با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
در رویای بابل

دانلود و خرید کتاب در رویای بابل

۳٫۳ از ۱۲ نظر
۳٫۳ از ۱۲ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب در رویای بابل  نوشته  ریچارد براتیگان  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب در رویای بابل

کتاب در رویای بابل نوشته ریچارد براتیگان است که با ترجمه پیام یزدجو منتشر شده است. ریچارد براتیگان نویسنده‌ی مشهور آمریکایی داستان‌نویسی را آن‌چنان تغییر داد که شکل تازه‌ای از پست‌مدرن خلق شد که خاص خود او بود.

درباره کتاب در رویای بابل

کتاب در رویای بابل از موفق‌ترین آثار ریچارد براتیگان، نویسنده‌ی خلاق آمریکایی است. رمانی که حاصل تجربیات اعجاب انگیز نویسنده در عرصه‌ی خلاقیت ادبی است. کتاب در رویای بابل روایت طنز آمیز زندگی کارآگاهی خصوصی است. براتیگان در ابتدای رمان می‌نویسد: «به گمانم من، از جمله به این دلیل، هرگز کارآگاه خصوصی قابلی نشدم، که بیش از حد، در رویای بابل بودم.» این کتاب با نثر جذاب خودش خواننده را با خودش همراه می‌کند و لذت تازه ای از ادبیات را به او می‌چشاند.

خواندن کتاب در رویای بابل را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات داستانی جهان پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب در رویای بابل

داخل یخچال را نگاه کردم و بلافاصله درش را بستم تا انبوه آماسیدهٔ کپک‌ها راه فرار پیدا نکنند. نمی‌دانم آدم چه‌طور می‌تواند مثل من زندگی کند. آپارتمان‌ام آن‌قدر کثیف است که تازگی تمام لامپ‌های هفتاد و پنج وات را با بیست و پنج وات عوض کرده‌ام تا مجبور نباشم اوضاع را واضح و آشکار ببینم. ول‌خرجی بود، اما باید این کار را می‌کردم. خوش‌بختانه، آپارتمان اصلا پنجره نداشت، و الا واقعآ توی دردسر می‌افتادم.

آپارتمان‌ام آن‌قدر کم‌نور بود که مثل سایه‌ای از یک آپارتمان به نظر می‌رسید. نمی‌دانم همهٔ عمرم این‌طور زندگی کرده‌ام یا نه. منظورم این است که حتمآ مادری بالای سرم بوده، کسی که بگوید نظافت کنم، مواظب خودم باشم، جوراب‌هام را عوض کنم. من هم این کارها را می‌کردم، اما فکر کنم بچگی‌ها یک‌جورهایی کند بودم و اصل مطلب را نمی‌گرفتم. حتمآ دلیلی داشته.

کنار یخچال ایستاده بودم، نمی‌دانستم چه کنم، که یک‌هو فکر بکری به ذهن‌ام رسید. چه چیزی از دست می‌دادم؟ پولی برای خرید گلوله نداشتم و گرسنه‌ام هم بود. باید چیزی برای خوردن پیدا می‌کردم.

پریدم بالای پله‌ها، رفتم دم در آپارتمان صاحب‌خانه.

زنگ در را زدم.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱۰)
razavi1
۱۳۹۹/۰۵/۲۶

سرشار از غلط نگارشی و املایی(حتی غلط هکسره) است،چشمه واقعا هیچ نظارتی بر املای کتابهایش ندارد که شرم آور است. داستان یکنواخت و خسته کننده است. در قسمتهایی جالب می شود اما اینقدر با توصیفات بیهوده کش می دهد که

- بیشتر
دریا
۱۳۹۹/۰۹/۲۸

یک کتاب بی نظیر ، شاهکار ، بی نهاااااایت زیبا ...

MTA
۱۴۰۰/۰۳/۲۶

داستانیه که هر سلیقه‌ای از خوندنش لذت نمی‌بره، نوشتار بسیار بسیار ساده‌ای داره و از هر ارابه ادبی و یا مسئله فلسفی و آموزنده و... خالیه. صرفا برای سرگرمی خوبه. البته باید این نکته رو بگم که تو سرگرم کردن

- بیشتر
ایمان
۱۴۰۰/۰۴/۲۳

اگر دنبال خوندن داستان جنایی پلیسی هستین سراغ این کار نیایید، اما اگر دنبال یک رمان شوخ طبع، طنز با بیان و روایتی متفاوت، بدیع و تازه هستین پیشنهاد میکنم بخونیدش. مثل بیشتر کارهای براتیگان رمان تشکیل شده از داستانک

