معرفی و دانلود کتاب صبح خاکستری + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب صبح خاکستری
off
٪۷۰

کتاب صبح خاکستری

نوع کتاب
۳.۹ امتیاز(از ۹۴ رأی)
پدیدآورندگان: 
اوسامو دازای، آزاده سلحشور
انتشارات: 
نشر نیماژ
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب صبح خاکستری

کتاب صبح خاکستری نوشتهٔ اوسامو دازای (توشیما شوجی) و ترجمهٔ آزاده سلحشور است. نشر نیماژ این رمان ژاپنی را (از مجموعهٔ کتاب‌های جیبی مینیماژ) روانهٔ بازار کرده است.

درباره کتاب صبح خاکستری

کتاب صبح خاکستری حاوی یک رمان ژاپنی است که برای اولین‌بار اوسامو دازای را به نخبگان ادبی ژاپن پس از جنگ سوق داد. این نویسنده به‌دلیل استفادهٔ کنایه‌آمیز و مبتکرانهٔ خود از زبان، شهرت یافت. رمان «صبح خاکستری» روایتگر افکار و احساسات روزمرهٔ دختر نوجوانی است در ژاپنِ پس از جنگ. در این اثر، دازای احساسات سرکش، طبیعت بی‌ثبات و تغییرات سریع میان شرمندگی و حس حقارت تا خشم سرکوب‌شده را در دختری نوجوان بسیارماهرانه به تصویر می‌کشد. هم واکنش‌های این دختر نوجوان را به رویدادهای اطرافش می‌کاود و هم آنچه را در ذهن و روح او در جریان است. فشارهای جامعهٔ سنتی ژاپن برای قرارگرفتن در چارچوب‌های از پیش‌ تعیین‌شده و دست‌وپاگیر و توقع این جامعهٔ بسته از دختری نوجوان برای اینکه همواره دختر خوبی باشد، به‌خوبی در این رمان نشان داده شده است.

خواندن کتاب صبح خاکستری را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی قرن ۲۰ ژاپن و قالب رمان پیشنهاد می‌کنیم.

درباره اوسامو دازای

اوسامو دازای (Osamu Dazai) با نام اصلی «توشیما شوجی» در سال ۱۹۰۹ به دنیا آمد و در ۱۹۴۸ درگذشت. وقتی نویسندهٔ موردعلاقهٔ او، «ریونوسکه آکوتاگاوا» در سال ۱۹۲۷ خودکشی کرد، زندگی اوسامو دازای به‌کلی تغییر کرد؛ از آن پس نسبت به تحصیل خود کاملاً بی‌اعتنا شد و تمام مقرری ماهیانه‌اش را صرف خرید لباس‌های شیک، الکل و روسپی‌ها می‌کرد و جذب گروه‌های مارکسیستی شد که در آن زمان به‌شدت از سوی دولت سرکوب می‌شدند. بارها در نوشته‌های اولیه‌اش، از متولدشدن در یک طبقهٔ اجتماعی خاص ابراز گناه و عذاب‌وجدان می‌کرد. روز دهم دسامبر ۱۹۲۹ و درست شب قبل‌ از امتحانات آخر سال تحصیلی، با خوردن تعداد زیادی قرص خواب دست به خودکشی زد که البته موفق نشد و زنده ماند و یک سال بعد فارغ‌التحصیل شد. در رشتهٔ ادبیات زبان فرانسه در دانشگاه سلطنتی توکیو ثبت‌نام کرد، ولی بلافاصله ترک‌تحصیل و با یک گیشا (زنی ژاپنی که برای سرگرم‌کردن مردان تربیت می‌شود) فرار کرد. برای اولین‌بار در داستان کوتاهی به نام «قطار» (۱۹۳۳) نام «اوسامو دازای» را برای خود برگزید؛ اولین تجربهٔ او در سبک زندگی‌نامهٔ خودنوشت به‌روایت اول‌شخص که بعدها به علامت مشخصهٔ نوشته‌هایش بدل شد. در سال ۱۹۳۵، وقتی نه توانست تحصیلاتش را به اتمام برساند و نه در روزنامهٔ توکیو شغلی دست‌وپا کند، داستان «سال‌های پایانی» را به پایان رساند؛ سپس خود را حلق‌آویز کرد که البته باز هم ناموفق بود. او در اکتبر ۱۹۳۶ در بیمارستان روانی بستری شد. بین سال‌های ۱۹۳۰ تا ۱۹۴۰، اوسامو دازای رمان‌ها و داستان‌های بسیار ماهرانه‌ای نوشت که همگی به‌نوعی زندگی‌نامهٔ خودنوشت بود. اولین داستانش به نام «گیوفوکوکی» (۱۹۳۳)، داستان خیالی ترسناکی درمورد خودکشی است. سایر داستان‌های او در این دوران عبارتند از «گل‌های مسخرگی» (۱۹۳۵)، «خلاف جریان» (۱۹۳۵)، «خدای بیهودگی» (۱۹۳۶)، «مجموعه سال‌های افول» (۱۹۳۶) و «صبح خاکستری» (۱۹۳۹) که همگی نشان‌دهندهٔ روح تنها و عیاش دازای هستند. دستهٔ دیگری از آثار این نویسنده که تعدادی از داستان‌های قدیم ژاپن در آن روایت شده عبارت است از «وزیرِ سانه تومو» (۱۹۴۳)، «سوگارو» (۱۹۴۴)، «جعبهٔ پاندورا» (۱۹۴۶ - ۱۹۴۵) و «قصهٔ شاه پریون» (۱۹۴۵). بهترین اثر دازای را «خورشید رو به غروب» (۱۹۴۷) دانسته‌اند. این اثر او را به اوج قله‌های شهرت رساند.

