
معرفی کتاب همزاد
کتاب همزاد (The Double) نوشته فئودور داستایفسکی با ترجمه سروش حبیبی توسط نشر ماهی منتشر شده است و روایتی تیره، هذیانی و پرجزئیات از ذهن کارمندی کوچک در پترزبورگ است که ناگهان با همزاد خود روبهرو میشود. این کتاب از همان صفحات آغازین خواننده را به درون آپارتمان تنگ و هوای چرک و بارانی شهر میبرد و قدمبهقدم او را در لغزش تدریجی قهرمان میان واقعیت و توهم همراهی میکند. کتاب همزاد در مرز میان طنز تلخ، هجو اداری و کابوس روانی حرکت کرده است و تصویری از تنهایی، ترس از تحقیر و وسواس حیثیتی یک کارمند دونپایه ارائه میدهد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب همزاد اثر فئودور داستایفسکی
کتاب همزاد (شعری پترزبورگی) اثری از فئودور داستایفسکی است که در آن زندگی یاکوف پتروویچ گالیادکین، مشاور رسمی و کارمندی گمنام در پترزبورگ، محور روایت قرار گرفته است. این کتاب از همان فصلهای نخست، فضای خفه و بارانی شهر، اتاق تنگ قهرمان و مناسبات خشک اداری را با جزئیاتی ریز و پیدرپی تصویر کرده است. در کتاب خواننده با روزی مهم در زندگی گالیادکین همراه میشود و قدمبهقدم از بیدارشدن او تا مهمانی خانوادگی را دنبال کرده است.
کتاب همزاد با صحنههایی طولانی و گفتوگوهای پرپیچوخم، ذهنیت گالیادکین را میکاود؛ ذهنیتی پر از رجزخوانی اخلاقی، احساس مظلومیت، وسواس حیثیتی و ترس از دشمنان نامرئی. در ادامه با ورود همزاد گالیادکین، که نسخهای دیگر از خود او است، مرز میان واقعیت و توهم بیشتر مخدوش میشود و داستان بهسمت نوعی کابوس اداری و روانی میرود. فئودور داستایفسکی با ترکیب طنز تلخ، هجو مناسبات اداری و توصیفهای فشرده از شهر و آدمها، تصویری از فروپاشی تدریجی یک شخصیت در دل نظم خشک بوروکراتیک ارائه کرده است.
خلاصه داستان همزاد
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
کتاب همزاد سرگذشت یاکوف پتروویچ گالیادکین، کارمندی دونپایه در پترزبورگ است که میان میل به آدم محترم بودن و ترس از تحقیرشدن گیر افتاده است. او روزی با کیف پر از پول، کالسکهی کرایهای و نوکری در لباس رسمی، راهی دیدار پزشک و سپس مهمانی مجلل تولد کلارا آلسوفیونا میشود تا بهنوعی جایگاه خود را بالا بکشد، اما در هر قدم، از خیابان و مطب دکتر تا رستوران و خانهی برندییف، با سوءتفاهم، تمسخر و طرد روبهرو میشود و بیشتر در خود فرو میرود.
در ادامهی کتاب گالیادکین که مدام از دشمنان و توطئهها حرف میزند، با نسخهای دیگر از خودش روبهرو میشود، شخصی همنام و همچهره که بهتدریج جای او را در اداره و روابط اجتماعی میگیرد. داستان با گفتوگوهای طولانی و توصیفهای ریز، لغزش آرام او از دفاع اخلاقی از خود بهسمت هذیان، تعقیب، حس تعویضشدن و ازهمپاشیدن مرز میان خود و دیگری را دنبال کرده است.
چرا باید کتاب همزاد را بخوانیم؟
کتاب همزاد تصویری نزدیک و خفه از ذهن انسانی ارائه میدهد که زیر فشار تحقیر، رقابت اداری و وسواس حیثیتی درحال فروپاشی است. این اثر هم هجو مناسبات بوروکراتیک و چاپلوسی و درجهی ارزیابی است و هم کاوشی در ترس از جایگزینشدن بهوسیلهی دیگری. خواندن این کتاب امکان تماشای تدریجی شکلگیری هذیان، خودفریبی و دوپارهشدن شخصیت را در قالب روایتی پرجزئیات فراهم میکند.
