بخش مقدمه، متنی از تادائو ساتو با ترجمهی انگلیسی پل اندرو و مقدمهی دادلی اندرو قرار دارد که تاریخچهی شناخت میزگوچی در دو سنت نقد فرانسوی و ژاپنی را مرور میکند و نشان میدهد چگونه نگاه فرانسویها و واکنش منتقدان ژاپنی به آن، دو جریان موازی و گاه متقاطع در میزگوچیپژوهی ساخته است. در ادامه، مقالهی دیوید بوردول با عنوان «میزگوچی: اسرار تصاویر اعلا» ضمن ترسیم میراث انتقادی او در جهان انگلیسیزبان، به شاخصههای سبکی سینمای میزگوچی میپردازد و نمونههایی از تحلیل میزانسن، برداشت بلند و ترکیببندی قابها ارائه میدهد. در بخشهای بعدی کتاب سینمای کنجی میزگوچی، تمرکز از تاریخ نقد به درون خود فیلمها منتقل میشود. در بخش «سبک»، متنی دیگر از بوردول با عنوان «میزگوچی و تکامل زبان سینما» به نقش آثار دههی ۱۹۳۰ میزگوچی در تاریخ سبک فیلم میپردازد و او را در نسبت با روایت غالب بازنی و بحث عمق میدان قرار میدهد. دو فصل بعدی این بخش، با عناوینی دربارهی طلوع سینمای ناطق در ژاپن و صدای بنشی، از خلال تحلیل چند فیلم کلیدی، گذار میزگوچی از سینمای صامت به ناطق و ترکیب گرایشهای مونتاژی و عمق میدانی را بررسی کردهاند. فصل «کورئوگرافی میل» نیز با تمرکز بر همکاری طولانیمدت میزگوچی و بازیگر محبوبش کینویو تاناکا، تحول سبک او در دو دههی پایانی کارش را از زاویهی بازیگری و میزانسن بدنها دنبال میکند. در بخش «سبک و روایت»، مقالاتی از دادلی اندرو و چیهارو موکودای به رابطهی سبک با ساختار علیت، همذاتپنداری و تاریخ در فیلمهای متأخر میزگوچی میپردازند و نشان میدهند چگونه او در دههی ۱۹۵۰ با منطق کلاسیک علت و معلولی فاصله میگیرد. بخش «سبک و فرهنگ» موضوعاتی چون نسبت میزگوچی با مدرنیسم، نقطهی دید و مفهوم آزادی را در گسترهی کل کارنامهی او دنبال کرده و در نهایت، سه مصاحبهی شخصی با خود میزگوچی، که از معدود گفتوگوهای مستقیم با او هستند، در بخش پایانی آمدهاند. افزون بر اینها، علاقهبند در بخشی مستقل شیوهی خاص خود برای آوانگاری واژگان ژاپنی را توضیح داده و در انتهای کتاب، فیلمشناسی تفصیلی میزگوچی و فهرست آثار دیگرِ ذکرشده در متن را آورده است تا کتاب به مرجعی منظم برای پیگیری فیلمها و منابع تبدیل شود.
خلاصه کتاب سینمای کنجی میزگوچی
در سینمای کنجی میزگوچی، بصیر علاقهبند کتاب را بر محور «سبک» سامان داده و از خلال مقالات و جستارهای گردآوریشده، تصویری لایهلایه از زبان بصری و روایی این کارگردان ترسیم کرده است. در پیشگفتار، او شرح میدهد که چگونه از میان انبوه منابع، متونی را برگزیده که بتوانند از زوایای مختلف به یک پرسش واحد نزدیک شوند: سینمای میزگوچی چگونه کار میکند و چه نسبتی میان سبک، روایت، فرهنگ و تصویر زنان در آثار او برقرار است. در بخش نخست، مقالهی تادائو ساتو با مقدمهی دادلی اندرو، تاریخ مواجههی منتقدان فرانسوی و ژاپنی با میزگوچی را بازخوانی میکند. ساتو نشان میدهد که برخلاف تصور میشل منیل، میزگوچی در ژاپن «نابغهای ناشناخته» نبوده و از دهههای پیش از جنگ بهعنوان یکی از استادان سینمای ژاپن شناخته میشده، هرچند همزمان با تحسین، نقدهای تندی هم متوجه او بوده است؛ نقدهایی که سبک «نماهای طولانی»، وابستگی به سنتهای نمایشی و تمرکز بر عواطف را نشانهی محافظهکاری و پیشامدرنبودن او میدانستند. ساتو با رجوع به نمونههایی از فیلمهایی چون مرثیه اوساکا، داستان آخرین گل داوودی و زندگی اوهارو، نشان میدهد که روش «یک صحنه/یک نما» در سینمای میزگوچی نه صرفاً کندی یا زیباییشناسی عتیقهدوستانه، بلکه امتداد سنتهای رقص و نمایش ژاپنی و در عینحال حامل نوعی نگاه مدرن به انسان و رنج است. در ادامهی سینمای کنجی میزگوچی، مقالهی دیوید بوردول «میزگوچی: اسرار تصاویر اعلا» میراث انتقادی و وضعیت دسترسی به فیلمهای او را در غرب مرور میکند و سپس به تحلیل دقیق پیکتوریالیسم خاص میزگوچی میپردازد. بوردول توضیح میدهد که چگونه این کارگردان با ترکیب قابهای مشبک، عمق میدان، برداشتهای بلند و حرکتهای پیچیدهی دوربین، داستان را از دل تغییرات تدریجی تصویر بیرون میکشد؛ بهگونهای که تماشاگر بهجای دنبالکردن اوجهای احساسی آشکار، ناچار میشود به ریزترین جابهجاییها در میزانسن، سایهها، موقعیت بدنها و مسیر نگاهها توجه کند. او نمونههایی از فیلمهایی مانند سانشوی مباشر، عشق سوزان من، پیروزی زنان، مرثیه اوساکا، بانوی موساشینو، ۴۷ رونین، خیابان شرم و زندگی اوهارو را بررسی میکند تا نشان دهد چگونه میزگوچی با پنهانکردن چهرهها، استفاده از حایلها، قاببندیهای چندلایه و امتداد صحنه در یک نما، احساسات شدید را در قالب تصاویری ظاهراً «سرد» و کنترلشده بیان میکند. در بخشهای دیگر کتاب، مقالاتی که در متن حاضر فقط بهطور خلاصه معرفی شدهاند، این خط تحلیلی را ادامه میدهند: از بررسی نقش صدای بنشی و گذار به سینمای ناطق، تا تحلیل همذاتپنداری در فیلمهای متأخر، نسبت سبک با تاریخ و علیت، و بحث دربارهی مدرنیسم، نقطهی دید و آزادی در جهان میزگوچی. در پایان، سه مصاحبهی شخصی با خود میزگوچی امکان مقایسهی خوانشهای منتقدان با گفتههای مستقیم او دربارهی کار، روش و نگاهش به سینما را فراهم میکند.
چرا باید کتاب سینمای کنجی میزگوچی را بخوانیم؟
سینمای کنجی میزگوچی بهعنوان جلدی از مجموعهی «سینماگران» برای کسانی که به تحلیل دقیق سبک و میزانسن علاقه دارند، فرصتی فراهم کرده است تا با یکی از پیچیدهترین زبانهای بصری تاریخ سینما روبهرو شوند. این کتاب نه صرفاً مرور فیلمها، بلکه تلاقی چند سنت انتقادی است: نگاه فرانسویِ برآمده از کایه دو سینما، نقد ژاپنیِ تادائو ساتو و همنسلانش، و رویکرد نئوفرمالیستی دیوید بوردول و کریستین تامپسن. خواننده از خلال این متون میتواند ببیند چگونه یک کارگردان، که زمانی در خود ژاپن به محافظهکاری و پیشامدرنبودن متهم میشد، در نگاه دیگران به هنرمندی بدل شده که برداشت بلند، عمق میدان، حرکت دوربین و ترکیببندی قاب را به سطحی تازه از بیان سینمایی رسانده است. این کتاب همچنین برای کسانی که به نسبت میان سینما و فرهنگ علاقهمندند، نمونهای روشن از پیوند سبک با سنتهای نمایشی، موسیقایی و زیباییشناسی ژاپنی ارائه میکند؛ از رقص و تئاتر نُو و بونراکو تا فرمهای روایی نانیوابوشی. توضیح علاقهبند دربارهی شیوهی آوانگاری واژگان ژاپنی و فیلمشناسی تفصیلی میزگوچی، امکان پیگیری دقیقتر منابع و فیلمها را فراهم کرده است. در کنار اینها، مقالاتی که به موضوعاتی چون مدرنیسم، آزادی، علیت روایی و تصویر زنان در سینمای میزگوچی میپردازند، کتاب را به منبعی مناسب برای پژوهشگران نظریهی فیلم، دانشجویان مطالعات سینما و علاقهمندان به تاریخ نقد سینمایی بدل کردهاند؛ منبعی که هم به جزئیات صحنهها و نماها توجه دارد و هم به فراز و فرودهای شهرت و خوانشهای انتقادی یک فیلمساز در فرهنگهای مختلف.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن سینمای کنجی میزگوچی به دانشجویان و پژوهشگران رشتهی سینما، بهویژه کسانی که بر نظریهی فیلم، میزانسن، روایت و تاریخ نقد متمرکز هستند، پیشنهاد میشود. همچنین به علاقهمندان جدی سینمای ژاپن، دوستداران آثار میزگوچی، اُزو و کوروساوا، و کسانی که در حوزهی نقد فیلم، ترجمهی متون سینمایی یا برنامهریزی نمایش فیلم فعالیت میکنند، میتوان این کتاب را توصیه کرد. برای کسانی که به پیوند میان سبک سینمایی و سنتهای فرهنگی و هنری ژاپن کنجکاو هستند نیز این اثر منبعی مناسب است.