بخشی از کتاب صبح خاکستری

«بعد، برای شستن لباس‌ها به حمام رفتم. اخیراً عادت عجیبی پیدا کرده‌ام که نزدیک نیمه‌شب شروع به شستن لباس‌ها می‌کنم. به‌نظرم حیف است آدم نور روز را صرف شست‌وشو و آب‌کشی کند، اما فکر می‌کنم شاید هم برعکس باشد. از پنجره ماه را می‌دیدم. همان‌طور که دولا شده بودم و لباس‌ها را چنگ می‌زدم، به ماه لبخند زدم. ماه وانمود می‌کرد مرا نمی‌بیند. درست در همان لحظه متقاعد شدم که جایی دیگر، دختر غمگین و رقت‌انگیز دیگری هم مشغول شست‌وشو بود و دقیقاً به همین ماه لبخند می‌زد. قطعاً داشت لبخند می‌زد. آنجا، درست همان‌جا؛ دختری رنج‌دیده که شب، دیروقت، کنار درِ پشتی خانه‌ای نوک کوه در روستایی دورافتاده، مشغول شست‌وشو بود. و آنجا در خیابان‌های پشتی پاریس، در راهروی یک آپارتمان بیغوله، دختری درست هم‌سن من یواشکی لباس‌هایش را می‌شست و دقیقاً به همین ماه لبخند می‌زد. کوچک‌ترین شکی نداشتم. در ذهنم، با رنگ‌های روشن و زنده، آن‌قدر واضح می‌دیدمش که انگار با تلسکوپ نگاهش می‌کردم. هیچ‌کس در جهان رنج ما را درک نمی‌کرد. ممکن است وقتی که بزرگ شدیم، البته زودتر از موعد، به پشت‌سر نگاه کنیم و این رنج و تنهایی به‌نظرمان خنده‌دار بیاید ـ چیزی بسیارعادی ـ اما... اما چطور از ما انتظار می‌رفت تا زمان بزرگ‌شدنمان از عهدهٔ این دورهٔ بی‌پایان برآییم و آن را به‌پایان برسانیم؟ کسی نبود که راه‌ورسمش را به ما یاد بدهد.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب صبح خاکستری و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابصبح خاکستری
عنوان انگلیسیSchoolgirl
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندهاوسامو دازای
مترجمآزاده سلحشور
انتشاراتنشر نیماژ
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۱/۰۴/۰۹
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۳ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۳۶۷۸۶۴۴
تعداد صفحه‌ها۸۰ صفحه
قیمت کتاب۲۴۰۰۰ تومان
برچسبمجموعه کتاب‌های جیبی مینیماژ