خواندن کتاب همزاد را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب همزاد به کسانی که به داستانهای شخصیتمحور، فضاهای شهری تیره و روایتهای روانشناختی علاقهمندند، پیشنهاد میشود. این اثر به خوانندگانی که میخواهند مناسبات اداری، چاپلوسی، ترس از تحقیر و احساس تعقیب و توطئه را در قالب روایتی مفصل و پرگفتوگو دنبال کنند، توصیه میشود.
درباره فئودور داستایفسکی
فئودور میخایلوویچ داستایفسکی (Fyodor Mikhailovich Dostoevsky) در ۱۱ نوامبر ۱۸۲۱ متولد شد و در ۹ فوریهی ۱۸۸۱ چشم از جهان فروبست. او از برجستهترین نویسندگان ادبیات روسیه و از تأثیرگذارترین رماننویسان تاریخ به شمار میآید. بسیاری از منتقدان و پژوهشگران ادبی، داستایفسکی را بزرگترین نویسندهی روانشناختی جهان میدانند؛ زیرا آثارش با کاوشی عمیق در ذهن انسان، پیچیدگیهای روانی، اخلاقی و فلسفی شخصیتها را به تصویر میکشند.
او در آغاز مسیر حرفهای خود برای تأمین معاش به ترجمه روی آورد و آثاری مانند اوژنی گرانده اثر بالزاک و دون کارلوس اثر شیلر را به زبان روسی برگرداند، اما خیلی زود توانایی خود را در داستاننویسی نشان داد و به خلق رمان و داستان کوتاه پرداخت. شخصیتهای آثارش اغلب با بحرانهای روحی، تردیدهای اخلاقی، تنهایی، فقر یا سرکشی درگیر هستند و همین ویژگیها به آثار او عمق و ماندگاری بخشیدهاند. منتقدان شخصیتپردازیهای او را از واقعیترین نمونههای ادبیات جهان دانستهاند.
از مهمترین رمانها و داستانهای او میتوان به بیچارگان (۱۸۴۶)، همزاد (۱۸۴۶)، خانم صاحبخانه (۱۸۴۷)، نیهتوچکا (۱۸۴۹، ناتمام)، رؤیای عمو (۱۸۵۹)، روستای استپانچیکو (۱۸۵۹)، تحقیرشدگان (۱۸۶۱)، خاطرات خانهی اموات (۱۸۶۲)، یادداشتهای زیرزمینی (۱۸۶۴)، جنایت و مکافات (۱۸۶۶)، قمارباز (۱۸۶۷)، ابله (۱۸۶۹)، همیشه شوهر (۱۸۷۰)، جنزدگان (۱۸۷۲)، جوان خام (۱۸۷۵) و برادران کارامازوف (۱۸۸۰) اشاره کرد. داستانهای چون قهرمان کوچولو، کروکدیل، بوبوک، رؤیای آدم مضحک، قلب ضعیف و نازنین نیز در میان آثار شناختهشدهی او جای دارند.
داستایفسکی علاوهبر رمان و داستان، آثاری در قالب یادداشت و جستار نیز منتشر کرد. ازجملهی این آثار میتوان به یادداشتهای زمستانی دربارهی تأثرات تابستانی و مجموعهی یادداشتهای روزانهی یک نویسنده اشاره کرد. او آثاری از نویسندگانی چون بالزاک، ژرژ ساند، شیلر و پوشکین را ترجمه کرد و بخشی از فعالیت ادبی خود را به این حوزه اختصاص داد.
