معرفی و دانلود کتاب دیر کردی ما شام را خوردیم + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب دیر کردی ما شام را خوردیم
off
٪۷۰

کتاب دیر کردی ما شام را خوردیم

نوع کتاب
۴.۴(از ۳۹ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
رسول یونان
انتشارات: 
نشر نیماژ
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب دیر کردی ما شام را خوردیم

رسول یونان (-‍۱۳۴۸) سیر و ریتمی منطقی‌ را در شعر می‌پیماید. او اهل نمایش دادن نیست و همان‌طور که زندگی می‌کند، می‌نویسد و شعار نمی‌دهد و از این که در کنار مردم هست خوشحال است. او در مصاحبه‌ای درباره فرشته‌ی الهام بخشش این چنین می‌نویسد: «دنیا به خاطر نظر هیچ‌کس متوقف نمی‌شود. دنیا جلو می‌رود و ما هم همراه آن می‌رویم. البته آدم‌های بسیاری هستند که در ایستگاه‌های متروک جا مانده‌اند. من خواب‌هایم را می‌نویسم اما نه خواب‌هایی که دیده‌ام بلکه خواب‌هایی که قرار است آنها را ببینم. فرشته الهام بخش هیچ‌گاه به خانه ما نیامده‌است. اگر می‌آمد حتما چیزهایی واجب تر از شعر برایمان می‌آورد». کتاب «دیر کردی ما شام را خوردیم» ۲۸ داستان کوتاه دارد. در قسمتی از داستان «اضطراب بعد از دور شدن کشتی» می‌خوانیم:‌ چرا باید به سؤال‌ها جواب بدهیم وقتی جوابش را نمی‌دانیم؟ مگر با جواب غلط به سؤال‌ها مشکلی حل می‌شود؟ اگر جواب‌های‌مان سؤال‌هایی در تاریکی خود داشته باشند آیا به تعداد سؤال‌ها اضافه نمی‌شود؟ باید گاه‌وبی‌گاه در برابر جواب دادن ایستادگی کنیم. چرا نمی‌گوییم جوابی نداریم تا دیگران را به اشتباه نیندازیم؟ اصلاً مگر چه اتفاقی می‌افتد جواب سؤالی را ندانیم؟

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب دیر کردی ما شام را خوردیم و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:دیر کردی ما شام را خوردیم
موضوع:داستان کوتاه، داستان ایرانی
نویسنده:رسول یونان
انتشارات:نشر نیماژ
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۵/۰۷/۰۴
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۰.۷۸ مگابایت
شابک:۹۷۸-۶۰۰-۳۶۷-۲۱۳-۰‎
تعداد صفحه‌ها:۱۰۴ صفحه
قیمت کتاب:۲۴۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

@then@
۱۳۹۷/۰۵/۱۲

مامانم همیشه همینو بهم میگه

۵
Asman Abi
۱۳۹۷/۰۸/۲۷

کتاب هاشو دوست دارم نثری روان دا ره و مسائل روز رو خیلی خوب تحلیل میکنه

۰
3741
۱۳۹۷/۰۵/۱۲

نمونه که خیلی جالب وتفکربرانگیز بود

۰
harry❤potter
۱۳۹۷/۱۰/۲۱

بسیار قشنگ......

۰
کاربر 1000600
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۹/۲۲

یک کتاب با داستان های کوتاه بعضی از داستان های کتاب جذاب هستند و مفاهیم قابل تاملی را ذکر می‌کنند. من از خواندن کتاب لذت بردم

۰
*Eli*
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۲/۱۰

چند داستان کوتاه، خوب بود.

۰
Masoud D
مطمئن نیستم.
۱۴۰۰/۱۲/۲۶

نثر خوب و روانی داشت . بعضی از داستان هاش خوب و با مفهوم بود اما بعضی ها نه . نمیشد چیز خاصی ازشون درآورد . بد نبود

۰
کاربر 4910999
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۵/۳۰

زیبا✨

۰
Raha1300
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۳/۱۶

مجموعه ای از داستانهای کوتاه که می شه تو زمانهای بی حوصلگی خواند و لذت برد و در آنها تامل کرد.دوستش داشتم

۰
فائزه هدایت
توصیه نمی‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۱۶

داستان ها متن روان و خوبی داشتند ولی برداشت خاصی ازشون نمیشد کرد. در کل کتاب شاید فقط ۵-۶ تا از داشتان ها آموزنده بودن بقیه در حد گذروندن وقت بودن

۰

بریده‌هایی از کتاب

باران
۳۱
حرف‌ها از جنس آب‌اند. یک‌جا بند نمی‌شوند. هرطور شده جاری می‌شوند و به جایی که باید برسند می‌رسند. ما فکر می‌کنیم حرف‌ها که از دهان‌ها بیرون می‌آیند در گوش‌ها دفن می‌شوند، اما این‌طور نیست. آن‌ها از گوش‌ها وارد مغزها می‌شوند و چرخی می‌خورند و دوباره از دهان‌ها بیرون می‌زنند. وقتی حرف می‌زنیم، باید مراقب باشیم از انصاف و عدالت دور نشویم چون حرف‌ها هنگامِ عبور از لابه‌لای دندان‌ها تیز می‌شوند و زخمی می‌کنند و باعث می‌شوند تلخی‌ها و کدورت‌ها تا دم پنجره‌ها جلو بیایند.
محمدرضا
۲۳
توی این دنیا، همه‌چیز را نباید فروخت چون دیگر نمی‌توانی بعدها بعضی از آن‌ها را گیر بیاوری و بخری.
*Eli*
۱۴
«خیلی‌ها شعارهای انسانی می‌دهند اما وقتی پای سود و ضررشان وسط می‌آید عصبانی می‌شوند و شعارهای خود را فراموش می‌کنند.»
فرید دانش‌فر
۱۱
در کوه، آدم‌ها همیشه به سقوط می‌اندیشند. کوله‌ی کوه‌نوردان را، بیشتر از وسایل اولیه و مواد خوراکی، ترس از سقوط سنگین می‌کند.
*Eli*
۱۰
«وقتی خوبی، بدی‌هات دیده می‌شه؛ وقتی بدی، خوبی‌هات.» و اضافه کرد: «این موضوع اذیتم می‌کنه، اما این دلیل نمی‌شه که من بد باشم.»
3741
۹
آدم‌ها زمین را به نام خود ثبت کرده بودند و جایی برای آن‌ها باقی نگذاشته بودند که زندگی کنند و حالا گرگ‌ها آمده بودند خاطرنشان کنند که زمین ملک خصوصی هیچ‌کس نیست و شکارچی‌ها حق ندارند آسایش و آرامش آن‌ها را نابود کنند.
MK
۷
«هر چیزی که بشکنه خطرناک می‌شه. اینو یادتون باشه.»
*Eli*
۶
توی این دنیا، همه‌چیز را نباید فروخت چون دیگر نمی‌توانی بعدها بعضی از آن‌ها را گیر بیاوری و بخری.
محمدرضا
۵
یک بار به اوگفتم: «خوش به حالت، تو خیلی مهربونی.» گفت: «کاش نبودم. وقتی مهربونی، چون همه می‌دونن تو زود می‌بخشی در حقت بدی می‌کنن.»
3741
۴
گرگ آلفا زوزه کشید: «ما آدم‌خوار نیستیم.»