«آنها به اسبها شلیک میکنند» رمانی نوشته هوراس مککوی و ترجمه محمدعلی سپانلو است.
«هوراس مککوی» به سال ۱۸۹۷ در ایالت تنسی آمریکا به دنیا آمد و در ۱۹۵۵، در لوس آنجلس، به مرض قلبی درگذشت. او از نوجوانی مجبور به کار شد. کارهای گوناگونی کرد. از دستفروشی تا گزارشگری و در نهایت داستاننویسی. مککوی هنرپیشهی بااستعدادی هم بود که آرزو داشت روزی به سینما راه پیدا کند. این افسانه که میتوان به مدد بخت یکشبه محبوب و سرشناس و ثروتمند شد، مککوی را به هالیوود کشاند تا سرانجام، به عنوان سناریونویس خردهپا، در پایتخت سینما بهکار گرفته شد. در سال ۱۹۳۵، نخستین رمانش «آنها به اسبها شلیک میکنند» را منتشر کرد که استقبالی از آن نشد. شاید آمریکا دوست نداشت به آثاری توجه کند که رؤیایش را از خوشبختی و ترقی به هم میزدند. اما در سال ۱۹۴۶ مارسل دوهامل، نویسندهی سرشناس فرانسوی کتاب را به زبان فرانسه ترجمه کرد. در فضای روحی و فکری بعد از جنگ، فرانسه، بسیار صمیمیتر از آمریکاییان زندهدل، به حدیث غمگین مککوی گوش فراداد.
این اثر غمنامهی فرد درماندهای است تسلیم وضعیت اجتماعی، که به شیوهی خود فرد درماندهی دیگری را نجات میدهد.
داستان از بافت سنجیدهای بهرهمند است. قهرمان، راوی قصه است؛ پس نمیتواند خود را معرفی کند، ولی ما تا اعماق وجودش را میشناسیم. مککوی به وضوح نشان میدهد که دردهای قهرمانانش ناشی از وضع اجتماعی و روانی و پرورشی آنها است و ما به این باور میکنیم. از این کتاب، به سال ۱۹۷۰، فیلمی هم به کارگردانی سیدنی پولاک ساخته شد.
از متن کتاب:
چیز عجیب برای من این است که مردم این همه توجه به زندگی دارند، ولی اصلاً توجهای به مرگ ندارند. ممکن است شما به من بگویید که چرا بسیاری از این دانشمندان کلهدار، این همه جان میکَنند تا زندگی را طولانیتر کنند، به جای آنکه وسایل مناسبی برای تمام کردنش درست کنند؟ مسلماً تو این دنیا یکمشت آدم مثل من هستند که میل مُردن دارند، اما شهامتش را ندارند.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب آن ها به اسب ها شلیک می کنند و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
این کتاب رو عباس معروفی معرفی کرد و باعث شد من بخونم،بعد از قلعه حیواناتِ جرج اورول دومین کتابی بود که یه نفس تا آخر خوندمش...ویژگی خاص این کتاب کشش داستان هست که تاآخر مخاطب رو جلو می بره تا...بیشتر
۰
Alireza.j.98
۱۳۹۶/۱۱/۰۲
اول از نظر ترجمه باید بگم که عالی روانه بعدشم داستان یه فردی بنام رابرت که با دختری آشنا میشه که عاشق بازیگری توی سینماست و خود رابرت هم دنبال اینکه یه روزی سه فیلمنامه نویس معروفی بشه این داستان...بیشتر
۲
Mahtab
توصیه میکنم.
