معرفی و دانلود کتاب پرتره‌ + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب پرتره‌subscriptionAvailable

کتاب پرتره‌

نوع کتاب
۳.۸(از ۴۴ امتیاز)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب پرتره‌

کتاب پرتره‌ مجموعه داستانی به قلم نیکلای واسیلیویچ گوگول و ترجمۀ پرویز همتیان بروجنی است. این کتاب یکی از داستان‌های مشهور گوگول است که به روایت زندگی یک هنرمند پرداخته است.

درباره کتاب پرتره‌

کتاب پرتره داستانی درباره به یک هنرمند جوان و بی پول است، اندری پتروویچ چارتکوف، هنرمند جوان چارتکوف هنگام برگشت به خانه ناخودآگاه مقابل این نمایشگاه می‌ایستد. پالتوی کهنه و لباس‌های رنگ و رو رفته‌ای دارد. او مقابل یک گالری می‌ایستد و به نقاشی‌های ضعیف نگاه می‌کند. ناگهان چشمش به یک نقاشی قدیمی می‌افتد. چیزی در چشم‌های پرتره حیرت‌انگیز است که او نمی‌تواند از آن چشم بردارد. با چانه زدن نقاشی را از گالری‌دار می‌خرد. او شیفته این پرتره شده است. این اثر برای او مانند یک معما است که حل شدن این معما به پیدا شدن خود او در زندگی کمک می‌کند.

خواندن کتاب پرتره‌ را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات روسیه پیشنهاد می‌کنیم

درباره نیکلای گوگول

نیکلای واسیلیویچ گوگول (۱۸۵۲ ـ ۱۸۰۹) در خانواده‌ای از طبقهٔ متوسط و علاقمند به ادبیات در اوکراین متولد شد. تحصیلات متوسطهٔ خویش را در شهر نژین به پایان رساند. گوگول حتی هنگامی که محصل بود، مهارت خویش را در نویسندگی نشان داده بود. او پس از ترک مدرسه در آرزوی به دست آوردن کاری آموزشی و یا دولتی و کسب وجهه‌ای ادبی به پترزبورگ رفت. در سال ۱۸۲۹ با نام مستعار و. آلوف منظومه‌ای رمانتیک به نام هانس کوچلگارتن منتشر کرد، اما این منظومه توفیق چندانی نیافت و حتی از سوی افراد اهل مطالعه و منتقدان نیز مورد استهزا قرار گرفت. سرانجام گوگول در پایان سال ۱۸۲۹ موفق به یافتن پستی رسمی در یک اداره دولتی شد. او به نوشتن ادامه داد. در ۱۸۲۹ منظومهٔ هانس کوشِل‌گارتِن را منتشر کرد. این کتاب با موفقیتی روبه‌رو نشد و همه نسخه‌های آن را خود گوگول خرید و آتش زد. این شکست، نویسندهٔ تازه‌کار را نسبت به ادبیات دلسرد کرد، ولی سرخوردگی او طولانی نبود. در سالهای ۱۸۳۱–۱۸۳۲ داستان‌های منثور شبهایی در قصبهٔ نزدیک دیانکا منتشر شد و تحسین الکساندر پوشکین را به همراه داشت. او به نوشتن ادامه داد و با کتاب نفوس مرده جایگاه خودش را میان نویسندگان پیدا کرد. آن چیزی که او را در جهان مشهور کرده است داستان شنل است که آن را آغازگر داستان کوتاه روسی می‌دانند.

بخشی از کتاب پرتره‌

چارتکوف در حالی که برای خارج شدن از مغازه آماده می‌شد، پاسخ داد: «۲۰ کوپک.»

ـ «هوم، ۲۰ کوپک هم پول است؟ شما حتی با این پول قاب آن را نمی‌توانید بخرید. قصد خرید آن را ندارید؟ صبر کنید، آقا، برگردید. ده کوپک دیگر اضافه کنید، آن‌گاه تابلو مال شماست. بسیار خوب، همان ۲۰ کوپک، ببریدش. فقط برای این که دشتی کرده باشم. شما اولین مشتری من هستید.» با دست خود حرکتی از روی ناچاری انجام داد. پنداشتی می‌خواست بگوید این اشتباه است که یک تابلو را در ازای ۲۰ کوپک از دست می‌دهد.

بدین‌گونه چارتکوف به شکلی کاملاً غیرمنتظره پرتره‌ای کهنه را خرید و به هنگام خرید آن با خود می‌اندیشید: «چرا آن را خریدم؟ به چه درد من می‌خورد؟» اما پاسخی برای آن نیافت. ۲۰ کوپک از جیب خود بیرون آورد و به صاحب مغازه داد. پرتره را زیر بغل خود نهاد و به راه افتاد. در طول راه به یاد آورد، ۲۰ کوپکی را که به فروشنده پرداخت کرده بود، آخرین دارایی وی بوده است. به یکباره افسرده و غمگین شد و موجی از خشم و نفرت همراه با دلسردی سراپای وجودش را فراگرفت.

