معرفی و دانلود کتاب فارنهایت ۴۵۱ + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب فارنهایت ۴۵۱

کتاب فارنهایت ۴۵۱

نوع کتاب
۴.۰(از ۲۲ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
ری بردبری، مژده دقیقی
انتشارات: 
نشر ماهی
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب فارنهایت ۴۵۱

کتاب «فارنهایت ۴۵۱» نوشتۀ ری بردبری و ترجمۀ مژده دقیقی است و نشر ماهی آن را منتشر کرده است. این رمان دیستوپیایی یکی از شاهکارهای قرن بیستم محسوب می‌شود.

درباره کتاب فارنهایت ۴۵۱

رمان فارنهایت ۴۵۱ یک رمان پادآرمان‌شهری دربارۀ جامعه‌ای است که در آن کتاب‌های ممنوعه سوزانده می‌شوند. مانتگ، شخصیت اصلی داستان یک آتش‌نشان است؛ اما وظیفه‌اش سوزاندن کتاب‌هاست. کاری که او با رحمی تمام انجام می‌دهد. ری برد بری، در این رمان، جامعه‌ای را توصیف می‌کند که به‌هیچ‌وجه مطلوب نیست. او درواقع تلاش کرده است وجه نگران‌کنندۀ دنیا را بسط دهد و آن را در قالبی هولناک شکل دهد تا مردم آن را از زاویه‌ای متفاوت ببینند و یادشان بیاورد که آنچه دارند باارزش است و قدرش را نمی‌دانند.

رمان فارنهایت ۴۵۱ یک هشدار و یک قصۀ عبرت‌آموز است دربارۀ اعتیاد جامعه به تکنولوژی، رسانه و شبکه‌های اجتماعی. او از جامعه‌ای حرف می‌زند که از واقعیت و تفکر مستقل دور شده و عادت به کتاب‌خواندن و تعمق و تأمل را ازدست‌داده است. ری بردبری دربارهٔ این کتاب گفته است: «من آینده را پیش‌بینی نمی‌کردم، می‌خواستم جلو آن را بگیرم.» او قصد داشت به خواننده نشان بدهد که هیچ‌یک از سرگرمی‌های بلاهت بارش نمی‌تواند جای ادبیات و کتاب‌خواندن را بگیرد و در جایی دیگر گفته است که: «جنایت‌های بدتر از کتاب سوزاندن هم وجود دارد. یکی از آن‌ها کتاب نخواندن است.»

رمان دیستوپیایی فارنهایت ۴۵۱ مهم‌ترین اثر ری بردبری، متعلق به نخستین دوران طلایی ادبیات علمی‌ـ تخیلی در امریکا است و از شاهکارهای ادبیات قرن بیستم به شمار می‌رود. این کتاب در سال ۱۹۵۳ برای نخستین‌بار منتشر شد و تا امروز به‌عنوان یکی از آثار ادبی ماندگار و تأثیرگذار در دانشگاه‌ها تدریس می‌شود.

خواندن کتاب فارنهایت ۴۵۱ را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

خواندن این کتاب را به دوستداران رمان‌های خارجی و علاقه‌مندان به داستان‌های پادآرمان‌شهری پیشنهاد می‌کنیم.

کتاب‌های مشابه

پس از خواندن فارِنهایت ۴۵۱، پیشنهاد می‌کنیم سراغ کتاب‌هایی چون ۱۹۸۴ جرج اورول، دنیای قشنگ نو اثر هاکسلی و پرتقال کوکی از آنتونی برجس بروید.

بخشی از کتاب فارنهایت ۴۵۱

«بی‌هیچ احساس و عاطفه‌ای کلاه ایمنی‌اش را با شمارهٔ نمادین ۴۵۱ بر سر گذاشته بود و در چشمانش، از فکر اتفاقی که قرار بود بیفتد، شعله‌های نارنجی‌رنگ می‌رقصیدند. دگمهٔ شعله افکن را فشرد، و خانه در میان شعله‌های حریصی که آسمان شب را با رنگ‌های سرخ و زرد و سیاه به آتش می‌کشیدند، از جا جهید. با گام‌های بلند میان انبوهی از کرم‌های شبتاب راه می‌رفت. کتاب‌ها همچون کبوتر بال‌بال می‌زدند و روی ایوان و چمن خانه جان می‌دادند، و او بیش از هر چیز دلش می‌خواست، مثل آن شوخی قدیمی، یک‌دانه مارشملو ۱۷ را سر چوبی بزند و در کوره فروکند. کتاب‌ها دود می‌شدند و با جرقه‌های چرخان به آسمان می‌رفتند و بادی سیاه از سوختن آن‌ها را با خود می‌برد.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب فارنهایت ۴۵۱ و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:فارنهایت ۴۵۱
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:ری بردبری
مترجم:مژده دقیقی
انتشارات:نشر ماهی
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۱/۰۲/۱۲
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱.۴۱ مگابایت
شابک:۹۷۸۹۶۴۲۰۹۳۶۶۳
تعداد صفحه‌ها:۱۸۴ صفحه
قیمت کتاب:۱۶۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

soroush
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۳/۲۸

یک رمان پادآرمانشهر فوق‌العاده که قلم بسیار خوبی داره. جهانی که توصیف می‌کنه تفاوت چندانی با جهان ما نداره که باعث میشه درک ما از کتاب بهتر باشه. بخوانید⁦;⁠-⁠)⁩