۱۴۰۱/۰۸/۰۷
کتاب زیبایی بود. ارتباط سرفصلها با همدیگه و با متن و مضمون هر فصل زیبا بود. در کل نقد زیبایی بود بر توهم رویای آمریکایی (نقدی که فیتزجرالد هم در گتسبی بزرگ به زیبایی انجام میده). جزو نوآرهایی بود که...بیشتر
۰
نیتا
۱۴۰۲/۰۴/۱۷
داستانی ساده از روایت مردی که رویای شهرت در سینما را دارد و به طور اتفاقی با زنی شبیه خودش همراه می شود. داستانی کوتاه و جذاب با پایانی متفاوت. در واقع کل داستان در جمله «اسب لنگ رو باید...بیشتر
۰
کاربر ۱۴۲۰۶۰۹
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۰۵/۳۱
واقعیتش اصلا با سلیقه من جور نبود با اینکه کوتاه بود ولی بازم به زور تمومش کردم.
۰
ali karimi
توصیه میکنم.
۱۴۰۵/۰۲/۲۵
بسیار زیبا و دوست داشتنی حتما بخونید 👌🏻✨
۰
کاربر 10120517
توصیه نمیکنم.
۱۴۰۴/۱۱/۲۲
توصیه نمیکنم.
۰
amir7u
توصیه میکنم.
۱۴۰۴/۰۶/۰۹
خیلی خوب بود فقط دوست داشتم یکم با جزئیاتتر تموم میشد.
۰
سمانه
۱۴۰۳/۱۲/۰۸
کتابی متفاوتی بود برای من. من هم به خاطر معرفی عباس معروفی کتاب رو انتخاب کردم. داستان کوتاهی بود و پر از مفاهیم غیرمستقیم که فکر میکنم با توجه به مقدمه مترجم، برمیگشت به جامعه اون موقع آمریکا. هر چند...بیشتر
۰
alireza
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۳
جناب عباس معروفی این کتاب رو معرفی کرده بودن توی کلاس داستان نویسی، با معرفی ایشون مک کوی رو شناختم و... داستان خوبی در سبک جریان سیال ذهن بود ولی حداقل برای من زیاد چنگی به دل نمیزد.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
این کتاب رو عباس معروفی معرفی کرد و باعث شد من بخونم،بعد از قلعه حیواناتِ جرج اورول دومین کتابی بود که یه نفس تا آخر خوندمش...ویژگی خاص این کتاب کشش داستان هست که تاآخر مخاطب رو جلو می بره تا...بیشتر
اول از نظر ترجمه باید بگم که عالی روانه بعدشم داستان یه فردی بنام رابرت که با دختری آشنا میشه که عاشق بازیگری توی سینماست و خود رابرت هم دنبال اینکه یه روزی سه فیلمنامه نویس معروفی بشه این داستان...بیشتر
کتاب زیبایی بود. ارتباط سرفصلها با همدیگه و با متن و مضمون هر فصل زیبا بود. در کل نقد زیبایی بود بر توهم رویای آمریکایی (نقدی که فیتزجرالد هم در گتسبی بزرگ به زیبایی انجام میده). جزو نوآرهایی بود که...بیشتر
داستانی ساده از روایت مردی که رویای شهرت در سینما را دارد و به طور اتفاقی با زنی شبیه خودش همراه می شود. داستانی کوتاه و جذاب با پایانی متفاوت. در واقع کل داستان در جمله «اسب لنگ رو باید...بیشتر
واقعیتش اصلا با سلیقه من جور نبود با اینکه کوتاه بود ولی بازم به زور تمومش کردم.
بسیار زیبا و دوست داشتنی حتما بخونید 👌🏻✨
توصیه نمیکنم.
خیلی خوب بود فقط دوست داشتم یکم با جزئیاتتر تموم میشد.
کتابی متفاوتی بود برای من. من هم به خاطر معرفی عباس معروفی کتاب رو انتخاب کردم. داستان کوتاهی بود و پر از مفاهیم غیرمستقیم که فکر میکنم با توجه به مقدمه مترجم، برمیگشت به جامعه اون موقع آمریکا. هر چند...بیشتر
جناب عباس معروفی این کتاب رو معرفی کرده بودن توی کلاس داستان نویسی، با معرفی ایشون مک کوی رو شناختم و... داستان خوبی در سبک جریان سیال ذهن بود ولی حداقل برای من زیاد چنگی به دل نمیزد.