
معرفی کتاب مردن
کتاب مردن (Sterben) نوشته آرتور شنیتسلر و ترجمه علی اصغر حداد داستان رابطهی عاشقانهای است که ناگهان با خبر بیماری لاعلاج یکی از دو نفر زیرورو میشود. نویسنده در این داستان بلند که نشر ماهی آن را منتشر کرده (چاپ یازدهم: ۱۴۰۴)، فضای وینِ آشنا با روانکاوی و اضطرابهای مدرن را به صحنهای برای مواجههی عریان با مرگ و عشق تبدیل کرده است. گفتوگوهای طولانی، کشمکشهای درونی و تغییرات ظریف احساسات، استخوانبندی اصلی این اثر را ساخته است. این داستان بیش از آنکه به مرگ بپردازد، به زندگی در سایهی آگاهی از مرگِ نزدیکشونده نگاه میکند و نشان میدهد این آگاهی چگونه همهچیز، از گردش در پارک تا سفر و مهمانی، را دگرگون میکند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب مردن اثر آرتور شنیتسلر
کتاب مردن یک داستان بلند با نگاه روانکاوانه و موشکافانه و نوشتهی آرتور شنیتسلر است که در آن رابطهی دو عاشق زیر فشار خبر یک بیماری مرگبار قرار گرفته است. فلیکس، جوانی بیمار، از زبان پزشک میشنود که تنها حدود یک سال دیگر زنده میماند و این آگاهی هم خودش و هم ماری (معشوقش) را وارد دورهای طولانی از ترس، امید، انکار و تصمیمهای متناقض میکند. آرتور شنیتسلر در این نوولا، وینِ آشنا با روانکاوی و فضای فکری پایان قرن نوزدهم را پسزمینهی اثر قرار داده و از خلال گفتوگوهای فلیکس با ماری و پزشک به لایههای پنهان ترس از مرگ و میل به زندگی نزدیک شده است.
داستان بلند مردن از وضعیت فلیکس و ماری در وین آغاز میشود، سپس آن دو را در سفر به کوهستان و اقامت کنار دریاچه دنبال میکند و بعد دوباره به شهر و فضای شلوغ سالزبورگ و جشنها میبرد. در هر بخش، تمرکز بر تغییرات ظریف روحی شخصیتهاست؛ از لحظهی اعلام تشخیص پزشکی و واکنشهای اولیه تا دورههای کوتاهِ امید به بهبود و سپس بازگشتِ اضطراب و فکر خودکشی یا جدایی. نویسنده در این کتاب بیش از هر چیز به این سؤال پرداخته است که دانستن زمان تقریبی مرگ، عشق، وفاداری، لذت و حتی اخلاق را چگونه دگرگون میکند و انسان در برابر این آگاهی چه نوع نقشهایی برای خود و دیگری میسازد.
مردن از نخستین نوولاهای آرتور شنیتسلر است که میان فوریه تا ژوئیهی ۱۸۹۲ نوشته شد و نخستینبار در سال ۱۸۹۴ در سه بخش در مجلهی «گردش نوین آلمانی» (Neue Deutsche Rundschau) منتشر شد. این اثر نخستین متن منثور شنیتسلر در قالب کتاب به شمار میآید.
خلاصه داستان مردن
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
فلیکس، جوان اهل وین، درمییابد که به یک بیماری مبتلاست که بهگفتهی پروفسور برنارد، حداکثر یک سال دیگر برایش فرصت زندگی باقی میگذارد. او این خبر را ابتدا از ماری (معشوقش) پنهان میکند، اما زیر فشار تنهایی و هراس، سرانجام در شبی بهاری، حقیقت را با گریه و آشفتگی برای ماری بازگو میکند. از این لحظه رابطهی این دو از یک عشق روزمره به پیوندی در سایهی مرگ تبدیل میشود. فلیکس میان دو میل متضاد سرگردان است؛ از یکسو میخواهد ماری را آزاد بگذارد تا از رنجِ تماشای زوال او در امان بماند و از سوی دیگر نمیتواند از حضور او دل بکند.
سفر به کوهستان و اقامت کنار دریاچه دورهای از آرامش، امید و حتی فراموشی موقت مرگ را برایشان میآورد، اما تبها و کابوسها و بازگشتِ فکر «محکومبهمرگبودن» دوباره همهچیز را تیره میکند. ماری نیز میان وفاداری مطلق، رؤیای مردنِ همزمان با فلیکس و وسوسهی بازگشت به زندگی عادی در نوسان است.
