معرفی و دانلود کتاب خانواده‌ پاسکوآل دوآرته + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب خانواده‌ پاسکوآل دوآرته

کتاب خانواده‌ پاسکوآل دوآرته

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۵۶ رأی)
انتشارات: 
نشر ماهی
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب خانواده‌ پاسکوآل دوآرته

کتاب خانواده‌ پاسکوآل دوآرته نوشتهٔ کامیلو خوسه سلا و ترجمهٔ فرهاد غبرایی است و نشر ماهی آن را منتشر کرده است. این کتاب دربارهٔ دهقانی ساده به اسم پاسکوآل دوآرته است که در انتظار حکم اعدامش است.

درباره کتاب خانواده‌ پاسکوآل دوآرته

خانواده‌ پاسکوآل دوآرته رمانی از کامیلو خوسه سلا، برندهٔ نوبل ادبیات سال ۱۹۸۹ است.

دهقانی ساده به اسم پاسکوآل دوآرته در انتظار حکم اعدامش است. او خاطراتش را می‌نویسد و زندگی جنایت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بارش را اعتراف می‌کند تا مگر آرامش ازدست‌رفته‌اش را به‌دست آورد. دوآرته تمایل عجیبی به خودویرانگری دارد و در کودکی هم این‌طور بوده است. همین ویژگی او را تبدیل به یک قاتل می‌کند. پاسکوآل در طول این رمان به تمام جنایاتش اعتراف می‌کند؛ در حالی که این سوال بزرگ در ذهن مخاطب شکل می‌گیرد که چطور انسانی که پاک به دنیا می‌آید می‌تواتند چنین درنده و وحشی‌صفت شود؟

منتقدان این رمان را به دلیل اینکه راوی‌اش در انتظار حکم اعدام خود است و در قالب اعتراف نوشته شده، هم‌پایه رمان بیگانه آلبر کامو دانسته‌اند.

«از کجا معلوم که انتقام خدا به خاطر همهٔ گناه‌هایی که مرتکب شده بودم و همهٔ گناهانی که می‌بایست مرتکب بشوم، نبوده باشد؟ از کجا معلوم که در طومارهای الهی نوشته نشده باشد که بدبختی تنها طالع من است و راه مصیبت تنها راهی است که قدم‌های سمج من در تمام روزهای غم‌گرفته‌ام می‌تواند در آن سیر کند؟

هرگز نمی‌شود به بدبختی عادت کرد، باور کنید، چون ما همیشه مطمئنیم که بلای فعلی آخری است، گرچه بعدها، با گذشت زمان متقاعد می‌شویم ــ با چه احساس فلاکتی! ــ که هنوز بدتر از این در راه است ...»

هدف سلا در این کتاب بررسی روانکاوانهٔ ترس است. خشونتِ ترس و بددلی و احساس گناه نسبت به هردوی این‌ها.

خواندن کتاب خانواده‌ پاسکوآل دوآرته را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران رمان‌های خارجی پیشنهاد می‌کنیم.

درباره کامیلو خوسه سلا

کامیلو خوسه سلا، برندهٔ نوبل ادبیات سال ۱۹۸۹، متولد لاکرونیای اسپانیاست. او علاوه بر رمان، نمایش‌نامه و تعدادی داستان کوتاه و بلند نیز نوشته و عضو مؤثر بسیاری از مجامع ادبی اروپا بوده است. مهم‌ترین رمان‌های سلا عبارت‌اند از کندو، سن کامیلو، سفر به آلکاریا، فرهنگ مخفی.

سلا در کنار سلین و ملاپارته، سه نویسنده خشمگین و معترض هم‌دوره بودند که سبک و سیاقشان در نویسندگی تقریبا یکی بود. آن‌ها هر سه ضد فاشیست و مبارزانی انقلابی بودند، البته نه با گرایش‌های کمونیسیتی. هیچ‌یک از آنان خود را با «توده‌های پست» نویسندگان انتزاعی‌نویس «اجتماعی» درگیر نکردند، هیچ‌کدامشان مساوات‌طلب و جمع‌گرا نبودند و هیچ‌یک از آنها نمی‌توانست دربارهٔ کارمندان یا حومه‌نشینان کلام ملایمی بنویسد. هر سه آن‌ها نویسندگان غیرمعمول و رزمنده‌اند و نمی‌توان آن‌ها را با ضدانقلاب یکی دانست.