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

𝑻𝒂𝒎𝒊𝒍𝒂
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۵/۲۵

اگه بخوای موضوع کتاب و بگی خیلی سادست: افکار یک دختر نوجوون ژاپنی توی یک روز. ولی اگه بخوای از محتوا و عالی بودنش بگی نمیتونی، چون قلم نویسنده انقدر خاص و منحصر به فرده که کلمه ای برای توصیفش...بیشتر

۲
کاربر ۳۰۷۸۰۲۳
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۰/۲۲

درخشان.. مثل تراپی بود خوندنش ☆

۱
motohiro_nott
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۸/۲۰

این نوشته، زندگی یک دختر و زیست زنانه‌ی اوست. اوسامو دازای، به عنوان یه مرد، چنان زیست زنانه‌ی یک دختر نوجوان را شفاف به تصویر کشیده که اگر او را نشناسید محال است حدس بزنید که او یک مرد است. یک مرد...بیشتر

۰
Artemis
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۵/۲۷

کتابای دازای اوسامو جوری ان که همیشه وسوسه میشم بخونمشون، اما خب اگه زیاد غرق کتاباش بشین حس غم بهتون دست میده..

۰
F . M
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۹/۱۱

صبح خاکستری کتابیه که افکار و احساسات چند روز یه دختر نوجوون رو با زیبایی تمام به تصوریر می کشه ... خوندن این کتاب چیزی به من اضافه نکرد اما در دوره خوندمش که کامل باهاش همزاد پنداری کردمو احساس...بیشتر

۰
ᶜʳᶻ
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۶

این اولین کتابیه که از دازای خوندم و بله، آخرینش نخواهد‌بود. احتمالاً ادامه دادن به این مسیر مثل یه سواری تند و وحشیانه و البته مستعد سقوط باشه. دازای برای من خیلی خیلی شبیه به صادق هدایته؛ هم سبک زندگیش...بیشتر

۰
خودِ خودِ سِوِروس اِسنیپ
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۵/۰۱

مترجم با صلاحدید خودش اسم‌کتاب رو عوض کرده 😐😐 عجب 👎🏾👎🏾👎🏾

۰
در جستوجوی قلم از دست رفته
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۰/۱۰

کوتاه بود اما عمیق واقعا حیرت اوره که چطور نویسنده تونسته خودشو جای اون دختر دبیرستانی بزاره و به طور عمقی به مشکلات اون دختر بپردازه

۰
maryrad
۱۴۰۳/۰۹/۰۷

تنها ضعف کتاب مقدمه طولانی مترجمه. جای اینکه درست بگه چرا اسم کتاب عوض کرده . بدون گفتن علت که بی احترامی به محاطبه فقط نوشته صلاحدید مترجم.

۰
ملیحه میقانی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۱/۱۵

کتاب تفکرات و درگیری‌های درونی ذهن یک دختر نوجوان را به خوبی تصویر می‌کند. تردید میان خوب بودن و خودت بودن. مرز باریک میان احترام به نظر دیگران و چاپلوسی کردن. ترجمه روان و دلنشین بر جذابیت اثر می‌افزاید.