ـ «به جهنم! عجب زندگی نفرت‌انگیزی است!» او این جملات را با همان بی‌تفاوتی روس‌ها هنگام برخورد با شرایط سخت زندگی بیان کرد. در حالی که در اطراف خود همه چیز را به فراموشی کامل سپرده بود، با گام‌هایی تند و ناموزون به پیش رفت. پرتو سرخ‌فام آفتاب شامگاهی هنوز در نیمی از آسمان باقی بود. ساختمان‌هایی که در این مسیر قرار داشتند، در انوار گرم اما بی‌رمق آن غوطه‌ور بودند در حالی که نور نقره‌فام و سرد ماه به تدریج بر آن چیره می‌گشت. سایه‌های نیمه‌شفاف ساختمان‌ها و عابران در شامگاه به شکل خطوطی موازی بر روی زمین افتاده بودند.

چارتکوف به آسمان گرفته و کم نور خیره شد و با صدای بلند گفت: «چه فضای غریبی! چقدر آزار دهنده است!» تابلو را که از زیر بغل وی سر می‌خورد، صاف و مرتب نمود و گام‌های خویش را تند کرد.

چارتکوف خسته، بی‌رمق و پوشیده از عرق به زحمت خود را به خانهٔ خویش در کوچهٔ پانزدهم جزیرهٔ واسیلیوسکی رساند. در حالی که به سختی نفس می‌کشید، از پلکان کثیفی پوشیده از گل و لای و مزین به پس‌مانده‌های سگ و گربه بالا رفت. بر در کوبید، اما هیچ پاسخی شنیده نشد. کسی در خانه نبود. به پنجره تکیه داد و در حالی که صبورانه برای انتظاری طولانی آماده می‌شد، ناگهان صدای گام‌های جوانکی را پشت سر خود شنید؛ کسی که پیشخدمت، مدل، رنگ‌آمیز و تمیز کنندهٔ آپارتمان وی بود

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب پرتره‌ و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:پرتره‌
موضوع:داستان کوتاه، داستان خارجی
نویسنده:نیکلای واسیلیویچ گوگول، پرویز همتیان بروجنی
انتشارات:نشر چشمه
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۸۳/۰۳/۲۰
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۰.۸۱ مگابایت
شابک:۹۷۸۹۶۴۳۶۲۱۸۲۷
تعداد صفحه‌ها:۸۵ صفحه
قیمت کتاب:۵۷۰۰۰ تومان
برچسب:مجموعه جهان تازه‌ی داستان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

امیر شیرازی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۷/۲۶

فوق العاده و بی نظیر جذاب و اثری با مفاهیم ژرف انسانی و شیطانی حتما مطالعه کنید و در موردش فکر کنید عالی

۰
Fatima Golzar
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۹/۲۹

این اولین کتابی بود که از گوگول خوندم و واقعا لذت بردم. شخصیت پردازی ها خوب و توصیف فضا و مکان بسیار عالی صورت گرفته بود، به طوری که کاملا برای خواننده قابل تجسم بود. بعد از خوندن این کتاب...بیشتر

۰
nepeta
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۱/۰۴

داستان فوق العاده تازه و جذاب و غیرقابل حدس زدن بود ... جز بهترین داستان های با مایه تخیلیه که تا به حال خوندم و البته به نظرم بهترین داستان گوگول هست

۰
خاطره
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۱/۲۳

اگر به ادبیات روسیه علاقه دارید پس به این کتاب هم علاقه مند خواهید شد. در ادامه کل داستان رو میتونیم در جمله نیچه خلاصه کنیم آنکه با هیولا دست و پنجه نرم میکند باید بپاید که خود در این میانه...بیشتر

۰
• امیررضا محسنی •
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۱/۱۰

داستان در دو بخش که هر کدوم کامل کننده دیگری هستند روایت میشه. موضوع اصلی ((نقاشی)) گوگول با استفاده از یک تابلو هنری و زندگی دو نقاش تو حدود ۸۰ صفحه به موضوعاتی مثل ایمان، تجمل و مادی گرایی، سنت ها و...بیشتر

۰
hadiizadi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۱/۱۷

اینکه محور اصلی داستان از میانه به بعد، عوض شد را دوست داشتم ولی منتظر پایان بهتری بودم

۰
medisa
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۵

کتاب جالبی بود.. کوتاه بود و به هنرمندان هم حس خوبی القا میکرد؛ اما احساس میکنم میتونست پایان بهتری داشته باشه.

۰
نازنین 🌞
۱۴۰۴/۱۱/۱۰

جذاب و مفاهیم عمیق… با خوندنش بسیار یاد کتاب تصویر دوریان گری افتادم که از کتاب های مورد علاقم هست و اگر پرتره رو پسندیدین اون رو هم حتما بخونید (و برعکس). فقط پایان داستان اگه متفاوت بود میتونست هیجان انگیز...بیشتر

۰
کریستوفر مک‌کندلس
۱۴۰۴/۱۰/۲۵

بهرحال اسم گوگول یعنی پای نویسنده‌ی مهمی در میانه. اما بعضی جاها حس سورئال میداد و بعضی جاها انتزاع وارد کار شد، در نتیجه نمی‌دونم من ارتباط نگرفتم و متوجه سیر داستان نشدم یا داستان چیزی برای انتقال نداشت.

