دانلود و خرید کتاب گوشت لطیف است آگوستینا بازتریکا ترجمه سمانه تیموریان
تصویر جلد کتاب گوشت لطیف استsubscriptionAvailable

کتاب گوشت لطیف است

نوع کتاب
۳.۶(از ۵۳ امتیاز)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب گوشت لطیف است

کتاب گوشت لطیف است نوشتهٔ آگوستینا بازتریکا و ترجمهٔ سمانه تیموریان است. نشر روزگار این رمان ترسناک آرژانتینی را روانهٔ بازار کرده است.

درباره کتاب گوشت لطیف است

اگر همه گوشت انسان می‌خوردند، شما نیز می‌خوردید؟ این پرسشی است که این اثر با آن آغاز شده است. کتاب گوشت لطیف است (مناقصهٔ گوشت)، از ترسناک‌ترین رمان‌‎های سال ۲۰۲۰ میلادی به انتخاب گودریدز (Goodreads)، رمان تحسین‌شدهٔ نیویورک تایمز و برندهٔ جایزهٔ «پرمیو کلارین»ِ رمان در آرژانتین بوده است. این اثر حاوی رمانی دیستوپیایی از نویسنده‌ای آرژانتینی به نام آگوستینا بازتریکا است که در اصل به زبان اسپانیایی نوشته شده و «سارا موزس» آن را ترجمه کرده است. «گوشت لطیف است» جامعه‌ای را به تصویر می‌کشد که در آن یک ویروس، تمام گوشت حیوانات را آلوده کرده است. به‌دلیل کمبود گوشت حیوانات، آدم‌خواری قانونی می‌شود. شخصیتی به نام «مارکوس» که یک تأمین‌کنندهٔ گوشت انسان است، با این جامعهٔ جدید درگیر شده و به‌خاطر ضررهای شخصی خود شکنجه می‌شود. مارکوس که در کارخانهٔ فرآوری محلی کار می‌کند، به کشتار انسان‌ها می‌پردازد؛ اگرچه دیگر کسی آن‌ها را چنین نمی‌نامد. همسر مارکوس او را ترک کرده است، پدرش در حال غرق‌شدن در زوال عقل است و مارکوس می‌کوشد زیاد به این فکر نکند که برای امرارمعاش باید چه کند. یک روز به این شخصیت یک هدیه داده می‌شد؛ یک نمونهٔ زنده با بهترین کیفیت. این هدیه در واقع چیست؟ از طرف چه کسی است؟ چرا به مارکوس داده می‌شود؟ این رمان را بخوانید تا بدانید.

خواندن کتاب گوشت لطیف است را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی معاصر آرژانتین، قالب رمان ترسناک و علاقه‌مندان به کتاب‌های آگوستینا بازتریکا پیشنهاد می‌کنیم.

ورود به بازار کتاب ایران

این کتاب ابتدا در ایران با ترجمه‌ی سمانه تیموریان، با عنوان «گوشت لطیف است» و عنوان فرعی «مناقصه‌ی گوشت» در سال ۱۴۰۰ توسط نشر روزگار منتشر شد و نشر چشمه چاپ نخست کتاب لاشه‌ی لطیف را در سال ۱۴۰۲ با ترجمه‌ی سحر قدیمی روانه‌ی بازار کرد.

درباره آگوستینا باستریکا

آگوستینا باستریکا متولد ۱۹۷۴ در بوئنوس‌آیرس، از دانشکده هنرهای زیبا فارغ‌التحصیل شد. او نویسندگی را با نوشتن داستان‌های کوتاه شروع کرد و با نوشتن لاشه‌ی لطیف در سال ۲۰۱۷ به شهرت رسید. این رمان که برنده جایزه ادبیات داستانی کلارین است به بیش از سی زبان ترجمه شده است. تازه‌ترین اثر او، مجموعه داستان نوزده پنجه و یک پرنده سیاه در سال ۲۰۲۳ منتشر شد. وی در حال حاضر در بوئنوس‌آیرس زندگی می‌کند و در برگزاری کلاس‌های نویسندگی و نمایشگاه‌های نقاشی فعالیت دارد.» رمان لاشه‌ی لطیف ابتدا در سال ۲۰۱۷ به زبان اسپانیایی نوشته شد و سارا موزس در سال ۲۰۲۰ آن را به انگلیسی ترجمه کرده است.

درباره زندگی و آثار آگوستینا بازتریکا را در صفحه خود نویسنده می‌توانید بخوانید.