۰
Mohammad hossien
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۹/۲۱

با خوندن یک صفحه عاشقش شدم ، به بهترین شکل نشخوار فکری یک دختر نوجوون رو به تصویر کشیده ، پیشنهاد میدم تمام دختران نوجوون و جوون بخوننش و تمام کسایی که درگیر نشخوار فکری و یا بچه نوجوون دارن...بیشتر

۰
Mehr
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۱۶

مختصر و مفید، بدون کش دادن‌های الکی و اضافه‌کاری. حس و حالی که نویسنده می‌خواست تمام و کمال به منِ خواننده منتقل شد. اون نوسان اخلاقی و رفتاریِ بین صفر و صد شخصیت نوجوون ما، اون سینوسی بودن حال روحی...بیشتر

۰
Toska
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۹/۲۳

از نظر من والاترین کتاب این نویسنده شایو هستنش و خب صبح خاکستری به نسبت کتاب سبک تر و ملایم تر از بقیه کتاباشه ولی این اثرشو از همشون بیشتر دوست دارم بند بند کتابو با پوست و گوشت و خونم...بیشتر

۰
Mahan_moon
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۴/۱۲

من این کتاب رو از طاقچه نخوندم با ترجمه خانوم سلحشور خواندم و عالی بود به جز جمله پایانی که شاید معروف ترین جمله کتاب باشه I'm not a school girl any more ولی خب در ترجمه ایشون این جمله...بیشتر

۰
خانم دکتر کتابخون
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۶

صبح خاکستری کتابی راجب افکار یک روزِ دختر نوجوونی هستش، اوسامو دازای به عنوان یک مرد به خوبی تونسته افکار و مشکلات یک دختر رو به خوبی روی کاغذ به زبون بیاره و این نشان از حرفه‌ای بودن نویسنده هستش...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

Sahar B
۷۴
از اینکه به‌سرعت داشتم بزرگ می‌شدم و کاری هم از دستم برنمی‌آمد، احساس بدبختی می‌کردم.
یاسمین
۵۰
احتمالاً فردا هم روزی مانند امروز خواهد بود. شادی هرگز به سراغم نخواهد آمد. می‌دانم. اما بهترین کار این است که با این باور بروم بخوابم که حتماً می‌آید؛ فردا حتماً می‌آید.
ماریا
۳۳
در آرزوی همهٔ چیزهایی بودم که خیلی‌وقت پیش تمام شده بودند.
یاسمین
۳۱
اگر به کوهی در دوردست اشاره می‌کردید و می‌گفتید که اگر بتوانی خودت را به آنجا برسانی، منظرهٔ بی‌نظیری در انتظارت است، آن‌گاه متوجه می‌شدم در آنچه می‌گویید حتی ذره‌ای هم دروغ نیست. اما خب، وقتی می‌گویید کمی بیشتر تحمل کن، اگر موفق شوی خودت را به نوک کوه برسانی، از پسش برآمده‌ای، درواقع، این واقعیت را نادیده می‌گیرید که درحال‌حاضر ما داریم از دل‌درد افتضاحی رنج می‌بریم. قطعاً یکی از شما اشتباه کرده که به ما اجازه داده این‌طور ادامه بدهیم. مقصر شما هستید.
Sahar B
۲۶
گاهی شادی یک شب دیرتر از راه می‌رسد.
rey_phik
۲۵
خیلی خوب بود اگر اصلاً به چیزی فکر نمی‌کردم.
کاربر ۸۸۳۶۱۰۷
۲۵
چون همه‌جا ساکت بود، هرگونه حماقتی بیشتر به چشم می‌آمد
rey_phik
۱۹
اگر کتاب‌هایم را از من بگیرند، کاملاً نابود می‌شوم. تا این حد به چیزهایی که در کتاب‌ها نوشته شده‌اند، وابسته هستم. کتابی می‌خوانم و کاملاً شیفته‌اش می‌شوم: به آن اعتماد می‌کنم، شبیه‌اش می‌شوم، با آن همدردی می‌کنم و می‌کوشم به بخشی از زندگی‌ام تبدیلش کنم؛ سپس کتاب دیگری می‌خوانم و بلافاصله جذب آن یکی می‌شوم.
یاسمین
۱۸
بعضی از ما در افسردگی‌ها و خشم‌های روزانه‌مان، به‌طور جبران‌ناپذیری مستعد انحراف بودیم، مستعد فاسدشدن.
Fateme.j
۱۲
خیلی خوب بود اگر اصلاً به چیزی فکر نمی‌کردم.