معرفی و دانلود کتاب آنته کریستا + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب آنته کریستاsubscriptionAvailable

کتاب آنته کریستا

نوع کتاب
۳.۱(از ۲۲ امتیاز)
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب آنته کریستا

کتاب آنته کریستا، رمان جذاب نوشته‌ی املی نوتومب، یک زندگی‌نامه‌ی خودنگار است که مرز بین خیال و واقعیت را درهم می‌شکند و اثر درخشانی خلق می‌کند. داستان زندگی دو دختر نوجوان که تفاوتشان از زمین تا آسمان است. 

می‌توانید آنته کریستا را با ترجمه‌ی روان از محبوبه فهیم‌کلام بخوانید و در دنیای پرشر و شور نوجوانی غرق شوید.

درباره‌ی کتاب آنته کریستا

آنته کریستا، یکی از محبوب‌ترین نوشته‌های املی نوتومب، زندگی‌نامه‌ای خودنوشته است که اتفاقات و رخدادهای آن جایی در مرز بین خیال و واقعیت رخ می‌دهد. املی نوتومب در آنته کریستا سرنوشتش را در قالب خیالات و داستان بیان می‌کند. برای اینکار به دوران نوجوانی خودش برمی‌گردد. آنته کریستا داستان زندگی دو دختر نوجوان است که تفاوت‌های بسیاری دارند. یکی خجالتی و کمرو است و دیگری، سرزنده، شاد و اجتماعی. یکی به کتاب‌هایش پناه می‌برد و دیگری در جمع دوستانش می‌درخشد. اما عجیب است که این‌دو باهم دوست می‌شوند. بلانش منزوی باید جسارتش را جمع کند تا بتواند با کریستای اجتماعی ارتباط بگیرد و در این میان کریستا به کمکش می‌آید. دوستی و رابطه‌ای که میان آن‌ها شکل می‌گیرد به اتفاقاتی منجر می‌شود که افکار او را متحول می‌کند.

کتاب آنته کریستا را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

اگر از خواندن رمان‌های نویسندگان خارجی لذت می‌برید، حتما کتاب آنته کریستا را بخوانید. آنته کریستا داستان جذابی است که برای طرف‌داران املی نوتومب هم به شدت خواندنی است.

درباره‌ی املی نوتومب

املی نوتومب نویسنده فرانسوی زبان در ۹ ژوئیه ۱۹۶۶ در بروکسل به دنیا آمد. او یکی از پرکارترین نویسندگان عصر حاضر است که طرف‌داران و خوانندگان بسیاری در سراسر دنیا دارد. نوتومب در رمان‌هایش به شرایط انسانی، نویسندگی و زندگی، می‌پردازد. نوتومب تاکنون برنده چندین جایزه ادبی بوده ‌است. علاوه بر این عضویت هیئت داوران جایزه دسامبر را هم در کارنامه‌ی حرفه‌ای اش دارد. از میان آثار املی نوتومب می‌توان به ریش آبی، آنته کریستا، سفر زمستانی، نه حوا نه آدم، سوقصد، فرهنگ اسامی خاص روبر، پدرکشی و شکلی از زندگی اشاره کرد.

بخشی از کتاب آنته کریستا

من شانزده‌ساله بودم و هیچ‌چیزی نداشتم. نه سرمایه‌ای، نه آرامشِ روحی‌ای، نه دوستی، نه عشقی و نه ایده‌ای. حتا مطمئن نبودم روح دارم. خودم بودم و همین کمد لباس و کتاب‌هایم. دوست نداشتم جلوِ کسی لباس عوض کنم و لباس کس دیگری را بپوشم و کسی هم لباس من را بپوشد.

جیغ زدم. او ایستاد و با تعجب نگاهم کرد. من که از عصبانیت می‌لرزیدم، گفتم «دیوونه‌بازی بسه. دوست ندارم جلوِ کسی لباسم رو عوض کنم. از اون گذشته؛ اصلاً خوشم نمی‌آد پیرهن کس دیگه‌ای رو بپوشم.»