بخشی از کتاب خانواده‌ پاسکوآل دوآرته

واقعیت این است که زندگی در خانوادهٔ من تعریفی نداشت. اما چون هیچ‌کس از خودش اختیاری ندارد و سرنوشتمان از پیش رقم خورده ــ حتی پیش از تولدمان ــ که بعضی از ماها به راهی برویم و بعضی دیگر به راهی دیگر، تمام سعی‌ام را کردم تا سرنوشتم را بپذیرم، که تنها راه اجتناب از یأس همین بود. وقتی خیلی جوان بودم، که سنی است که ذهن بیش‌تر از همیشه قابل دستکاری است، مدت کوتاهی مرا به مدرسه گذاشتند. پدرم می‌گفت که نبرد زندگی بسیار طاقت‌فرساست و لازم است که با تنها سلاح مفید به جنگش برویم، سلاح عقل. این نصیحتش را آن‌قدر تکرار می‌کرد که انگار از بر کرده بود. این‌جور مواقع از خشونتِ صدایش کم می‌شد. صدایی می‌شد تودار و لحنی می‌گرفت که برای من کاملا تازگی داشت ... بعد، انگار از چیزی که گفته پشیمان شده باشد با صدای بلند قهقهه سرمی‌داد. همیشه هم آخرش با لحن محبت‌آمیزی به من می‌گفت:

«پسرجان، به حرف‌هایم اعتنا نکن ... من دارم پیر می‌شوم!»

مدتی به فکر فرومی‌رفت و آه می‌کشید و تکرار می‌کرد:

«دارم پیر می‌شوم!... پیر می‌شوم!»

مدرسه‌رفتنم مدت کوتاهی ادامه داشت. پدرم که در بعضی چیزها عصبانی‌مزاج و پرسروصدا بود، همان‌طور که گفتم در بعضی چیزهای دیگر ضعیف بود. خوب پیدا بود که از اراده‌اش فقط در مسائل بی‌اهمیت استفاده می‌کند و چه از ترس و چه به دلایل دیگر، در مسائل بسیار مهم‌تر به‌ندرت موضع محکمی می‌گرفت. مادرم نمی‌خواست به مدرسه بروم و هروقت فرصتی پیدا می‌کرد و بیش‌تر وقت‌ها حتی پایش را توی یک کفش می‌کرد و به من می‌گفت که تحصیل اگر قرار باشد در فقیربودن آدم تأثیری نکند فایده‌ای ندارد. حرف‌هایش خوب کارگر بود، چون من ذره‌ای از کلاس‌رفتن خوشم نمی‌آمد. دونفری و به کمک یک‌کم گذشتِ زمان، بالاخره پدرم را قانع کردیم که به ترک تحصیل من رأی بدهد. تا آن‌موقع خواندن و نوشتن را یاد گرفته بودم، جمع و تفریق را بلد بودم، بنابراین درواقع خوب می‌دانستم چه‌طور گلیمم را از آب بکشم بیرون. وقتی مدرسه را ترک کردم دوازده سالم بود. ولی بهتر است داستانم را باشتاب نگویم، چون هرچیزی نظمی دارد ــ فرقی نمی‌کند که تو چه‌قدر زود بلند شوی، سحر هیچ‌وقت زودتر از موقعش سرنمی‌زند.


 

معرفی این کتاب در تاریخ ۲۱ خرداد ۱۴۰۵ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب خانواده‌ پاسکوآل دوآرته و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابخانواده‌ پاسکوآل دوآرته
عنوان در زبان مبدأThe Family of Pascual Duarte
موضوعداستان خارجی
نویسندهکامیلو خوسه سلا
مترجمفرهاد غبرایی
انتشاراتنشر ماهی
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۸۶/۰۴/۱۰
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۳۷ مگابایت
شابک۹۷۸۹۶۴۹۹۷۱۶۷۴
تعداد صفحه‌ها۱۹۳ صفحه
قیمت کتاب۸۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Omid r kh
۱۳۹۹/۰۳/۲۷

پاسکوآل دوآرته یک شروع بود، برای من، وقتی بعد از چند هفته افسردگی و دعوا و درگیری و کشمکش، دوباره یک روز صبح زود، ساعت هشت صبح، سرحال از خواب بیدار شده بودم، رها از سردرد وحشتناک شب قبلش که...بیشتر

۲
Mohammad Hossein Khamesian
۱۳۹۸/۰۶/۰۲

یک داستان بلند با صراحت و خشونت و زیبایی منحصر به فرد.