بخشی از کتاب گوشت لطیف است

«باید برود، اما می‌خواهد اول با یاس کمی چای بنوشد. آب روی اجاق گاز به جوش آمده است. خیلی طول کشید تا او را با مفهوم آتش آشنا کند، با خطرات و کاربردهایش. هرگاه اجاق را روشن می‌کرد، او به سمت دیگر خانه می‌دوید. سپس ترس‌اش تبدیل به حیرت شد. بعد فقط می‌خواست شعله‌های سفید و آبی رنگ را که گاهی زرد می‌شدند و به نظر می‌آمد می‌رقصند و زنده‌اند، لمس کند. شعله‌ها را لمس کرد تا اینکه دستش سوخت و بعد سریع با وحشت دستش را عقب کشید. انگشتانش را مکید، کمی عقب رفت، اما بعد نزدیک شد و دوباره و دوباره این کار را انجام داد. به تدریج، آتش بخشی از زندگی روزانه او شد، هویت جدیدش.

آخرین جرعه‌اش را که می‌نوشد، پیشانی او را می‌بوسد و مثل هر روز او را به سمت اتاقی که باید آنجا بماند و درش قفل شود هدایت می‌کند. درِ جلوئی را قفل می‌کند و سوار اتومبیل می‌شود. او خودش را با تماشای تلویزیونی که تژو روی دیوار نصب کرده سرگرم می‌کند، گاهی می‌خوابد، با مداد شمعی‌هایی که برایش گذاشته نقاشی می‌کشد، غذایی که برایش پخته را می‌خورد، و صفحات کتاب‌هایی را که چیزی از آنها نمی‌فهمد ورق می‌زند. آرزو می‌کند کاش می‌توانست به او خواندن بیاموزد، اما وقتی نمی‌تواند حرف بزند و هرگز بخشی از جامعه‌ای که او را فقط محصولی خوردنی می‌انگارد نخواهد بود، فایده‌اش چیست؟ داغ بزرگ واضح و فناناپذیرِ روی پیشانی‌اش، تژو را مجبور کرده او را در خانه حبس کند.

با سرعت به سمت کارخانه می‌راند. می‌خواهد کارهای لازم را انجام دهد و زود به خانه برگردد. اما تلفن‌اش زنگ می‌زند. سیسیلیاست. ماشین را کنار می‌زند. این اواخر بیشتر زنگ می‌زند. می‌ترسد که مبادا بخواهد به خانه برگردد. به هیچ عنوان نمی‌تواند به او بگوید چه اتفاقی افتاده است. سیسیلیا درک نمی‌کند. تژو سعی دارد از او فاصله بگیرد و همین کار را بدتر می‌کند. سیسیلیا بی‌قراری او را حس کرده، می‌بیند که اندوه او از چیز دیگری‌ست. می‌گوید: «عوض شدی»؛ «چهره‌ات تغییر کرده»؛ «چرا اون روز گوشی رو برنداشتی، این‌قدر سرت شلوغه؟»؛ «تقریباً منو فراموش کردی، ما رو.» کلمه "ما" که سیسیلیا به آن اشاره کرد، فقط محدود به آن دو نفر نمی‌شود، لئو را هم در برمی‌گیرد، اما بلند ادا کردنش ظالمانه است.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب گوشت لطیف است و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:گوشت لطیف است
عنوان انگلیسی:Tender is the flesh: a novel
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:آگوستینا بازتریکا
مترجم:سمانه تیموریان
انتشارات:نشر روزگار
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۲/۰۷/۰۵
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۲۴.۴۹ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۲۲۲۳۳۱۴۶۷
تعداد صفحه‌ها:۲۲۴ صفحه
قیمت کتاب:۵۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Yeah_see
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۳/۰۵

نویسنده تصمیم گرفت دقیقا تو صفحه‌ی آخر مغزمو منفجر کنه...

۰
Fatemeh Rezvani
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۷/۲۹

ویروسی ناشناخته حیوانات را آلوده کرده که دیگر قابل استفاده و خوردن نیستند پس آنها را معدوم می کنند اکنون انسان ها با کمبود گوشت مواجه شده اند پس عده ای، انسانها ی دیگر را چون حیوانات پروار و سلاخی و...بیشتر

۰
pournejad
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۸

سرتاسر کتاب مملو از هیجان و ترس و شکستن تابوهای اجتماعی و فرهنگی انسانهاست که به طرز عجیبی حس کنجکاوی رو در شما تحریک میکنه بعد از خواندن هر فصل با انزجار خوندن رو به امیدی ادامه میدین که سرانجام...بیشتر

۰
yazdaan
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۵

خیلییی خوب بود انگار داشتم فیلم سینمایی میدیدم. تصویر سازیش عالی بود یه کتاب به شدت دارک و سیاه با تم اخرالزمانی.

۰
محمدحسین
۱۴۰۳/۰۵/۰۲

واقعا کتاب هولناکی هستش که فضای به شدت بی رحمانه ای داره. تاریک ترین جنبه کتاب اینه که تا حد زیادی به دنیایی که توش زندگی می کنیم شباهت داره، دنیایی که توش انسانیت مرده(مثل دنیای ما) و انسان ها حاضرند...بیشتر

۰
mohamad28
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۰۱

کتابی در زمانی که همه چیز وحشتناک است .