چرا باید کتاب مردن را بخوانیم؟
داستان بلند مردن تصویری بیپرده از یک وضعیت انسانی ارائه کرده است؛ اینکه انسان بداند زمان مرگش نزدیک است؛ درحالیکه هنوز توان لذتبردن، عاشقشدن و تصمیمگرفتن را دارد. این کتاب نشان میدهد آگاهی از مرگ چگونه گفتوگوهای ساده، سفر، حسادت، مهربانی و حتی سکوت را تغییر میدهد و رابطهای عاشقانه را به میدان کشمکش میان امید و یأس تبدیل میکند.
خواندن کتاب مردن را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب از قرن ۲۰ آلمان به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای بلند دربارهی عشق، بیماری، مرگ و کشمکشهای درونی علاقهمند هستند. همچنین این نوولا برای خوانندگانی مناسب است که دوست دارند از خلال یک رابطهی عاشقانه با لایههای روانی ترس، وابستگی و میل به رهایی روبهرو شوند.
درباره آرتور شنیتسلر
آرتور شنیتسلر (Arthur Schnitzler) نویسنده و نمایشنامهنویس برجستهی اتریشی و از مهمترین چهرههای مدرنیسم وین بود که در ۱۵ می ۱۸۶۲ در وین زاده شد و در ۲۱ اکتبر ۱۹۳۱ در همین شهر درگذشت. او فرزند یوهان شنیتسلر (Johann Schnitzler)، پزشک و متخصص حنجره و لوئیزه مارکبرایتر (Luise Markbreiter) بود و در خانوادهای یهودی پرورش یافت. شنیتسلر در دانشگاه وین پزشکی خواند و مدرک دکترای پزشکی را دریافت کرد، اما سرانجام حرفهی پزشکی را رها کرد و به نویسندگی پرداخت.
آثار آرتور شنیتسلر که اغلب به بررسی روانشناسانهی انسان، عشق، مرگ و زندگی بورژوازی وین در آستانهی قرن بیستم میپردازد، بهدلیل پرداختن صریح به مسائل جنسی و همچنین مواضع ضد یهودستیزی او بارها با جنجال، سانسور و ممنوعیت روبهرو شد. از مهمترین آثار او میتوان به نمایشنامههای «آناتول» (Anatol)، «دلدادگی» (Liebelei)، «لا روند» (Reigen)، «پروفسور برنهاردی» (Professor Bernhardi)، «چرخِ فلک» و رمانهای «راهی بهسوی فضای باز» (Der Weg ins Freie) و «ترزه» (Therese) اشاره کرد.
همچنین نوولاهای مشهور «مردن» (Sterben)، «ستوان گوستل» (Leutnant Gustl)، «فرویلاین الزه» (Fräulein Else)، «رؤیانامه» (Traumnovelle) و «گریز به تاریکی» (Flucht in die Finsternis) از شناختهشدهترین آثار آرتور شنیتسلر هستند. این نویسنده از پیشگامان استفاده از شیوهی جریان سیال ذهن در ادبیات آلمانی به شمار میرود و آثارش تأثیر چشمگیری بر ادبیات و روانشناسی مدرن گذاشته است. بسیاری از نوشتههای آرتور شنیتسلر به فیلم و نمایش تبدیل شدهاند و با وجود آنکه در دوران حکومت نازیها آثارش ممنوع و سوزانده شد، امروزه از او بهعنوان یکی از مهمترین نویسندگان ادبیات اتریش یاد میشود.
جوایز و افتخارات نویسنده
آرتور شنیتسلر (Arthur Schnitzler) در طول زندگی خود چندین جایزه و افتخار ادبی دریافت کرد. از مهمترین آنها میتوان به جایزهی بائرنفلد (Bauernfeld Prize) در سال ۱۸۹۹ و بار دیگر در سال ۱۹۰۳ برای کتاب «ساعات زنده» (Lebendige Stunden)، جایزهی فرانتس گریلپارتسر (Franz Grillparzer Prize) در سال ۱۹۰۸ برای نمایشنامهی «میانپرده» (Zwischenspiel)، جایزهی رایموند (Raimund Prize) در سال ۱۹۱۴ برای نمایشنامهی «مداردوس جوان» (Der junge Medardus)، جایزهی تئاتر مردمی وین (Wiener Volkstheater Prize) در سال ۱۹۲۰ برای نمایشنامهی «پروفسور برنهاردی» (Professor Bernhardi) و حلقهی افتخار بورگتئاتر (Burgtheater Ring) در سال ۱۹۲۶ میلادی اشاره کرد. همچنین آرتور شنیتسلر از سال ۱۹۲۶ تا ۱۹۳۱ عضو آکادمی هنر پروس (Prussian Academy of Arts) در برلین بود. پس از درگذشت او یادبودها و بزرگداشتهای متعددی برایش برگزار شد؛ ازجمله انتشار تمبر یادبود به مناسبت صدوبیستوپنجمین سالگرد تولدش، اختصاص سکهی یادبود در اتریش و نامگذاری مکانها و جوایز ادبی به نام او.