۰
sadra
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۱/۰۶

کتاب رو به صورت کاغذی خوندم و بسیار کتاب بی نظیر و شاهکاریه و حتما بهتون توصیه میکنم از تیم پشتیبانی طاقچه هم خواهشمندم در صورت امکان این کتاب رو به اشتراک بی نهایت اضافه کنند

۰
کرم کتابخوان
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۹/۲۵

با این همه تعریف و تمجید که از این کتاب شنیده و خوانده بودم انتظار بیشتری از این کتاب و نویسنده آن داشتم. ولی با این وجود نویسنده در قالب رمان توانسته بخوبی سرنوشت بشر امروزی را ک روز بروز...بیشتر

۰
nrgs frhmnd
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۲/۲۹

یک داستان دیستوپیایی راجب مردی بنام مانتگ ک یک اتش نشانه در این پادارمانشهر کار آتش نشان ها خاموش کردن آتش نیست بلکه آتش زدن کتاب ها و محدود کردن آگاهیست. این اثر در ارتباط با سانسور، خاموشی فکری، سرگرمی های سطحی...بیشتر

۰
fatemeh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۹/۳۰

توصیه میکنم

۰
mojtaba
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۸/۱۸

کتاب خوبی بود، هم ترجمخ خوب بود و هم قلم نویسنده روان و خوانا و دلنشین، فقط یه تیکه‌ای رو نویسنده خیلی دیگه کشش داد و کمی حوصله‌ سر بر شد.

۰
sadi
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۳/۰۶

ترجمه بسیار بد و نامفهوم و نارسا و دشوار و دیریاب؛ آن‌چنان که زیبایی قلم نویسنده را مخدوش می‌کند و از ارج و عظمت آن می‌کاهد. اگر جز برای محتوا و مفهوم عمیق و انسانی کتاب بود، امتیازی نمی‌دادم. امیدوارم مترجمان...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

کرم کتابخوان
۲۷
«خوبی مردن همینه؛ وقتی چیزی برای ازدست‌دادن نداری، به هر خطری که دلت می‌خواد تن می‌دی.»
کرم کتابخوان
۲۳
کتاب‌ها به درد این می‌خورن که یادمون بندازن چه خرها و احمق‌هایی هستیم.
کرم کتابخوان
۲۳
تو سهم کوچک خودت رو انجام بده؛ اگر هم غرق شدی، دست‌کم می‌دونی که داشتی به طرف ساحل نجات می‌رفتی.»
soroush
۱۸
جنایت‌های بدتر از کتاب‌سوزاندن هم وجود دارد. یکی از آن‌ها کتاب‌نخواندن است.
کرم کتابخوان
۱۶
«پدربزرگم می‌گفت هرکسی باید وقتی می‌میره، چیزی از خودش باقی بذاره. بچه‌ای، کتابی، تابلویی، یا خونه یا دیواری که ساخته یا یه جفت کفش که خودش دوخته. یا باغچه‌ای که کاشته. چیزی که دستت یه‌جوری بهش خورده باشه
soroush
۸
دنیا رو ببین. از هر رؤیایی که تو کارخونه‌ها می‌سازن یا با پول می‌شه خرید، خیال‌انگیزتره.
soroush
۷
من نمی‌خوام موضع خودم رو عوض کنم و فقط بهِم بگن چکار کنم. اگه این کار رو بکنم، هیچ دلیلی برای تغییر موضع وجود نداره.
Firooz
۷
تو سهم کوچک خودت رو انجام بده؛ اگر هم غرق شدی، دست‌کم می‌دونی که داشتی به طرف ساحل نجات می‌رفتی.»
کرم کتابخوان
۵
من یکی از اون بی‌گناه‌هایی هستم که وقتی هیچ‌کس حاضر نبود به حرف " گناهکار"ها گوش کنه، می‌تونستن صداشون رو بلند کنن و اعتراض کنن، ولی چیزی نگفتم و در نتیجه خودم هم گناهکار شدم.
کرم کتابخوان
۵
«می‌خوای برات کتاب بخونم؟ برات کتاب می‌خونم که یادت بمونه. من شب‌ها پنج ساعت بیش‌تر نمی‌خوابم. هیچ کاری هم ندارم. بنابراین، اگه دوست داشته باشی، شب‌ها موقع خواب برات کتاب می‌خونم. می‌گن حتی وقتی خوابی، اگه کسی چیزی توی گوشِت زمزمه کنه، یادت می‌مونه.»