احساس کردم از این‌که اذیتم می‌کند، لذت می‌برد. اصرار داشت پیراهن چینی‌ام را بپوشم تا تن‌خور آن را ببیند. برای این‌که ماجرا را ختم کنم، سریع لباسم را عوض کردم و پیراهن چینی‌ام را پوشیدم.

«پیرهنت به من بیشتر می‌آد. من از تو خوش‌تیپ‌ترم.»

حرف‌ها و مقایسهٔ مضحک او تحقیرآمیز بود. قیافهٔ حق‌به‌جانب و روشنفکرانه‌ای به خود گرفت و گفت «باید یه‌کم چاق بشی. داری می‌شکنی.»

«من شونزده سالمه ها!»

«نمی‌خواد خودت رو توجیه کنی. یه حرکت ورزشی بهت یاد می‌دم، انجامش بده. خواهر من هم مثل تو لاغرمُردنی بود، ولی با این ورزش بعد از شش ماه توپُر شد. باور کن. زود باش هر کاری می‌گم، انجام بده؛ یک دو... یک دو...»

کریستا با اندام زیبایش وسط اتاق می‌دوید؛ ورزش می‌کرد و من را دست می‌انداخت. همان لحظه، مادرم که از سرِ کار برگشته بود، صدای دادوفریاد ما را شنید و بدون این‌که در بزند، با عجله درِ اتاق را باز کرد. کریستا قاه‌قاه می‌خندید و اشک در چشمان من حلقه زده بود.

خنده‌های آن دختر غریبه توجه مادرم را جلب کرد؛ طوری که انگار نفهمید دخترِ خودش گریان است. خنده‌های شیطانی کریستا، او را شادتر و جذاب‌تر از همیشه جلوه می‌داد.

کریستا با دیدن مادرم بی‌حرکت ایستاد، به سمت مادرم رفت و به او دست داد.

«سلام خانم، ببخشید، می‌خواستم ببینم هیکل دخترتون چه‌طوره.»

او با دل‌رُبایی و شیطنت خاصی با مادرم شوخی می‌کرد. مادرم هم متعجب از ظاهر او، به دستان کریستا که در دستش بود نگاه می‌کرد. بعد از لحظه‌ای تردید، حتماً با خودش فکر کرد که او یک دختربچهٔ خیلی بامزه است. مادرم درحالی‌که خنده بر لب داشت از او پرسید «شما کریستا هستید؟»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب آنته کریستا و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:آنته کریستا
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:املی نوتومب
مترجم:محبوبه فهیم کلام
انتشارات:نشر چشمه
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۵/۰۳/۱۹
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱۳.۰۴ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۲۲۹۷۰۲۰
تعداد صفحه‌ها:۱۰۲ صفحه
قیمت کتاب:۶۶۰۰۰ تومان
نسخۀ صوتی:خرید کتاب صوتی آنته کریستا

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Ali Samouti
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۴/۳۰

این کتاب را به شدت برای نوجوانان و جوانان دختر که نسبت به دیگران خود را کمتر می بینند و یا دوستان خود را بسیار برتر از خود می بینند توصیه می کنم کتاب با داستانی زیبا روایت دو دوست...بیشتر

۰
Yeganeh
۱۴۰۰/۰۱/۰۱

یکی از چیزایی که من درمورد کتابای املی نوتومب دوست دارم اینه که مختصر و مفید حرفش رو میزنه و کشش نمیده:)شروع کتاب تو رو به سرعت با فضای داستان آشنا میکنه داستان رو سریع پیش میبره و قاطع و...بیشتر

۱
arminotello
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۰۶/۱۰

پایان کتاب اصلأ مفهوم خاصی رو نرسوند توقع بیشتری داشتم

۰
مسعود
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۲/۲۴

عکس العمل پدر و مادر در این داستان در حقیقت واکنش اکثر افراد جامعه به این دو شخصیت هست اگر بتونیم در هنگام ناملایمات رفتار مناسبی نشون بدیم در اخر این ما هستیم که برنده ایم همیشه شاهنامه اخرش خوش...بیشتر