نفوذ فکری و ادبی داستایفسکی پس از مرگش نیز ادامه یافت و آثارش الهامبخش نویسندگان، فیلسوفان، روانشناسان و متفکران بسیاری در سراسر جهان شد. اندیشهها و شخصیتهای خلقشدهی او همچنان موضوع پژوهشهای دانشگاهی و نقدهای ادبی هستند. جایگاه جهانی این نویسنده در قالب یادبودها و آثار فرهنگی گوناگون نیز بازتاب یافته است؛ موزهی داستایفسکی در سال ۱۹۷۱ در آپارتمانی افتتاح شد که او نخستین و آخرین رمانهایش را در آنجا نگاشت. در سال ۱۹۷۹ یکی از دهانههای سطح سیارهی عطارد به نام او نامگذاری شد و در سال ۱۹۸۱ نیز سیارکی با نام «۳۴۵۳ داستایفسکی» به افتخارش ثبت شد. برنامهی رادیویی FM داستایفسکی از سال ۱۹۹۷ با الهام از نام او روی آنتن رفت.
در نظرسنجی برنامهی تلویزیونی نام روسیه داستایفسکی بهعنوان نهمین شخصیت بزرگ تاریخ روسیه انتخاب شد. در سال ۲۰۱۱ نیز مجموعهای تلویزیونی دربارهی زندگی او به کارگردانی ولادیمیر کوتیننکو تولید و پخش شد که موفق به دریافت جایزهی ایگل شد. علاوهبر این مجسمهها، یادمانها و مراکز فرهنگی متعددی به نام او در شهرهایی چون مسکو، سنپترزبورگ، نووسیبیرسک و ویسبادن برپا شدهاند. میراث ادبی داستایفسکی همچنان زنده است و آثارش بارها در قالب فیلم، سریال، نمایشنامه و اقتباسهای گوناگون بازآفرینی شدهاند.
بخشی از کتاب همزاد
«چیزی به ساعت هشت صبح نمانده بود که مشاور رسمی، یاکوف پتروویچ گالیادکین، از خوابی طولانی بیدار شد. دهندرهای کرد و اندکی خود را کش وواکش داد و سرانجام چشمهایش را کاملا باز کرد. اما یکی دو دقیقهای همچنان بیحرکت در بستر ماند. انگاری هنوز بهیقین نمیدانست که بیدار شده است یا همچنان در خواب است و آنچه اکنون در اطرافش میگذرد واقعیت است یا دنبالهٔ خوابهای پریشانش. اما بهزودی حواس آقای گالیادکین تأثرات عادی و همهروزی خود را روشنتر و با وضوحی بیشتر درمییافتند. دیوارهای گردوخاکگرفته و دودزدهٔ اتاق کوچکش، با آن رنگ سبز چرکینشان، و کمد چوب آکاژویش و صندلیها، که رنگشان با رنگ کمد جور بود، و میز، که سرخرنگ شده بود، و کاناپهٔ ترکی، با آن روکش مشمع سرخرنگ و گلهای سبز ملوسش، و سرانجام لباسهایش که شب پیش با شتاب کنده و قلنبه روی کاناپه انداخته بود، همه انگاری با نگاهی آشنا تماشایش میکردند. از این گذشته، روز ابری پاییزی، چرک و عبوس، از پشت پنجرهٔ کدرش نگاهی چنان غیظآلود، همراه با شکلکی چنان تُرُش، به او انداخت، که آقای گالیادکین دیگر به هیچ روی نمیتوانست شک داشته باشد که نه در آسمان هفتم و دنیای افسانهگون خواب، بلکه در پترزبورگ، پایتخت روسیه، است، در خانهٔ خود، در طبقهٔ چهارم عمارت بزرگی که مرکب از آپارتمانهای اجارهای است، واقع در کوچهٔ شستیلاوُچنایا.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب همزاد و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب | همزاد |
|---|---|
| عنوان دیگر | شعری پترزبورگی |
| موضوع | رمان، داستان خارجی |
| نویسنده | فئودور داستایفسکی |
| مترجم | سروش حبیبی |
| انتشارات | نشر ماهی |
| سال انتشار نسخه فیزیکی | ۱۳۹۱/۱۰/۱۲ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| حجم فایل کتاب | ۱.۴۷ مگابایت |
| شابک | ۹۷۸-۹۶۴-۲۰۹-۱۴۴-۷ |