۰
seyede
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۱/۲۶

خیلی جذاب بود. تمام توصیفات داستان رو به وضوح حس می کردی. میتونم بگم حقیقتا منم از چشم‌های پیرمرد ترسیدم 😅

۰
parastoo1575
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۳/۰۶

به نظرم موضوع جالب و خواندنی داشت که به بهترین شکل ممکن توصیف و نوشته شده بود.

۰
M.omid
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۱۸

اولین کتابی بود که از این نویسنده خوندم و واقعا عاشقش شدم . زیباترین توصیفات رو راجع به ذات والا و پاک هنر مطرح کرده. زوال روح هنرمند در برخورد با آلایش های مادی و دنیایی. مخصوصا اگر به هنر...بیشتر

۰
mmhvy
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۱۳

کتاب جالبی بود ، نکته ی اول این که کتاب مناسبی برای شروع گوگول بود ، نکته ی دوم این بود که به هیچ‌وجه نمی شد پایان را حدس زد یا حتی به آن نزدیک شد ، در نهایت در...بیشتر

۰
م.م.م
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۹/۱۲

اثر خیلی خوبی بود. قدرت هنر واقعا شگفت انگیزه و می‌تونه همه چیز رو دگرگون کنه

۰
AMIR EXIR
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۶/۰۷

اولین تجربه ام از گوگول بود، و جذاب

۰

بریده‌هایی از کتاب

Fatima Golzar
۹
شهرت و اعتبار برای کسی که به ناحق بدان دست یافته است، آرامش روحی به همراه ندارد. تنها در انسانی که ارزش آن را داشته باشد، بارقه‌های همیشگی برانگیختگی و هیجان را ایجاد می‌کند.
ترپ سنپای
۶
هر فردی باید به اموری که در آن تخصص دارد، بپردازد. من به شخصه برای انسانی که آشکارا و بی‌پرده اعتراف می‌کند که از مطلبی اطلاع ندارد، احترام بیش‌تری قائلم تا فردی که چهرهٔ ریاکارانه به خود گرفته و در مورد موضوعی که نمی‌داند، اظهار فضل می‌کند و مشتی چرندیات بر زبان می‌راند.»
mahsa
۵
چگونه انسانی می‌تواند درست در همان لحظه‌ای که به بهترین دستاوردهای هنری خود نائل شده است به یکباره آن‌ها را نابود سازد.
mahsa
۴
می‌بایستی به شعرا و هنرمندان احترام بگذاریم زیرا آنان قادر هستند به جای تحریک و سعایت، روح انسان‌ها را به آرامش و آسایشی واقعی رهنمون سازند.
mahsa
۴
به نظر من رنج کشیدن از سخت‌ترین شکنجه‌ها بهتر از آن است که انسان دیگری را حتی اندکی مورد آزار قرار دهد.
khorasani
۴
هر فردی باید به اموری که در آن تخصص دارد، بپردازد. من به شخصه برای انسانی که آشکارا و بی‌پرده اعتراف می‌کند که از مطلبی اطلاع ندارد، احترام بیش‌تری قائلم تا فردی که چهرهٔ ریاکارانه به خود گرفته و در مورد موضوعی که نمی‌داند، اظهار فضل می‌کند و مشتی چرندیات بر زبان می‌راند.
Fatima Golzar
۳
کسی که استعداد خاصی را داراست باید از خلوص نیت و پاکدامنی برخوردار باشد. برای انسانی که با جامه‌ای پاکیزه از منزل خارج می‌شود، تنها پاشیده شدن لکه‌ای گل از کالسکه‌ای در حال عبور کافی است که همه را به گرد وی جمع گرداند. مردم او را به یکدیگر نشان می‌دهند و دربارهٔ ظاهر کثیف وی به بحث می‌پردازند. اما همین اشخاص به توده‌ای از لکه‌های کثیف بر روی جامهٔ عادی و روزمرهٔ رهگذران دیگر به هیچ‌وجه توجهی نمی‌کنند. زیرا لکه‌ها بر روی جامه‌ای معمولی هیچ جلوه‌ای ندارند.
کاربر ۵۶۰۰۵۱۷
۳
به عبارت دیگر او از آن دسته افراد بازنشسته‌ای بود که پس از گذراندن یک دوران جوانی بی‌بند و بار و یک زندگی پر فراز و نشیب به جز عادات پست و بی‌ارزش برایشان چیزی باقی نمانده است.
Standing MAN
۲
برای انسان نشانه‌ای از روح خدایی و بهشت آسمانی است و تنها به همین خاطر است که موجب ترقی و تعالی هر پدیده می‌گردد.
Azade_sh
۲
او از خودبینی و تندمزاجی که جزئی از شخصیت بسیاری از هنرمندان است به دور بود.