اقتباسها از کتاب مردن
در سال ۱۹۷۱ اقتباسی تلویزیونی از کتاب مردن با کارگردانی پیتر بووه (Peter Beauvais) برای شبکهی ZDF ساخته شد.
درباره علی اصغر حداد
علی اصغر حداد، متولد ۲۴ اسفند ۱۳۲۹ در قزوین، از مترجمان برجسته و باسابقهی ایران است که بیش از هر چیز بهواسطهی ترجمه آثار نویسندگان آلمانی و آلمانیزبان شناخته میشود. او دوران کودکی و سالهای نخست تحصیل خود را در قزوین گذراند و در دورهی نوجوانی همراه با خانواده به تهران مهاجرت کرد. علاقهی عمیق او به ادبیات، شعر و رمان از همان سالهای مدرسه شکل گرفت؛ چنانکه خود از دلبستگیاش به اشعار نیما یوشیج، آثار مولانا و رمانهایی چون «جنگ و صلح» و «ژان کریستف» یاد کرده است. همین علاقهها سبب شد که از فضای آموزشی رسمی فاصله بگیرد؛ هرچند بعدها تحصیلات متوسطه را به پایان رساند و پس از گذراندن خدمت سربازی راهی آلمان شد.
حداد در برلین غربی در رشتهی جامعهشناسی با گرایش کشورهای در حال توسعه تا مقطع کارشناسیارشد تحصیل کرد و پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۵۹ به تدریس زبان آلمانی و ترجمهی متون ادبی پرداخت. او در طول سالهای فعالیت خود سهم مهمی در معرفی ادبیات آلمانیزبان به خوانندگان فارسیزبان داشته و آثار بسیاری از نویسندگان بزرگ جهان را به پارسی برگردانده است. ازجمله شناختهشدهترین ترجمههای او میتوان به «محاکمه» اثر فرانتس کافکا، «قصر» اثر فرانتس کافکا، «آمریکا: مفقودالاثر» اثر فرانتس کافکا، «مسخ و داستانهای دیگر» اثر فرانتس کافکا، «داستانهای کوتاه کافکا»، «اشتیلر» اثر ماکس فریش، «بودنبروکها (زوال یک خاندان)» اثر توماس مان، «یعقوب کذاب» اثر یورک بکر، «اهانت به تماشاگر» اثر پتر هانتکه و «بازی در سپیدهدم و رؤیا» اثر آرتور شنیتسلر اشاره کرد.
افزون بر اینها ترجمهی آثاری چون «برلین، الکساندرپلاتس»، «سوی دیگر»، «دستیار»، «خوابگردها»، «رنجهای وِرتر جوان»، «جشن تولد بوریس»، «کاسپار»، «کلاین و واگنر» و «خانم بیاته و پسرش» نیز در کارنامهی ادبی علی اصغر حداد دیده میشود. او با تکیه بر دانش عمیق زبان و فرهنگ آلمانی و سالها تجربه در حوزهی ترجمهی ادبی، نقش مهمی در آشنایی مخاطبان ایرانی با آثار نویسندگان بزرگی چون فرانتس کافکا، توماس مان، هرمان هسه، آرتور شنیتسلر، آلفرد دوبلین، گونتر گراس و پتر هانتکه ایفا کرده است. نام او در میان تأثیرگذارترین مترجمان ادبیات آلمانی در ایران جایگاهی ویژه دارد.
علی اصغر حداد بالاترین نشان افتخار فرهنگی کشور اتریش را در سال ۱۳۹۷ دریافت کرد. همچنین او همراه با محمدرضا ترکتتاری در سال ۱۳۹۹ برگزیدگان چهارمین دورهی جایزهی ابوالحسن نجفی شدند.