بخشی از کتاب سینمای کنجی میزگوچی
«دشوار است گزارش یک سال و نیم دغدغه و مرارت را در چند کلمه خلاصهکردن، اما همین بس که در سیاهترین ساعات یاد مردی که به سختکوشی و کمالگرایی خللناپذیرش شهره بود، آن شمایل پدر همیشه سختگیرِ گاهی تندخو اما قلباً دلرحم، مایهٔ تسلی خاطر و تمدید قوایم میشد. در بهار ۱۴۰۱ بود که فکر این کتاب در ذهنم نقش بست، هنگامی که به دورهٔ فیلمهای میزُگوچی نشسته بودم. هر قدمی که جلوتر میرفتم سنگینی دِینی را بر شانههایم احساس میکردم که دمبهدم فزونی میگرفت. تا اینکه احساس دِین به تکلیفی بدل شد که میبایست به هر ترتیب ادا شود، بهویژه وقتی در منابع فارسی به جستوجو دربارهٔ میزُگوچی پرداختم و چیزی درخور شأن این سینماگر دورانساز نیافتم. نتیجتاً عزمم را جزم کردم و موضوع را با دوست گرانقدرم، بابک کریمی، دبیر بخش سینمایی نشر خوب، در میان گذاشتم که با روی گشاده پیشنهادم را پذیرفت و در سریعترین زمان ممکن هماهنگیهای لازم را با نشر به انجام رساند و کار آغاز شد. در مرحلهٔ انتخاب متون که حدود دو ماه به طول انجامید، ابتدا بالغ بر سی مقاله از مجلات علمی و تخصصی، هشت کتاب و رسالهٔ دکتری، بیستویک فصل از کتابهای مختلف و پنج وبنوشته را به عنوان جامعهٔ نمونه گرد آوردم. به غیر از اینها، همان ابتدا حضور سه مصاحبهٔ شخصی میزُگوچی، که تنها نمونهها از نوع خودشان به شمار میآیند، در کتاب قطعی شد. یکی از چالشهای این مرحله دسترسی محدود به منابع غیرانگلیسی بود که تلاش کردم با گزینش مطالب ترجمهشده به انگلیسی و مطالبی از نویسندگان غیرانگلیسیزبان این نقیصه را تا حدودی جبران کنم. سپس با مطالعهٔ دقیقتر سعی کردم خطوربطی میان این متنها بیابم. مطابق انتظار، دو موضوع غالب عبارت بودند از: «سبک سینمایی» (به معنای نئوفرمالیستی آن نزد بُردول و تامپسن؛ نگاه کنید به: فصل هشتم) و «زنان». ازآنجاییکه محدودیتهای منطقی نشر و الزامات قالب مجموعهٔ مقاله اجازه نمیداد هر دوی این موضوعات را انتخاب کنم، لاجرم باید دست به گزینش میزدم. پس از مدتی تأمل، سرانجام تصمیم گرفتم محوریت کتاب را بر «سبک» قرار دهم. استدلالم این بود که چنین انتخابی هم با هدف اصلی کتاب، یعنی شناخت «سینما» ی میزُگوچی، هماهنگی بیشتری دارد (کما اینکه به اعتقاد ژاک ریوت برای شناخت میزُگوچی باید اول زبان میزانسن او را فراگرفت؛ نگاه کنید به: فصل دهم) و هم اینکه از دریچهٔ «سبک» میتوان به موضوع «زنان» نیز نگریست، اما حالت عکس آن با دشواریهای بسیاری روبهرو است. نهایتاً بعد از بررسی نهایی به ترکیب فعلی مطالب رسیدم که آنها را به پنج بخش تقسیم کردهام: «مقدمه»، «سبک»، «سبک و روایت»، «سبک و فرهنگ» و «مصاحبهها».
حجم
۲٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۸۴ صفحه
حجم
۲٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۸۴ صفحه