معرفی و دانلود کتاب سایه‌ی سنگین خانم الف + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب سایه‌ی سنگین خانم الف
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب سایه‌ی سنگین خانم الف

نوع کتاب
۳.۴(از ۱۸ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
پائولو جوردانو، محیا بیات
انتشارات: 
نشر برج

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب سایه‌ی سنگین خانم الف

کتاب سایه‌ی سنگین خانم الف، نوشته پائولو جوردانو و با ترجمه محیا بیات در نشر برج منتشر شده است. در کتاب سایه‌ی سنگین خانم الف، جوردانو عشق و مرگ را از منظر کسی که زنده مانده رودرروی هم می‌گذارد. یک‌ طرف خاطرات بازمانده است و طرف دیگر غیبتی طولانی و نابودکننده. غیبت خانم الف، کسی که در بارداری پرخطر نورا همراهش بوده است و شاهد اولین گام‌های کودکش و نگهبان باهوش عشق نوپای او و همسرش. حالا بیماری زندگی او را تغییر داده است و غیبت و ازدست‌دادنش بسیار ترسناک و ویرانگر است.

خواندن کتاب سایه‌ی سنگین خانم الف را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات داستانی جهان پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب سایه‌ی سنگین خانم الف

بابِت صدایش می‌کردیم. این نام مستعار، خوشایند ما بود زیرا تداعیگر حس خویشاوندی بود و خوشایند او بود چون برازنده‌اش بود و با آن آوای فرانسه، پرطمطراق به گوش می‌رسید. گمانم امانوئل هرگز معنی‌اش را نفهمد، مگر اینکه روزی برحسب‌اتفاق به داستان کارن بلیکسِن۲، یا محتمل‌تر به فیلمش، بربخورد و آن موقع به ربطش پی ببرد. به هر روی برایش کاملاً جا افتاده بود که خانم الف از جایی به‌بعد بابِت باشد، بابِت او. و به‌گمانم آوای این نام را با صدای دمپایی‌های او مرتبط می‌دانست؛ دمپایی‌هایی که پرستارش در بدو ورود به خانهٔ ما می‌پوشید و آخر روز کنار جاکفشی جفتش می‌کرد. وقتی نورا متوجه زیرهٔ فرسودهٔ دمپایی‌ها شده بود، یک جفت نو برایش تهیه کرد. آن‌ها را توی کمد گذاشت و هرگز استفاده‌شان نکرد. چنین شخصیتی داشت: نه‌تنها هیچ‌چیز را عوض نمی‌کرد، بلکه با جسم و جانش در برابر تغییرات مقاومت می‌کرد. گرچه سرسختی‌اش جالب و درعین‌حال احمقانه بود، منکر نمی‌شوم که دوستش داشتم. در زندگی ما، زندگی من و نورا و امانوئل، که آن دوران انگار هر روز منقلب می‌شد و مثل گیاهی نوپا در دست ویرانگر باد می‌لرزید، او عنصری پابرجا بود، پناهگاهی بود؛ درختی کهن‌سال با تنه‌ای چنان تنومند که به‌زحمت سه دست به دورش حلقه می‌شد.

شنبه‌ای در ماه آوریل بود که تبدیل شد به بابِت. امانوئل آن موقع حرف می‌زد، اما هنوز روی صندلی کودک می‌نشست که با این حساب باید پنج یا شش سال پیش باشد. خانم الف ماه‌ها بود که اصرار می‌کرد یک بار هم که شده برای ناهار به خانه‌اش برویم

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب سایه‌ی سنگین خانم الف و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:سایه‌ی سنگین خانم الف
عنوان انگلیسی:Il nero e l'argento
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:پائولو جوردانو
مترجم:محیا بیات
انتشارات:نشر برج
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۸/۰۶/۱۵
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۵ مگابایت
شابک:۹۷۸-۶۲۲-۹۶۴۷۷۲-۱
تعداد صفحه‌ها:۱۲۸ صفحه
قیمت کتاب:۴۷۵۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

الهه
۱۳۹۹/۱۱/۲۵

داستانی بسیار زیبا و دردناک از حضوری زنی به عنوان یک خدمتکار در کنار یک خانواده، که نه تنها حضور فیزیکی‌اش برای آنها ضروری می‌شود، بلکه از نظر روانی هم به او وابسته می‌شوند. «سرطان خانم‌ الف، جدا بودن من...بیشتر

۰
Rana
۱۳۹۹/۱۱/۰۱

بی‌اندازه از خوندنش لذت بردم، و دوستش داشتم. آهسته، لطیف و غمگین بود.

۰
حمیده پارسائیان
۱۳۹۹/۱۱/۱۷

آه از غم لطیفی که می‌ذاره رو دل آدم.

۰
AS4438
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۹/۰۱

داستانی بسیارجالب وخواندنی.

۰
Primavera
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۸

واقعا فقط مرد داستان بود که میتونست چنین روایتی از این اتفاقات کنه. چون نورا و خانم الف هر دو انسان‌هایی بودن سرشار از زندگی و کسی که سرشار از زندگیه فقط زندگی میکنه. یک مقداری مالیخولیا و افسرده‌حالی لازمه...بیشتر

۰
کاربر ۴۵۹۱۴۸۲
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۲/۱۳

داستان یک خانواده و تاثیری که از زن کمک‌کار خانواده شان می گرفتند. یعنی خانم الف.