بخشی از کتاب مردن
«تصمیمی که سرانجام گرفته بود، برایش آرامش به بار آورد. روزهای بعد وقتی با ماری در خیابان قدم میزد و هرازگاه میدید نگاه تحسینآمیز مردی او را نشانه گرفته است، لبخندی زیرکانه گوشهٔ لبش نقش میبست. گاهی که به درشکهسواری میرفتند، یا وقتی شبها در باغ مینشستند و موقع خواب، وقتی او را تنگ در آغوش میگرفت، با غروری که هرگز در خود سراغ نداشت، احساس مالکیت میکرد. فقط گاهی یک چیز آزارش میداد، و آن اینکه مبادا ماری حاضر نشود داوطلبانه همراهیاش کند. ولی با توجه به برخی قراین حس میکرد حتی در این زمینه هم کارش موفقیتآمیز خواهد بود. ماری دیگر جرئت نداشت در برابر میل پرشور او مقاومت کند و هرگز به اندازهٔ چند شب گذشته عاشقانه تسلیم او نبود. فلیکس با شور و شعف آمدن لحظهای را میدید که سرانجام میتوانست جرئت کند و به ماری بگوید: «امروز میمیریم.» اما آن لحظه را مدام به عقب میانداخت. گاهی تصویری پر از رنگهای رمانتیک پیش چشمش میآمد: اینکه چطور دشنه را در سینهٔ او فرو میکند و ماری چطور در آخرین نفس دست محبوب خود را میبوسد. فلیکس مدام از خود میپرسید، آیا ماری آماده شده است؟ ولی ناگزیر دچار شک میشد.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب مردن و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب | مردن |
|---|---|
| عنوان در زبان مبدأ | Sterben |
| موضوع | رمان، داستان خارجی، عاشقانه |
| نویسنده | آرتور شنیتسلر |
| مترجم | علی اصغر حداد |
| انتشارات | نشر ماهی |
| سال انتشار نسخه فیزیکی | ۱۳۹۶/۰۴/۰۹ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| حجم فایل کتاب | ۰.۹۳ مگابایت |
| شابک | ۹۷۸۹۶۴۲۰۹۳۰۰۷ |
| تعداد صفحهها | ۱۴۲ صفحه |
| قیمت کتاب | ۸۰۰۰۰ تومان |
| برچسب | باشگاه کتابخوانی ازتا |
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
(۸-۱۳-[۱۹۰]) اگر می دونستیم چه وقت میمیریم، پیش آگاهی از این مسئله باعث ایجاد دلهره و بر هم خوردن نظم زندگی می شد. داستانِ این کتاب در مورد ترس های وجودی و چگونگی رویارویی انسان با تنهاییِ دمِ مرگه؛ تلاش هایی...بیشتر
داستان درباره ی مرد جوان بیماری ست که امیدی به زندگی ندارد و در انظار مرگ نشسته است. کلیات داستان درباره ی رویارویی انسان با مرگ و سختی گذشتن از عشق ها و تعلقاتش از دنیاست. برای من بسیار تلخ...بیشتر
-روانشناسی مرگ و انزوا شنیتسلر که خود پزشک و روانپزشک بود، بهخوبی توانسته اضطراب وجودی و حس زوال روانی و جسمی را به تصویر بکشد. او از نگاهی مشابه فروید بهره میگیرد و ترس از مرگ را نه فقط بهعنوان پایان...بیشتر
این کتابو واقعا دوست داشتم و تو حین خوندش چقدر احساس کردم تو وایبِ کتابِ شاهکارِ " شبهایروشن" هستش:) فکر میکنم تو اینجور کتابا یه فضای هنری و ادبی خاصی قالبه که آدمو بدجور درگیر خودش میکنه و تو قلبت جا...بیشتر
اصلا جذبم نکرد،داستان یکنواخت بود فقط دلت میخواد تموم شه.
داستان درمورد مردیه که باید با مرگ روبهرو بشه ولی به نوعی دلش نمیخواد. دوستان کتاب بیشتر نشون میده آدم در مواجه با مرگ میتونه چیکارا بکنه یا چجوری باید از بعضی چیزا به سختی دل بکنه و درنهایت باهاش روبهرو...بیشتر
خوب
داستان روند بسیار کند و کسالت باری داشت. روایت سادهای از شروع بیماری تا پایان زندگی فرد و تغییرات جسمانی و تغییر در طرز تفکر که برای خود بیمار و همراهش طی یک سال به وجود میاد. اینکه طی یک...بیشتر
بلاتکلیف ترین و بدترین داستان ممکن حس میکردم دفترچه خاطرات یه دختر بچه ی نوجون را دارم میخونم که افکار مغشوش را نوشته. اینم بگم مترجم مشکلی نداره ، من از ترجمه های جناب حداد زیاد خوندم و اصلا مشکلی احساس نمیشه...بیشتر
من را غافلگیر کرد در آخر
خط داستانی بسیار مستقیم و کسالت آور بود.
یک شاهکار به تمام معنا. روایتی که تا آخر شما را میخکوب خودش میکند