- بیشتر
jahan54 soouri
۱۴۰۰/۰۱/۰۸

داستان پرکشش ولی ترجمه ایراد های نگارشی دارد

mary
۱۴۰۰/۰۲/۲۶

برای من جالب نبود☹

کاربر ۱۵۶۲۰۵۶
۱۴۰۰/۰۳/۰۸

بی محتوا ...

shevia
۱۳۹۹/۰۴/۲۷

این کتاب طنز جالبی دارد با تهه مایه‌ای جنایی ولی آنقدر نیست که خیلی مبهم و نامفهوم باشد. من صوتی‌اش را با صدای آرمان سلطان زاده گوش دادم و واقعا لذت بردم

همینگوی نسخه‌نویس
۱۳۹۹/۱۲/۲۸

کتابیه که تا تمومش نکنی دلت نمیاد بزاریش زمین.

사 지 론
۱۳۹۹/۱۲/۰۶

چرا این کتابه اینجوری بود 😂😂 اصلا مغزم قفل شد تهش چقددددد تلخ و بی انتها ... چقد پوچ و دلسرد کننده چقدددد شخصیت اصلی منفووورررر و بی عرضه... عجب بابا عجببببب

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۷)
کارآگاه خصوصی‌ای که پیاده خیابان‌ها را گز کند یا سوار اتوبوس‌های بی‌کلاس شود یک‌جای کارش می‌لنگد. مشتری‌ها خوش ندارند با کارآگاه خصوصی‌ای قرار ملاقات بگذارند که بلیت اتوبوس از جیب پیراهن‌اش زده بیرون.
razavi1
بخش بسیار شیرینِ هشت سال گذشته را صرف ساخت‌وپرداخت انواع موقعیت‌ها و شخصیت‌ها در بابل کرده بودم، بدبختانه تا حدی که به بهای از دست دادن زندگی واقعی‌ام، همانی که داشتم، تمام شده بود.
razavi1
بابل خیلی بهتر از این بود که پلیس باشم و مجبور باشم حاضر و آماده به جنگ جرم و جنایت بروم.
razavi1
برای من، زن صاحب‌خانه از ژاپنیها هم تهدید بزرگ‌تری بود. همه منتظر بودند این ژاپنیها سر و کله‌شان در سان فرانسیسکو پیدا شود و توی اتوبوس برقی‌ها بپرند و بالا و پایین خیابان‌ها را گز کنند، اما من که خدایی‌اش طرف ژاپنیها را می‌گیرم تا بیایند و مرا از شر این زن خلاص کنند.
razavi1
داخل یخچال را نگاه کردم و بلافاصله درش را بستم تا انبوه آماسیدهٔ کپک‌ها راه فرار پیدا نکنند. نمی‌دانم آدم چه‌طور می‌تواند مثل من زندگی کند. آپارتمان‌ام آن‌قدر کثیف است که تازگی تمام لامپ‌های هفتاد و پنج وات را با بیست و پنج وات عوض کرده‌ام تا مجبور نباشم اوضاع را واضح و آشکار ببینم. ول‌خرجی بود، اما باید این کار را می‌کردم. خوش‌بختانه، آپارتمان اصلا پنجره نداشت، و الا واقعآ توی دردسر می‌افتادم.
razavi1
نمایش من پایان متفاوتی با نمایش شکسپیر دارد. هملت من پایان خوش خواهد داشت.
سیاوش
من هنوزم عاشق‌ات ام.» می‌گوید: «اون هشت‌صد دلار چی می‌شه؟ با عشق تو یه بطر شیر و یه تیکه نون‌ام به‌ام نمی‌دن. از اینا گذشته، تو فکر می‌کنی کی هستی؟ دل منو می‌شکنی. هیچ‌وقت یه شغل آبرومندانه نداری. هشت‌صد دلار به من بدهکارای. کارآگاه خصوصی هستی. ازدواج نمی‌کنی. نوه‌دار نشده‌ام. حالا من باید چی کار کنم؟ چرا من باید اسیر این مصیبت بشم که بچه‌ام یه احمق از کار در بیاد؟»
razavi1

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۴۰ صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۱,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۶/۰۳/۱۲
شابک۹۷۸-۹۶۴-۳۶۲-۳۸۷-۶
تعداد صفحات۲۴۰صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۱,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۶/۰۳/۱۲
شابک۹۷۸-۹۶۴-۳۶۲-۳۸۷-۶