۰
Fonij
۱۴۰۳/۰۸/۰۹

از اون کتابای کوتاهی که خوندنش دو سه ساعته تموم میشه و به زبون عامه نوشته شده و راحت‌خوانه. املی نوتومب یه نویسنده‌ی فرانسویه که خیلی به زبون ساده‌ای مینویسه و عموما هم کتابای کم حجم و جوان‌پسندی داره. موضوع...بیشتر

۰
دختر بارون
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۷

هاج و واج موندم...باورم نمی‌شه نویسنده این کتاب با آرایش دشمن یکی باشه! اصلا دوستش نداشتم🚶🏻‍♀️

۰
آپاراتی
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۱۱/۱۸

نوشته های املی نوتومب کلا از همین سبک‌پیروی میکنه اگه از یک کتابش خوشتون بیاد بقیه هم خوشتون میاد. خیلی راحت خونده میشه کم حجم هست اتفاقات معمولا خارج فکر‌رخ نمیده اما باعث حس کنجکاویی میشه. نویسنده از چندین سبک...بیشتر

۰
fahimeh mirzaei
توصیه نمی‌کنم.
۱۳۹۹/۰۶/۰۸

اصلا نثر گیرایی نداشت و ترجمه هم حرفه ای نبود.

۰

بریده‌هایی از کتاب

کاربر ۱۲۸۷۷۱۷
۶
پدر و مادرم به نحوی رفتار می‌کردند که انگار ما فقط وظیفه داریم و بقیه هم فقط حق دارند؛ حتا در مورد عذرخواهی کردن.
Ali Samouti
۵
اگه تو زندگی رنج می‌کشی، به این دلیله که همیشه زندگی رو پس می‌زنی. وقتی که واقعیت زندگی رو بپذیری، دیگه رنج نمی‌بری.»
Ali Samouti
۴
«من از کسانی هستم که دیگران را دوست دارند، نه از کسانی که از دیگران متنفرند.»
szahra
۳
آنان که تصور می‌کنند مطالعه به‌منزلهٔ گریز از دیگران است، سخت در اشتباه‌اند؛ خواندن، حضور داشتن در جهان واقعیت در منسجم‌ترین شکل آن است.
zahrabook
۳
آنان که تصور می‌کنند مطالعه به‌منزلهٔ گریز از دیگران است، سخت در اشتباه‌اند؛ خواندن، حضور داشتن در جهان واقعیت در منسجم‌ترین شکل آن است. میزان آسیب‌پذیری کسانی که مطالعه می‌کنند به‌وضوح کمتر از کسانی است که مطالعه نمی‌کنند.
نازنین بنایی
۲
من شانزده‌ساله بودم و هیچ‌چیزی نداشتم. نه سرمایه‌ای، نه آرامشِ روحی‌ای، نه دوستی، نه عشقی و نه ایده‌ای. حتا مطمئن نبودم روح دارم. خودم بودم و همین کمد لباس و کتاب‌هایم.
نازنین بنایی
۲
اون همیشه حرفی برای گفتن داره. ولی تو برای هیچ‌کس، حرفی برای گفتن نداری، حتا برای خودت. تو پوچی. شاید کریستا کمی کارهای عجیب انجام بده، ولی لااقل وجود داره و این خیلی بهتر از اینه که شبیه تو باشه.
آپاراتی
۲
تیری که از قلب او بیرون می‌آید و به سمت خود او بازمی‌گردد. کوچک‌ترین بُرد جهان
آتیلا
۲
«خُب حالا! مگه کسی شکایتی از من شنیده؟ من از تنها بودن راضی‌ام. تنهایی رو به دوستیِ عذاب‌آور ترجیح می‌دم. این حق منه.» انگار صدای قاه‌قاه خنده‌ای در گوشم پیچید و ذهنم را مشغول کرد؛ «ای دروغ‌گو! خودت هم می‌دونی که دروغ‌گویی. همیشه آرزو داشتی با بقیه دوست بشی. بااین‌حال هیچ‌وقت به این آرزوت نرسیدی! کریستا، شانس زندگی توئه. تو با این رفتارت، این فرصت رو از دست می‌دی. دخترِ بیچاره، کودن...»
zahrabook
۲
«حقارت، یعنی احساس بی‌تفاوتی در شرایط خوب و بد.»