۰
علیرضا نورانی
مطمئن نیستم.
۱۴۰۰/۰۲/۰۶

کتاب راجع ی خدمتکار خانه است که در کل افراد خانه دلتنگش شدند بعد مرگ بخاطر سرطان،در کل کتاب خودش بد نبود ولی در مقابل رمان های خوب مثل«جزء از کل» که آدم همش میخاد بدونه بقیش چیشد این کتاب...بیشتر

۰
مهساکتابی
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۰۱/۰۳

داستان تاثیری که زنی به نام خانم الف در زندگی یک زوج جوان و فرزندشان میگذارد وبعد از فوت وی ارتباط این زوج روی خط باریکی قرار میگیرد. داستان کشش چندانی نداشت و متوجه نشدم چرا باید این داستان روایت میشد

۰
کاربر ۱۴۲۰۶۰۹
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۱۲/۲۳

داستان یک تم آرام وسرد و بی روح داره خوندنش افسردگی میاره،نصفشو خوندم واصلا دلم نخواست تمومش کنم.

۰
پریچهر
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۲/۰۳/۰۲

با اینکه ترجمه بسیار عالی و روان بود ولی داستان اصلا گیرا نبود برای من. بسیار کسل‌کننده، با ریتم کند و نقطه عطف خاصی هم نداشت برام. در کل میتونم بگم چیز خاصی نداشت برام.

۰
z.gh
مطمئن نیستم.
۱۴۰۰/۰۲/۰۸

داستانش خوب بود

۰

بریده‌هایی از کتاب

نازنین بنایی
۸
میان بی‌شمار چیزی که در این ده سال زندگی مشترک دربارهٔ همسرم آموخته‌ام یکی‌اش همین عادت ناخوشایند تمایل به تنهاماندن است هنگام رنج. ناگهان از دسترس خارج می‌شود، نمی‌گذارد هیچ‌کس تسلایش دهد، مرا مجبور می‌کند سرجای خودم بمانم و تماشاچی بی‌مصرف رنج‌بردنش باشم؛ امتناعی که گاه به ناجوانمردی تعبیرش می‌کنم.
نازنین بنایی
۵
من بین دو آتش سوزان رنجش و توقع گیر افتاده‌ام: یک طرف زن میان‌سالی بیمار و طرف دیگر بچه‌دبستانی‌ای سرزنده، هر دو ولع دارند همهٔ نگاه‌ها رو به خودشان باشد، از ترس اینکه ناپدید شوند.
hamtaf
۳
فیزیک‌دان‌ها بلدند حجم زیادی از اطلاعات را سازماندهی کنند، چندبعدی‌اند و از همه مهم‌تر لب به شکایت نمی‌گشایند؛ درباره‌شان این‌طور می‌گویند.
نازنین بنایی
۲
هر دویمان داشتیم تسلایی کوچک و شخصی سرهم می‌کردیم. در برابر مرگ دیگران کاری نمی‌شود کرد، مگر خلق چیزی که تسکینمان دهد، انتساب آخرین دلواپسیِ درگذشته به خودمان، گذاشتن اتفاق‌ها کنار هم به ترتیبی منطقی.
نازنین بنایی
۲
وقتی از رناتو می‌گفت، انگار می‌خواست چیزی را به ما بفهماند؛ انگار می‌خواست تجربه‌های رابطه‌ای هرچند بدعاقبت و کوتاه، ولی صادقانه و خالص را به ما منتقل کند. هر عشقی، در درازمدت، نیازمند کسی است که ببیندش و تصدیقش کند و بر آن صحه بگذارد، اگر نه ممکن است اصلاً عشق نباشد. بدون نگاه او ما در خطر بودیم.
Faeze
۲
آدم‌ها در جسارت‌دادن به یکدیگر بخیل‌اند. فقط می‌خواهند به خود بقبولانند که تو از آن‌ها کمتری.
arame
۲
میان بی‌شمار چیزی که در این ده سال زندگی مشترک دربارهٔ همسرم آموخته‌ام یکی‌اش همین عادت ناخوشایند تمایل به تنهاماندن است هنگام رنج. ناگهان از دسترس خارج می‌شود، نمی‌گذارد هیچ‌کس تسلایش دهد، مرا مجبور می‌کند سرجای خودم بمانم و تماشاچی بی‌مصرف رنج‌بردنش باشم؛ امتناعی که گاه به ناجوانمردی تعبیرش می‌کنم.
نسیم رحیمی
۱
- کشفیات علمی نه میانه‌ای با زندگی آسوده دارند، نه با همسران ناسازگار.
نسیم رحیمی
۱
- فرق چندانی بین مرگ آدم‌ها با هم وجود ندارد. همه با کم‌آمدن نفس می‌میرند.
z.gh
۱
- برای چه چیز او بیشتر از همه دلت تنگ می‌شود؟ نورا نیازی به تعمق نداشت، برایش روشن بود. - برای آن روشی که با آن به ما جسارت می‌داد. آدم‌ها در جسارت‌دادن به یکدیگر بخیل‌اند. فقط می‌خواهند به خود بقبولانند که تو از آن‌ها کمتری.