| تعداد صفحهها | ۲۱۶ صفحه |
| قیمت کتاب | ۷۷۰۰۰ تومان |
| برچسب | ادبیات روسیه |
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
من این کتاب رو چندین سال پیش و بدون آشنایی با قلم داستایفسکی خریدم و بعد از خوندن چند بخش کتاب رو نصفه رها کردم، چند ماه پیش بعد از اینکه به خوبی با داستایفسکی آشنا شدم دوباره شروع به...بیشتر
آیا تابهحال فکر کردهاید کسی کاملاً شبیه به شما زندگی میکند؟ کسی که ظاهر، رفتار و اخلاقیاتش شبیه به شما باشد. تصور همچین شخصی مصداق بیماری همزاد است که فرد در شرایط نامتعادل شخصی یا اجتماعی به آن دچار میشود....بیشتر
تا آخرین صفحه رمان درگیر داستان بودم همش میخواستم ببینم چی میشه و حتی بعضی جاها شدت هیجان باعث میشد به روح داستایوفسکی غر بزنم که چرا داستان رو اینجوری نوشتی😂😂 ولی واقعا در پایان راضی بودم از داستانی که خوندم...بیشتر
خیلی زیبا احساسات متناقض شخصیت اصلی به تصویر کشیده شده جوری که وقتی افکار گالیادکین و صحبت هاش خطاب به خودش رو می خوندم ممکن بود نظری که میده هی در طول صحبتش تغییر کنه و هی حرف خودش رو...بیشتر
از ویژگیهای داستان جذابیت و کشش آن تا صفحه آخر بود (البته من قبل از خواندن داستان هیچ چیزی درباره خط داستان نخوانده بودم حتی توضیح ابتدایی طاقچه را) ویژگی دیگر نحوه بیان جملات و دیالوگهای شخصیت اصلی بود که کاملا...بیشتر
قلم نویسنده بی نظیر بودش ... اما اسم های سختی داره 😁... در کُل عالی بود .(مطاله نسخه چاپی)
من کتاب چاپیش را خواندم داستایوفسکی نویسنده ی با شخصیتیست که انرا از ادب و چارچوب بندی الفاظی که در داستان هایش استفاده میکنه میتوان فهمید. داستان با یه اتفاق شروع میشه اینکه اقای گالیادکین منزوی یک شخص مهم رو میبینه و...بیشتر
امتیاز: ۴.۵ از ۵ کتابی ک خوندم کشش زیادی داشت و این شاید بخاطر ترجمه خوبش باشه ولی بیشتر از این فکر کنم بخاطر موضوع جذابش بود ک هی میخواستی بدونی چی میشه اخرش پیام حاوی اسپویل⛔⛔📣📣 نظر مترجم رو که اخر کتاب...بیشتر
من کتاب رو نخواندم اما تا حالا پیش نیومده از خواندن داستایفسکی، ترجمه های سروش حبیبی و کتابهای نشر ماهی پشیمون بشم
بدون شک یکی از برجستهترین هنرهای داستایوفسکی رو باید مهارتش در خلق عمقِ روانی شخصیتها دونست که در این کتاب هم مثل سایر آثارش به چشم میخوره و خواننده رو قدم به قدم، با تنش های درونیِ شخصیت اصلی همراه...بیشتر
کتاب همزاد چهارمین اثری هست که از داستایوفسکی خواندم. داستانی تقریبا کوتاه و راحت خوان با همان ویژگی هایی که در آثار داستایوفسکی وجود دارد .
هیچ بعید نیست که روزی خودت، خودت را ملاقات کنی:) درود، این کتاب درباره یک مرد کارمند به نام آقای گالیادکین، از طبقه متوسط هست. گالیادکین به خاطر فشارهایی که از سمت سلسه مراتب اداری و به قول خود داستایفسکی "قضاوت...بیشتر
ترجمه چهارمم از داستایوفسکی با تجربه ای در افکار و روان پریشان یک شخصیتی که فکر میکند همزادی دارد و با خودش در تناقض است تمام شد. روان بودن کتاب و تنش زیادش باعث جذب بنده تا آخر کتاب شد...بیشتر
خوب است خوانده شود
در شاهکار بودن داستان های داستایوفسکی که شکی نیست ولی توی این اوضاع و احوال خوندن کارهاش اعصاب پولادین میخواد!