۰
ali fattahi
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۳/۲۲

موضوع بدیع وتازه ای دارد. ترجمه هم خوب وروان بود اما پایان آن غیر قابل تصور بود وحتی بنظرم پایان داستان با متن داستان هماهنگ و در یک راستا نبود.مورد دیگر کتاب توصیف صحنه هایی بود که مجوز گرفتن کتاب...بیشتر

۱
ShabeAbi
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۲

یکی از سیاه ترین و ترسناکترین ایده هایی که یک نویسنده میتونه بنویسه .هرچند نمونه ای ازش تو اپستین اتفاق افتاد..

۰
elham rz
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۰۹

کتاب جالبی بود. من این ترجمه رو با ترجمه ی نشر چشمه مقایسه کردم و بنظرم این بهتر و دقیقتره. تنها مشکلش اینه که بعد از خوندنش دیگه نمیتونین مثل قبل گوشت بخورین :)))

۰
Sana
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۷

صفحه پایانی... واقعا غیر منتظره بود. در طی کتاب این توهم ایجاد میشه که ما همه چیز رو در مورد تژو می‌دونیم‌. هر حسی که داره... اما در اون صفحات پایانی همه چیز به یک ابهام خاصی در مورد تژو...بیشتر

۰
کاربر 9012126
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۶

نویسنده در لحظه اخر کل رمان رو‌ زیر سوال برد... .

۰
کاربر 7069911
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۱۰/۰۳

من این کتاب و نخوندم اما میخوام بگیرمش میگم کسانی که خوندن خوب هست کتابش آخرش خوب تموم میشه یا بد؟

۰
chany1992
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۹/۱۹

موضوع جالب بود اما جای کار بیشتری داشت. حقیقتا توصیفات بیش از حدی داشت، تلاش شده بود که دوباره و دوباره چهره تاریک و خوی وحشی گرایانه انسان رو به تصویر بکشه، اوایل خوب بود اما از میانه به بعد...بیشتر

۰
کاربر 12013956
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۲/۲۶

پایان کتاب واقعا غیر منتظره بود یه جاهایی خسته کننده میشد مخصوصا قسمت های مربوط به باغ وحش ولی داستان جالبه اگه به داستان های آخرالزمانی علاقه دارین پیشنهاد میکنم تصویر سازی خوبی هم داشت ولی مناسب همه نیست اگه...بیشتر

۰
ملیکا بنی‌هاشمی
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۱۸

جزئیات نه به اون اندازه بود که بشه مضامین پشتشون رو درست تحلیل کرد و نه آن قدر خلاصه و کلی بود که وقت هدر ندهد. می‌تونست خیلی بهتر باشه ولی نویسنده بیشتر به بعد ترساندن مخاطب توجه کرده بود...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

Hasti
۱۴
سعی کرد از خدا متنفر شود، اما او به خدا اعتقاد ندارد. سعی کرد از تمام بشریت به خاطر اینکه این‌قدر شکننده و فانی است متنفر شود، اما نتوانست، زیرا تنفر از همه، مشابه تنفر از هیچ‌کس است
sayna
۹
انسان می‌تواند به همه‌چیز عادت کند، جز مرگ یک کودک
sayna
۹
«گذشته از این‌ها، از زمان شروع آفرینش داریم همدیگه رو می‌خوریم. اگه به‌طور نمادین نخوریم، بعداً به شکل واقعی همدیگه رو می‌دریم. تحول باعث شد ریاکاری بشر کمتر بشه.»
Mostafa F
۹
بسیار زیباست، اما زیبایی‌اش بی‌فایده است. زیبایی باعث بهتر شدن مزه‌اش نمی‌شود.
amir
۹
و چطور خدایی را بپرستد که اجازه می‌دهد چنین فجایعی رخ دهد.
Bahar
۸
با صدائی موزون قرائت می‌کند و با اعتقادی راسخ چنین می‌گوید: «بشر عامل تمام شرارت‌های دنیوی‌ست. ما خودمان ویروس هستیم.»
Dianall
۷
اما همین رنج است که او را سرپا نگه داشته است. بدون اندوه، چیزی برایش باقی نمی‌ماند.
Mostafa F
۴
تژو آرزو می‌کند که ای کاش می‌شد به خاطرمرگ فرزندش از کسی متنفر باشد. برای مرگ ناگهانی، چه کسی را می‌شود سرزنش کرد. سعی کرد از خدا متنفر شود، اما او به خدا اعتقاد ندارد.
Nanas
۴
تنفر از همه، مشابه تنفر از هیچ‌کس است.
Nanas
۳
گرچه گریه نکرد، اما اشک‌هایش همان‌جا بودند، پشت کلماتی که نمی‌توانست به زبان بیاورد.