با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
یکی مثل همه

دانلود و خرید کتاب یکی مثل همه

۳٫۷ از ۳ نظر
۳٫۷ از ۳ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب یکی مثل همه  نوشته  فیلیپ راث  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب یکی مثل همه

کتاب یکی مثل همه نوشته فیلیپ راث است که با ترجمه پیمان خاکسار منتشر شده است. فیلیپ راث را به‌همراه تامس پینچون، کورمک مک‌کارتی و دان دلیلو جزء چهار نویسنده زنده بزرگ امریکا به حساب می‌آورند. 

درباره کتاب یکی مثل همه

کتاب یکی مثل همه با یک خاکسپاری شروع می‌شود، مردی مرده و حالا ما در تاریخ به گذشته‌ی او نگاه می‌کنیم. از روزی که کودک بود و به همراه برادرش در یک جواهرفروشی کار می‌کرد تا زمانی که بزرگ می‌شود و مرد جوانی می‌شود و سه ازدواج را پشت سر می‌گذارد. شخصیت داستان تاریخ تولد و شهر تولدش با نویسنده یکی است یعنی ۱۹۳۳ در نیوجرسی متولد شده است. کتاب با قهرمانش همراه می‌شود و تصمیم‌ها و اشتباه‌های او را هم بررسی می‌کند. روایت جذاب و خواندنی کتاب آن را برنده چندی جایزه از جمله ۱۹۶۰ جایزه ملی کتاب امریکا برای خداحافظ کلمب، ۱۹۸۶ جایزه ملی حلقهٔ منتقدان برای ضد زندگی است.

خواندن کتاب یکی مثل همه را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات داستانی جهان پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب یکی مثل همه

دختربچهٔ گیج به‌آرامی گفت: «خب، این‌جوری شد دیگه. کار دیگه‌ای از دست ما برنمی‌آد پدر.» بعد یاد پند همیشگی پدرش افتاد و زیر گریه زد: «واقعیت را نمی‌شود از نو ساخت. همان‌طور که هست قبولش کن. سر جایت محکم بایست و با آن روبه‌رو شو.»

دومین نفری که باید خاک روی تابوت می‌ریخت هاوی بود، کسی که دوران بچگی مورد پرستش او بود و هاوی هم در عوض با نرمش و علاقه و صبر، دوچرخه‌سواری و شنا و ورزش‌هایی را که خوب بلد بود یادش می‌داد. با این‌که هفتاد و هفت سالش بود، باز هم به‌نظر سالم و سرحال می‌رسید. هاوی به عمرش در بیمارستان بستری نشده بود و با این‌که هر دو از یک پدر و مادر بودند، تمام عمرش را پیروزمندانه سالم مانده بود.

وقتی در گوش همسرش زمزمه کرد صدایش از بغض دورگه شده بود، «برادر کوچکم، اصلاً معنی نداره»، بعد همه را خطاب قرار داد. «ببینم از پسش برمی‌آم یا نه. حالا بریم سراغ این آدم، برادرم...» مکث کرد تا افکارش را جمع‌وجور کند تا خوب حرف بزند. شکل حرف زدن و طنین دلپذیر صدایش آن‌قدر شبیه برادرش بود که فیبی را به گریه انداخت و نانسی هم به‌سرعت بازوی مادرش را گرفت. خیره به قبر گفت: «این چند سال آخر خیلی مریض بود. گاه‌گداری باهم تلفنی حرف می‌زدیم. ولی این اواخر بدون هیچ دلیل مشخصی تماسش را با من قطع کرد. از دوران دبیرستان عاشق نقاشی کردن بود و بعد از این‌که از حرفهٔ تبلیغات، که در آن حسابی موفقیت کسب کرده و از مقام کارگردان هنری به مدیر ارتقا پیدا کرده بود، بازنشسته شد تمام روزهای باقی‌مانده از عمرش را به نقاشی گذراند. چیزی که ما دربارهٔ او می‌توانیم بگوییم بدون شک همانی است که عزیزان کسانی که این‌جا دفن شده‌اند پیش‌تر هم گفته‌اند: "او باید بیشتر عمر می‌کرد." قطعاً.»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۲)
Ramtin
۱۳۹۹/۱۰/۱۰

کتاب یکی مثل همه، کتابی تلخ از فیلیپ راث نویسنده مشهور و جایزه بِبَر آمریکاییه. اگه فیلیپ راث رو نمیشناسین، حتما وجود نام پیمان خاکسار شما رو به خوندن این کتاب ترغیب میکنه. البته که پیمان خاکسار‌ این کتاب پیمان خاکسار

- بیشتر
neda
۱۴۰۰/۰۳/۲۸

کتاب تعریفی است از ماجرای پیری انسان. روندی گریزناپذیر در زندگی بشر که شخصیت این کتاب نیز مثل همگان با بیماری و تنهایی آن را سپری می‌کند. بماند که این شخصیت هنوز هم فیلش یاد هندوستان می کند و خود

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲۸)
درد آدم رو خیلی تنها می‌کنه
Mitir
نیاز مزخرف به تسلی داده شدن
Mitir
«اشتباه می‌کنی. نمی‌دونی. وابستگی، درماندگی، انزوا، وحشت، تمام این‌ها ترسناک و خجالت‌آورند. درد باعث می‌شه از خودت بترسی. بیگانگی کاملش خیلی برای آدم ترسناکه.»
Mitir
چند شب قبل به من گفت: "دیگه خسته شدم"، دلش می‌خواست زندگی کنه، ولی برای زنده نگه داشتنش از هیچ‌کس و هیچ‌چیز کاری برنمی‌اومد. پیری یه مبارزه است عزیزم، با همه‌چیز. یه نبرد بی‌امانه، اونم درست وقتی تو ضعیف‌ترین حالتت هستی و هیچ نیرویی برای جنگیدن با چیزی تو وجودت نمونده.
Mitir
در بیست و چهار یا چهل و هشت ساعتی که میگرن او طول می‌کشید تحمل هیچ‌کس دیگر را در آن اتاق تاریک نداشت. تنها چیزی که تاب تحملش را داشت باریکه‌ای نور بود که از لابه‌لای پردهٔ کشیده به داخل می‌تابید. هیچ دارویی هم به او اثر نمی‌کرد. وقتی میگرن شروع می‌شد هیچ‌چیز جلودارش نبود.
Mitir
او صرفاً کارهایی را انجام می‌داد که بیشتر زنده نگاهش می‌داشت. مثل همیشه ــ و مثل بیشتر آدم‌های دیگر ــ دوست نداشت پایان کار حتا یک دقیقه زودتر از موعد مقرر سراغش بیاید.
Mitir
در آن یازده ماهِ پیش از مرگش به‌نظر می‌آمد سردرگمی درش رسوخ کرده، از این‌که رو به نابودی می‌رفت حیرت‌زده بود، همین‌طور از درماندگی‌اش.
Mitir
همین عمومیت بود که دردناک بود، و بار دیگر واقعیت مرگ را به یاد همه می‌انداخت که همه‌چیز را در خود غرق می‌کرد.
Mitir
پیری نبرد نیست، قتل‌عام است.
Mitir
«واقعیت را نمی‌شود از نو ساخت. همان‌طور که هست قبولش کن. سر جایت محکم بایست و با آن روبه‌رو شو.»
Mitir

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۳۸ صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۵,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۸/۰۴/۰۲
شابک۹۷۸-۹۶۴-۳۶۲-۶۷۷-۸
تعداد صفحات۱۳۸صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۵,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۸/۰۴/۰۲
شابک۹۷۸-۹۶۴-۳۶۲-۶۷۷-۸