۰
دختر بارون
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۱۲/۱۷

این‌قدر متاثر و غمگینم که نمی‌دونم چی بنویسم. حس می‌کنم بالاخره یه نویسنده تونست منو بشکنه! بمونه به یادگار از اسفند ۴۰۳ 📜⌛️

۰
mahi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۵/۲۵

بعد از مدت‌ها کتابی خوندم که حسابی جذبم کنه و بهش امتیاز کامل بدم. کتاب از همه نظر بی‌نظیر بود و ترجمه خوبش، این شاهکار رو خوندنی‌تر کرده بود. ماجرای کتاب، از زبان پاسکوآل دوآرته روایت میشه. شخصی که به...بیشتر

۰
افسون
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۲/۱۵

ماجرای یک شخصیت مرزی از کودکی تا واپسین روزهای مرگ به خوبی روایت شده است . یک ضدقهرمان که گاهی کارهایش را تایید و گاهی خارج از عقل و انصاف میپنداری.

۰
محمد
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۴/۱۵

میتونم بگم نویسنده یه کتاب فوق العاده خلق کرده. چطور تونسته به این زیبایی این حجم دردناک از رنج و فلاکت رو بیان کنه؟ نویسنده اخر کتاب در مورد شخصیت اول کتابش مینویسه: وقتی اعماق روحش کاویده شد کشف این امر...بیشتر

۰
کاربر ۱۵۴۴۷۲۶
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۵/۱۸

میتونم بگم کتاب روان و راحتی بود حتی برای کسی که خوندن رمان رو تازه شروع کرده. انگار که فیلمی با ژانر جنایی میبینید. در مجموع از خوندنش ضرر نمیکنید.

۰
Neda
۱۴۰۴/۱۰/۰۱

ترجمه روان و راحتی داشت، داستانش طوری مجذوبت میکنه که در کمال تعجب در پایان کتاب میبینی برای مرگ یه جانی متاثر و غمگین شدی

۰
Mehdi Bahrami
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۲/۰۳

یکی از شاهکارهای کوتاهی که خوندم

۰
نسیم
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۱/۰۸

کتاب درباره یه خانواده یکم غیر معموله،و چالش ها و نحوه برخوردشون با زندگی که به شیوه جالبی بیان شده

۰
Bahareh Sobhani
۱۳۹۸/۰۶/۱۲

داستان جالبیه. بخونیدش

۰
bagheri
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۳/۰۸

به عنوان کسی که وسط کتاب دیگه نخوندمش به شما میگم کتاب اگر ۱۰۰ صفحه باشه از صفحه ۵۰ تازه داستان شروع میشه و کاملا یه زندگی نامه هست من خودم طرفدار کتاب های روسی هستم نمی‌دونم شما خوشتون میاد...بیشتر

۰
مصطفی
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۲۸

این کتاب سبک از کتاب ها با سلیقه من مطابقت نداره ،خیلی تعریفش رو شندیدم و به همین دلیل تا انتهاخوندمش، ولی خیلی سخت تونستم کامل بخونمش

۰
ددلایف
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۲۲

تصور مرگ با کمین آرام گرگ‌ها یا سریدن بی‌صدای مارها، مثل همه تصورات خوفناک که ما را به زمین پرت می‌کند، سراغ ما می‌آید، انگیزه‌های ناگهانی یک‌آن خفه‌مان می‌کند، اما بعد همه محو می‌شوند و ما به زندگی ادامه می‌دهیم. (فقط...بیشتر

۰
ژوان
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۷

شاهکار 👌🏼

۰

بریده‌هایی از کتاب

pejman
۵۳
هیچ نفرتی بالاتر از نفرت خانوادگی نیست، نفرت از یک آدم همخون.
کاربر ۳۳۹۷۷۷۶
۵۲
ولی حقیقت این است که آدمیزاد به رسم ورسوم بسته است، مثل خر به افسار.
pejman
۴۵
نه عشق کار یکی دو روز است و نه نفرت.
pejman
۲۱
کارهای آدم فانی عجیب است. از هرچه که دارد بدش می‌آید، ولی بعد برای همان‌ها افسوس می‌خورد!
حسین منجزی
۱۹
«چه منظرهٔ غم‌انگیزی است تماشای مردمی که منتظرند خدا همهٔ کارها را درست کند!»
مرضیه
۱۳
فرقی نمی‌کند که تو چه‌قدر زود بلند شوی، سحر هیچ‌وقت زودتر از موقعش سرنمی‌زند.
AS4438
۹
تحصیل اگر قرار باشد در فقیربودن آدم تأثیری نکند فایده‌ای ندارد.
Gholamreza Hafezi
۸
این هردو کتاب دربارهٔ قتلِ بی‌هدف است.
re8za8
۸
کارهای آدم فانی عجیب است. از هرچه که دارد بدش می‌آید، ولی بعد برای همان‌ها افسوس می‌خورد!
re8za8
۷
«اگر خدا همهٔ کارها را درست کرد، چه؟» «این‌قدرها هم دوستمان ندارد...»